The first 200 lines.
دو مبارز
بهترین مبارز انجمنهاتون
یه دوئل
« آنچه در مـبـارز گذشت... »
بقیه کجان؟
این دیگه چه کوفتیه؟
امشب شاهد چیزی فراتر از یک رقابت ساده هستیم
پاشو!
میخواد گردنشو بشکنه!
نــه!
ساخت و ساز که شروع بشه، به کارگرهای ماهر نیاز دارم
من بنا به توصیۀ تو کارگر استخدام میکنم، و در عوض
تو حقوقها رو توی یه حد قابل کنترل نگه میداری
آقا باکلی!
درست شنیدم که به مرسر گفتی قیمتش رو بیاره پایین؟
یه پیشنهاد با قیمت پایینتر دریافت کردیم
چرا من خبردار نشدم؟
چون وجود نداره
امکان نداره لانگ زی رو تو سود کسب و کارمون شریک کنیم
من قول داده بودم
آسام چی میشه؟
گرفتمت
اون برامون جنگید
و شکست خورد
فکر نمیکردم اوضاع اینطوری بشه
الان چی میشه؟
این آخرین باریه که میتونم باهات حرف بزنم
سرمایهدارهای به قتل رسیده، شمشیرزنهای روانی
نمیدونی از کجا شروع کنیم؟
ساعت پنجه. ساعت پنجه
ساعت پنجه. ساعت پنجه
ساعت پنجه. ساعت پنجه
ساعت پنجه. ساعت پنجه
شیفت تمومه
ساعت پنجه. ساعت پنجه
ساعت پنجه. ساعت پنجه
ساعت پنجه. ساعت پنجه
ساعت پنجه. ساعت پنجه
ساعت پنجه. ساعت پنجه
خیلی خب، برید. حرکت کنین
خیلی خب، نایستید
برید. امروز باید کار کنین
نه، نه، نه، نه. راجع به این یکی حرف زدیم
اسمش تو لیسته. مشکلی نداره
خیلی قویه. به نظرم رضایتتون رو کاملاً جلب میکنه
خیلی خب، خیلی خب. ۶ تا کارگر دیگه
کمرشون قوی باشه. الان برات جورش میکنم
پاشو
دفعۀ بعد نباید
اینقدر دیر واسه کارگر بُردن بیای
- هی - جا باز کن
دو تا گاری دیگه هم دارم
- یالا! !- گاری رو بیارین عقب
یالا! برین!
اومدم بهت بگم که دفعۀ بعد، اول میای پیش من
خب؟ اون وقت بهترین کارگرها رو بهت میدم
میخوام نیم ساعت دیگه توی محل ساخت و ساز باشن
« زیرنویس از علی اکبر دوست دار و آریـن » « Ali99 & Cardinal »
اوضاعش فرقی نکرده؟
نه. کما فی السابق
بیشتر از یه هفتهست که اینجاست، بیل
نباید شبها اینجا بمونی
بیا خونه
بچههاتو بغل کن. یه خرده بخواب
اون که جایی نمیره
نمیتونم
- بیل... - اون اینجا کسی رو نداره
به هوش که بیاد، کسی بالای سرش نیست
اگر هم به هوش نیاد کسی نیست که مرگشو ثبت کنه
خیلی خب
برات صبحونه آوردم
ممنون، عزیزم
به وقتش به هوش میای، افسر لی
هنوز نمیدونی کی این بلا رو سرش آورده؟
نه
خیلی خب. قبل از اینکه بچهها بیدار بشن باید برم خونه
همونطور که میبینی، ناحیهای رو
در منطقۀ لانگ زی مشخص کردیم
طبق توافقمون،
هاپ وی از این به بعد توی این ناحیه
تریاک معامله نمیکنه
لانگ زی هر طور که صلاح بدونه میتونه توی این منطقه تریاک
وارد و توزیع کنه
توافقمون سر ناحیهای خارج از منطقۀ خودمون بود
من چنین برداشتی نکردم
باشه
این نقشه رو قبول میکنم
مای لینگ،
این توافق یه پیروزی برای انجمنت بود
ما قول و قراری گذاشتیم، و من بهش پایبند میمونم
ولی همونطور که حدس میزنی، بهخاطرش خوشحال نیستم
منظورم اینه که
اگه یه قدم از اون ناحیه بیاین بیرون،
تا سر خوشگلت روی این میز نباشه،
دست بردار نیستم
ممنون که اومدی
ساعت پنجه. ساعت پنجه
تموم
تمومه. امروز دیگه شغلی نداریم
فردا برگردین، خب؟
دو تا ویسکی، لطفاً
شب بخیر، رفقا
شب بخیر
گرت، داری چه غلطی میکنی؟
- دارم براشون ویسکی میریزم - نه، واسه اونها نمیریزی
یالا، پسرها
سریع بزنید به چاک
فقط میخوایم یه خرده ویسکی بخوریم و بریم، آقا
فقط همین
میفهمم. جدی میگم
ولی باید درک کنین که
اگه خبرش بپیچه که گذاشتیم توی این مِیخونه ویسکی بخورین،
طولی نمیکشه تا بقیۀ سیاهپوستها هم بیان اینجا
نباید کار به اینجا بکِشه
این دیگه چه قشقرقیـه، مک؟
هیچی، آقای لیری
این حرومیهای ابله خیال کردن
میتونن توی مِیخونۀ ما ویسکی بخورن
خب پس بهشون ویسکی بدین
ولی، آقای لیری، اینها...
