The first 200 lines.
« اولین سایت پیشبینیِ ورزشی با آپشنهای بینظیر » ::. BPersia.Win | بیپرشیا .::
اُوه
همه چی خوب پیش میره، نه؟
تئو کجاس؟ - رفته کنفرانس...درمورد قارچهاس -
هیچکی دیگه با من سوسک جمع نمیکنه - جای تعجب هم نداره -
اون سوسکا از مدفوع حیونا ساخته شدن - اونا از اون ساخته نشدن، سوسکا توی اونا زندگی میکنن -
...اول جداش میکنن، بعد گردش میکنن
و بعد خاکش میکنن...
کاش فقط بابات اینجا بود
اون به طبیعت هم علاقه داشت؟ - نه -
اُوه
چرا نمیری ماهی گیری؟ بخوام روراست باشم بهتر میتونیم با ماهی گیری کناربیاییم
آره، آره، مرسی که رسوندیتم خونه
شما خیلی خوبید ولی من ازدواج کردم
مادرم برام پیداش کرد، اون تو کار حمل و نقله
خیله خُب
بعد از آخرین بار دیگه بیشتر از این نمیتونم شکستهای عاشقانتو تحمل کنم
اُوه، نه، من هنوزم دارم میگردم فقط واقعاً از اونا خوشم نمیاد
ممکنه بندرگاه رو هم آزمایش کنم - مارگو، تو به یه کار احتیاج داری -
چرا من؟ پس لاری و لسلی چی میشن؟
!من خودم کار دارم
به اون نمیگن کار
اون سیاه بازیه - خفه شو، لسلی -
!چخه
اون ازدواج کرده، با یه نفر که تو کار حمل و نقله
شما فکر میکنید کارم جواب نمیده؟ ...این حاصل شش ماه خون و عرق ریختنمه و
اون آبکیا دیگه سراغشون نمیرم...- آره، میدونم. موفق باشی، عزیزم -
دستهای گره خورده در هم در حال عبادت بودند
کت بر تن و شال دور گردن چرخیده به مانند خزهای که دور درخت تابیده باشد
دوست داشتنین عزیزم واسه من هدرشون نده
خدا رو شکر، غذا رسید - آ آ اون واسه الکسیاس -
واسه دومین سالگردمونه
اُوه، پسر خوب
اون بهترین بچته
میبینی، توی انگلیس ما چیز خاصی واسه علاقه نداشتیم، لاگارتزیا
اون بهترین بچته
ولی اینجا واسه اون خوبه
ما همه به دوست داشتن نیاز داریم اون الکسیا رو داره
لاری، نانسی رو توی انگلیس داره
و تو هم....؟ - خیله خُب، لاری -
میدونم قراره چی بگی، بعداً واسه خودمم میگردم
واسه الکسیاس
آه
برو پس، یه کاری بُکُن
سلام، خانم دورل
اُوه
سلام، اسپیرو
میخوای برسونمت؟ - نه، نه، من خوبم، مرسی -
میرسونمت - نه، نه، نه ممنونم -
نه، میرسونمت
بارک الله
سلام
انگلیسی هستی؟
آره، جریم
کاستیس
چرا از من قایم شدی؟
نه،من فقط...یکم به سایه پناه برده بودم
نه، قایم شده بودی
کجا میرفتی؟ - اِم، میرم شهر، به لطف تو، اسپیرو -
بیخیال، کجا میرفتی؟
خونه سون میرفتم - آه -
چرا میری اونجا؟ - که یه سوالی ازش بپرسم -
از من بپرس، من همه چی رو میدونم
اون سوئدیه - اون زندگی لاری رو نجات داد -
به هر حال، چه ربطی به سوئدی بودنش داره؟
خیلی تنبله واسه درست کردن یه امپراتوری انگلیسی و یونانی، خیلی تنبله
ارودیوس
مرغ ماهی خوار
سلام، سون
لویزیا
خواستم واسه پیشنهاد پرداخت عمل لاری ازت عذر خواهی کنم
به خاطر انگلیسی بودنته شما دوست ندارید بدهکار کسی باشید
شما تو سوئد زیادی متفاوتید؟
نمیدونم، هرسال کمتر دارم سوئدی میشم
فکر کنم تا 38% درصد اُفول داشتم
ولی یونانی ها رو دوست دارم، اونا روراستن
اِم، فکر نکنم یه ذره هم یونانی بودن درم باشه
اُوه، قطعش کن
از آکوردین خوشت میاد؟
اِم، نه، واقعاً
الان دیگه تمایلی به رو راستی نداری؟
همه آکوردین رو دست دارن - ...خُب -
اُم، باعث تعجبم میشه اگه چیزی راجب برداشت زیتون بدونی
دقیقاً تو از چیش خوشت نمیاد؟
...اِم، من
...صداش، به نظر یکم شبیه
...یه پیانو کوتولهس، من...
