The first 200 lines.
"ادی"
ادی! وایسا همونجا وایسا
ادی "، نه"! نه
ادی "، نه"! نه
هی … نه، نه." ادی "." ادی "
"ادی"
. گرفتمت. گرفتمت، رفیق
من اینجام
چه مرگت شده, رفیق؟
یه سوال دارم
چرا یه نفر باید بیاد تو بار
و نوشابه سفارش بده؟
نمی دونم آه،چون ساعت ۱۰ صبحه؟
این آدمهای توی فرودگاهها رو متوقف نمی کنه
اوه، پس تو داشتی منو نگاه میکردی؟
نه، تو جلوی تلویزیون نشستی
و من داشتم اونو نگاه میکردم
اما من تعجب کردم،
چون خیلی جاها هست که یه نفر بتونه بره
یه لیوان آب گازدار بخوره
اما تو به یه بار اومدی, بنابراین میخوای مشروب بخورید,
اما بجاش به یک لیوان سودا خیره شدی
تو پلیس نوشیدنی هستی؟
. بله، هستم
و دارم برات جریمه بنویسم
... تو
من … من … بعضی وقتا
الکل میخورم
دوست داری بشینی؟
آره. باشه
خواهش میکنم اگر اصرار داری
قراره مشروب هم بخوریم؟
منظورم اینه که، فرودگاه نیست
ولی اگه بخوای باهات یه شات میخورم، آره باشه
سلام سلام
چی میتونم براتون بیارم؟ سلام اون یه میلو ایرلندی میخواد
و من چی
صبر کن ببینم... آه، چی
میلو ایرلندی چیه؟
خوشت میاد خیلی خوبه شاید من یه اسکاچ بخوام
شاید این درباره چیزی نیست که تو می خوای
و شاید این در مورد چیزیه که تو نیاز داری
من به حرفهای خانم گوش میدم
انگار میدونه داره در مورد چی حرف میزنه
آره، می دونه، اما، ام - - م، من حتی نمی دونم
این میلو ایرلندی چیه او همیشه این طوریه
مطمئنم که همیشه همین طوریه
زنجبیل تو آبجوی زنجبیلی
به بهبود عملکرد مغز کمک می کنه
که باعث میشه برگردی به سرزمین زندهها
و ویسکی، خب، این چیزی کمتر از
یک رسم مودبانه برای بالا بردن روحیه ی آدم
دوتا میلو ایرلندی در واقع، برای من خیلی شیرینه
من اسکاچ میخوام فهمیدم
تو خیلی با نمکی
اسمت چیه؟
اوه، خدا، خیلی کلیشه ایه
واقعاً میخوای کسی رو تو بار ملاقات کنی
و این خط حلاجی بشه؟
من فقط احساس میکنم تو از اون آدمهایی هستی
که با یه چیز اصیل پیش میاد
من معمولاً همچین آدمی بودم
شاید اول باید مشروب بخورم و این کمک کنه
اجازه میدهم
اجازه میدی چه خوب بله
چه خوب. این یک خیابان دو طرفه خواهد بود
من اسم تو نمیپرسم، از تو نمیپرسم که چی کار میکنی.
و
ما فکر میکنیم که فقط چیزهای جالب .
و اصیل برای صحبت کردن داریم باشه
این کار رو میکنیم
درست بعد از اینکه اینو جواب دادی
یه چیز کاریه. قول میدم الان بر میگردم
، اگه به میلو - م دست بزنی
من، آم، یه کار وحشتناک انجام میدم باشه؟
یه ثانیه بهم وقت بده
هی ام،… فقط یه سوال سریع
من چطور میتونم چند روز خصوصی داشته باشم
اگه تو همیشه به من زنگ بزنی؟
آروم باش. مسئله ی کاری نیست. فقط دارم چکت میکنم
من حالم خوبه اما, هی, من
دوباره با آدام تماس گرفتم و یه راست به پیامگیر صوتی وصل شدم
خیلی خب، دارم فکر میکنم
وقتی معمولاً چند بار زنگ میزنی و میره به پست صوتی
خب، چه وقتایی تو زندگی موبایلت رو خاموش میکنی؟
نمی دونم. فکر کنم، وقتی سوار هواپیما بشم
درسته درسته، پس شاید تو راه برگشت
از هر جایی که رفته باشه
آره، ممکنه
. صبر کن ببینم حالت خوبه، حالت خوبه
چیزی نیست
ادی "چطوره؟ " اوه، وقتی رفتم یکم خسته به نظر میومد
نه، اون بدتر از خسته است
اون از خونه رفت بیرون تو جاده کالانیانول رفت وسط ترافیک
من فقط اونو بیرون کشیدم
کمک میخوای؟ نه، نه، نه، من خوبم
به زودی دامپزشک میاد پیشم
این دامپزشک همون خانم خوبی نیست
که تو باهاش قرار گذاشتی و قرارت باهاش خیلی عالی پیش رفت
ولی تو ازش درخواست نکردی که دوباره برین بیرون چون تو دیوونه یا همچین چیزی هستی؟
آ ره, اون. گوش کن, هوم …
