Fate/Zero

Fate/Zero

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Fate Zero S01 E03 Uncen BD
A Commentary by Dogtor
BD هماهنگ با نسخه

Tags

other
Published on: 2018-12-02
Downloads: 48
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 168 lines.

. همه چي خيلي خوب پيش رفت

، بازي هات خوب وقتمو مي گذرونه

. توکيومي

... خيلي ممنونم ، پادشاه پادشاهان

. پادشاه قهرمانان ، گيلگمش

. همه ي کارهات جلال و جبروتت به عنوان پادشاه قهرمانان رو نشون مي ده

. و نشون مي ده بايد دنبالِ کدوم دشمنمون باشيم

، ازتون مي خوام فقط براي يه مدت کوتاه

. کاري نکنيد و دست نگه داريد

. باشه

. فعلا ، با همين چيزاي کوچيک سرمو گرم مي کنم و مي رم گشت مي زنم

. اين دوره خيلي جالبه

از دنياي مدرن خوشتون اومده ؟

. زشتي براي اين دنيا کمه

. اما با اينحال ازش بدم نيومده

. حالا سوال مهم اينه که گنجاي اين دنيا ارزش اينو دارن که برم دنبالشون

، اگه چيزي نباشه که لياقتِ منو داشته باشه

، بايد بخاطر اينکه الکي احضارم کردي ، تاوان پس بدي

. توکيومي

. نگران نباشيد

. جام مقدس حقيقتا برازنده ي پادشاه قهرمانانه

. من اينو مشخص مي کنم ، نه تو

. فعلا اين موضوعو مي ذاريم کنار

. فعلا با نقشه هاي تو جلو مي رم

. هر چيزي که توي اين دنيا ارزشي داره ، مال منه

، هر چقدر هم که اين جامي که مي گي ارزشمند باشه

. نمي ذارم کسي بدونِ اجازه ي من بهش دست بزنه

. توکيومي ، بقيشو به تو مي سپارم

... واي ، واي

... چه گيري افتاديم

، هنوزم باور نمي کنم که تونستم گيلگمش

. سرونتي از کلاس آرچر که قدرت هاي انفرادي داره رو احضار کنم

. خب ، از اينجا به بعد رو به کيره مي سپارم

. حالا همه چي داره طبق نقشه پيش مي ره

کاري از

Sabzchidori

&

Sfmking

هر چقدر دستم رو توي اين دنياي تکراري دراز مي کنم فايده نداره

هميشه اشکاي خالي قلب سياهم رو ذوب مي کنن

وقتي احساساتم توي قلبم به تپش در ميان

نمي تونم بي تفاوت بمونم ، ميام کنارت تا ازت محافظت کنم

وقتي تکه هاي اميدي که گم کرديم رو برمي دارم و به سمت آينده اي روشن تر پيش مي رم

به آرزوهايي که دنبالشون بوديم مي رسيم و مي درخشيم

ما نورمون رو کنار زديم و شکمون رو نابود کرديم

دلم مي خواست ببينمت و ديدمت

اين شب هاي پر اشکو بغل کن

و از غم بنال

آروم آروم آينده اي که جلومونه ، ما رو از زندانِ عقايدمون رها مي کنه

بوسه اي که حس مي کني رو قبول کن و به جلو برو

به هر جايي که بايد بريم

معجزه هاي آلوده ، نشونه اي از زندگيِ واقعين

:هماهنگ سازي

Dogtor

آساسين کشته شد ؟

. هي ، رايدر ... کم چيزي نيست ها

. يکي از هفت ارباب به همين زودي شکست خورد

... هي

هي ! نمي فهمي چي شده ؟

! آساسين کشته شده

! جنگ جام مقدس شروع شده

، من اين همه زحمت کشيدم و اطلاعات جمع کردم

! اون وقت تو ، هر روز و هر روز و هر روز ... همينکارو مي کني

! فقط نشستي کلوچه مي خوري و فيلم نگا مي کني

! تو از موش هم پايين تري ... از موش

! مگه بهت نگفتم وقتي کاري باهات ندارم به شکل روح در بيا

. هر چقدر لازم بود بهت پرانا دادم

. بچه ، آساسين که مهم نيست

. اون فقط خوب بلده توي سايه ها خودشو گم کنه

. اون که کسي نبود که بخوام حريف به حساب بيارمش

... و بچه

! اين چيزيه که مهمه

. ايني که اسمش بي دوئه و سياهه

! خيلي باحاله

تو فکرشم يکي دوتايي بخرم . چي مي گي ؟

. با اونهمه پول ، خب کلِ کشورو بخر ديگه

! اوه ... راس مي گي

. خب ، حالا سوال اينه که اينهمه پولو از کجا در بيارم

، اگه يه اَبَر شهري مثل پرسپوليس الان بود

... مي تونستيم بريم بهش حمله کنيم

! فعلا ، انگار الان بزرگترين مشکلمون اين يارو " کلينتون " ـه

. بعيد نيست حتي از داريوش سوم هم دشمنِ قوي تري باشه

... د - در هر حال

. خيلي خوب شد که آساسين اول کشته شد