،تو بزوکی رو ترجیح میدی
مثل یه چنگ کوچیک واسه...احمقا؟
من یه چندتایی حیوون دارم
حیونا رو دوست دارم...اونا نیاز به تغذیه دارن
پس مجبورم الان برم خونه... - بیا، ایلا -
اُوه، عزیزم
میخوای به آلکو سلام کنی؟
چه خبره؟
اون دیگه کیه؟
استراتوس - یاساس -
اون دوست پسر قدیمیمه
خیله خُب
و الان دوست پسر جدیدمه
دوچرخت واسه دختراس
یه هدیهس...واسه الکسیا
نه، نمیتونی اونو بهش هدیه بدی
خیله خُب پس، واسه اون باهات میجنگم
میبینی، الکسیا اونو نمیخواد
خُب، باشه، اگه تو میخوای
...نه، نمیخوام
باشه، باشه، بزار یه دوئل کنیم
یه جواهر؟ - یه دوئل، با تفنگ -
خطرناکه - خطرناک و احمقانهس -
برو گمشو، برو
اُوه، نه
عزیزم، چی شده؟ - با الکسیا بهم زدم -
اُوه، لسلی، متأسفم
دوست پسر قدیمیش برگشته بود
خیلی ناراحت کنندس - ازش متنفرم -
خُب، نباش
درواقع باش - ...اون -
میدونم توی هیچی خوب نیستم - هستی -
نیستم، مثل لاری باهوش نیسستم یا مثل جری جذاب یا...حتی مثل مارگو
...خُب، اون - بغیر از تفنگهام -
اون اولین چیز خوبی بود که تا حالا برام اتفاق اُفتاده بود
خُب، خانوادت هنوز هست
منو ببین، حتی نمیتونم قشنگ گریه کنم
اون قشنگه. نیستی، آلکو؟
هستی - واسه تو -
برشدار - واقعاً؟ -
...و تو مثل یه...خانواده
اونو دوست میداری؟...
...خانواده...مثل یه
قلب مهربون...
موقعی میفهمی که از دستش داده باشی
واسه اون نیاز به ماهی داری
فردا برگرد، میتونیم کُلی بگیریم
برمیگردم
مطمئنی نمیخوایش؟ - جایی که من زندگی میکنم نگه داشتنش سخته -
چرا؟خانوادت ازش خوششون نمیاد؟
بجز آخر هفته ها من توی اون جزیره زندگی میکنم
جزیره زندانیا؟
اونجا کار میکنی؟
نه
پس تو یه محکومی
اُوه
مطمئنم یه روشی هست از لاگارتزیا بپرس چطور انجامش میدن
اون گفت گرده زیتون باعث حساسیت صورتش میشه
صورتش همیشه حساسیت داره - خُب، این بیشتر حساسش میکنه -
پس تو کمکم میکنی؟ - من دارم کار میکنم - منم دنبال کار میگردم -
داری چکار میکنی؟ - میخوام یه موشک پشتت سوار کنم -
خُب، پشت لسلی سوارش کن
درمورد دوست دخترت متأسفم، لس
منم همینطور
منم همینطور...خیلی زیاد
عزیزم، لسلی، کجا داری میری؟ - تیر اندازی -
قول بده...قول بده به الکسیا یا دوست جدیدش شلیک نمیکنی
البته که نمیکنم، شام نیازداریم، نه؟ - اُوه، عزیزم -
قبل از اینکه پدرتو ببینم کُلی از مردای شهر رو رد کردم
اونا بعد از جواب رد میخندیدن
شاید اونا واقعاً تو رو نمیخواستن
میدونی کی ممکنه واسه مارگو کاری سراغ داشته باشه؟ نمیدونم از کجا باید شروع کنم
خُب، چه نوع کاری مد نظرت هست؟
نمیدونم، تو مایه های لباس یا...بسته بندی غذا
فکر کنم تو یه مدلی چیزی توی کورفو یا پاریس بودی
فکر میکنی کاری واساش تو دستو بالت باشه، مثل کمک به تو و دکتر پتریدیس؟
نه واقعا، تجریه قبلی چیزی داری؟
...نه، ندارم- نه، ولی اون همیشه دوست داشته رنج ها رو کاهش بده -
اینطور نیست، عزیزم؟
...بگو دیگه، اون...اون دفه بود...وقتی که
چی؟
خواهش میکنم یه کار کوفتی بهش بده
فرض میکنم بتونیم به صورت کلی ازش استفاده کنیم
پیام بردنی، تمیزکردنی - فوق العادهس -
و در گذر زمان ممکنه یه پرستار واقعی بشه
از الان دارم میبینمت دکتر مارگو
میدونی، ممکنه جالب هم باشه - بزار زیاد دور نریم -
ما ازت نمیخوایم که یه آپاندیس رو جراحی کنی، ما سون رو واسه اون داریم
کلاً تا حالا دیدیش؟ - ...اِم -
نه،من...اِم، نه، فکر نکنم دیده باشم
مارگو توی یونان چطور بودی؟ - ...من - اُوه، خیلی خوب بود. فوق العاده تند فِرض بود -
معلوم شد که کنتس موروداکی یه بیماری لاعلاج داره
عزیزم - هایپو کندریا -
...اون همینطور یه چیز - لویزیا اینجاس -
ویلا...
سلام - مارگو قراره بیاد و یه هفته باهامون کار کنه -
و بعش شاید...واسه همیشه
فوق العادهس، از کِی میتونیم شروع کنیم؟
هرچه سریعتر بهتر - از پاییز؟ -
در گاله رو ببند
داری چکار میکنی؟ نه - چیه؟ - تو نمیتونی یه آلباتروس رو بیاری خونه -
این یه مرغ ماهی خواره - آلباتروس هم سایزش مثل اینه -
داره دندون قروچه میکنه - نمیکنه - داره یه چیزی رو بهم میسابه -
اون نَره، اسمش هم آلکو هست
من به اسم گذاشتن روی حیونا اعتقاد ندارم انسان پنداری اونا واسه ادمای اَبله هست
اُوه
شایدم نیست
میخوام یه قفس دیگه بسازم
اونا میشاشن و میرینن
جلوشون رو بگیر
من آدمای چلاق و مریض رو درمان میکنم
اینطور بهش میگن - تو یه ور دستی نه یه پرستار -
من یه چشم انداز کوفتی نسبت به فلورانس نایتینگل دارم
No comments yet. Be the first to leave one.