The first 200 lines.
«آنچه گذشت»
رنگ پوستم پیدا کردن خونه
توی شهر رو برام سخت کرده
خودت تنهایی؟
آره
اسم من مری کاره
ملکه چهل فیل
بزرگترین باند بانوان دزد مستقل
در لندن
تو قطار ترنس-سیبری
یه نماینده تجاری نشسته که امپراطور کوینگ از چین اونو فرستاده
میخوای از ملکه انگلستان دزدی کنی؟
هستی یا نه؟
تو این پول رو از صندوقم
توی اتاق شخصیم برداشتی
گمشو و دیگه هم پیدات نشه
میتونی داخل رینگ یهکم پول در بیاری
کارت خوب بود - کار تو بهتر بود -
جای من پر شده
برای بوکس نیومدی؟
چرا میخوای یه شیر رو ببینی؟
من نمیخوام شیر ببینم میخوام یه شیر رو اهلی کنم
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
تمرینت رو امروز شروع میکنیم
روزی پنج شیلینگ. یکشنبهها شیشتا
قفس مال حیوونه
معرفی میکنم گلادیاتور شرق لندن
هنری شوگر گودسون
«متـــرجم: امیــرحســیـن تـرکـاشــونـد» Hiz3n
کانال تلگرام زیرنویسهای ما @SubKio
«هزار ضربه»
آماده باشید
وایستید
آماده شلیک باشید
هزکیا! برو خونه
شوگر
فقط دارن همدیگه رو برانداز میکنـن هیچکدوم نگرانیای ندارن
بدنش رو هدف بگیر - بکشونش سمت طنابها -
خیلی سریعه - اون میتونه از پس خودش بر بیاد -
فکر کن
یالا - رامکننده شیر یک ضربه زد -
میتونه دو تا ضربه دیگه بزنه و پنج شلینگ بگیره؟
عجله نکن
نبرد نزدیکیه
نزدیک طناب نگهدارش
نزدیک طناب نگهدارش، پسر
شوگر
شوگر
بابا
معجزه شد، خانمها و آقایان
اون سرپا شد
از اون دنیا برگشت
یالا
دستهات بالا نگهدار
شوگر! یالا
چونهش رو از جا بکن
خودشه
بزنش
عالیه
بچرخونش - نچسب بهش -
نزدیکتر نیا، از گوشههای رینگ دور شو
یالا، شوگر
یالا، برگرد
تو میتونی، پسر
گوشـش رو از جا بکن
بدو، شوگر
نگهدارش
دستهات رو بالا بگیر
چارلی
تموم شد
بلند شو
بلند نشو ما که میدونیم تو باختی
برو عقب
دیگه کارت تمومه
...مر
برو کنار
مری
مر
بیا پایین، مر
مری
هی
هی - مر -
گوش کن
بس کن
اسلحه رو بده به من
خواهش میکنم
اسلحه رو بده به من
و پسر شجاع از سرزمین رم قرمز
به اندازه کافی مجازات شد
خانمها و آقایان این هم از شوگر گودسون و حرفهای بیخودش
هی، مری
اون کیه؟
چی؟ - اون کیه؟ -
اون رامکننده شیره، تریکل
از نظر تو کیه؟
هیچکس برای من عددی نیست
یالا
صبر کن
صبر کن
هی. به من گوش کن
گوش بده
تو لیاقتت بیشتر از اینهاست
آره
به نظر من لیاقت تو بیشتر از اینه
من باید مری خودم رو ببینم
مری
مر
مر
مخ
خیلیخب دیگه گمشید برید خونه
یهکم براش دست بزنید، یالا
برید کنار تا رد بشه
بیخیال
این مبارزه از قبل برنامهریزی شده بود
شماها متقلبین
برو داخل
یالا
اصلا انتظارش رو نداشت
تو خوبی؟
یادت رفت پولی که برنده شدی رو جمع کنم
از اون ضربههایی که زدی
باید کل پول رو میبردی تو شوگر رو شکست دادی
اون مرد، دوست تو بود
نه
نه، اون یه احمق با مریضیهای روانی زیاده
