The first 200 lines.
ارائهای از تیم ترجمهی تی وی ورلد TvWorld. iNFO
« 2007»
" بفرما. " بادی هالی مثالِ دقیقیـه
...بادی هالی، همون روزی که مُرد
،آره، آره، میدونم، تو شیر و خط بُرد وگرنه توی هواپیما نمیبود
نه، در واقع "والنز" بود که شیر و خط رو بُرد
بادی هالی بود که هواپیما رو دربست کرایه کرد
میخوای بدونی چرا؟
چون از اتوبوس افتضاح خسته شده بود؟
نه، از لباس زیر افتضاح خسته شده بود
پس تصمیم گرفت هر چه سریعتر خودش رو به جایی که
،داشت میرفت برسونه تا بتونه رختشویی کنه
حقیقت داره
"پس داری میگی " روزی که موسیقی مُرد بخاطر زیرشلواری چرک شده بوده؟
.یه مثال خوبِ دیگه هجوم به ساحل نرماندیـه ،نازیها از اومدنمون خبر داشتن
برای همین میخواستن تو ساحل تانکها رو به خط کنن
تا بتونن به معنای واقعی توی آب بفرستنمون هوا
ولی هیتلر به این نتیجه رسیده بود که روز خوبی برای مصرف آرامبخشـه
...برای همین نتونستن بیدارش کنن
،تا تأیید نهایی برای تانکها رو بگیرن و باقیـش به تاریخ پیوسته
داری چی میگی تو؟ - دارم راجع به تصمیمات حرف میزنم -
چی، تو این قیاس من هیتلرم؟ - نه -
امیدوارم نباشم
،آه، فقط دارم میگم هر تصمیمگیریای ،بزرگ یا کوچیک
.یه تأثیری سراسر دنیا داره سختـه
مارتی، الان به تجزیه و تحلیل نظری احتیاج ندارم
میدونم. فقط دارم میگم وضع دشواریـه
میدونم
مارتی، مواظب باش
زیرنویس از عرفان و علیاکبر دوستدار €rik & Ali99
Thanks to Raylan Givens
چیزی که به دنبالش هستیم توسعهی بیشتر در بازار جهانیـه
در حال حاضر، ردهی اول درصد رشد توی صنعتمون
،سراسر آمریکای شمالی رو داریم
و کلیهی کاشی کاریهای سرامیکی رو تأمین کردیم
گرانقیمتترین کاشی کاری سرامیکی
که توی این پروژههای اخیر آپارتمان مستغلاتی
همینجا در شیکاگو خواهید دید
ارقام همه اونجا هستن
هر کی رو استخدام کنیم پتانسیل ،سود به صورت تصاعدی داره
اگه اونا ریسکهای درست ...رو میدونن
خب، آقای دل ریو، ما واقعاً فقط به این توجه داریم که
با تمرکز انحصاری به تنوعبخشیِ شرکتتون چهقدر سود میبرین
،و... و همونطور که توسعه میدین یه حدی رو
برای رقم حسابهای جدید که ،بعهده میگیریم نگه داریم
در مقایسه با این شرکتهای بزرگتر که به راحتی میتونن تصاحبتون کنن
که اینجا، شما نفر اول هستین
و اسم شما چیه؟
مارتی برد
آقای برد، مایلم نظرات شما رو بشنوم
،بله، خیلیخب. من... صادقانه بگم ...میدونین، من
تا وقتی به ارقام نگاه نندازم ارزیابی خاصی نمیتونم بکنم
من ارقام رو بررسی میکنم
این... کلمهی خوبی برای "بخاطر سپردنـه. " صادقانه
،متوجهاین، این شرکتهای بزرگ ...بیمقدمه
بدون آنالیز صحیح دادهها دست به کار میشن
بسیارخب. منتظر میمونم
خب، اینکار یه خورده زمان میبره
اوه، وقت دارم
مطمئنین؟ - خیلیخب -
آخرین کارتون برای ستاد انتخاباتی "راش" بود؟
بله
بله، سه دور... سه دور نامزدیشون رو بودم
