The first 200 lines.
!اه
!مزخرفات
!اوه، هیس
!این ناقوسهای لعنتی
هر جا که میرم فقط این ساعتو میبینم
که بهم زل زده
مردهشوریا فایدهای ندارن
مارلی خودش هم تأیید نمیکرد
!حیف پول
!حیف وقت
!هی، هی
!ولم کن
!اوه! ولم کن
!ولم کن
!خیلی خب، همه بیرون
شما کی هستید؟
.رئیس بیبیسی
.اون یه تویکس بود
!بیرون
.خیلی خب
.پس طرح B
!کتها
!آره
!یالا
داری چیکار میکنی؟
.گفتی من اسکروچ میشم
.نه، من اسکروچم، واسه همین دماغ رو گذاشتم
.تو نقش روح کریسمس آینده رو بازی میکنی
.اون که دیالوگ نداره
.بازیگرا گفتن اگه تو اسکروچ باشی، از گروه میرن
چی، کل گروه؟
.من بازیگر نقش اول هستم
.نه، تو بدترین بازیگر گروهی
!ای بابا
!خاله دایانا، قول دادی
.فقط زودباش
.خب، پس باید تلفنی انجامش بدی
!آنی، آنی
چی، چی؟
.هیچ کدوم از دیالوگام یادم نمیاد
دوباره؟
.از استرسه
.با من بیا
اگه مریض شی چی؟
!نمیشم
اگه آسیب ببینی چی؟
من باید کاملاً از پا افتاده باشم
.تا الان انصراف بدم
واقعاً؟
!برو تو
.فقط وایسا، وایسا
.عصر بخیر، بینندگان بیبیسی
متأسفانه، بازیگران "سرود کریسمس"
.همگی مریض شدهاند
!فقط برو کنار
!میکروفون منه، مال منه
اما نگران نباشید، گروه نمایش پلیتکنیک کورنلی
اتفاقاً از اینجا رد میشدند و جایگزین میشوند
با حضور راوی مهمان ویژه، خاله ساندرا
.دیم دایانا ریگ
.لطفاً از تماشای "سرود کریسمس" لذت ببرید
!اه
!مزخرفات
!هیس، ناقوسهای لعنتی
.هر جا که میرم، فقط اون ساعت لعنتی رو میبینم
هر جا که میرم،
.فقط اون ساعت لعنتی رو میبینم
!که بهم زل زده
!آه
.مردهشوریا کلاً فایدهای ندارن
.مارلی خودش هم تأیید نمیکرد
.حیف پول
.حیف وقت
.مارلی از اول مرده بود
.در این مورد هیچ شکی وجود نداشت
دفترچه دفن او امضا شده بود
توسط متصدی مراسم جدی و البته
.تنها عزادار، شریکش، آقای اسکروچ
.خاله دایانا، نوبت شماست، بفرمایید
.در شب کریسمس، اسکروچ وارد دفتر حسابداری خود شد
.او در کارش سختگیر و خسیس بود
گناهکاری پیر و زورگو، حریص و ناخنخشک
.که مثل سنگ خارا سخت بود
.هوا سوزنده بود
.اما سرما و گرما تأثیر کمی روی اسکروچ داشت
.هیچ گرمایی او را گرم نمیکرد، هیچ هوای زمستانی نمیتوانست او را سرد کند
.هیچ بادی که میوزید تلختر از او نبود
!بس کن، بس کن
میشه بس کنی؟
!آخ
نه مردی، نه زنی، نه کودکی
.در لندن نبود که در خیابان نزدیک اسکروچ راه برود
!اوه
!برو، برو کنار
اما تا زمانی که او میتوانست
با صرفهجویی کارهای خود را انجام دهد
و سکههایش را بشمارد
اسکروچ چه اهمیتی میداد؟
.کریسمس مبارک، آقای اسکروچ
.کریسمس مبارک عمو، خدا حفظت کنه
!اَه، مزخرفات
کریسمس، مزخرفه؟
.عمو، مطمئنم منظورت این نیست
.اتفاقاً همینه، فرانسیس
...کریسمس چیه جز یه زمان دیگه برای اینکه ببینی خودت رو
یه سال بزرگتر و نه حتی یه ساعت پولدارتر؟
اوه
...هر احمقی که با "کریسمس مبارک" توی دهنش راه میفته
باید با پودینگ خودش جوشونده بشه...