اینها آزاری به تو نرسوندن
ولی بلایی نبوده که سر خودشون نیومده باشه
به نظرت سیاهپوستها میخواستن بیان اینجا؟
اونها رو توی غل و زنجیر آوردن اینجا
اونها دِینشون رو ادا کردن، مک
و از نظر من،
پول ویسکیهاشونو هم دادن
بشینید. ویسکیهاتونو بخورین
- ممنون - از من تشکر نکنین
ویسکیهاتونو بخورین و راهتو بگیرید برید
محض رضای سگ، باید عاقلتر از این حرفها باشین که بیاین توی مِیخونۀ ایرلندیها
نیت
نباید توی خونهات خواب باشی؟
مگه کارگر مرسر نیستی؟
بودم. ولی دیگه نیستم
برای چی؟
نظر خودت چیه؟
مرسر!
آقای لیری
فکر کنم تا حالا دخترم، پنلوپی بلیک، رو ندیدی
بهتره بیرون باشه
اگه مشکلی ندارین، همینجا میمونم
بهم میخوره مشکلی نداشته باشم؟
مشکلی نیست، عزیزم
کارمون یه دقیقه طول میکِشه
شایدم کمتر
همین بیرونم
گوش کن، آقای لیری، منم به اندازۀ خودت ناراحتم...
من به خیلیها قول دادم!
من رو حساب قول تو به خیلیها قول دادم
این شغلها مال آمریکاییهاست
دفتر شهردار اونقدر
منو زیر منگنه گذاشت که چارهای برام نموند
تو یه انتخاب داشتی
- سود بیشتر رو انتخاب کردی - چه سودی؟
اگه آس و پاس نشم شانس آوردم
وضعت از اونم بدتر میشه
امروز درستش کن
تو باکلی رو نمیشناسی. اون تصمیمشو عوض نمیکنه
تو باهام توافق کردی، مرسر
میدونم، بعدش اونها...
تو باهام توافق کردی
هی، پو
شیفت تموم شده
چی شده؟
هیسسس
چی شده؟
چند روز پیش صدمه دیدم
خوب میشه
فقط باید استراحت کنم
تو بد جور رو مُخـمـی
ولی پلیس خوبی هستی
و هر چند در جایگاهی نیستم که درمورد این چیزها نظر بدم،
ولی به نظرم آدم خوبی هم هستی
میدونم صدامو نمیشنوی
و احتمالاً خوبه که نمیشنوی،
چون بهانهای ندارم
من تو رو توی خطر انداختم
و فقط...
میخوام بدونی...
اون حرومزادهای رو که
تو رو به این روز انداخته پیدا میکنم
و کاری میکنم تقاص پس بده
هی
برو رئیست رو بیار. میخوام ببینمش
گفتم، رئیس کوفتیت رو بیار
دوباره ازت درخواست نمیکنم!
تکون نخور
لعنتی
تو پول بدهکاری، پلیس
طلب داشتن بهت این حق رو نمیده که
من و مردمم رو بترسونی
من همکارتو نکُشت
فقط بهت درس عبرت داد
من نیازی به درست عبرت تخمی جنابعالی ندارم
منم نیازی به پول تخمیت ندارم
نداری؟
پس چی میخوای؟
از جون من چی میخوای؟
آقای باکلی
No comments yet. Be the first to leave one.