Heroes

Heroes

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Heroes S01E19 DVDRip
A Commentary by mA_Ad
ترجمه ع.ف. جاوید

Tags

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
Published on: 2010-02-01
Downloads: 28
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

پيش از اين در قهرمانان

...مردم فکر مي کنن که من کلکسيونر هنر هستم

. ولي در واقع زندگيمون رو در نقاشيها تصحيح مي کنم

...در يک لحظه ميشه تمامِ موجوديت رو اسير کرد

. و جاودانه شد

. کاري که کردي تکامل نيست ،يه قتله

...کاري که دارم مي کنم

. انتقامه

...يه هيولا برايِ زنده موندن مي جنگه

. و زنده مي مونه تا دوباره آدم بکشي

يه مادر ،از خودش مي گذره تا از بچه اش . محافظت کنه

. ديگه بهم دروغ نگو

تو بهم گفتي که اون رفته. الان کدوم يکي از شما هستيد ؟

نيکي يا جسيکا ؟

. زياد مطمئن نيستم

يک نوجوان ،در اوجِ بي رحمي زندگي . برايِ بي گناهي مي جنگه

تو کي هستي ؟

. مادربزرگت هستم

دروغهايِ دو طرفه ،نياز به تحمل زندگيِ . دو طرفه داره

. اون داره مشکل ساز ميشه

چرا الان اقدام نکنيم ؟

. متاسفم

چي متوجه شدي ؟- . داره حقيقت رو ميگه -

. اون نمي دونه کلير کجاست

. يه قهرمانِ سرگردان ،سرانجام موفق ميشه

...و در کمالِ نا باوريش

. نجاتِ دنيا رو از دست ميده

. تمامِ اين لحظات به زمان بستگي داره

. هر کدوم به تنهايي ،داستانِ مجزايي دارن

. با همديگه ،مي تونن آينده رو بسازن

. پدر ،واقعاً متاسفم

. همش تقصير منه

سعي کردم چيزي که گفتي رو انجام بدم ،ولي ... اونا منو گرفتم و الان

. خيلي مي ترسم

چي شده ؟

. تو

...تو نيستي

چي نيستم ؟

. تو کلير نيستي

چرا ما رو تنها نميذاري ،کندايس ؟

مطمئني ؟

مي تونم يه چيزهايي رو بهش نشون بدم . که اشکش رو در بيارم

. تو کارهايِ مهمتري داري که بايد انجام بدي

اينجا اوضاع مرتبه ؟

به چيزي نياز نداري ؟

. داشتم يکي از کتابهايِ گراهام گرين رو مي خوندم

. اونو برات ميارم

چطور بود ؟

. پايانِ بدي داشت

. من نمي دونم کلير کجاست

هيچکدوم از اين کارهايي که مي کني ،باعث نميشه . چيزي رو که نمي دونم بگم

. من دارم بهت آسون مي گيرم

...تنها دليلي که ما

. اينجوري برخورد مي کنيم ،به خاطرِ دوستيمونه

دوستي ؟

. من تو رو به اينجا آوردم ،بهت اعتماد کردم

چرا محبت منو جبران نمي کني ؟

داري سعي مي کني کمپاني رو نابود کني ؟

. تو ازم خواستي که به دخترم خيانت کنم

. خيلي بهش نزديک شده بودي

. احساساتي عمل مي کردي

. من ديدم کندايس ،چه کار مي تونه انجام بده

. شايد تو هستي که داري احساساتي عمل مي کني

. شايد دقيقا جايي هستم که بايد باشم

. تو محکوم به مرگي

. اگر مي خواستي منو بکشي ،تا الان کشته بودي

. من منتظرِ دستورم

. ما در اينجا ،به همين شيوه عمل مي کنيم

. از دستورات پيروي مي کنيم

. ميرم اون کتاب رو برات بيارم

. ژاپني هايِ فئوداليسم

...عصر رنسانس ،معماريِ قرنِ هجدهم

. سرخپوستها ،فارسها

. قرنِ بيستم

تمامِ تاريخ رو اينجا جمع کردي ؟

مي خواي با اينا چکار کني ؟

. ازش محافظت مي کنم

. اونا رو در برابرِ خطراتِ دنيا محافظت مي کنم

...تو به اندازه اي ظاهر سازي کردي که

. که مردم فراموش مي کنن يه جنايتکاري

...وقتي عمر من به پايان برسه ،نِيتِن

.از من به عنوانِ مجريِ کارهايِ بشردوستانه ياد ميشه

. من به دنيا اهميت ميدم. فقط مي خوام نجاتش بدم

. مي خوام بازسازيش کنم

. و برايِ اين کار ،به تو نياز دارم

تو در موردِ بازسازي چي مي دوني ؟

. يه چيزايي مي دونم

. پارکمَن

. پارکمن ،بيدار شو

...اونا منتظرن

. دارن به سراغت ميان

. اونا منتظرِ دستور هستن

. و بعد از اون ،ديگه هيچوقت به خونه بر نمي گردي

نه پيش هسر و نه کسِ ديگه اي که . بهش اهميت ميدي

. اونا ديگه هيچوقت تو رو نمي بينن

. وقتِ زيادي نداريم

