Shetland

Shetland

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

Shetland S03E05 720p iP WEBRip AAC2 0 H 264-BTW
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 3 قسمت 5 Shetland زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-21
Downloads: 18
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

راننده مسلح دیر رسید تا ماشین رو تحویل بده.

«فرصت رو از دست داد.» صدای بلند افتادن، مرد ناله می‌کند.

دوباره دارن زنگ می‌زنن.

اسم شریک رابی رو لازم دارم.

ببین، من و تو هنوز حتی شروع هم نکردیم!

«مایکل تامپسون هرچیزی که می‌خواست بهشون بگه،»

از قضیه آرتور مک‌کال بزرگ‌تر بود.

مایکل: «لول ناین... سوختن...»

لطفاً کاری کن باهام حرف بزنن.

فریا رو می‌بینم، اما... اینجا نه. شتلند.

کار من باب میل همه نیست.

اون کلاب - لول ناین؟ مال یکی از آدمای مک‌کال بود و اونا اداره‌اش می‌کردن.

همه: نوش! اون کیه؟ کلوین ساروار.

موکلتون دوست داره من...?

تمرکز تحقیقاتتون رو تغییر بدید.

فکر می‌کنم یه اتفاقی توی «لول ناین» شب «برنز نایت» افتاده.

از بلندگو: «این پرواز تأخیر دارد.» به اندازه‌ای تأخیر داره که بشه دو تا آبجو خورد؟

او می‌خندد.

قطعاً بلیط داشت. فقط سوار پرواز نشد.

صدای زنگ تلفن همراه.

ماشین‌ها رد می‌شوند، صدای بوق شنیده می‌شود.

جیمی! توشَم! تازه رفته توی...

یه ایستگاه پلیس تو کامبوسلانگ.

حالش خوبه، جیمی.

حالش خوبه، باشه؟

باشه.

ظاهراً یه کلاه یا کیسه کشیدن سرش.

بردنش تا حومه شهر.

و ولش کردن تا بدون کفش برگرده.

به جز این، آسیبی ندیده.

باشه؟

باشه.

منتظر دکتر بود تا تو برسی.

خب، پس بذارید یه دکتر ببینتتون، باشه؟

صدای باران.

موتور روشن می‌شود.

باشه. برای بخش اورژانس، جایی رو ترجیح میدید؟ نه.

نه، منظورم نه، بیمارستان نه.

سندیفورد.

سارک.

گفت من پیغامی هستم که نمیتونی نادیده‌اش بگیری.

پژواک صدای بوق ماشین‌ها.

صدای بوق ماشین‌ها.

دوست داری چی صدات کنیم؟

آلیسون؟

آلیسون خوبه؟

آلیسون، می‌خوای با یه افسر پلیس حرف بزنی؟

ما پلیس نیستیم، ما مستقل عمل می‌کنیم.

ولی اگه می‌خوای با کسی حرف بزنی... نه.

پلیس نه.

اما دوست دارید ما مدرک جمع کنیم، درسته؟

آلیسون، دوست داری وقتی این کارو می‌کنیم، کسی پیشت باشه؟

هستی؟

آره، هستم.

آلیسون، از اون اتفاق تا حالا خودتو شستی؟

نه.

مسواک زدی؟ نه.

بالا آوردی؟ آره.

بعدش.

از هیچ آسیبی باخبری؟

نه.

مقاومت نکردم.

فقط کاری که گفت رو انجام دادم.

آره، میدونم میگن یا باید فرار کنی یا بجنگی.

ولی بعضی وقتا، بدنت فقط خاموش میشه.

و اینجا یه سری آسیب‌ها هست.

تو اون لحظه همیشه متوجه نمیشی.

صدای مرغ‌های دریایی.

مطمئنی حالش خوبه؟

صدای بیپ صفحه کلید، صدای کلیک قفل.

هی!

خوب به نظر میای.

من خوبم.

تو چطوری؟ آه، خودت میدونی.

درد دارم.

ولی خوبم.

از طرف «گایزر یارل» و «یارل اسکواد».

ما تنها کسایی نیستیم که از برگشتنش سالم و سلامت به خونه خوشحالیم.

باشه. خب، چی داریم در مورد حمله شب «برنز نایت» تو «لول ناین»؟

شاید افسر گزارش‌دهنده فقط یادش رفته...

اسم شاکی رو بنویسه؟ و اسم خودش رو؟

نه. یه نفر داره یه چیزی رو پنهون می‌کنه.

و قطعاً داریم جای درستی رو بررسی می‌کنیم.

وگرنه به خودشون زحمت نمیدادن سعی کنن بهمون هشدار بدن و دورمون کنن. سندی،

بیمارستان‌ها رو چک کن، شاید قربانی ما به مراقبت پزشکی احتیاج داشته.

و ببین می‌تونی پیدا کنی...

جراح پلیس گالوگیت اون زمان کی بوده.

اِ... بیلی؟

حالا، یا اون گزارش ناقص ثبت شده...

یا بعداً دستکاری شده. هرطور که اتفاق افتاده...

ما باید بدونیم اون زمان کی از گالوگیت کار می‌کرده.

آره. همچنین، هرچیزی که میتونی درباره «لول ناین» پیدا کنی رو جمع کن.

