Mudbound

Mudbound

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Mudbound 2017 1080p NF WEBRip DD5 1 x264-NTG
Mudbound 2017 WEBRip x264-FGT
Mudbound 2017 WEBRip XviD MP3-FGT
Mudbound 2017 WEBRip XviD AC3-FGT
Mudbound 2017 720p NF WEB-DL-MkvCage
Mudbound 2017 720p NF WEBRip-iExTV
Mudbound 2017 720p NF WEB-DL 2CH x265 HEVC-PSA
Mudbound 2017 720p NF WEB-DL HEVC x265-RMTeam
Mudbound 2017 HDRip XviD AC3-EVO
Mudbound 2017 HDRip XviD-juggs
A Commentary by Behzad_Aslani
► iSubtitle.ir ترجمه و زیرنویس از زهــرا _ مرجع دانلود زیرنویس فارسی ◄ WEB-DL

Tags

webrip
web
BRip
XviD
AC3
x264
hdrip
HDRip
HD
720p
720
Web-DL
web-dl
WEB-DL
mkv
MkvCage
x265
HEVC
2CH
1080
Published on: 2017-12-08
Downloads: 52
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫بهتره یکم عجله کنی

‫موفق نمی شیم

‫موفق میشیم، باید بشیم

‫یکم استراحت کن. یالا

‫نوبت منه

‫موفق میشیم، باید بشیم

‫اون برادرم هنری بود

‫دقیقا هر چی که اون میخواست ‫همون می شد

‫اب و هوا قبل بذر کاری خشک بود

‫باید قبل طوفان این چاله رو تموم کنیم

‫لعنتی

‫یا خدا ‫این چیه؟

‫یه قبر بَرده اس

‫از کجا میدونی؟

‫شلیک به سر

‫حتما داشته فرار می کرده

‫همین مشخص میکنه

‫چی رو مشخص میکنه؟

‫من پدرمو توی یه قبر برده دفن نمی کنم

‫از هیچی بیشتر از این بدش نمی اومد

‫کمک کن بیام بالا

‫انتخابی نداریم

‫همینه برادر. یالا

‫هان؟ ‫همینه که هست

‫از اینجا بیا بیرون

‫یالا

‫یالا

‫لعنتی

‫بجنب جیمی. طاقت بیار ‫نه

‫میرم نردبون بیارم

‫چی؟

‫هنری

‫هنری

‫هنری

‫هنری

‫هنری کجایی؟ ‫همین جا. من اینجام

‫اون هنری برادرم بود

‫دقیقا هر چی که اون میخواست همون می شد

‫و برادر کوچیکش

‫جیمی

‫هیچ وقت بهش خیانت نمی کرد

‫بجنب. بجنب. بجنب ‫تو چه مرگت شده؟ هان؟

‫فکر کردم میخوای منو اونجا ول کنی

‫بی خیال. چرا باید همچین کاری بکنم؟

‫چرا باید همچین کاری بکنم

‫هر موقع به مزرعه فکر میکنم. یاد گل و لجن میفتم

‫که مو‌ها و زانو‌ها رو پوشونده

‫قدم زنان با چکمه‌های وصله پینه در عرض زمین

‫خیالات و اوهام بود

‫خیلی خب. یالا. بلندش کن

‫یالا ‫فقط بگیر...