و بعد همینطور برای "اوباما" در مبارزه انتخاباتی مجلس سنای ایالت کار کردم
درسته، ولی... قبل از اینکه اوباما معروف بشه
بابام توی یکی از مبارزههای انتخاباتی راش کار کرد
اوه جدی؟ - آره -
ببخشید، فامیلیتون چیه؟ - راکوسکی -
راکوسکی؟ تیم؟
آره - وای خدای من -
.وای خدای من، شباهت رو میبینم حالشون چطوره؟
.بازنشسته شده زیاد حرف نمیزنیم
اوه
...آخرین کارتون در
آم، 2002
صحیح
اون موقع اواخر حاملگیـم با دخترم شارلوت بود
فکر نمیکردم از پسش بربیام
و بعد چیزی نمونده بود برگردم و ...من... پسرم جونا رو داشتم
خب، چیزی که واقعاً اینجا دنبالشیم
یه مدیر خبریـه که از ...وقایع روز آگاه باشه، چون
،اگه از وقایع روز آگاهی نداشته باشی ...نمیتونی
با سنین 18 تا 29 سال که انتخابات رو تغییر میدن در ارتباط باشی
...ببخشید، فقط، من این صحبتها رو میدونم
...خودم این حرفها رو
برای کسایی که روی این صندلی وقتی خودم روی ...صندلی شما نشسته بودم زدم، پس، میدونی
ببین، رزومهی من به شکل واضح مشخصه که از پس اینکار برمیام
و درک میکنم که آیندهی مبارزهی انتخاباتی توی اینترنت رقم میخوره
،روی "مای اسپیس" هستم روی " فرندستر" هستم
و یه شبکهی اجتماعی جدید به اسم " فیسبوک" هست
که بنظرم واقعاً پرنفوذ میشه
پس، میدونم چطور با افراد جوون ارتباط برقرار کنم
رک باهات حرف میزنم
،بنظر زن خوبی میای و واضحه، صلاحیت داری
مثل بقیه، و اونا از مبارزات انتخاباتی اخیر دارن میان
متأسفم
آنتونی، چی بهت گفتم؟ اینجوری بهم نگاه نکن، خوش برخورد باش
فکر کنم باید به نصحیت خودت گوش کنی، لوئیس
واقعاً؟ اینجا تو زمین بازی؟
شماها شرم و حیا سرتون نمیشه، نه؟ بهت گفتم به وکیلـم زنگ بزنی
اوه، حتماً، زنگ میزنم، ولی با خودم گفتم شاید بخوای این رو ببینی
!بابا! بابا، الان من رو ببین
میدونی چه انتخابهایی داری، درسته؟
...باهام همکاری کن - !بابا -
وگرنه میبینی آنتونی از 6 به 10 سالگی رسیده
وقتی داری حریرهی لوبیا با مدفوع سوسک میخوری
و سمت دوشهای پرخطر میری - !بابا! من رو ببین! بابا -
تصمیم با خودته - !من رو نگاه کن، بابا -
لعنت، آنتونی، میبینمت - !هی، بیخیال، مرد -
میدونی داری تو چه وضعیتی قرارم میدی، نه؟
منظور همینـه، لو
عجله نکن
دوشنبه همینجا من رو ببین
خانوادهـت ازت تشکر میکنن
!گندش بزنن! لعنتی - آه -
خب، مستقیمـه - !گندش بزنن -
حالا هر چی، حالا هر چی - میبینمش. مشکلی نداری -
وقت بیشتری برای گرم کردن لازم دارم
.خیلیخب، دل درست سمت وسط
باید به وضعیت باد توجه کنم - آره -
!آره
لعنت. عجب ضربهای، دل - زیبا بود -
سرعت ضربهی خوبی هم داشت
از آخرین دفعه داشتی بازی میکردی
راستش نه
گوش کن، یه فکری داشتم
.میدونی، زمستونهای لعنتی شیکاگو سختن نمیتونم تحملشون کنم
شاید برای هردومون منفعت داشته باشه
