The first 200 lines.
خب، سارا، یه کارت زرد گرفتی.
جو، یه کارت زرد. راب، کارت زرد.
جو، کارت زرد. باب، کارت زرد.
این اولین کارت قرمز ماست...
وای، این دیگه... وای خدا.
منم. لعنتی.
حتماً ریچارده.
بیا ببینیم.
نگفتن که "تو چشم همدیگه نگاه کنین".
مگه گفتن "تو چشم همدیگه نگاه کنین"؟
آره. لعنت بهت، جو لایست.
اوه، سارا. خیلی متاسفم، ولی...
اوه نه.
اوه نه!
بهترین یک ساعت زندگیم بود.
هیچوقت انقدر نخندیده بودم.
تازه، این اصلاً منصفانه نیست. دوباره افتاد زمین.
و همینطور، میدونستم که قراره این اتفاق بیفته، جیمی.
آره. متاسفم.
برای همین خیلی ازش لذت بردم.
سارا، متاسفم که باید بگم حالا باید با من بیای.
بیا.
بیصبرانه منتظرم همهتونو تو تلویزیون ببینم.
یکی از اون کارا رو کردم که...
"ای وای، خیلی متاسفم."
"تو حذفی."
بیا.
خوب... موفق باشی. باشه؟ ممنون.
اینجا میتونی بخندی. خیلی بهتره.
آدمای دوستداشتنی نیستن؟ درسته. حالا تموم شد.
منم میرفتم.
چی از این خندهدارتره که واقعاً بیفتی زمین؟
بهت میگم چی هم خوبه، جیمی،
اینه که یکی این کارو بکنه.
این خوبه.
خندیدن یه کارکرد بدنیه که ظاهراً از من فوران میکنه.
دقیقاً مثل عطسهس.
مثل...
هستش.
اون رویارویی یه حمام خون بود.
کارت قرمز برای سارا. کارت زرد برای راب و جو لایست.
و حدس میزنم هیچوقت نفهمیم لایست تو دستشویی چیکار کرد.
شاید هم همین بهتر.
خیلی خب، بیاید دوباره شروع کنیم.
سارا رو خندوندم.
و واقعاً از این بابت ناراحتم.
اون تنها کسیه که دوستش دارم
از بین همهی اینا.
کفشام رو مبل چیکار میکنه؟
من معمولاً تو تلویزیون میبینم که آدما این کارای چرت رو میکنن و فحش میدم.
آره.
میتونی درشون بیاری.
تو که... میدونی.
اجدادم تو گوراشون میلرزن.
اونا که... اونا مردن؟
معلومه.
مادربزرگم مُرده.
خیلی وقت پیش بود.
وینفرد، خدا بیامرزتش.
وینفرد؟
اون، اِمم، از پلهها افتاد پایین.
کامل مست بود.
چه مرگی!
و مواد.
مادربزرگ؟
چه موادی؟
و یه لیتر جین. تا به خودت بجنبی،
اون با کمر افتاده ته پلهها.
پس، واقعاً لیز خوردن نبود.
واقعاً--
راب بکت.
اون تو صندلی پلهرو استانا افتاد.
اون آوردش بالا، ولی دوباره هلش داد پایین.
آره. حیف شد.
حالت خوبه؟
چت شده؟
اون بهم همیشه از این حرفای کوچولو، اِمم، میگفت.
مادربزرگم بهم میگفت: "هیچوقت نذار یه مرد دیگه کونت رو پاک کنه."
و من به این حرف پایبند موندم.
دارم میرم.
کجا میری؟
آه. همسترینگام خیلی سفته.
تو مدرسهی بازیگری رفتی؟
چی؟
خیلی لطف داری که وانمود میکنی این اصلاً یه احتماله.
تو مدرسهی بازیگری رفتی؟
تو چی؟
کسی اینجا مدرسهی بازیگری رفته؟
این حرف رو تو هواپیماها زیاد نمیشنوی، مگه نه؟
چی؟
ما داریم فشار کابین رو از دست میدیم."
خیلی خندهداره.
چی داره، مثلاً یه شیشهی احشا؟
گرسنهای؟
چی داری؟
مزش چیه؟
گوشت گاو.
...فکر نکنم بخوام جفتت رو بخورم.
تو راه اینجا، تو یخچال گذاشتیش،
یا همینجوری تو صندلی عقب یه تاکسی بوده؟
تو ماشین بوده و داغ شده.
میذارید... یه جورایی مثل بحث کچاپه.