‫وایستا...بذار...وایستا ‫صبر کن

‫بلندش کن جیمی. بلندش کن ‫فقط یکم بیشتر

‫فقط وایستا. باشه؟ بذارش پایین

‫چرا فقط طناب‌ها رو نمی کشیم؟تقریبا اخرش هستیم

‫نه. پهنای تابوت خیلی باریکه. ‫ممکنه دوباره بیفته یا که بشکنه

‫خب میشه امتحانش کنیم ‫نه

‫هپ ‫هنری

‫هپ ‫هنری نکن

‫چیزی که اتفاق افتاده تقصیر من نبوده

‫به اون پسره هشدار دادم. به جفت شون هشدار دادم ‫ولش کن بره

‫هپ

‫هپ ممکنه صبر کنی؟

‫هپ ممکنه کمک مون کنی؟

‫باید تابوت رو دفنش کنیم

‫هپ

‫من یه دوشیزه31 ساله بودم

‫وقتی که هنری مک الن رو در بهار 1939 ملاقات کردم

‫با والدینم و توی خونه ای که بزرگ ‫شده بودم زندگی میکردم

‫دنیای من کوچیک بودم

‫و اون ناجی من از این زندگی بود

‫او واقعا؟اون بهم گفت که در واقع ‫ یه تحصیل کرده هستین

‫مهندس

‫یه مدرک مهندسی از کالج اوله میس ‫بله

‫شنیدی چی گفت لورا؟ ‫یه مدرک مهندسی از کالج اوله میس

‫من من

‫میدونی لورا هم تحصیل کرده اس

‫اون مدرک رسمی تدریسش رو از ایالت ‫تنسی غربی گرفته. ما خیلی مفتخریم

‫خواهر عزیز من توی خونواده باهوش ترینه

‫بهترین نمره‌هایی رو که تو عمرم دیدم گرفته ‫همیشه خوب بوده

‫اون باهوشه

‫لورا باید بعد شام برامون پیانو بزنی

‫باید خوندنش رو ببینی ‫مثل فرشته‌ها میخونه

‫بعدا باید برای مک الن یه چیزی بزنی

‫مادر، مادر ‫اهنگ "درود بر ماریا"مورد علاقه منه

‫عاشقش میشی. خیلی قشنگه ‫مامان

‫چیه؟

‫کاملا مطمئنم که تدی رئیس جدیدش

‫اقای مک الن رو برای شنیدن سرود نیورده اینجا

‫خب چرا از خودش نپرسیم

‫اقای مک الن؟ ‫هان؟

‫تمایل دارین که بعد شام یکم موسیقی گوش بدیم؟

‫من از سرود خوشم میاد

‫اون از سرود خوشش میاد

‫عادت نداشتم که مرد‌ها تحسینم کنن ‫و تنها چیزی بود که بیشترش رو میخواستم

‫حداقل یکم این بدبختی محض و

‫مهربانی غیر صادقانه نسبت به یکم دوشیزه رو کم کرد

‫درسته ‫خب

‫اون نیازی نداشت تا که فضا رو با کلمات پر کنه

‫اون اعتماد بنفسی رو که من نداشتم رو داشت

‫همینه؟

‫خب

‫نمیتونم بگم ‫واقعا عاشقش شدم

‫ولی خیلی هم ازش ممنون بودم ‫بقیه چیزها در حدش نبودن

‫اخر هفته دیگه برادرم جیمی از اکسفورد میاد

‫میخوام که ملاقاتت کنه

‫اونجاس. خودشه

‫برادر. برادر

‫به نظر خوب میای برادر ‫تو هم همین طور

‫هوای ممفیس هم با تو موافقه

‫یاکه چیز دیگه ایه؟

‫خانم چاپل ‫ایشون برادرم من جیمی هستن

‫از ملاقاتتون خوشحالم ‫باعث افتخارمه

‫اون فکر میکنه یکی از شخصیت‌های نمایشنامه‌هاشه

‫ولی کدوم نمایش بود برادر من؟ ‫هملت؟دکتر فاستس؟پرنس هال؟

‫یکی از اون‌ها یه روز برات پول خوبی به جا میذاره

‫شما چی فکر می کنین خانوم چاپل؟

‫فکر کنم شما از یه پاک هم بیشتر هستین

‫پاک دیگه کیه؟ ‫سرورم این فناپذیر‌ها چقدر احمق هستند

‫پاک یه روح بدطینته

‫اون یه کوتوله اس

‫ببخش برادر ‫فقط دارم تلاش میکنم تحت تاثیرش بذارم

