The first 178 lines.
Surely, in pursuit of those passionate dreams
we'll find ourselves wound in the coils of time.
As we reflect upon our memories
our spirits grow stronger.
We'll lay our hands on further strength
and gaze the future in the eye.
Our spirits must be at their peak now.
Raise your fists in the air!
Spirits come flying at surpassing speed.
My body
burns with passion, dying to be a hero.
I lock away my agitation.
We are
aiming to be
flawless heroes.
It's hard to live free
To live your life as you want without regret
This world is short lived
And so goes the endless sky
I've seen a new part of your elegance
Please look for the integrity hidden in people's heart
The wind shall become your attribute on its own
What you see intentionally should be forgotten
I prefer the aurora of tranquillity you hold
why are you so anxiousness all the time
I may look old but I'm not gonna lose
It's hard to live free
To live your life as you want without regret
This world is short lived
And so goes the endless sky
I've seen a new part of your elegance
! ساکی میتاما ، کوشیمیتاما ، از ما محافظت کن
AnimWorld
AnimWorld
AnimWorld
AnimWorld
AnimWorld
AnimWorld
AnimWorld
اول قسمت
تقدیر زوج
مامان ... این کیه ؟
مرده ، یا زنده است ؟
محلش نذار ، بیا بریم
کسی داره تعقیبت می کنه ؟
! آره
هی ... صبر کن
نمی خوای بهم کمک کنی ؟
چرا باید اینکارو انجام بدم ؟
... به من چه ربطی
! درسته ... به تو چه ربطی داره
ولی از بدشانسی این زن رو دیدی
و بنابراین باید بمیری
پس می خواین همه شاهدا رو سر به نیست کنید ؟
شماها ، حمله کنید
چی شد ؟
حرف نزن وگرنه زبونتو گاز می گیری
! میراشی سواکا
... میراشی سواکا ؟ یعنی تو
لقب کسی که گفته میشه تابحال کسی نتونسته یه زخم بهش بزنه
! چرا زبونت بند اومده
! تکنیک مخفی : بازگشت به بهشت
ببخشید ... اگر کولت نمی کردم ، حواسم تو مبارزه پرت میشد
... ببخشید
پسر ... آخه چرا من باید وقتی گشنمه ، اینهمه انرژی هدر بدم
! صبر کن
واسه تویی که اینقدر قوی هستی ، محافظت از یه دختری مثل من باید خیلی ساده باشه
یه همچین کسایی ممکنه بازم بهم حمله کنند
! همراه من بیا ... خواهش می کنم
به من ربطی نداره
یعنی که چی ؟
بعنوان یه مرد ، این وظیفه تو نیست که به خانوما کمک کنی ؟
! آدم پست
تو احترام حالیت نمیشه ... نه ؟
هنوز یه دقیقه نشده که نجاتت دادم
! تشکر که ازم نکردی هیچ ، بهم میگی پست
تشکر ... آره ... راست میگیا
حالا ، میای منو تا شهر شینسو یوئدا همراهی کنی ؟
گوش میدی اصلا چی میگم ؟
برای تشکر ، حاضرم به غذا دعوتت کنم ... چطوره ؟
گشنته ... مگه نه ؟
m 0 0 l 350 95 190 800 -15 810 c
محل استراحت
ماشالا چه اشتهایی هم داره
چرا بدنش اصلا کبود نشده ؟
! تشکر از بابت غذا
خوشمزه بود
اوه ... تو هنوز داری کاسه اول رو می خوری ؟
خیلی اهل غذا خوردن نیستی ... نه ؟
! نه ... تو خیلی پرخوری
میشه بی ادب نباشی و بهم نگی " تو" ... اسم من ایسانامیه
تو اسمت چیه ؟
