The first 200 lines.
جودی، میدونی چرا برگشتم تو؟
باشه، بیاین یه نگاهی به صحنه آهسته بندازیم.
دماغت رو میکنم.
هوی، هوی، هوی.
زبون میزنم بهت. زبون میزنم بهت.
چه خندهی بزرگی!
یه چیزی برات دارم.
واقعاً متاسفم، جودی. راستش.
از اوناست دیگه، نه؟
خداحافظ همه.
اوه، نه.
بیاین یه نگاهی بندازیم.
چرا دِیزِی هنوز از رو زمین بلند نشده؟
کی، من؟
آره، تمام مدت رو زمین بودی.
واقعاً خیلی حواسپرتکنه.
من عصبانی نیستم. فقط ناامیدم. کارت زرد.
اوه، نه!
اوه، وای.
اون واقعاً رو اعصابم بود.
و اونجا من داشتم به این حقیقت میخندیدم
که جیمی اشاره کرده بود من چقدر باورنکردنی تنبلم.
خداحافظ.
در!
یالا. یالا.
باشه. بعداً میبینمتون.
میبینمت!
اوه، عاشقتم.
اوه.
خوب کار کردم، عزیزم!
میدونم!
هی! جودی!
خیلی خوبه.
اون بهترین...
عالی بود.
چی، فکر میکنی کیانو ریوز رو هم برای من میارن؟
خیلی دوست دارم کیانو ریوز رو برام بیارن.
اوه، آره. اون اینجاست.
قطعاً اینجاست.
دنی دایر، تو میدونستی نقطهضعف من بودی.
لطفاً وقتی اون زبون رو مینداختی بیرون، مراقب باش.
پس، دِیزِیِ تنبل کارت زرد میگیره، و جودیِ شلوغ کارت قرمز.
بریم ادامه بدیم.
دنی دایر، حضار. بیاین یه تشویق کنیم. آره.
عالی. خیلی خندهدار.
خیلی ممنون.
خداحافظ، دنی.
خداحافظ، دنی. ممنون که اومدی.
اگه بلند بخندی، اونجوری خودتو لو میدی.
آره.
اگه اون خنده اول رو کمی کوتاهتر نگه میداشتم،
اونوقت خودمو لو نمیدادم، اینجوری که...
...اون حس خندیدنی که تو وجودم هست.
آره.
کار خوبیه. دوباره برگشتیم.
کسی متوجه شد که دنی دایر یکی از بزرگترین بیضهها رو داره
تو قاره اروپا؟
فقط حقیقته.
کجا متوجه این موضوع شدی؟ چون من ندیدمش...
سمت چپش.
برای همینه که هیچوقت اونو بدون لگینگ نمیبینی.
آره.
جو، زمان داره میگذره. حالا، اگه اونجا میموندی،
حرکت بعدیت چی بود؟
اصلاً به تو ربطی نداره.
خب، برو انجامش بده.
برگرد تو و انجامش بده.
جو، جو!
فکر میکنی اگه من... اگه من باد معده از خودم در میاوردم، راب خندهاش میگرفت؟
راب خندهاش میگرفت، مگه نه؟
ولی اون موقع باید اون کار رو تو تلویزیون بکنم.
اما نه. واقعاً نمیخوام اون کار رو تو تلویزیون انجام بدم.
امتحان کن. چی داری از دست بدی؟
خب، آبرو.
شریک زندگی آینده...
باید به این فکر کنی که با چقدر داری شروع میکنی.
دقیقاً. من نمیتونم.
منظورم اینه که از نظر آبرو، حسابم خالی شده.
لو! لو! ببین، ریچارد داره لو رو شکار میکنه!
بریم. اون از پا افتاد.
مثل فیلم آروارههاست، وقتی سه تا نیزه توش فرو کردن.
اوه، اوه، اوه! خیلی نزدیکه که از پا بیفته.
داره میره زیر آب. داره قایق رو میکشه.
اون یه ماهی ضعیف پیدا میکرد و بعد دورش رو میگرفت
تا اینکه یه نیشخند یا یه همچین چیزی ازشون میگرفت.
اون باورنکردنی خطرناک بود، ریچارد.
من واقعاً... من واقعاً فکر میکنم کارم تمومه.
تمومش کردی؟
یه چند تا... داشت قایق رو میکشید، و بعدش پاره شد.
مثل آروارهها.
اون گفت که اون آبرو نداره.
مکالمه شروع شد...