جفت رو میذارید تو یخچال یا بیرون نگهش میدارید؟
پروتئین خوبیه.
اینو چطور تو مایفیتنسپال ثبت میکنید؟
من فقط میذارمش زیرِ، امم، ماست.
آره.
امم، نفر بعدی کی رو میخواید ببینید؟
یکی رو میاریم که جوکرش رو بازی کنه.
جو ویلکینسن.
از مغز اون هر چیزی ممکنه بیاد بیرون.
فکر میکنید بعد از این با هم در ارتباط بمونیم؟
نه. فکر نمیکنم.
اُم.
من جواب میدم چون میخوام ببینم.
الو؟
سلام، میشه لطفا از جو ویلکینسن بخواید جوکرش رو بازی کنه؟
امم... جو ویلکینسن؟
باشه. خداحافظ.
امم، میتونید...
جیمی میگه الان میخواد جوکرت رو انجام بدی.
هریت، چقدر غمگین به نظر میرسی.
یه کیک برنجی بخور.
نه، نه.
نه.
اون آخریه گرفت.
اوه. با اون لباس که نه، شاهزاده خانم.
اوه، دوباره سلام.
این قراره سخت باشه.
نزدیک بود فقط با دیدن جو بخندم،
و بعدش با اینکه میدونستم قراره حرف بزنه، خیلی ترسیدم.
ممکنه... متوجه شده باشید که، امم،
من جلوی یه پرینت بزرگ از RNLI ایستادم.
امم...
اینو تیم تولید برام چاپ کرده.
لازم نبود براش پول بدم.
امم...
پس، ممنون، امم، از همه دستاندرکاران.
و دلیلش، امم، که به نظرم مهم بود اینه که، امم،
RNLI داره ۲۰۰ سال خدمتش رو جشن میگیره.
فقط فکر کردم یه میانپردهی کوتاه... یه توضیح کوتاه...
اِ، در مورد RNLI و همهی کارهای خوبی که انجام میدن
و در طول ۲۰۰ سال گذشته انجام دادن.
چون این قراره فرصتی باشه که شما رو بخندونه، اما...
باید کمی تضاد وجود داشته باشه.
باید کمی تضاد وجود داشته باشه.
اِ، پس--
ترجیح میدم صدایی ازتون درنیاد.
صدای دریا رو دوست دارید؟
بله لطفا، باب.
ممنون، این...
ممنون.
آیود در به در افتاده.
ای بابا.
موسسه سلطنتی ملی نجات غریق، یا RNLI،
یه موسسه خیریه است که خدمات جستجو و نجات با قایق نجات رو به صورت ۲۴ ساعته و ۷ روز هفته ارائه میده
در سواحل بریتانیا و جمهوری ایرلند.
ببخشید، بچهها.
اوه، جو.
اوه، کی خندید؟
چرا من باید اینقدر جون بکنم تا جوک بنویسم
وقتی جو ویلکینسن میتونه همینجوری یه سخنرانی خشک دربارهی RNLI بخونه؟
این منصفانه نیست.
حرومزاده.
شماها. شماها.
حرومزاده.
اون به طرز دردناکی سخت بود.
آره.
آره.
اون هیچوقت خوشحال وارد نمیشه، درسته؟
من هیچوقت با راه رفتن جیمی کنار نمیام. وقتی تو تلویزیون نیست، خیلی شلخته راه میره.
اون یه جورایی... اینطوریه.
وضعیت بدنش افتضاحه.
عالی بود.
ادای احترامی شایسته به اون مردان شجاع.
آره. و زنان.
و زنان.
یه کارت دیگه داریم.
بیا ببینیم.
...RNLI یه موسسهی خیریه است
که خدمات جستجو و نجات با قایق نجات رو به صورت ۲۴ ساعته و ۷ روز هفته ارائه میده
در سواحل...
...بریتانیا و جمهوری ایرلند.
اوه، جو.
نه!
جو، من خیلی متاسفم.
باید بگم، کاملاً فوقالعاده بودی.
ممنون.
اون چی بود که رو صورتت پاشیده بود؟
اون رازهای شغلیه.
باشه.
جو، کارت عالی بود. با من میای.
بیا دیگه.
فکر میکردم شانس زیادی هست که حذف بشم، چون من زیاد میخندم.
یه جورایی مثل جلوی گوز رو گرفتنه.
بعد از یه مدت فقط میشه مثل، بده برای اندامهای داخلیت.
بیا دیگه، تو. درها.
خوب بود، مگه نه؟
نه، برگرد...
خیلی خوب.
No comments yet. Be the first to leave one.