‫متوجه خواهی شد که لورا خانوم ‫ تحت تاثیر قرار نمیگیره

‫اجازه هست؟ ‫حتما

‫من پیش دستی کردم و به پدر گفتم که امروز اینجایی

‫میخوام بشنوم. میخوام بشنوم

‫اخرین چیزی که یادمه اینه که ‫افتاده بودم

‫مجروح و در حال خونریزی ‫تقریبا از دست رفته بودم

‫یک قربانی دیگه از سیل بزرگ سال 27

‫باورم نمیشه. هیچ وقت اینو نگفته بودی ‫هنوزم هست

‫بعدش چی شد

‫خب سو سوی یه چراغ رو دیدم

‫مثل خاخوش شدن یک ستاره ‫سو سو زدن

‫و یه دست بزرگ من رو بلند کرد

‫و فکر کردم که خود خدا اومده که بلندم کنه

‫ولی خدا نبود ‫اون برادر بزرگ من هنری بود

‫تو جونشو نجات دادی. تو قهرمانی ‫در واقع همین طوره

‫قرار بود چیکار کنم مگه؟ ‫بذارم غرق بشه؟

‫به سلامتی اینده ‫ اتفاقی که میخواد بیفته

‫باشد تا بر شما عنایت شود ‫شادی و سلامتی و کامیابی

‫و اگر ایشون باشما باشه ‫خانه ای پر از بچه

‫عشق من بر هر دوی شما باد

‫شامپاین

‫اجازه هست با این دختر برقصم؟

‫خانم چاپل مراقب چرخش‌ها باشین

‫خوشحال میشم

‫جیمی جور دیگه ای میدید

‫و وقتی به من نگاه میکرد ‫فکر میکردم که دیگه نامرئی نیستم

‫خیلی ممنون رفقا

‫برمیگردم ‫حتما

‫امشب خیلی زیبا شدی

‫ممنون

‫جیمی روی دخترا تاثیر میذاره

‫واسش جون میدن

‫اون ازت خوشش میاد. میتونم اینو بگم

‫مطمئنم که از هیچ کس بدش نمیاد

‫حد اقل از کسایی که دامن پوشیدن بدش نمیاد

‫پیشنهاد ازدواج هنری اونطور که تصور میکردم نبود

‫اون زانو نزد تا ازم خواستگاری کنه

‫اون رومانتیک نبود

‫اون جنسش زمخت بود

‫اره؟ ‫اره

‫من عاشق زندگی خونگی بودم

‫تسلیم هنری بودن ‫و اینکه صبر کنم تا اون برگرده خونه

‫کاری بود که همیشه میکردم

‫ و وقتی که اماندا لی به دنیا اومد. ‫من کاملا مال اون بودم

‫بعدش روزی که همه چیز تغییر کرد فرا رسید

‫برای همیشه

‫هفتم دسامبر 1941

‫روزی که بدنام خواهد بود

‫به ایالات متحده امریکا

‫ناگهانی و تعمدانه حمله شده

‫توسط نیروی هوایی و دریایی امپراطوری ژاپن

‫ایالات متحده با دیگر ملل در صلح بود

‫و با درخواست از ژاپن

‫پدر از اقای رابرت کمک گرفت و من رو فرستاد که برم

‫این چیزیه که بیش از همه به یاد دارم

‫اولین و اخرین چیز‌ها

‫همیشه بیش از همه به یاد میمونن

‫ممنون

‫برات دعا میکنیم

‫خیلی خب

‫ما رو فراموش نکن

‫باشه چشم

‫فراموش نمیکنم. باشه؟

‫مراقب باش

‫حتما

‫مواظب زمینت هستیم اینجا ‫الان به مادرت کمک کن

‫خیلی خب؟ ‫حتما

‫نذارین بچه پولدارا برن سراغ لیلی می ‫نذارین زود بزرگ بشه

‫فقط برگرد ‫برمیگردم

‫همین راهی رو که میری برگرد. باشه

‫عاشقتم مادر ‫منم عاشقتم عزیزم

‫ممنون

‫نمیتونم به عقب نگاه کنم

‫به عقب نگاه نکردم

‫میگن اگه به رفتن کسی نگاه کنی بدشانسی میاره

‫نبضشو توی دست‌هام داشتم

‫هر نبضش رو یادمه

More Farsi Persian subtitles for Mudbound

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left