من گفتم که فکر میکنم راب احتمالاً خندهاش میگرفت
اگه میرفتم پیشش و رو اون باد معده خارج میکردم.
آره.
چون من قلقش دستم اومده...
اوه، نه. لو!
آره!
واو، واو! لو!
آره! آره!
نیزهها فرو رفتن. نیزهها فرو رفتن.
لعنتی.
اولین کارت زردم این بود که به خودم خندیدم.
ولی تو که هنوز کارت زرد نگرفتی، نه؟
نه.
همهمون اینجاییم، به جز اون لندهور.
بیایید به هم تیکه نندازیم. بیایید به هم تیکه نندازیم.
اوه، چقدر خوشحالم.
چقدر خوشحالم که گیرش انداختیم.
درها.
ای وای.
نگاهی بندازیم؟
بله، لطفا.
گفتم فکر کنم راب احتمالا
اگه برم پیشش و روش پِرت کنم.
آره.
چون من دستش رو خوندم...
اوه نه. لو!
آره!
نیزهها فرو رفتن. نیزهها فرو رفتن.
آره.
ممنونم.
اِم، تنها کسی که
آره. کلا به خاطر بچگیشه.
استراتژی من دفاعه.
که با قیافهای عبوس ادامه بدم
و فقط امیدوار باشم بقیه ببازن.
باشه. کارت زرد، کارت زرد، کارت زرد، کارت زرد، کارت زرد.
کارت زرد نگرفته.
خب، همهمون باید...
باید از پا درش بیاریم.
چون دفعه بعدی، ما حذفیم.
قلقلکش بدیم؟
مثلا، شاید اگه یه نمایشنامه شکسپیر بازی کنیم.
مَن... من اینجا هستم، راستی.
باشه، خب، یه دقیقه برو اونجا.
لو کارت زرد میگیره.
و اگه میخواین بدونین
فقط گوش کنین وقتی از تونل رد میشم چی میگم.
باشه. منظورم ریچارد آیویادهست،
اینهاش.
فقط، ببخشید--
چی شد؟
من دیدم اون تو یخچال پوزخند زد.
واقعا؟
چطور دیدی من تو یخچال پوزخند زدم؟
چی، از پشت منو دیدی؟
اون فیلم دوست داره و چیزای قدیمی.
من اینجام.
فیلمهای "کری آن" رو دوست داری؟
چرا یهو دارین در مورد من سوم شخص حرف میزنین؟
کسی چارلی چاپلین داره؟
مَن... من فقط...
درست نیست.
شاید کمدی فیزیکی قدیمی جواب بده؟
اوه خدای من. چقدر ترسناک بود.
چقدر ترسناک بود.
آره، شاید اون مدل قدیمی--
قدیمی نیست.
اوه.
یعنی چی؟
اونجا فایدهای داشت؟
چون کار بعدی من،
میخواستم یه چیزی رو اونجا ببندم--
ولی برای تو چطور؟
همچنین، نه.
نه.
این خوبه.
سعی نکن بحث رو عوض کنی.
اونا همیشه یادشون میره چیکار کنن.
برو بشین.
میشه برید روی مبلها بشینین، لطفا؟
خیلی متاسفم.
ما جو رو دوباره فرستادیم داخل تا دردسر درست کنه.
اوه! شما حق پخش این آهنگ رو دارین!
ستارهها... "ستارهها در چشماشون" هست؟
فکر کردم کشتیمش.
اوه نه.
آره. من دارم، اِم، "ستارهها در چشمهای شما" رو اجرا میکنم.
ولی، اِم، از نظر قانونی نمیتونید دوباره اینو بگید.
اِم، خب...
سلام، و به این نمایش خوش آمدید
که بااستعدادترین خوانندگان کشور رو داره.
استعداد نیازی به لباس خاص نداره،
خب، اولین ستاره ما کی خواهد بود؟
در روز، او یک نصاب پنجرهست،
ولی امشب قراره خودش رو
آماده و فیت برای موفقیت،
من اهل چاینهم هستم، نزدیک بیسینگاستوک.
اسم من گَری سویله.
یک همسر دارم، کَرول.
اون یه جوشکار آهن فرفورژهست.
و دو تا بچه بزرگ دارم.
بزرگترم خارج زندگی میکنه و کوچکترم
که خوبه.
من دانشجوی پارهوقت هنر هستم.
بعد از مدرسه،
خیلی دوست دارم از راه هنر زندگی کنم.
دوست دارم در هنر دیپلم بگیرم.
تقریبا تموم شد؟
No comments yet. Be the first to leave one.