The first 200 lines.
هوم
هووم
آقاي دکتر، ميخواي چيزي بگي يا نه؟
روزي چند تا سيگار ميکشي؟
فقط وقتايي که استرس دارم سيگار ميکشم
بعد چند وقت يه بار استرس ميگيري؟
آآآآه
و نوشيدني؟
اون رو...يعني فوقش يکي
بعضي وقتها 2تا...خب بعضي وقتها هم 3تا
ديگه بيشتر از 4تا نميشه
در هفته؟
روزانه؟
و گوشت؟- هيچي-
خونوادهـم گياه خوارن، دکتر
مگه اين که بيرون غذا بخورم
چند وقت يه بار بيرون غذا ميخوري؟
آه
شريکانت ، سطح فشار خونت باز هم داره بالا پايين ميشه
هنوزم سرگيجه داري؟
شکلات همراهت هست؟
از بچههام هم بيشتر شکلات ميخورم
هميشه يخورده پيشم هست
يکي ميخواين؟- گزارش وضعيتت رو ببين-
کلسترولت رو کنترل کن
غذاهاي گوشتي و سرخ کرده رو ديگه نخور سيگار رو هم ترک کن
فوقش ديگه روزي يه نوشيدني بخور
و حداقلش؟- نکنه ميخواي بميري؟-
بي خيال دکتر ، مگه چي هست که بخوام براش زندگي کنم؟
اين که شوخي بردار نيست- آره ميدونم، اما-
تو رو خدا ديگه من رو نترسون وگرنه شلوارم رو خيس ميکنم
و ديگه کمتر مضطرب شو، شريکانت
يه خورده استراحت کن
با خانوادت وقت بگذرون-
..همش درمورد کار فکر نکن- يه لحظه-
چيه چي شده جي.کي ؟
چي؟
!کالا گورا
الان ميام
هنوز کارم تموم نشده- فهميدم ديگه، دکتر-
غذا، استرس، نوشيدني، سيگار همه رو بايد کم کنم
کلا يعني برم بميرم ديگه
اصلا چرا خودم رو نکشم؟
برو کنار ، بجنب برو عقب
با دوستام اومدم...
آروم باش
مي دوني بايد چيکار کني
لباس رو تنش کن- چشم قربان-
امتحان بيسيم-
کنار بايستين
بريد کنار
لطفا بريد کنار
اگه بمب منفجر بشه، سلفي خيلي جالبي ميشه
از باقي موندههات، احمق
کنار، کنار
با بيسيم دستورالعملها رو بهت ميدم
تو فقط ازشون پيروي کن، فهميدي؟
حالا ديگه برو- لعنتي اين ديگه چيه؟-
حداقل يه لباس درست حسابي بهم بدين
يخورده چسب بيار، بدو
شماره پلاک موتور رو چک کردي؟
به نام کيه؟- تقلبيه؟-
شماره شاسي رو هم چک کردي؟
شماره شاسي؟
اوه
واحد خنثي سازي بمب، جواب بده
اسکوتر مال کيه؟- چيرايو-
چيرايو ، جواب بده
شمارهي شاسي رو ميخوام
اين چه وضعيه
به نظرت من مکانيک موتورم؟
فقط چکـش کن.. لطفا
الان منفجر ميشه.. بدو بريم
!!احمق
شمارهي شاسي رو بنويس
هيچ شمارهاي نيست !اين موتور دزديه
نيست
فيلمهاي دوربين مداربسته رو چک کردي؟
...دوربين مداربسته
يه دقيقه
چيرايو، اگه شک داري ماموريت رو لغو کن
تکرار ميکنم
اگه مطمئن نيستي فقط ماموريت رو لغو کن
لعنتي
يه نخ بهم بده
تصوير همهي دوربينهاي مدار بسته منطقه رو ميخوام
از شب تا صبح
باشه صبر ميکنم حتما
هي، بيا بگيرش
آخرين اسمهاي کد و رونوشتها، لطفا توي ديتا بيس نگهشون دار
چطور اين اتفاق افتاد؟
چطوري اين رو نديديم؟
نخست وزير داره از آژانس تحقيقات ملي ميپرسه که چطور نتونستيم جلوي اين حمله رو بگيريم؟
شرکت خدمات مديريتي براي جلوگيري از يه همچين حملههايي به وجود اومده
پس چه کوفتي اشتباه پيش رفت؟
قربان، اين کار يه مشت تروريست نيست
به نظر کار يه آدم تنهاست
يه عمليات تک نفره ست
وگرنه رادار يه چيزي نشون ميداد
داريم تحقيق ميکنيم قربان
قربان، فکر ميکنيم اين يه حملهي يک باره ست
بهتره مطمئن باشي که اين حمله بزرگ تر از چيزي که ميگي نباشه
قربان، فکر نکنم ممکن باشه- قربان، فکر کنم امکانش هست-
...متاسفم قربان، ولي
بايد کاملا اين رو بررسي کنيم، قربان
