The first 200 lines.
سلام
آخ... پسر عزیزم
نگام کن. میخوام قیافه خوشگلتو ببینم
چرا همیشه پنهونش میکنی؟
نه تو
گوش کن
...من دارم در مورد... اسمش هست
هی، میخوام با همهتون در مورد یه چیزی حرف بزنم
هانا، منم. بِن
سلام
کجایی؟
خوبی؟
میتونی بیای دنبالم؟
بیرونِ، اِم... پیتزا تویین هیل هستم
این موقع شب بیرون چه غلطی میکنی؟
هوا منفی یک درجهاس
فقط برو یه جای گرم
دارم میام
بِن
هی
این اتاق خواب توئه
اِم
اونم تخت
یکم نامرتبه. تمیزش میکنم
اِم، حمومم درست همون پشته
بِن؟
حمام
و اِم
یه مسواکم یه جایی هست
چند وقته شده؟
از وقتی دیدمش؟
ده سال، توماس
یعنی، خب، ما مثلاً "کریسمس مبارک" پیام میدیم،
ولی بهت گفتم اونا چقدر مثلاً حق به جانبن
و چقدر مثلاً کمالگرا و مقدسمآب
...فقط نمیفهمم چرا اونا
خب، معلومه که به خاطر همجنسگرا بودنش، نه؟
تو از پسش برمیای
اوه خدای من
لعنتی، فکر کنم باید برم سراغش
اوه، سلام
اِم، میخوام تو رو با شوهرم آشنا کنم
صبح بخیر، خوابالو
شوهرم، توماس
سلام. هی
خیلی خوشحالم که بالاخره میبینمت. بیا تو
همیشه یه داداش کوچیکتر میخواستم
و اِم، اینم خواهرزادهت، سایرس
و بیا، صبحونه بخور
کلاس چندمی؟
اِم، سال سومیام
۱۶، ۱۷. سال خیلی خوبیه
راستش، من دبیر دبیرستانم
پس انگار کل سال ۱۷ سالهام
قسم میخورم این جذابیت پسرونهاس، نه اینکه رشدم متوقف شده باشه
به هر حال، من نمیدونم برنامهت چیه،
اما حتی اگه فقط قراره یه مدت کوتاه اینجا بمونی،
احتمالاً نمیخوای از درسات عقب بیفتی
...پس توماس قراره، اِم
فردا سعی کنه ثبت نامت کنه
خوبه؟
آره
من میرم چند تا ورقه تصحیح کنم
بِن، احتمالاً خوبه که بدونیم
دقیقاً چی شده
...من
بهشون گفتم
و... اونا قاطی کردن
عوضیهای لعنتی
واقعاً، واقعاً متاسفم که تنها ولت کردم با اونا
میتونیم بهشون نگیم که من اینجام؟
البته که آره. مگه میخوام براشون آپدیت بفرستم
دیگه چیزی لازم داری؟
وایفای؟
مامان و بابا حتماً سرویسمو قطع کردن
معلومه که کردن
این قراره باحال باشه، بِن
نورث وِیک رو باید بگم خیلی پذیرنده است
بعضیها حتی بهش میگن "نورث وُک"
اِم، چی درس میدی؟
شیمی
آره، همیشه فکر میکردم تو کارِ خودم مشغول میشم
اما بعد "تیچ فور آمریکا" پیش اومد
و من عاشق نوجوونا شدم
میدونی چی میگم؟
عاشق درس دادن به نوجوونا شدم
راستی، من به مدیریت ایمیل زدم
اون نامهای که مادرت فرستاده بود رو
پس برای ثبتنام آمادهای
نامه؟ چه نامهای؟
...نامهای که مادرت فرستاد و گفت تو قراره
بقیه سال رو با ما بمونی
چی... چی داری میگی؟
یه دروغ مصلحتیه. چیز مهمی نیست
حالا فقط تا وقتی که من و تو با هم صادق باشیم،
همین مهمه
کاملاً
یو! آقای والاس، چطوری؟
سلام، سارا
بله، ممنون
.خب، پس اینو واسم پر کن
.من سریع میرم برنامهتو میارم
.بسیار خب، بن، اینم برنامهت
.نیتن
.عالیه. همون کسی که میخواستم ببینم
.سلام، آقای والاس
.هی، این برادر خانمم بنه
...امم، اون در واقع جدیدترین عضو ماست
.به تیم نورت وِیک کروسیدرز
