The first 200 lines.
زیرنویس از مینوت
خب؟ خب، حالا چی؟
- متأسفم دانی - آها، باشه
- منو ببخش دانی - باشه، اوکی
شاید هنوز اون توئه
- اگر همچین فکری کردی چرا الان اینجایی؟ - خب اما بیرون نیومد
باب چه اهمیتی برام داره که دراومده یا نه؟
وظیفت بوده مراقب یارو باشی، که بودی. اشتباه میکنم؟
- رفتم پشت خونه - چرا؟ هوم؟ چرا باید همچین کاری کنی؟
چون قرار نبود از جلو دربیاد
من متأسفم باب اما این خوب نیست. این خوب نیست باب
اگر میخوای کار کنیم، همونطور که همیشه میخوای، بدون که کارت خوب نبود باب
- میخوام اینو یادت بمونه - چشم
الان چشم. اما بعداً چی؟ فقط یچیز باب. اقدام مهمترین چیزه
عمل همهکارهس و حرف کسشر هیچکاره
- دارم سعی میکنم یچیزی بهت یاد بدم - اوکی
- حالا فلِچِرو بگیر - فلچ؟
- از حالا به بعد فلچر همراه و همکار توئه - بله
- بهت دروغ میگم؟ - نه دان
اصن برام مهم نیست اون آدم پای یه اعتقادی وایساده
اگر صبح تو یه شهر ولش کنی و فقط یه اسکناس صدتومنی بهش بدی
تا شب کل شهرو گرفته کرده تو گونی
و همهی اینا حرف نیست باب. عمله
- عوضی دیشب ۴۰۰ چوق بُرد - دیشب دیگه کی برد؟
- روثی، اونم برد - تو میبری؟
آره، کارم بدک نبود. البته نه در حد فلچ منظورم اینه که فلچر واقعاً ورقبازی میکنه
- خیلی تیزه - آره درسته
- اینو منم میدونم - از اول عمرش همینطوری بوده؟
ها؟
استعدادش ذاتیه یا بهنظرت یاد گرفتتش؟
- یادگرفتتش؟ - معلومه که یاد گرفته، هیچوقتم یادش نرفته
هرچیزی که من یا فلچر بلدیم رو از کف خیابون یاد گرفتیم
اینجور کارا همینطوریان عقل سلیم، تجربه و استعداد
مثل وقتی که با اون آهن سر روثیو شیره مالید
کدوم آهن؟
- همونی که اون دفعه براش خرید - فک نکنم مال اون بوده باشه
- نبود؟ - نه، مال خودش بود باب
- ولی روثی خیلی از دستش شکار بود - چیز دور از انتظاری نبود باب
حقیقت اینه که اون داشت کار میکرد اینجور کارا همینن
- چی؟ - اینکه مردم مراقب خودشون باشن؟
دوستی و کار باید از هم جدا باشن بابی
اول باید روشن کنی دوستات کیان و کیا مثه دوست باهات برخورد کردن
هرچی غیر از این باشه بیخوده چون دلم نمیخواد بهت تذکر بدم
هیچی اون چیزی که بهنظر میاد نیست
میدونم دان
یسری آدما تو این خیابونن که یچیزی میخوان و هرکاری میکنن بهش برسن
تو این زندگی دوستی نداری
روثی کثافت!
روثی کثافت!
- صبونه میخوری؟ - گرسنه نیستم
- هیچوقت صبونه رو ترک نکن بابی - گرسنه نیستم
روثی عوضی!
- روثی آشغال! - صب بخیر معلم
- روثی عوضی! - چی؟
روثی آشغال! من اومدم ریورساید که یه قهوه بخورم خب؟
سر میز با گریس و روثی نشستم الانم میخوام یه قهوه سفارش بدم
پس گریس و روثی صبونهشونو میخورن و تمومش کردن
بعدش شروع به صحبت در مورد بازی و اینا کردیم
من نشستم. «سلام، سلام» و یه تیکه تست از بشقاب روثی برداشتم
و اون گفت «بازم بردار!»
بازم بردارم؟ معلومه که واسه تستی که چهارتاش یه دلارم نمیشه تعارف میزنی!
هرباری که میایم اینجا بازی ببینیم، من یه قهوه، سیگار و چوبشور میخرم!
یه کلمه دیگهم نگو!
اه بازم نشستیم چند بار باید برم و صورتحسابو بگیرم؟
اما نه، چون من هیچوقت هیچ قضیهای رو بزرگ نمیکنم اینم نمیکنم
پس با خودنمایی میگم: «مهمون منین» مثه یه عوضیِ اینکاره
اما معمولاً به این فکر میکنم که پیش دوستامم و همه رو میشناسم
اگر کسی عقبگرد کنه یا واسه دادن اجاره نیاز به کمک داشته باشه
یا یه عالمه پولو تو راه انداخته باشه یا یکی مریض باشه...
