The first 174 lines.
کاری از دنیای انیمه
ترجمه شده توسط بهروز لطفعلی زاده
بزودی آغاز می شود
معذرت خواهی در عموم ساکاتا گینتوکی
به صورت زنده در این کنفرانس خبری حضور داریم، جایی که جناب ساکاتا گینتوکی
می خواهد بخاطر بازگشت انیمه گینتاما در عموم پوزش خویش را به حضور مخاطبین برساند
بنظر می رسه با کمی تاخیر در برنامه مواجه شدیم
لطفا این کنفرانس خبری را در یک اتاق گرم و با فاصله ای مناسب از تلویزیون مشاهده نمایید
...بنظر می رسه هنوز از راه نرسیده اند
اوه، تشریف اوردند
اخطار : نور فلش دوربین های عکاسی
تشکر می کنم از اینکه با وجود برنامه های کاری سنگین روزانه ـتان امروز در اینجا حضور پیدا کردید
اخطار : نور فلش دوربین های عکاسی
،با توجه به شکست های اخیر انیمه گینتاما
،این جناب، ساکاتا گینتوکی، یکی از پیش کسوتان
در این محل حضور پیدا کرده ام تا از جانب سازندگان و تمام دست اندرکاران این برنامه
در این کنفرانس خبری از همگان پوزش بطلبم
...قبل از هرچیز، بدلیل پایان ندادن به قسمت آخر
!بسیار تا بسیار متاسفیم
اخطار : نور فلش دوربین های عکاسی
می تونم چند سوال ازتون بپرسم؟
.بفرمایید
قبل از هرچیز، می شه بهمون بگید این اتفاقات به چه صورت شکل گرفتند؟
اخطار : نور فلش دوربین های عکاسی
!هنوز واسه گریه کردن زیادی زوده
!تو که هنوز چیزی نگفتی
هیچ باورم نمی شد که فیلم تونسته بود داخل سینما 1.7 بیلیون ین فروش کنه
هیچ حرفی ندارم بزنم که بتونم باهاش این احساسم رو که چقدر از بینندگان متشکر هستم رو بیان کنم
اما همون موقع بود که اون پول-خواهان کُت و شلواری دوباره سر و کلشون پیدا شد و اومدن سر وقتمون
و تا بخودمون اومدیم دیدیم از سانرایز تبدیل شدیم به یه چیز کاملاً متفاوت
بدتر از همه، تهیه کننده نمی تونست دست از اون کارای خاله زنکیش برداره
...اما موضوع اینجاست که
!شماها روحتون از هیچی خبر نداره
آخه شما که چیزی راجع به تهیه کننده نمی دونین، می دونین؟
!من که نمی دونم چی داری می گی
،واسه همینم، امروز باید به همتون یه چیزی رو بگم
...و اونم اینه که
.یا علی. معذرت خواستیم
حالا که موضوع حل شد گینتاما ادامه پیدا می کنه
!گاو میش
!روانی
عجیب الخلقه کاران گین-چان
!یه مرتبه بیشتر بهت نمی گم، مو فرفریه کله خر
،باید اجاره خونه این ماه و ماه قبلت رو بسلفی بیاد
!و بایدم همین الان ردش کنی بیاد، حتی اگه لازم باشه کلیه ـت رو بفروشی
آه، ننه؟
...ببین
.می فهمم
،می بینم که رو پیشونیت چین افتاده و یخوره عصبت بالا زده
بهت قول می دم ماه آینده هم اجاره ـت رو بدم هم کلیه ای که می خوای، باشه؟
ننه؟ الو؟
گوش می کنی چی می گم؟
!بس کن دیگه، پیرزن عجوزه
!دیگه داری می ری رو اعصابا
تا کی می خوای این قیافه زشت حال بهم زن رو به خودت بگیری؟
!حداقل به اون بیننده های داخل خونه رحم کن
اون بدبخت بیچاره ها قیافه تو رو بیشتر از سه ثانیه نمی تونن تحمل کنن
عجیب الخلقه کاران گین-چان بار اوتوسه
...آه، چیزه
!پاچی-جان
!کاگورا
...گین-سان ...گین-چان
.می دونستم
همه چی
.از حرکت ایستاده
.مردم، حیوونا، وسیله ها، همه چی
...پس، یعنی می گین
همه یخ زدن؟
،نه فقط مردم یا وسیله ها
زمان هم همینطور؟
هیچوقت نمی شه درست تو بهترین لحظه زمان رو ایست کرد
عجب سکوتیه
انگاری فقط خودمون رو زمینیم و بس
اما تو این زماناست که باید آرامش خودمون رو حفظ کنیم
بیاین با ذهن باز این وضعیت رو بررسیش کنیم
...از لحاظ کلی، این یعنی این که
.دیگه لازم نیست پول اجاره خونه بدیم
.الان وقت گفتن مزخرفات نیست
و همینطور یعنی اینکه دیگه روز حقوق گرفتنتون هم نمی رسه
!غلط کردی! این حرکتت غیر قانونیه
!زمان که واسه ما نایستاده
،شاید اینطور باشه
اما ذخیره آب و گازمون که ایستاده
!اون تقصیر تو بوده نه زمان
درضمن، کی به این چیزا الان اهمیت می ده؟
زمان یخ زده و از جاش تکون نمی خوره
ما تنها کسایی هستیم که تحت تاثیرش قرار نگرفتیم
!و انیمه هم همینطور داره ادامه پیدا می کنه
چی شد که به همچین وضعی دچار شدیم؟
،من درست نمی دونم اوضاع از چه قراره
اما درست موقعی که فکر می کردم مفتی یه ساعت غیر طبیعی گیرم اومده