و با یه شاخه هالی که از قلبش رد شده، دفن بشه...
!اوه
!اون لبخند احمقانه رو از لبت پاک کن
.من همه دلیلها رو برای لبخند زدن دارم، عمو
.و توی این موقع از سال شاد باشم
تو چه دلیلی برای شاد بودن داری؟
.بهاندازه کافی فقیری
تو چه دلیلی برای دلگرفتگی داری؟
.بهاندازه کافی پولداری
وقتی توی همچین دنیایی از احمقها زندگی میکنم، مگه چجوری باشم؟
...چرا آدم احمقه که برای عموش
کریسمس مبارک آرزو کنه؟...
.چون هیچ سودی برات نداره
سودی برام نداره؟
...این تنها زمانی توی تقویم طولانی سال هست
که زن و مردها میتونن آزادانه قلبهای بستهشون رو باز کنن...
و دست یاری به زیردستهاشون دراز کنن...
همونجور که یار و همدم واقعیشون هستن...
.چه سخنرانی خوبی، فرانسیس. جات توی مجلسه
...کریسمس، عمو، هرچند هیچوقت
حتی یه ذره طلا هم توی جیبم نذاشته، اما به من خوبی کرده...
و باز هم خوبی خواهد کرد...
!و من میگم خدا حفظش کنه
!خانم فرانسیس
.دیدنتون چه لذتی داره
.خب، کریسمس مبارک، باب کراچت
.کریسمس شما هم مبارک
.یه صدای در میشنویم
!اوه، یه صدای در
...اوه، حتماً اون زوج دوستداشتنی هستن
که دارن برای یتیمخونه پول جمع میکنن...
!چه آدمهای شاد و شجاع و خیرخواهی هستن
آیا افتخار صحبت با آقای اسکروج رو دارم؟
یا آقای مارلی؟
.آقای مارلی هفت سال پیش درست همین روز مردن
.اوه، متاسفم که این رو میشنوم
...ما داریم برای یتیمخونه پول جمع میکنیم
برای مراقبت از بیماران و کمک به فقرا...
مثل جِین کوچولو که اینجاست...
!بذارش روی قفسه، باگزوُرث
.بله، آقای اسکروج
.آه، کریسمس مبارک خانم فرانسیس
.شما هم همینطور
.آه، بذارید کمکتون کنم آقای اسکروج
!اوه، نه
.ایشون کاملاً از کار افتادن
.نگران نباشید، من کار رو دست میگیرم
!من خوبم
!مزخرفات
!برو بیرون، باگزوُرث
چه مبلغی رو براتون ثبت کنم، آقای اسکروج؟
.هیچی
میخواین ناشناس بمونید؟
.من میخوام تنها باشم و پولم رو نگه دارم
پس برای نیازمندان چی میخواین؟
!که بمیرن و از جمعیت اضافه کم کنن
.من زیاد توی کیف پولم ندارم
.نترسید، آقای کراچت. شما از بقیه فقیرترید
.اما هر چقدر کم که دارم، برای شماست
.متاسفانه فقط یک پنی دارم که پسانداز کردم
میخواین از تنها سکهتون دل بکنید؟
.بله
برای خانوادهتون لازمش ندارید؟
.نه
.اوه، ممنونم، آقای کراچت
.شما هرچی که دارید رو به خیریه میدید
.نه
نه؟
نمیخواین به خیریه کمک کنید؟
.بله
مطمئنید؟
.نه
.شما باید یه انتخاب کنید
انتخاب کنید، سکه رو بهشون میدید؟
.بله
!ممنون
.این کیف تو چین ساخته شده
.خدا به همراهت باشه، جِین
...امیدوارم سخاوت مردم خوب
شهر لندن، شما رو این کریسمس شاد نگه داره...
.اوه، کریسمس مبارک خانم فرانسیس
.کریسمس مبارک، آقای کراچت
.شما هم همینطور
...عمو قهر نکنید، بگید که میاین
و فردا با ما شام میخورید...
.نه، فرانسیس، من کریسمس رو تنها میگذرونم
...لطفاً کریسمس رو به شیوه خودت جشن بگیر
و بذار من هم به شیوه خودم جشن بگیرم...
جشن بگیرید؟
!ولی شما که جشن نمیگیرید
.پس بیخیالش میشم
No comments yet. Be the first to leave one.