Happy Birthday

Happy Birthday

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

birth 2004 2160p uhd bluray h265-cocain
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian Happy Birthday 2002 زیرنویس فارسی فیلم

Tags

bluray
Published on: 2026-01-29
Downloads: 4
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

خب... بذار اینو بگم

بذار اینو بگم

اگه همسرم رو از دست می‌دادم و، خب

فرداش یه پرنده کوچولو می‌نشست لبه پنجره‌ام

مستقیم تو چشمام زل می‌زد و به انگلیسیِ سلیس می‌گفت:

«شان، منم، آنا. برگشتم.»

چی می‌تونستم بگم؟ فکر کنم باورش می‌کردم. یا دلم می‌خواست باور کنم

لابد با یه پرنده سر و کله می‌زدم

اما به غیر از اون، نه. من مردِ علمم

اصلاً این جفنگیات رو باور نمی‌کنم

خب، این دیگه باید سوال آخر باشه

باید قبل از رفتن به خونه، برم بدوم

باشه

اوه، ببخشید

روبان رو فراموش کردم

بیا دیگه. نمی‌خوام تنها برم بالا

یه دقیقه طول می‌کشه

سلام، من

من آنا رو توی یه مهمونی دیدم

و بهش زنگ زدم که ببینم باهام میاد بیرون یا نه، اما گفت نه

ولی من مدام زنگ زدم

یه سال طول کشید تا راضی بشه باهام شام بخوره

یه سال بعدش ازش خواستگاری کردم

گفت نه

یه سال بعد، دوباره ازش پرسیدم و باز هم گفت نه

دو هفته پیش

گفت «شاید»