یدفعه ای بی خاصیت شد رفت
هاه؟ واسه چی نگران همچین چیزی هستی؟
گین-چان، این چیه؟
عجیب نیست؟
.مطمنم که ساعته
گفتم با یه قیمت خوب می شه فروختشا
از کجا گیرش اوردی؟
والله مست بودم، واسه همینم درست و حسابی یادم نمیاد
اما دیشب بعد از اینکه خوب مست کرده بودم و داشتم برمی گشتم
رو زمین پیداش کردم
!یه چیز شدیدا وحشتناک تر کنارش افتاده
حالا که فکرش رو می کنم، یه مشت مست و پاتیل دیگه هم از بس مست کرده بودن، رنگ صورتشون سرخ شده بود و افتاده بودن رو زمین
!این کجاش مسته
!بدبخت داشته خون می داده
...ل-لطفاً
...از طرف ما مراقب اون باش
.بجای ما از ساعت جهانی محافظت کن
این یه ساعت تاریخیست که از زمان خدایان بمنظور کنترل زمان
هزاران دنیا از زمان پیدایش جهان استفاده می شده
،ما، نگهبانان زمان ،تا نسل ها از این ساعت محافظت کردیم
اما دیگه قادر به انجام این کار نیستیم
،اگه اون ساعت به دست آدم ها بیفته
گذر زمان جهان به مشکل بزرگی بر می خوره
!بدون شک باعث فاجعه ای بزرگ خواهد شد
!التماستون می کنم
...ساعت رو در جایی پنهان کنید که دست هیچ انسانی بهش نرسد
اون حتی به مهمترین قسمت حرف ها گوش هم نمی کنه
!نکن آقا! دادن ساعت به این طرف اصلاً فکر خوبی نیست
عجیب الخلقه کاران گین-چان
.آه، چقدر حالم خرابه
...سرم درده
...نمی تونم بخوابم
...چه زود صبح شد
...هنوز چشمامم رو هم نزاشتم
!خفه شو! همین الانشم یه عمره که بیدارم
!همش تقصیر توئه بیشعور بوده
آخه تو چه مرگیته؟
آخه چطور تونستی همچین چیز باارزشی رو با یه ساعت معمولی اشتباه بگیری و بزنی خرابش کنی؟
خب حالا این حرفا یعن چی، کله خر؟
یعنی اون کسایی که داشتن از این ساعت مراقبت می کردن دچار یه حادثه ای شدن
و باعث شده این ساعت دست یه احمق بیفته و این اوضاع پیش بیاد؟
،آره. بنظر باورنکردنی میاد
اما این ساعت مثل اینکه مظهر گردش زمان جهانه
...و دلیل اینکه ما تنها کسایی هستیم که هنوز در حرکتیم
!خفه شو! همین الانشم یه عمره که بیدارم
احتمالاً بخاطر اینه که وقتی ساعت خراب می شه ما هم همون اطراف بودیم
شاید زمان روی کسایی که اطرافش هستن تاثیر نداره
به هر حال، باید این ساعت رو تعمیرش کنیم
وگرنه دنیا تا ابد بدون حرکت می مونه
و هر سه تامون سرگردون تا ابد تو یه گذر زمانی مختلف باقی می مونیم
حالا چکار کنیم؟
!حتی از کسی هم نمی تونیم کمک بگیریم !همه سر جاشون خشکشون زده
!هیچ کاری از دستمون بر نمیاد
!دنیامون به فنا می ره! خودمون به فنا می ریم
!تو همون قسمت اولی کارمون ساخته شد رفت
پاچی-جان، وقتی پُشتت به دیوار باشه با بدبین بودن به همه چیز به هیچ جا نمی رسی
.یه سامورایی باید همیشه خوش-بین باشه
اگه باشه، مطمئناً یه فرصت طلایی جلوش حاظر می شه
چه حرف قشنگی، اونم از سامورایی که زده دنیا رو نابود کرده
درسته، اگه همینطور دست روی دست بزاریم ممکنه دنیا تا ابد همینطور خُشک باقی بمونه
!اما باید از یه زاویه دیگه به مسئله نگاه کنی
تو الان این فرصت بهت رو کرده که تا ابد از سینه های اوتسو-چان استفاده بهینه ببری
!این دیگه چه جور فرصت طلاییه دیگه؟
بعد از سی هزار سال که کارت با سینه هاش تموم شد می تونی دوباره بدبین بشی
همین فکر کردن به این که قراره کارم واسه سی هزار سال انجام دادن همچین کاری باشه
باعث می شه دوباره بدبین بشم
!سینه های بدبخت از جا کنده می شن
درضمن، تو جدی فکر کردی من حاظرم از همچین وضعیتی سوءاستفاده کنم
و همچین کار حال بهم زنی رو انجام بدم؟
.تا سه ساعت کارم تموم می شه
!بسیار خب
...پس منم می رم سر-وقت کتسونو آنا
بانک ادو
حالا که من نگهبان ساعتم، فکر نکنین اجازه می دم هر غلطی که دلتون می خواد انجام بدین
احمق بازی رو تموم کنین و زودی به همین بانکی که داخلشین دستبرد بزنین
.ی-یه لحظه، کاگورا
تو جدی فکر کردی من واسه هیچی اینجا اومدم؟
خانه عروسکی
خانه عروسکی
محل کار گنگای پیره؟
زده به کلت؟
آره، معمولاً اون می تونه هرچیزی رو تعمیر کنه
اما ترو خدا اون صورت مسخره ـش رو ببینین، با اون دست یخ زده داخل دماغش
No comments yet. Be the first to leave one.