...اگر صدايِ منو مي شنوي

. و اگر مي توني بهم اعتماد کني ،به لوله ضربه بزن

. آفرين

اگر اون چيزي که ميگم رو انجام بدي ،ممکنه . زنده بموني

...ممکنه بخواهي در موردش بحث کني

. ولي خوشبختانه اين مکالمه يکطرفه اس

مي تونم روت حساب کنم ؟

. ازش متنفرم

آره يا نه ؟

. من اين مرد رو مي شناسم

. خوبه. اگر ديديش ،بهش بگو شمشيرم رو برگردونه

. اون ميگه برايِ نجاتِ دنيا ،به اون شمشير نياز داره

. اين روزها ،خيلي از مردم ،اين حرف رو ميزنن

...خوب

هر کدوم از ما ،در رويدادهايي که بوجود مياد . يه نقشي داريم

. اين فقط يه کلکسيونِ هنري نيست

. اين ،نقشه يک راهه

. اين نقاشيها ،آينده رو روشنتر مي کنه

. آينده اي پر از صلح و موفقيت

اين ،فکرِ تو از آينده اي روشنه ؟

اگر بهت بگم فکرم همينه چي ؟

. من هم ميگم که يه آدمِ بشردوستِ پستي

. از تو جوانتر بودم که متوجه قدرتم شدم

و افرادِ ديگه اي هم مثلِ من بودن که . قدرتشون رو کشف کردن

. همه ما گيج شده بوديم

. و همديگر رو پيدا کرديم

...با همديگه

. سعي کرديم که آدمِ متفاوتي برايِ دنيا باشيم

. و برايِ يه مدت ،بوديم

. دورانِ خيلي خوبي بود

...و بعدش ،چند نفر

...از دوستانم

. مسيرشون رو گم کردن

اونا از قدرتشون برايِ منفعتِ شخصي . استفاده مي کردن

...و تمامِ کارهايِ خوبي که کرده بوديم

. نيست و نابود شد

...و من ياد گرفتم

. که بازسازيِ يه نفر ،نمي تونه کافي باشه

...ما به يک چيزي نياز داشتيم

. چيزي که باهاش مسير رو تغيير بديم

. يه چيزِ بزرگ

و تو فکر مي کني اينه ؟

. مردم به اميدواري نياز دارن ،نِيتِن

...اون انفجار

. نصف جمعيت نيويورک رو نابود مي کنه

حدود شش و نيم ميليارد نفر در اين سياره . زندگي مي کنن

جمعيت نيويورک برابر با هفت صدمِ درصدِ . کُلِ جمعيت دنياست

. از ديدِ عموم ،يه رقمِ ناچيزه

از ديدِ عموم ؟- ... ببين -

من گفتم مردم به اميدواري نياز دارن ،ولي . اونا به ترس اعتماد دارن

. اين ديوانگيه

. اين مصيبت ،يه کاتاليزور برايِ خوبيه

. برايِ تغييره

...خارج از اين مسائل

. بشريت ،هدفِ مشترکش رو پيدا مي کنه

. حسِ اُميد ،بر حسِ ترس غلبه پيدا مي کنه

...نِيتِن ،سرنوشتِ تو اينه که

...رهبر بشي تا از اين رويدادها برايِ صف آراييِ شهر

. ملت و دنيا استفاده کني

. حالا به عمقِ قلبت نگاه کن

. خواهي فهميد که حق با منه

...اينا حقيقت نداره

اگر متوجه نشدي ،بايد بگم که شانسِ . برنده شدنم در انتخابات ضعيفه

. من تويِ انتخاباتِ کنگره ،برنده نميشم

. کاخ سفيد رو فراموش کن

فکر مي کني شانسي حرف ميزنم ؟

...اگر همه اينا رو مي دوني

...پس بايد اين رو هم بدوني

. که مردي که منفجر ميشه ،برادرم پيتره

...همونطور که گفتم

. هر کدوم از ما ،يه نقش رو بازي مي کنيم

پيتر ،يک روز بعد از اينکه انتخاب شدي . اين اتفاق براش ميفته

. تو ديوانه اي

اينو مي دوني ؟

. حالا تمامِ اون صداها ،نگهبانها رو مطلع کرده

چي ؟

. تو بهم گفتي که به تو علامت بدم

. نگران نباش ،اين وضعيف خوبه

. حالا دنبالِ لوله زنگ زده بگرد

. لوله

. احتمالاً نزديکترين لوله به پنجره اس

. چند ضرب که بهش بزني ،مي شکنه

. زود باش. يه نگهبان الان مياد

. تو سه دقيقه وقت داري

. زود باش

. الان بايد لوله رو جدا کني

. تا چند ثانيه ديگه ،نگهبان مياد

. وقتي اونو زدي ،بهم علامت بده

. باشه ،دارم روش کار مي کنم

. زود باش

. کارتش رو بردار و به سمت راهرو برو

سورِش ؟

. من پيتر پيترِلي هستم

موهيندر ؟

. سايلار

. تو رو يادم مياد

تو هم مثلِ مني ،درسته ؟

. دوست دارم ببينم چطوري اين کار رو مي کني

. الان نه

. هنوز کارم باهات تموم نشده

. جالبه ،ولي نمي تونم صبر کنم

. خدايِ من

. اونا عکس دو تا پسرمه

. نِيتِن ازدواج کرده

More Farsi Persian subtitles for Heroes

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left