شغلت چیه ؟
سایزو ... سامورائیم
! سایزو ... پس من سایزو-چان صدات می کنم
... صدام کن تا دخلتو بیارم
اگر یه سامورایی باشی ، پس معنیش اینه که به یه اربابی خدمت می کنی
به تو ربطی نداره
پس رونین ( سامورایی آزاد ) هستی ؟
واسه همین اینقدر بی پولی که میشه با یه کاسه غذا گولت زد
... تو
ایسانامی
! ببخشید
راستی ، ممنونم که نجاتم دادی
چه عجب ... بالاخره جمله ای که خیلی وقت پیش منتظرش بودم رو گفتی
نمی دونم چند روز از آخرین باری که اینقدر احساس راحتی می کردم گذشته
مطمئنا بخاطر اینه که تو کنارمی
چی ... ؟
... درسته ... فکر کردم دیگه کارم تمومه
تو هم یجوری رفتار کردی مثل اینکه نمی خوای دخالت کنی
... ولی وقتی منو انداختی رو دوشت
نگرانیم رفع شد و با خودم گفتم
شاید با این مرد دیگه خطری تهدیدم نمی کنه
... و شکی نیست که کمکم خواهد کرد
الکی واسه خودت نتیجه نگیر
راستش اینه که نمی خواستم با خفت اونجا بمیرم
ولی تو می تونستی منو بذاری و بری
...اینقدر غر زدی که دیگه چاره ای نداشتم
سایزو ... تو مرد خوبی هستی
اگر غذاتو خوردی ، بهتره دیگه راه بیفتیم
! صبر کن تا منم بیام
... پول غذا رو میذاریم اینجا خانوم
! باشه ... ممنون
هی ... اون چیه رو سرت ؟ داره می افته ها
اوه ... نه
اگه گمش کنم بیچاره میشم
! یواش تر سایزو
اینم یوئدا ... از اینجا ببعدشو دیگه خودت می تونی بری ... مگه نه ؟
از جاده اصلی برو تا جلوی چشم مردم باشی و کسی بهت حمله نکنه
خب ، من دیگه رفتم
صبر کن ... یه کمی بیشتر بمون پیشم
! آخه نمی دونم چجوری باید وارد قلعه بشم
چی ؟ منظورت قلعه یوئداست ؟
آره
حتما داری با من شوخی می کنی ... به دردسر نمی ارزه
کایسان
بنظر مشکوک می رسید ... خودتونو معرفی کنین
... اینکه
! ما مشکوک نیستیم
من یکی از خدمتکاران معبد ایزومو هستم
خدمتکار معبد مقدس ، چه کاری می تونه با یه آدمکش " ایگا " داشته باشه ؟
مردم ایگا همگی بی دینند
خفه شو
نینجاهای بیمصرف کوگا ... شماها فقط تعدادتون زیاده
! سگای دست آموز باید سریع برگردن به سگدونیشون
واسه چی نمیری خواهش کنی اربابت یه استخون بهت بده ؟
من کسایی که به قلمروز سانادا بی احترامی کنند رو تحمل نخواهم کرد
حرف بیخود نزن سگ ولگرد
به من نگو سگ
من ساراتوبی ساسکه ، فرمانده نینجاهای سانادا هستم
من اسممو به تو گفتم
خیلی به خودت مغرور نشو میمون کوگا
و فکر نکن بعد از شنیدن اسم کیریکاگورا سایزو می تونی زنده به خونه ات برگردی
کیریگاکورا ؟
... اینکه
برا همینه که من از کوگا متنفرم
منم همین احساسو نسبت به تو دارم
گرچه ، تو به هر حال شکست خواهی خورد
گیاه فلج کننده ؟
! سایزو
! چقدر ضعیف
یه بدل بود ؟
بیشتر از چیزی که فکرشو می کردم ، سرگرم شده عوضی
! واسه یه میمون ، بد نبود
! اسم اربابت چیه ، بی سر و پا
ارباب ؟ مگه من سگم که ارباب داشته باشم ؟
خدا اون روزو نیاره که من به یه ارباب خدمت کنم
! بسه دیگه
! تمومش کنید
من برای دیدن شخصی به نام سانادا یوکیمارو به اینجا اومدم
دنیای انیمه
دنیای انیمه
دنیای انیمه
دنیای انیمه
دنیای انیمه
دنیای انیمه
دنیای انیمه
پس اینجا قلعه دست نیافتنی یوئداست ... آره ؟
No comments yet. Be the first to leave one.