- منظور منم همینه - اینو بهت میگم
و دیگه هیچ چیزی به کس دیگهای نمیگم،
این حرف فقط از دهن یک جنوبی عوضی ناسپاس و یه جندهی بیقیمت
میتونه دربیاد
از هیچی هم پشیمون نیستم، و میدونم که بهشون نزدیک بودی
- به گریس و لوسی؟ خوشم میومد ازشون - من همیشه با همه به عدالت رفتار کردم
- درسته دان؟ - بله
اگر کسی علیه منه، اون مشکل خودشه. من مراقب خودمم
اگر از رفتار کسی نسبت به خودم خوشم نیاد نمیرم پشت سرش حرکات
کسشر بکنم و حرف کسشر بزنم.
دعا هم نمیکنم وقتی تو خیابونن یه آجر ول شه و صاف بخوره تو سرشون
اما امیدوارم تو یک لحظه
هر رول شیرینی که باهاش خوردم توی گلوش تبدیل به خوردهشیشه بشه!
به این فکر میکردم که اونا فکر میکردن این یارو انقد احمقه که بذاره صد تومنو دوستاش حساب کنن؟
ناراحتم میکنه. انقد ناراحتم میکنه که نمیدونم چکار باید بکنم
- شاید فقط ناراحتی - معلومه. معلومه که ناراحتم
- اونا هم مشکلات خاص خودشونو دارن - منم مشکلای اونا رو میخوام
احتمالاً داشتن در مورد یچیزی صحبت میکردن
پس بذار حرف بزنن. نه من نمیتونم بیخیال شم
اونا مثل یه عوضی باهام برخورد کردن، اونا خودشون عوضیان
تنها راه عبرت گرفتن اینجور آدما کشتنشونه
- قهوه میخوری؟ - گرسنه نیستم
بیا تو. دارم بابی رو میفرستم به ریورساید
جوینت کثافت! فقط احمق تولید میکنه
تیچ تو چی میخوای ها؟ باب به تیچ یه قهوه و به من یه بوستون (مشروب) بده
- بوستون تیچر؟ - نه
- چی؟ - سیاه
یچیزی هم واسه خوردن بگیر تو چی میخوری تیچ؟ مافین؟
- مافین نمیخوام - یه ژلهدارشو حتماً بدین
من مافین نمیخوام من هیچی نمیخوام
- بیخیال تیچ یچیزی بخور - اگر بخوری حالت بهتر میشه
بهش بگو بیکن بیاره، کاملاً خشک و برشته
و به زنه هم بگو اگه مال من باشه، اون بیشتر بهت میده
- چیز دیگهای نمیخوای؟ طالبی؟ - تا حالا طالبی نخوردم. اسهال میشم
بهش بگو نباید یک کلمه هم به روثی بگه
- نمیگه - نه. نه تو راست میگی
- متأسفم باب. ناراحتم - اشکالی نداره
- اشکالی نداره تیچ - دمت گرم
- خواهش میکنم - و یک بشقاب، اگر که داشتن
حتماً
- اون هیچی نمیگه - چه فرقی واسه من داره؟
جنده!
تو بدن اون جندهخانوم یه جو وفاداری هم نیست
بالاخره دیشب چطور بود؟
- این هیچ ربطی به اون قضیه نداره - میدونم. همینجوری پرسیدم
دیشب؟ تو هم اونجا بودی دان تو بگو چطور بود؟
خوب نبود. فقط یه تیم پول برد، فلچر و روثی
- جنده خانوم ۲۰۰ دلار برد - ورقباز خیلی خوبیه
اون ورقباز خوبی نیست دان اون یه تلکهکنِ خوبه و مثه زنا بازی میکنه
فلچ یه ورقبازه نه اون
اما روثی! دیدی که چجوری بازی میکنه!
و همیشه با اون یکی جندهس
- گریس؟ گریس پارتنرشه - همون بهتر که پارتنر اونه
میفهمی که منظورم چیه
همه نشستن و گریس باید زیرسیگاری بیاره، قهوه سفارش بده
همه...هیچکس تلاشی واسه پوشوندن ورقاش نمیکنه، همه میدونن چخبره
به تخممام نیست من میگم اون زنیکه فقط پارتنره
اما وقتی از پشتم رد میشه مجبورم ورقامو بپوشونم
آره. نظر منم اینه که هرکی اینکارو نمیکنه یه گاو کامله
قضیهی پوله بابا!