ميخوام گزارشش فردا صبح سر ميز نخست وزير باشه
فهميدين؟
بله قربان- شري، شما ميتونيد بريد-
ممنون قربان- شارما، بشين لطفا-
و شري؟- بله قربان-
ميخوام تا فرودگاه باهام بياي
چشم قربان
چطوري اين رو نديديم؟
!همهي ابزار و زيرساختهاي لازم رو داشتيم
ولي حتي يه پرچم قرمز هم بالا نيومد
پرچمهاي قرمز در صورتي بالا ميان که خطر بالاي 50 درصد باشه
هيچ کدوم از الگوهاي خطر به بالاي 50 درصد نرسيدن
يه چيزي به اسم هوش انسان هم هست
چطوري ميتونيم هميشه به اون جعبههاي الکترونيکي آشغالي وابسته باشيم؟
شري، من دارم روش کار ميکنم
دکتر مگه بهت نگفت سيگار رو ترک کني؟
يه نخ سيگار بهم بده
هنوز حتي وسط سال هم نشده و همين الانش 42 نفر مردن
فقط با يه بمب گذاري اين شکلي ديگه
تعداد مردهها ميتونه به 100 نفر هم برسه
دکتر چاولا لطفا به بخش زايمان اتاق شماره، مراجعه کنيد
قربان
سلام دکتر شريکانت هستم از آژانس تحقيقات ملي
پيشرفتي کرده؟- هنوز هيچي-
نميدونيم کي از کما در مياد يا اصلا از کما در مياد يا نه
ولي علائم حياتيش رو ثابت نگه ميداريم تا زنده بمونه
گشنه نيستم
تا غذا نخوري خوب نميشي
دارو خوردن با شکم خالي هيچ فايده نداره
به خودت بستگي داره
آه
درست مثل هندي حرف زدن من
آقا، دارين چيکار ميکنين؟
اجازه نداريد اينجا باشيد لطفا بيرون منتظر باشيد
مريض اذيت ميشه
من از آژانس تحقيقات ملي ام
اوه- بله-
مشکلي نيست، خواهر مري
مري- اسم قشنگيه-
نگران نباش، خودم حواسم بهش هست
باشه- آره-
خداحافظ خواهر
داداشم موسي! چه زندگي اي
داري از اقامت لاکچريت لذت ميبري
...وقتي ما مريض ميشيم
بايد توي صفهاي طولاني و بلند بيمارستانهاي دولتي وايسيم
ولي ببين! بخاطر تو يه بخش کامل رو بستن
قربان، ميشه يه چيزي ازتون بپرسم؟
هوم
آروم
هنوز پشيموني؟- چه پشيموني اي؟-
که موقع مرگ مادرت کنارش نبودي
معلومه
هر روز خدا حسرتش رو ميخورم
ميخوام فقط يه بارم که شده مادرم رو ببينم قربان
منم همين رو ميخوام
ولي سازمان حتما ازم ميپرسه که چطوري داري کمکمون ميکني
!و من چرا اينقدر باهات خوش رفتاري ميکنم
چي بايد بگم؟
به من کمک کن منم بهت قول ميدم که مادرت رو ميبيني
قول ميدم
خب، کي به داعش پيوستي؟
سه سال پيش
از کاساراگود رفتم
آصف
اون از قبل توي سوريه بود
اون ترتيب همه چيز رو داد
وبسايتهاشون رو دادن دست من
وبسايتها؟
بله
چي فکر کردي؟
اونا حتي قيافهي هنديهارو هم تحمل نمي کنن
اونا هم مثل شما با ما رفتار ميکنن
مسلموناي هند، حتي بيرون از اينجا هم کار درست حسابي گيرشون نمياد
کارايي مثل توالت تميز کردن و تي کشيدن و جارو کشيدن گيرمون مياد
اگه تحصيل کرده باشي، ميندازنت پشت کامپيوتر
آصف
بشين بشين
آروم باش
خسته بودم قربان
فقط ميخواستم از اونجا فرار کنم
همونجا بود که فهميدم آصف داره برنامهي يه عمليات توي هند رو ميچينه
التماسش کردم که بذاره منم جزو عمليات باشم
اين تنها راه برگشتن به هند بود
آصف هيچ اشارهاي به عمليات نکرد؟
هر وقت ازش ميپرسيدم
مي گفت که يه اتفاق بزرگ قراره بيفته
يه اتفاق بزرگ؟
ديگه چي؟ يخورده به حافظهت فشار بيار
نه، چيز ديگهاي بهم نگفت
سعي کن يادت بياد داشت از چه کار بزرگي حرف ميزد؟
چه فرقي ميکنه قربان؟
حالا که ديگه آصف و ابو نيستن ماموريت هم کنسل ميشه. نه؟
آصف زنده ست
توي کماست
No comments yet. Be the first to leave one.