مگه تو از اون سرونت ها نيستي که هميشه رو در رو با دشمن مي جنگه ؟

. پس چه بهتر که يه کسي مثل آساسين که غيرمستقيم مي جنگه کشته شده

! تازه مي تونيم از اين توماهاوک هم خيلي استفاده کنيم ، خوب چيزيه

... سابر ، لنسر ، آرچر ، سه کلاسِ فوق العاده ي شواليه

. و برسرکر ، کسي که تنها مهارتش انداختنِ ترس تو دل دشمناس

! اگه از اون نوبل فانتازم استفاده کني ديگه هيچي ازشون نمي مونه

... که يعني فقط مي مونه کستر

اگه مي دونستيم کستر کيه

آساسين چطوري کشته شد ؟

سرونتِ کي بود که کشتش ؟

رفتي ديدي ، مگه نه ؟

. فک کنم سرونت توساکا بود

، ظاهرش ، ضربه هاش

. همه چيش طلايي و درخشان بود

همه چي اينقدر سريع اتفاق افتاد که حتي نفهميدم

! احمق

! اگه من با کسي بجنگم ، طرف زنده نمي مونه

چرا درست گوش ندادي چي مي گفت ؟

. وايسا ، مهم نيست

چيزِ ديگه اي از اون يارو طلاييه ديدي ؟

... آخه اون موقع نصفه شب چطوري مي تونستم چيزي بفهمم

... همه چي خيلي سريع اتفاق افتاد

هي ، رايدر ... در حالت عادي هر سرونت فقط يه نوبل فانتازم داره ، مگه نه ؟

. قانونش اينه

. اما اينقدر گيرِ نوبل فانتازم ها نباش

همونطور که مي دوني ، نوبل فانتازم

. شکلي مادي از افسانه يا داستانِ هر قهرمانه

. يه وقتايي مي تونه يه جور قابليت خاص يا يه جورِ خاص از حمله باشه

پس يعني حمله اي وجود داره که يه دفعه يه عالمه شمشير به سمت دشمن پرتاب کني ؟

شمشيري که به تعداد زيادي کپي مي شه ؟

... بعيد نيست

. اما اين ضربه فقط يه نوبل فانتازم حساب مي شه

. اما اونا کپي نبودن . هر شمشير يه شکلي داشت

. خب مهم نيست

. وقتي ببينيمش مي فهميم هويت واقعيش چيه

ا - اينجوري عاقلانس ؟

! معلومه

! راستش ، اينجوري حالش بيشتر مي شه

... غذا ، معاشقه ، خواب و جنگ

. هر کاري مي خواي بکني ، با همه ي جون و دل بکن

. اين راز زندگيه

. خب ، حالا بريم بيرون يه چيزي پيدا کنيم سرمونو باهاش گرم کنيم

. حرکت مي کنيم بچه ! جمع و جور کن بريم

حـ - حـرکت مي کنيم ؟ کجا ؟

. يه جايي ... هر جا که باشه

... جون مادرت بي خيال

. تو تنها کسي نبودي که توساکا رو زيرنظر داشتي

. که يعني بقيه هم حتما از مرگ آساسين خبردار شدن

. حالا همه ي اتفاقا يه دفعه ميوفته

. بايد هر کي اومد دنبالمون رو بکشيم

... پيداشون مي کنيم و مي کشيمشون

. به اين راحتيا نيست

. من رايدرم

. سرعتم از هر سرونتي بيشتره

... وايسا ... ! وايسا ، جون مادرت ! اينجا نه

! خونه رو مي فرستي هوا

. سرونتم گم شده

، ديگه حق ندارم ارباب باشم

. و ديگه نمي تونم جنگ جام مقدس رو ادامه بدم

، با لطف و مرحمتِ شما ، من ، کوتومينه کيره

. از کليسا درخواست دارم که بهم پناه بده

. درخواستت پذيرفته مي شه

. با عنوانم به عنوانِ قاضي ، من ، کوتومينه ريسي ، امنيتت رو تضمين مي کنم

. وارد شو

پدر ... کسي اين کليسا رو زير نظر نداره ؟

. هيچ کس

. اينجا به عنوان منطقه ي بي طرف اعلام شده

. کليسا هر اربابي که از اين دستور سرپيچي کنه رو رد صلاحيت مي کنه

... پس اينجا امنه

. آره

. براي احتياط ، حواست باشه بهتره

. بيست و چهارساعته اينجا يه نگهبان بذار

. بله . فهميدم

کيا مبارزه رو زير نظر داشتن ؟

. من حضور چهارتا ارباب مختلف رو حس کردم

. دو روز پيش ، از احضارِ آخرين سرونت ، کستر ، با خبر شدم

. حالا همه ي سرونت هاي جنگ جام مقدس احضار شدن

يه ارباب مبارزه رو نديد ، هان ؟

. دلم مي خواست همه ي ارباباي ديگه مي تونستن اون جنگو ببينن

حالا ، هر اربابي که براي خودش احترام قائله

. حتما سه خانواده ي بزرگ رو زير نظر داره

، اگه حتي به فکر همچين چيزي نيوفتادن

. هيچ وقت شکشون به ما آساسين ها نمي ره

ما ارواح قهرمانان مخفيانه و توي سايه به سمتِ ارباب هايي

More Farsi Persian subtitles for Fate/Zero

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left