داریم در مورد ورقبازی حرف میزنیما
دوستی جای خودشو داره و یچیز خیلی خوبه و منم تا ته پایهشم
هیچوقت جز این نگفتم، و میدونی که نظرم چیه خب؟
اما بذار این دوتا رو از هم جدا کنیم باشه؟
بذار این دوتا رو جدا کنیم، اینطوری شاید بتونیم با هر کدوم عین انسان برخورد کنیم
میدونم که سر روثی یکم نرم میشی
میدونم که اون زنیکه و گریسو دوست داری میدونم بابم همینطوریه
- اونم دوسشون داره - منم دوسشون دارم!
مخالف این نیستم من مخالف نشستن و بازی کردن نیستم
میدونم بعد از اینم بازی میکنیم. این چیزا اتفاق میفتن. منم مخالف این نیستم
و آره آره آره، خودم میدونم خیلی باختم تو این بازی و این کسشرا
اما تنها درخواستم اینه و تو صورتش اینو بهش میگم
که یادش بمونه هرکی کیه
و نباید با اون و گریس این طرز برخوردو داشته باشه
گذشتهها گذشته و داریم تو حال زندگی میکنیم پس برو گور بابات!
دیدی؟
- چخبرا؟ - هیچی
- همون خبرای قدیمی ها؟ - بلی
- کلاهمو دیدی؟ - نه. جا گذاشته بودی؟
- آره - از ریورلندم پرسیدی؟
- اینجا جا گذاشتمش - کِی؟
- دیشب - اگر اینجا گذاشتی که همینجاست. ندیدیش؟
نه
- فلچ نیومده اینجا؟ - نه
- شاید یه سری بزنه نه؟ - آره. کارش معلوم نیست
ممکنه صبح یه سری بزنه و بره ۱۰-۱۵ روزی گموگور شه
هیچکس رفتنشو نمیفهمه
- چیه؟ - میخوام باهاش صحبت کنم
- شاید روثی بدونه - اون جرثومه
- بین تو و فلچ اتفاقی افتاده؟ - نه فقط باید باهاش صحبت کنم
شاید پیداش بشه
- اینا چیان؟ - اونا؟ اونا مال ۱۹۳۳ان
از اون چیزه؟ ایول
اونام مثه چیزای دیگه بازار خودشونو داشتن
واسش مجوز گرفتن همه داشتنش
یعنی انقدی داشتن که بار ارسال کنن؟ - شت آره. اونم همین اخیر
موضوع اینه که دو سال فرار کردن و همه جور آدمی هم داشتن
هر سال اونا هرچیزی که به دستشون بیاد رو میخرن
میخوان از بوفالو پسش بگیرن و بدنش به عمشون. دهنپرکنه
- چقدر هست؟ - لامصب خیلی خفنه
- قراره ۱۵ دلار بگن - خیلی دروغگویی
- قول شرف میدم - چه کسشرایی!
- سر هرچیزی - آره هرچیزی مثه این
اگر چیزامو دور نمینداختم امروز یه مرد پولدار میبودم
الانم داشتم تو یه دریایی تو اروپا قایقسواری میکردم
آها
- چیزایی که بابام تو کشوش میذاشت - بابای منم همینطور
- زیرزمین؟ - اوهوم
اسباببازی تو حیاط پشتی خدای من
- در موردش حرفم نزن - اصن نمیخوام حرفی در موردش زده بشه
- میخوای یکم جین بازی کنی؟ - بعداً
اوکی
نمیدونم...
روز تخمی. هوای تخمی
- فکر میکنی بارون بیاد؟ - خودت نگاش کن
بابی بابی بابی بابی بابی
- روثی ازت عصبانی نیست - تو از کجا میدونی؟
- باهاش صحبت کردم - تو باهاش صحبت کردی؟
- آره - از تو خواستم، خودت نخواستی
- خب اون ازم خواست - تو بهش چی گفتی؟
- تو اینجا بودی - چی بهش گفتی باب؟
- فقط تیچ اینجا بود - اونم قراره بیاد؟
فکر نمیکنم
پس خوبه. باشه باب
نباید اون کسشرو بخوری
- چرا؟ - نسبت به غذاهای سالمی یه حسی دارم
- این غذای سالم نیست تیچ. ماسته - غذای سالم نیست؟
- نه خیلی وقته میخورم - ماستو؟
آره. اونا تو برنامه My Little Margie در موردش شوخی میکردن
- قضیه خیلی قدیمیه - چته؟ یذره که نمیکشتت
قهوهی من کجاست؟
No comments yet. Be the first to leave one.