توی این زندگی حواست به خودت
هر کی خواست خودش رو به کشتن بده جلوش رو نگیر
اگه خیلی دلسوزی، دو تا شیلینگ خرج ختمش بکن
وگرنه میتونیم بپیچیمش لای پتو و بندازیمش توی رودخونه
شارکی عاشق رودخونه بود
بچگیش لای گل و لای و جزر و مد بزرگ شده بود
خودش هم بود ترجیح میداد توی رودخونه بین ماهیهای روراست باشه
تا توی یه قبرستون با کلی دزد
میخوای کمک کنی؟
کجای رودخونه؟
یه جایی هست به اسم دروازه جهنم
باید منتظر باشیم جزر و مد بشه
بعد از سه شماره پرتش میکنیم
چی، براش دعا نکنیم؟
خدا، کلا به شرق بهجز ایسلینگتون و انجل
نگاه نمیکنه و براش مهم نیست
بندازش
از اینجا دیگه رودخونه میبرهـش
مثل قطار توی ایستگاه
با جریان میبرهشون مرکز رودخونه
از اونجا هم به سمت جنوب بعدش هم ارهماهیها کارش رو تموم میکنـن
با چه زبونی شماردی؟
چی دارن میگن؟
این سوال خیلیهاست
تو امشب مبارزه رو باختی ولی توجه من رو جلب کردی
و این ارزشـش خیلی بیشتر از یه شب برد توی بلو کت بویه
بعضیاوقات سرنوشت مثل این رودخونهست
یهو دقیقا همون چیزی که میخوای رو تو مناسبترین زمان بهت میده
چی میخوای؟
تو رو
آخرین مهره شطرنجم
تو شطرنج بازی میکنی؟ - با آدمها -
...و
من یکی از سربازهاتم؟
بیشتر شبیه یه شوالیه با یه زره دربه داغونی
من یه ماموریت جنایی قریبالوقوع دارم
که شخصی با تواناییها تو رو لازم داره
و بابتش صد پوند انگلیس میرسه
آها
صد پوند، آقای رامکننده شیر
چهقدر باید مشت بخوری و بزنی تا بتونی توی مبارزههای پنج شیلینگی در بیاریش؟
چرا باید به تو اعتماد کنم، مری کار؟
تو توی لندنی
پس از یه چیز مطمئن باش
به محض این که فرصتش رو پیدا کنه تو رو میکنه
مثل اون ارهماهیها پوستـت رو از گوشت جدا میکنه
فکر میکنی جایی که من ازش میام ارهماهی نداره؟
چرا داره
کتهای قرمز و یونیفرمهای سفید دارن
وقتی باهاشون رو در رو میشی
گاردت رو پایین میاری
...و گول یکی از دروغهاشون رو میخوری
همهمون ظلم رو به چشم دیدیم، مری کار
هموطنهات کملطفی نکردن و ظلم رو دارن به کل دنیا نشون میدن
پیشنهاد من سر جاشه
من سر قولم میمونم میتونی بهم اعتماد کنی
من و دخترهام قراره فردا صبح بریم خرید
وقتی آماده بودی تا با هم حرف بزنیم
میتونی توی هتل دلفین سبز پیدام کنی
قراره یه سری تدارکات پیچیده ببینم
هز، کجا بودی؟
نگرانم کردی
...خب
این که یه بطری ویسکی خوردی و خوابیدی از نگرانیت بوده؟
این ویسکی واقعی نیست
یه ماهیگیر توی اسکله هست
این رو از ملاس و سیب صحرایی درست میکنه
میذاره تو بطری ویسکی تا فقرا هم بتونن حس ثروتمندها رو داشته باشن
خودش میگه
یه سرباز پیر اسکاتلندیه
بهنظرم ازش خوشت میاد
چی شده؟
با شوگر مبارزه کردی؟
دو تا راند مبارزه کردیم و به ناحق زنگ رو زدن
میگن ما میتونیم بهتر باشیم
No comments yet. Be the first to leave one.