The first 200 lines.
اخبار فوتبال
همکار خبرنگارم از جاده مگیِری، فِرِنس سوچ
در جاده مگیِری، بنفشپوشان سفید با نتیجه ۳-۲ از حریف جلو هستند و یک ضربه آزاد دارند.
شاید گیورگی نِیج بتواند نتیجه نهایی بازی در سِکِشفِهروار را به ما بگوید.
حالا داور سوت پایان بازی را به صدا درمیآورد.
و نتیجه نهایی این است: ویدئوتون-واساش ایزو ۳-۱.
لازلو گولیاش، نتیجه بازی فِرِنتسواروش-هالاداش چند چنده؟
۱۵ دقیقه دیگه مونده و فِرِنتسواروش ۲-۰ جلوئه.
و حالا، زالائگرسِگ، بیایید از بازی هونوِد بشنویم، گیولا کومار؟
زد.تی.ئی-هونوِد ۲-۰. سِنتِش از کنار دفاع خوابآلود گذشت.
بعدش، کنار گویدار، توپ رو قل داد تو دروازه.
یه گل قشنگ و فریبنده!
گُل کجا بود! من روش پول باختم!
تو ساحل یادت میره!
اوه اوه، تعطیلات!
اوه اوه اوه اوه اوه، تعطیلات!
روحیه من حسابی بالاست!
بیاین چند هفته رو تو جنوب بگذرونیم!
سوار اتوبوس شو، راه زیادی نیست، وقتی رسیدیم حس بهتری خواهی داشت.
خورشید میدرخشه. دیگه چی میتونیم بخوایم؟
آه، ریویرا -دریا اونجا گرمه
آه، ریویرا -همه اونجا هستن!
اوه اوه اوه اوه، تعطیلات!
تو ساحل حموم آفتاب میگیریم، یه نوشیدنی خنک هم دم دستمون.
اوه اوه اوه اوه، تعطیلات!
دا-دینامیت!
تو شب استعدادیابی شرکت میکنیم، با این آهنگ میبریم، حله!
شب به ما ملحق شو، ما غیرقابل توقفیم!
آه، ریویرا -دریا اونجا گرمه
آه، ریویرا -همه اونجا هستن!
اوه اوه اوه اوه، تعطیلات!
آه، ریویرا!
دریا اونجا گرمه.
آه، ریویرا -همه اونجا هستن!
اوه اوه اوه اوه، تعطیلات!
اسب به f6 میره.
بعدش b4-b5.
حالا اسب برمیگرده به b8.
سلام، کاتیکا هستم. آگی هست؟
باشه، منتظر میمونم.
اسب میمونه، ولی وزیر پیاده رو میگیره.
یکم صداشو کم کن!
هی آگی، گوش کن.
یه جورایی خجالتآوره. ما فردا داریم میریم و...
مایوم رو امتحان کردم و...
آره... روی باسنم.
میتونی مایوتو بهم قرض بدی؟
عالیه، ممنون!
خداحافظ!
ممنون.
تو آپارتمان میمونید؟ نه، ما خونه رو میبریم.
چی؟
کاروان مسافرتی.
اول میریم ایتالیا، بعدش رانندگی میکنیم تا فرانسه.
گیوری یه سری لباس خرید تا تو ساحل عجیب و غریب به نظر نرسیم.
گیوری؟ اومم.
اون برات لباس خرید؟
چی شده؟ الان حسابی داره تلاش میکنه.
دیگه وقتش بود!
هر کاری یه فوت و فنی داره.
اگه نشت کنه چی؟ نشت نمیکنه.
بِئا عزیزم، کارم تموم شد.
میشنوی بِئا؟
نه.
معلومه که نمیشنوی.
اگه ترمز دستی نگه نمیداره حتماً اکسل عقب مشکل داره.
اوهوم. بعدش روغن دیفرانسیل.
همینجا بس کن. من هیچی نمیفهمم.
مثل همیشه است، بِئا عزیزم.
خیلی ممنون.
بسته رسمی. سوار شو.
گذرنامهها!
حواست به دامنت باشه! شلوغ نکن.
عصر بخیر، کاروی. سلام خانم.
باید چیزی رو امضا کنم؟ البته.
لطفا اینجا رو امضا کنید.
بچهها!
اینا فقط سه تاست.
چی؟ امکان نداره. خودت ببین!
برای پِتی نفرستادن.
اما... چرا؟ من از کجا بدونم؟
چی شده؟
دارن با ما شوخی میکنن؟ فکر نمیکنم.
من چیکار کردم؟
حتماً اشتباهی شده. اشتباهی؟
حالا چی؟
میرم با رفیق سوهایدا صحبت کنم.
مچ پوینت!
اوت!
اوت!
مطمئنی؟
مثل روز روشنه.
منم دیدم. اوت بود.
سانی، بازنده زمین رو جارو میکنه.
تبریک میگم، آقای لایوش. ممنون.
گیوری ماورر!
چطوری؟
محافل سیاسی افراطی که در حال حاضر در آمریکا فعال هستند...
از آمادگیها برای المپیک استفاده میکنند...