.هی، خوش اومدی، خوش اومدی، خوش اومدی
...مرسی. میشه زحمت بکشی اونو ببری
.یه گشت توی محوطه؟ من باید برم سر کلاس
.آره، مشکلی نیست
.عالیه. ممنون
بن، یکم دیگه میبینمت. باشه؟
.ممنون
.وای، تو لعنتی خیلی باهوشی
.مرسی. نه، نه، عادیه
.مثلاً حساب دیفرانسیل و انتگرال؟ من الان حتی نمیتونم مثلثات رو پاس کنم
.تازه یه سال هم از تو بزرگترم
.فکر کنم فقط از ریاضی خوشم میاد
.حتی خود سِر آیزاک نیوتن هم از ریاضی خوشش نمیاومد
.باید یکی از تاریخ خوشش بیاد
...آه، امم، تو اینجایی
.برای زنگ اول با خانم رنجر
.میدونی، ما زیاد شاگرد جدید نداریم
.عالیه. نترس
...تا وقتی که سرت به کار خودت باشه
.دور و بر اون کلهخرابای فوتبالیست، مشکلی نخواهی داشت
...خب
.روز اولت مبارک
!وای خدایا! اوه
خو... خوبی؟
.وای. باشه
.سلام، سلام، سلام. من خانم لاینز هستم. ببخشید
.من بِن هستم. امم، بن دیبکر
.آره، یه ایمیل در موردت گرفتم
.خب. اینجا کلاس هنر ۴ عه
.این چیزیه که الان هست
.واضحه که این بچهها بیشتر آدمای تئاترن
...چون من حدود دو نفرشون رو دیدم
.تو شش هفته گذشته
رشتهت چیه؟
.امم، بیشتر طراحی میکنم
.عالیه. پس اینجا فضای توئه
.میتونی پخش شی. منظورم اینه که، نگاه کن اینجا رو
.ببین چه طیفی از ابزارها موجوده
ما چرخ سفالگری داریم. تا حالا چرخ سفالگری امتحان کردی؟
نه. فیلم «روح» رو دیدی؟
...همون چیزی که دورش میشینن
...پاتریک سوویزی دورش میشینه
.و اونو نگه میداره
.اونو بغل میکنه و گل رو شکل میده
.یه چیزی برای نمایشگاه هنری بساز
.لطفاً
.تو آخرین امید منی
ببخشید، نمایشگاه هنری؟
.یعنی... میتونم امتحان کنم
!نقاشی کن
.بدنت نیاز داره نقاشی کنه
.آه، باشه
.بریم
.باید دنبالت بیام؟ نه، برگرد سر کلاس جبر
.آره، دنبالم بیا! ب-باشه
.اوم
ساندویچ مرغ همجنسگراستیز؟
.فکر کردم هیچوقت نمیپرسیدی
.بفرمایید. ممنون
.این
.همه این چیزای خوب
مشغول چی هستی؟
.آه، فقط طراحی... طراحیهام
داری طراحی میکنی؟
.برش میزنم، میچسبونم
.باحاله
.امم، بابت وسایلا ممنون
.راستی
خب، مدرسه چطوره؟
...میدونی، خب
.متفاوته
.آره، خدایا، یعنی من دبیرستان رو به زور یادمه
.انگار هزار سال پیش بود
.ولی، میدونی، اون موقع اتفاقات زیادی برام افتاد
...میدونی، بن، من فقط
.نمیخوام بیشتر از این که اونا بهت گند زدن، منم گند بزنم
زنگ نزدن، نه؟
.بیا
.مامان و بابا
.فکر کردم حداقل تا الان زنگ میزدی یا پیام میدادی
.کاش هیچوقت این اتفاق نمیافتاد
امروز ناهار دنبالت میگشتم. کجا بودی؟
اون فضای باز پشت ساختمون ۳
.آره، میخواستم مِل و سوفی رو بهت معرفی کنم
...شاید فردا تو باید، اِم
.بیای با بچههای باحال ناهار بخوری
.نمیدونم. باید ادبیات بخونم
.همین الانش حس میکنم با این دیسلکسیای کوفتیم دارم عقب میمونم
.آه، من میتونم تو این زمینه کمکت کنم
هی، تو تو ریاضی خوبی، نه؟
.آخه من یه جوری دارم تو مثلثات گند میزنم
No comments yet. Be the first to leave one.