Release info

Unexpected Heroes Ep 5
A Commentary by Mehdi_Rain
➤➤➤Translator : Mehdi_Rain ➨ ➨ ➨ Telegram : @Mehdi_Rain

Tags

other
Published on: 2018-03-25
Downloads: 16
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 84 lines.

‫ چویی جونگ هون در نقش سوهو

‫ لی مین هیوک در نقش جونیونگ

‫ کیم سوهی در نقش یونجی

‫ پارک هانا در نقش دولهی

‫ قهرمانان غیرمنتظره

‫دوستِ فضول!

‫چطوری اومدین اینجا؟

‫وقتی دیدیم دزدکی از سونا اومدی بیرون ‫تعقیبت کردیم

‫ناراحت کننده بود، ‫واسه همین ما هم اومدیم بیرون

‫تابلو بازی در میاری

‫حتما باید برامون جبران کُنیا

‫ترسیده بودم ‫خیلی ممنون

‫اما، واقعا فکر میکنی دزد میاد؟

‫ممکنه اول بیاد اینجا

‫هر چند نمی تونیم کاری کنیم، ‫اما میتونیم مراقب باشیم و گزارش بدیم

‫کی میتونه جلویِ تو رو بگیره؟

‫فقط با دقت مراقب باش

‫ببخشید

‫یه لحظه خوابم بُرده بود

‫یه لحظه؟ ‫مثل یه جسد بودی

‫داشتی خروپف میکردی ‫و آب از دهنت می ریخت بیرون

‫واقعا؟

‫ببخشید

‫نگاش کن، فکر میکنه واقعا اینکارو کرده

‫هی

‫فایتینگ!

‫حواست باشه ها!

‫زود باش!

‫داری چیکار میکنی؟ ‫زود باش گزارش بده

‫آها، باشه!

‫زود باش

‫112!

‫ببخشید، اینجا یه دزد هس

‫من فقط داشتم آروم راه میرفتم و...

‫اون آدم نبود

‫اولین بارم بود می دیدم یه آدم انقدر سریع میدوه

‫اون خیلی قوی بود ‫اون روحه؟

‫افسر... ‫شما هم اونُ دیدین، نه؟

‫با دیوونه بازی نمیتونی چیزی رو عوض کنی ‫نه افسر

‫اینطور نیس!

‫ببرینش ‫افسر!

‫هر حرفی بزنی تو دادگاه بر علیه ـت استفاده میشه ‫حق داری سکوت کنی یا وکیل بگیری

‫خیلی زحمت کشیدین، افسر مین

‫آره، چطور گرفتینِش؟

‫من واقعا راجبش کنجکاوم

‫من همیشه دُزدا رو میگیرم

‫اما، یونجی تو چطور فهمیدی؟

‫اون رویِ خونه هایی که میخواست دُزدی کنه ‫علامت میذاشت

‫نامه پستی ـمونُ پیدا کردین؟ ‫نه

‫اون نامه پستی شما رو برنداشته ‫امکان نداره

‫آره، نامه پستی ـمون ناپدید شده

‫نمیخواد خیلی نگران باشین ‫حتما بچه های همسایه به شوخی بَرِش داشتن

‫یا شاید تو تحویل پست اشتباهی پیش اومده

‫من دیگه میرم ‫باشه

‫کسی اینجا بوده

‫همونطور که انتظارشو داشتیم، خیلی خوشتیپه ‫اون خیلی خوشتیپه، نه؟

‫این حقیقتِ ستاره ها و افسانه کِی پاپه

‫آخرین آهنگ یه آهنگ درخواستیه که هیچوقت ‫برای دانش آموزایِ دختر قدیمی نمیشه

‫"دلم برات تنگ شده" از گروه بی تو بی

‫این برایِ تمام کساییِ که دارن به رادیو گوش میدن

‫ساکت شین ‫اینجا ایستگاه پخشه، نه باشگاه طرفدارا

‫چشم

‫ممنون از تمومِ زحمتات، سونبه نیم ‫ سونبه = ارشد یا سال بالایی

‫میدونی یه نشست خبری داری؟

‫معلومه ‫بعدا می بینمت

‫باشه

‫پدرم میخواست اعضای بدنش اهدا بشه، ‫میخوام به خواسته ـش احترام بذارم

‫بله

‫با این حال، با شرایطی که بیمار داره، امکان پذیر نیست

‫فقط بیماریِ مرگ مغزی میتونن ‫اعضای بدنِ ـشونُ اهدا کنن

‫کَسایی که تو وضعیت نباتی ان،

‫با بیمارایِ مرگ مغزی فرق دارن، ‫و میتونن خودشون نفس بکشن

‫احتمالش خیلی کمه، اما اونا میتونن یه کم حرکت کنن، ‫و امکان داره دوباره حالشون خوب بشه

‫تو همچین وضعیتی ‫اهدا کردن عضو سخته

‫ازتون ممنون که برای اهدایِ عضو همکاری میکنین

‫سونبه. چیه؟ ‫بعد از خوردنِ این، کجا باید بریم؟

‫نمیدونم. باید چیکار کنیم؟ ‫بیا بریم خونه

‫منظورت چیه میگی بریم خونه؟ ‫ما تازه غذا خوردیم

‫بیا فقط بریم خونه ‫مگه نمیخواستی بریم سینما؟

‫دارم غذا میخورم ‫این روزا چه فیلمی دیدی؟

‫"قلب سیاه" رو دیدی؟ ‫جالب بود

‫"قلب سیاه"؟ ‫بخاطرِ اون فیلمه که انقدر کم حرف شدی؟

‫ببخشید

‫شما بچه ها خیلی عالی به نظر میاین

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left