به عنوان ابزار پروپاگاندا علیه اتحاد جماهیر شوروی و بلوک سوسیالیست.
پس پسره یکی نگرفت؟
بله، برای من، زنم و دخترم اومده، اما برای پتی نه.
این دیگه نوبره والا!
حالا ما چی کار کنیم، رفیق سوهایدا؟
ما فردا داریم میریم. وسایلمون هم بستیم.
این دوران حساسیه، گیوری.
وقتی کل بلوک شرق المپیک لس آنجلس رو تحریم کرده...
...بهتره ما سروصدا نکنیم.
من سروصدا نمیکنم.
یه چیزی، یه کمکی؟
نه، ممنون.
رفیق سوهایدا، هیچ راهی نیست؟ راستش رو بخوای، گیوری...
مکانیکی تو بهترین کسبوکار خصوصی کل شهرستانه.
تو ماشین همه رفقای کلهگنده رو تعمیر میکنی.
مال منم همینطور.
و حالا تو میخوای ما به تو اجازه بدیم با خانوادهات بری غرب؟
تو همچین وضعیتی؟ چه وضعیتی؟
این فقط یه تعطیلاته. فعلاً.
ولی اون بیرون وسوسههای زیادی هست.
قراره این اتفاق بیفته:
پتی میره خونه مادربزرگ شطرنج بازی کنه...
...در حالی که تو و دخترا برید تفریح ریویرای فرانسه.
عالی میشه!
عالی میشه.
وقتی برگشتی، ماشین رو میارم. تو دنده چهار وقتی گاز میدم، لیز میخوره.
فقط بیارش. درستش میکنیم.
صبر کن.
به پسرت اینو بگو:
فیل از اف۴ به ای۵.
فیل اف۴، ای۵... باشه.
ما میمونیم. بیا! کریستا!
منم فکر میکنم اون خونه مادربزرگ خیلی بهش خوش میگذره!
ما هم میمونیم! بیایید آروم حرف بزنیم.
هیچی واسه بحث کردن نیست.
ولی من کلی ارز تبدیل کردم! پس دوباره تبدیلش میکنی!
میدونی چقدر پول روی نرخ تبدیل ضرر میکنم؟
و اون لباسهای نو؟ من پسرم رو تنها نمیذارم، متوجهی؟
یا همگی میریم یا هیچکس نمیره!
تابستون قبل بهمون اجازه دادن بریم بورگاس، مشکلی نبود!
اون یه کشور دوست و رفیقه، عزیزم.
جدی؟ فرانسویها چشون شده؟ با اونا؟ هیچی.
مشکل از ماست.
و کلاً این وضعیتی که ما باید توش زندگی کنیم!
پسر، تو چرا هیچی نمیگی؟ چی بگم مثلاً؟
تو عاشق خونه مادربزرگ تو زالاکاروش هستی!
بابا، بیخیال! تو هم داری علیه من میشی؟
نمیخوای بری ریویرا؟ خب برو!
ما میمونیم! بحث تموم شد.
باز هم تبریک میگم. و حالا یه گروه خیلی جوون و خیلی بااستعداد:
نیکو و متروی مخملی.
وای خدای من!
یه مشت آدم نکبت...
...منزجرکننده و بدبخت...
...متکبر و از خود راضی...
...مردای پرزرق و برق، بیسلیقه و ژولیده بهم میگن...
...دقیقاً چی کار باید بکنم.
همیشه یکی هست که بهم میگه...
همیشه یکی هست...
...که بهتر بلده.
یکی که بهتر از من بلده.
ولی هیچکس بعد از من زمزمه نمیکنه...
...که بهترین نسخه من، خودمم.
یه کم کوکا بزن بهش، هزار مایل دیگه میره.
جدی؟ چه باحال!
گوتن تاگ!
باز هستید؟
البته.
باید برم بوداپست.
مامان تو بیمارستانه. بالاتون کنسل شد.
کی برمیگردید؟
دو سه هفته میتونه بمونه.
تا اون موقع، اینجا تو گاراژ میمونه.
Stimmt؟ نمیخوام دیده بشه.
هیچکس از حیاط من چیزی نمیدزده.
همینجا داخل میمونه. Stimmt؟
Stimmt, Herr.
مولنار.
یوزف مولنار.
یه پیشپرداخت.
کافیه؟
کلید.
برو به جهنم!
رفیق! آروم باش!
باشه، باشه.
مدارک؟ Papiere؟
تو ماشینه.
آف ویدرزن.
برو به جهنم!
بلیت سینما میخواید؟
فعلاً دوتا میگیریم.
اون کیه؟
اون تومی امودی هست.
حالا جیبی رو نشون بده که کارت شناساییات رو توش نگه میداری.
و اونم لیندا وِزپرِمیه.
برای آخرین بار ازت میخوام کارت شناساییات رو نشون بدی.
هی، رفیق، به این دختره بگو بره کنار.
چون اگه من بخوام بهش بگم، خیلی بهش برمیخوره.
هی! اون همین الان صندلهاش رو درآورد!
برگردیم سر کار! داریم وسایل رو جمع میکنیم!
همهمون میریم! اینم پاسپورت گمشده.
No comments yet. Be the first to leave one.