،اگه یه جای گرم فروشگاه برقرار کنم مثل جایی که تو هستی
"شاید توی " کیمنز - لوئیس؟ -
بله؟
آدمی که فقط در مورد تجارت حرف میزنه تو تمامی جوانب زندگیـش یه شکست خوردهست
فقط گلف
تعطیلاتـه
نگران نباش، لوئیس
بروسیِ پیر الان گرم شد
وقتی شروع میکنه از خودش به عنوان سوم شخص حرف میزنه. اوضاعمون ردیفـه
و اینم رنج و عذاب
...عه
لعنتی
خیلیخب
ها؟ - بهترین رو اعصاب رفتن؟ - اصلاً حرف نزدنـه
ای کاش رستورانها هنوز قسمت سیگاریها داشتن، میدونی؟
همم. باید با این خط مشی حزبی نامزد بشی، مامان
.آره، شاید اینکارو بکنم از این بدتر نمیشه
خب کار چطوره؟
اون کار رو ول کردم - چرا؟ فکر کردم عاشقشی -
میدونی، یه روز باید دقیقهی آخری برنامهم رو عوض میکردم. بدجور عصبانی شدن
و براشون هم خیلی خوب کار کردم
چی... پس اخراج شدی؟ - نظر متقابل بود -
این ماه دومین باریـه که یه کار رو ول میکنی
.اوه، بیخیال، لطفاً مچ پام اذیتـم میکنه
خیلیخب
سلام، بارب - اوه، سلام، عزیزم -
سلام - ببخشید دیر کردم -
اوه چیه؟ تا حالا یه ماچ ندیده بودین؟
هیس
خب، چی رو از دست دادم؟ - مامان الان برای اون روزها -
که میتونستی با ناهارت سرطان ریه بگیری دلش لک زده بود
بابای منم اگه بود باهات موافق بود
نه... میدونی، نسل ما اینجوریـه
ولی، میدونی، هیچوقت بخاطر ترقیخواهیـم اعتبار برام قائل نمیشه
بیشتر از یه سال راجع به تو بهم حرفی نزد
،بخاطر محافظت از خودت بود بهم اعتماد کن
آره، درسته. از این خوشحالتر نمیشم که همدیگه رو دارین
حالا مجبور نیستم ناراحت یه زن بیبند و بار که قبلش رو میشکونه باشم
نه، نه، مجبور نیستی
اوه، الان برمیگردم
آم، لطفاً یه جعبه واسه این برام بیار
سیر شدم - حتماً -
همه چیز مرتبه؟ - آره -
منظورت چیه؟ - ...هیچی، فقط -
یه خورده پکر بنظر میاد
خب، تازه یه شغل دیگه رو از دست داده
اوه، خیلیخب
چیه؟
من چیزی نگفتم
نه، ولی مشخص بود به یه چیزی فکر میکردی
عصبانی شدی؟ - نه -
ولی داشتی به چی فکر میکردی؟
...خب، اون فقط، میدونی
چشمهاش، بنظر میاومد شاید چیزی مصرف کرده باشه
مثل چی؟ - نمیدونم -
احتمالاً، قرص - نه -
وقتی از اونجا رفت همهی اونا رو مصرف کرده بود
خیلیخب
فقط فکر میکنم مطمئنم اگه چیزی مصرف میکرد میفهمیدم
هی، اون مامان توئه
ولی تا جایی که دیدم، اونایی که به شخص نزدیکتر هستن اغلب متوجه نمیشن
یعنی، نمیتونن تصور کنن عزیزشون این بلا رو سر خودش بیاره
تقریباً انگار غذا رو میپزن تا آدمای بیشتری مریض بشن و مجبور به بستری بشن
از من بپرسی، بنظر یه برنامهی کاسبی میاد
خوب نیست، هان؟ - خوب نیست -
.ممنون که اومدی واقعاً سپاسگزارم
شوخیت گرفته؟ پس کجا باشم؟ بیخیال
فکر کنم یه رقاص لختی جیگر تو طبقهی سوم دیدم
پس مجبورم یواشکی برم و ...یه سلامی بکنم
اوهوم - یه چند دقیقهای -
خیلیخب - یه حرکتی بزنم -
اوهوم
No comments yet. Be the first to leave one.