امشب با یه جواب «بله» جلوی شما ایستادم

آخی

سلام

چطوری؟ خوبم

من، اِ، روبان رو تو ماشین جا گذاشتم. یه دقیقه دیگه میام بالا

سلام. سلام

تبریک می‌گم. اوه، ممنون

می‌خوای کادوش کنم؟ که خوشگل به نظر بیاد

آنا

کلیفورد

خیلی وقت گذشته

این اتفاق خوبیه. تبریک می‌گم

سلام. سلام

من جوزف هستم

این کلیفورده

تبریک می‌گم. سخنرانیِ قشنگی بود

خیلی درباره‌ت شنیدم

کلارا اینجاست. یه روبان رو فراموش کرده بود

اوه. واسه کادوت

پس بهتره برم منتظرش بمونم

از جشن لذت ببرید. حتماً. ما هم همین‌طور

ممنون

از حرفات خوشم اومد

شان

زود باش دیگه

یه دقیقه

باشه! دارم میام

بیاید اینو بخوریم

باب، تو تیکه‌تیکه‌ش می‌کنی؟

حتماً

خانواده دراموند اینجان؟ دراموندها کجان؟

زنگ زدن. گفتن که دیر میان

گفتن واسه کیک می‌رسن. خوبه

آنا تصمیمش رو گرفته

اوه

تاریخش رو مشخص کردید؟

ماه خوش‌یمنِ می. فوق‌العاده‌ست

جو، تبریک می‌گم. ممنون، باب

می‌خواستم خودم بهش بگم

عروسیِ منه. نمی‌تونم هیجان‌زده باشم؟

ماه «می» ماهِ خیلی خوبیه

قشنگ و گرمه

آفرین، جوزف. ممنون

سلام. میای مهمونیِ النور؟

نه. می‌خوام آنا رو ببینم

قبلاً کلاس می‌رفتم ولی بعدش ول کردم

ای کاش... ای کاش ول نکرده بودم

می‌خوایم کیک رو ببریم

ببخشید که دیر کردیم. تو اتاق پذیرایی هستن

بدید به من، بذارید اینا رو بگیرم. ممنون

بفرما، رسیدیم

اوه

می‌تونی چاقو رو براش بیاری؟

اونو ببین

نه، باورم نمی‌شه. عالی شده

یه آرزو کن، النور

لورا و آنا، هر دو طرفم باشین

تولدت مبارک، مادر

تولدت مبارک، مامان

اومدم آنا رو ببینم

تو کی هستی؟

کی هستی؟

بیا بریم تو آشپزخونه. اونجا بهت می‌گم

می‌خوای دستم بندازی؟

نه

باشه

می‌خواد تو خلوت باهام حرف بزنه

باورت می‌شه؟

چی می‌خوای؟

تو رو

منو می‌خوای؟ منظورت اینه؟

تو زن منی

ما با هم ازدواج کردیم؟

داری می‌گی که ما یه زمانی با هم ازدواج کردیم؟

بله

خب... من دارم با جوزف ازدواج می‌کنم

اون یه کم از تو بزرگتره. وجه اشتراکات بیشتری هم با هم داریم

اما اگه زمان‌بندی یه جور دیگه بود

کی می‌دونه؟ شاید

تو پسر کوچولوی خوش‌تیپی هستی. اما من دارم با کس دیگه‌ای ازدواج می‌کنم

منم

شان

داری می‌گی که تو شانی؟

آره

بیا بریم

اگه با جوزف ازدواج کنی، اشتباه بزرگی مرتکب می‌شی

جیمی، می‌دونی این کیه؟

شان

توی ساختمون زندگی می‌کنه؟ نه

پس سوار تاکسیش کن و بفرستش خونه. حتماً

بلدی با مترو بری؟ آره

قرار نیست امشب اینجا باشی

برو خونه

خب؟

می‌گه که شانه

شان

درسته

اسمش شان بود

نه، واقعاً. جیمی پایین گفت

می‌گه نمی‌خواد من با جوزف ازدواج کنم

گفت نباید باهات ازدواج کنم

ماشینو میارم دمِ در

باشه

صبح بخیر

اوه، این چیه؟

روی میزم بود

مردِ رویاهات اینجاست

سلام، آنا

سلام، پیتر

خیلی عجیبه

داری سعی می‌کنی بهم بگی که این پسر کوچولو

الان داره ازت خواهش می‌کنه با جوزف ازدواج نکنی؟

کجاش عجیبه؟

خب، منظورم اینه که مگه هر چند وقت یه بار پیش میاد

که یکی بیاد ادعا کنه همون آدمیه که مرده؟

اونم یه پسرِ به این کوچیکی

چرا به من نگفتی؟

دارم... الان دارم بهت می‌گم. نمی‌خواستم ناراحتت کنم

خب آخه اون کدوم احمقیه؟

ادعا می‌کنه که... شانه یا فقط اسمش شانه؟

گفت: «منم، شان.» من چی باید فکر کنم؟

به نظرم این یعنی داره می‌گه که خودِ شانه

که همون شوهرِ خدا بیامرزته. که اون

اوه، که اون چیه؟

ممکنه واقعی باشه؟

اوه، بی‌خیال. خدا بهم رحم کنه. یکی به دادم برسه

من جیمی هستم

حواست به اوضاع باشه

چرا فکر کردی ناراحتم می‌کنه؟

کرده؟

خب، وقتی همون اول به دستت رسید نشونم ندادی، پس

تا نرسیدم سرِ کار بازش نکردم

کنجکاو نبودی؟

نمی‌دونستم از طرف کیه

در هر صورت، خل‌بازی درنیار

پشتم رو می‌بندی؟

دیرمون می‌شه

می‌تونم درک کنم چرا یه پسر کوچولو ممکنه عاشقت بشه

بیا دیگه درباره اون پسر کوچولو حرف نزنیم

می‌خوام با نامزدم برم بیرون

باشه

دوستت دارم

فکر نمی‌کنی باید به جیمی زنگ بزنیم و بفهمیم اون کیه؟

خدای من. بیا فقط فراموشش کنیم

کنجکاو نیستی؟

نه

احتمالاً فقط یه شوخی لوسه

۱۰۰۱ سلام جیمی. اِ، جوزف هستم، واحد

گوش کن، یه پسر کوچولو به اسم شان یه نامه واسه آنا گذاشته

جیمی بیرونه

این کیه؟

شان

فکر کنم شوهرت طبقه پایینه

هی

تنهایی؟

بابام طبقه بالاست

هوم. پدرت اینجا زندگی می‌کنه؟

نه

می‌تونم با پدرت حرف بزنم؟

۲۰۲

پدرم معلم خصوصیه

بله، سلام. من جوزف هستم. طبقه بالا زندگی می‌کنم

اوه، حتماً. سلام. سلام شان. سلام

چیزی شده؟ همه‌چیز مرتبه؟

باید با پدرش حرف بزنم. الان برمی‌گردم

چی شده؟

همه‌چیز خوبه. شما کی هستین؟

جوزف هستم، از طبقه بالا

بله، بفرمایید. چی شده؟

خب، چی شده؟ مشکل چیه؟

باید درباره پسرتون باهاتون صحبت کنم

الان برمی‌گردم

۲۰۲

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left