بعد از اینکه کارم اینجا تموم بشه، من میرم
یک چیزی بخورم. می خوای به من ملحق شی؟
آه، نه، نمیخوام باهات چیزی بخورم
در حقیقت، من الان با یک خانم بسیار زیبا
توی یه بار نشستم
پس چرا داری با من حرف میزنی؟ دیوونه شدی؟
گوش کن دنی، این فرصت خیلی نادر رو که
یه زن میخواد با تو صحبت کنه رو خراب نکن
... اینو داشته باش در حقیقت اون اومد پیش من
اوه، صبر کن، اون یه متصدی بار ه؟
چون می دونی که اون باید باهات حرف بزنه
اگر اینطور باشه, این شغل اونه
به "ادی" بگو دوستش دارم باشه؟ خداحافظ
خیلی متاسفم. ببخشید، ببخشید
مشکلی نیست همه چی مرتبه؟
آره، همه چی مرتبه خیلی خب
خیلی خب بده بالا خیلی خب
به سلامتی آره
این خیلی زیاده. اره, خوبه
چی تو رو به این جزیره ی دور کشونده؟
دور؟
چی باعث شده که فکر کنی من تازه اومدم اینجا؟ اوه، خب، برای شروع این لباس
که خیلی خوشم اومده
خیلی با کلاسه .. فوقالعاده بنظر میای
اما خیلی ساحل شرقی یه
و تو به نظر میدونی یه کارمند موفق میای
ولی ما توی بار هستیم، نه دفتر
. ممنون پس این چیزیه که فکر میکنم؟
من فکر میکنم که تو یه کار جدید پیدا کردی
به خاطر این به اینجا پرواز کردی هنوز شروع نشده، یا تو - میدونی،
تو تقریباً نصف روز را داری
که خودت رو جمع و جور کنی
چطورم؟ گرم؟ داغ؟ سرد؟
آره، فکر کنم تو خیلی گرمی ممنون
خب تو مثلاً یه کارآگاه یا همچین چیزی هستی؟
یه همچین چیزی
میتونم یه چیزی رو بهت بگم? میتونم صادق باشم؟
خواهش میکنم نه
، من زیاد از اینجا مطمئن نیستم
در مورد این جزیره
آه. درک میکنم
وقتی اولین بار اومدم اینجا، منم همین احساس رو داشتم
ولی … اون تو رو رشد می ده
درسته. من این را باور دارم
این...خیلی آره، همینطوره
محض اطلاع، نه اینکه، آه،
تو داری یه چیزی رو ثبت میکنی
ولی, اوه, من قبلاً هرگز این کار رو
نکرده بودم
اره. من هم همینطور آه, چه خوب
نمیدونم, اگه کمی وقت داری, شاید
دوست دارم تو رو به شام یا چیزی شبیه آن دعوت کنم
واسه شام بریم بیرون؟ آ ره, یه همچین چیزی
آره، خیلی دوست دارم
خوبه خوبه
... فقط
چیکار داری میکنی؟ دارم به یه تاکسی زنگ میزنم
اوه، چرا به تاکسی زنگ میزنی؟
فکر کنم میتونم تا خونه برسونمت
میتونی تا خونه برسونیم
تو مجبور نیستیاین کار را بکنی
میدونم، دوست دارم این کار رو بکنم
و منم یه قلپ از اون نوشیدنی خوردم
آ ره.. میدونم، تو از اون خوشت نیومد
خوب بود
فکر کنم قراره سوار ماشین یه غریب بشم
تو قراره سوار ماشین اجاره ای یه فرد غریبه بشید
وای آ ره
یه ماشین اجارهای آ ره. اما با یه
خوشبو کننده هوای استوایی
وای می دونی، یه لحظه فکر کردم شاید بهتر با اتوبوس برم
خفه شو
هی
چیه؟ میخوای گیر بیوفتی؟
بذار مطمئن شم که آمنه
آماتور بازی درنیار
. ببخشید، ببخشید
هی, من نمیخوام,
من نمیخوام فضولی کنم, ولی, چرا هلیوا؟
اوه. نمی دونم... دوستم اونجا زندگی میکنه
با شوهرش و این بچههای شیطونش
من اونجا می مونم تا وقتی بتونم یه اتاق برا خودم در هونولولو پیدا کنم
جستجوت چطور پیش میره؟
اوه، وحشتناکه خیلی بد
این جایی که هفته پیش دیدم
خیلی خوب بود
چون حدودا نصف بلوکه با دبیرستانی که
بِنی اَگبایانی میرفت فاصله داشت
خیلی خب، همین الان همه چیز رو متوقف کن
تو الان اسم بِنی اَگبایانی
بازیکن بخش برونی میدان بیس بال رو گفتی؟
اون اشاره به تو رسید
آره … من؟ من … پانچ هاوایی؟
من توی بازی بودم
نه, تو نبودی. تو نبودی بله, بودم
نه … نه. نه دارم بهت میگم
عجیبترین چیزی بود که تا به حال دیدهام
، دارم بهت میگم ، اون دیوانه کننده بود
. این احمقانه ست فکر کردم سومی بیرون بوده.
No comments yet. Be the first to leave one.