مدیران شرکت، سابقه تجاری، حساب‌ها، لیست حقوق.

هرچیزی که پیدا می‌کنی.

باشه، توش؟

باید بریم سراغ اظهاراتت.

می‌خوای این کار رو جای دیگه انجام بدیم؟

آره

تو بار فرودگاه چی خوردی؟

آبجو

چند تا؟

سه تا

کی حساب کرد؟ اون.

بعد من، بعد دوباره اون.

و با کارت حساب کرد یا نقد؟

کارت

کارت ویزا

بعد چی؟

اعلام کردن پرواز دوباره تأخیر داره.

گفت یه بار خوب می‌شناسه.

گفت باید یه تاکسی بگیریم.

وقتی اومدیم بیرون، یکی منتظر بود.

یه ماشین سدان مشکی.

هنوز مدلش یادت نمیاد؟

بعد از چند دقیقه، فکر کردم داریم راه اشتباه میریم.

واسه همین برگشتم از پنجره بیرون رو نگاه کنم.

اون حتماً کلاه رو تو جیبش داشته.

چیزی گفت؟

فقط... حرف.

اسم‌ها.

می‌دونی...

همون اسمایی که همیشه به زنا می‌گن.

می‌دونی چقدر راه رفتین؟

ممکنه داشتیم دور خودمون می‌چرخیدیم!

نمی‌تونستم ببینم.

خب، وقتی رسیدین اونجا...

داخلش...

صدای چیزی می‌شنیدی؟

هیچی، نه صدای جاده، نه صدای راه‌آهن.

یا هواپیما...؟ خودم!

صدای خودمو می‌شنیدم.

مسخره‌ست!

تاش!

ببین، اگه نمی‌خوای کسی از اتفاق واقعی خبردار شه...

مثل سندی یا بیلی...

تصمیم با خودته.

اشکالی نداره.

ولی من فقط...

برام سخته...

وقتی می‌شنوم طوری حرف می‌زنی که انگار خجالت‌زده‌ای.

اصلا انتظارشو نداشتم.

علامت‌ها رو ندیدم.

مستقیم رفتم توش!

این چقدر احمقم می‌کنه؟! نه، نه!

این ربطی به کاری که کردی یا نکردی نداره!

خب، چی؟

چی، این تقصیر توئه؟ چطور تقصیر توئه؟ چطور نیست؟

من پلیسم.

آموزش دیده‌ام.

باید بهتر می‌دونستم. تاش! اون این کارو کرد.

این تو نیستی. آره!

ولی من کار رو براش آسون‌تر کردم!

تلفن زنگ می‌زند.

تو باید... تو باید جواب بدی.

تو رو تو اداره می‌بینم.

زنگ زدن ادامه دارد.

بوید. رئیس؟ فیلم دوربین مداربسته فرودگاه تازه رسید.

الان دارن برای هر دومون می‌فرستن. باشه.

ام، الان کجایی؟ ام، طبقه نهم.

ما DNA و اثر انگشت رو به دست آوردیم.

از وسایل تاش که جا گذاشتن.

اگه چیزی از آزمایشگاه شنیدم، بهت خبر میدم.

تو این مدت چیز دیگه‌ای هست که بخوای دنبال کنم؟ ام، آره.

بار فرودگاه.

چند تا صورت‌حساب بار تسویه شده.

با کارت ویزا. دو بار آبجو، هر بار دو تا.

باشه. ام، در مورد ماشین چی؟

هنوز در مورد مدلش اطلاعی نداریم.

صبر کن.

هنوز اونجایی، رئیس؟

هیچ وقت جلوی دوربین نمی‌یاد.

می‌دونست که دنبالش می‌گردیم.

هی.

همه چطورین؟

با گالوگیت حرف زدم.

چند سال پیش سیستم کامپیوتری‌شون رو ارتقا دادن.

ظاهراً، اطلاعات زیادی تو این فرآیند از دست رفته.

از جمله اینکه کی اون موقع تو ایستگاه کار می‌کرده.

زمانی که اون گزارش ثبت شده بود.

خب.

بیمارستان‌ها چی؟

آه، یه لیست حسابی افسرده‌کننده از حملات احتمالی شب برنز داریم.

ولی یکی از اونا هست. چی؟

فقط بیمار یه اسم داده، ولی یه یادداشت هست که میگه...

وقتی اومدن چک کنن، با هیچ شماره بیمه درمانی مطابقت نداشته.

خب، چیه، یه اسم جعلیه؟ آره، اینطور به نظر میاد.

خب، دیگه چی میگه؟ زن. ۱۹ ساله.

مچ دست شکسته، گونه شکسته.

آسیب به فورشت خلفی...

هر چی که هست. این یه حمله جنسیه.

این تجاوز.

دوباره با بیمارستان تماس بگیر.

و ببین می‌تونی چیز دیگه‌ای پیدا کنی، هر چیز دیگه‌ای. باشه.

هق‌هق آرام.

هی.

حال من خوب نیست.

می‌دونم حالم خوب نیست، ولی

وقتی اینجام، وقتی کار می‌کنم، می‌تونم درست فکر کنم، می‌تونم...

قضیه اینه که...

وقتی اینجام دوباره حس می‌کنم خودمم.

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left