The first 200 lines.
ریچارد ام. نیکسون نوار 86-9 کاخ سفید
نوزدهم سپتامبر 1971
.نیکسون: جین فوندا
آخه جین فوندا چش شده؟
واقعا دلم برای هنری فوندا .که مرد خیلی خوبیه میسوزه
.هنرپیشهی خوبیه
.خوشگله
...اما پسر، اون
.اغلب مسیر اشتباهی رو انتخاب میکنه
امشب، لاکس به ملاقات یکی از برجستهترین ...ستارههای نوظهور هالیوود میره
.جین فوندا
جین چند وقته که داری از لاکس استفاده میکنی؟
از وقتی اولین نقشم رو ...در تابستون بازی کردم
...اون موقع فهمیدم که یک ستاره باید
.پوست خیلی خوبی داشته باشه
...بنت کرف: فرض میکنم که
شما یه خانم بسیار دوستداشتنی باشین؟
.جان دالی: درسته
دیلدانو: خب، با هدف ما همراه میشی؟
کدوم هدف؟ تو کی هستی؟
از چیزی که قبلا بودی متنفری؟
از چیزی که قبلا بودی شرمندهای؟
.بله
زنی که کلاهخود به سر داره .هنرپیشه جین فوندا ست
...هنرپیشه جین فوندا
.امروز در فرودگاه کلیولند دستگیر شد
وزارت دادگستری بیان کرده ...که در تلاش برای مشخص کردن این است که
...آیا خانم فوندا مرتکب
.آشوب، خیانت یا جرائم بزرگ دیگر شده یا نه
...هر کشور سالمی، مثل هر فرد سالمی
...باید در حال انقلاب دائمی باشه
.تحول دائمی داشته باشه
فیل داناهیو: شاید شما ...تنها شخصیتی باشین که امروز
.بر سر زبون تمام مردم کشور هستین
.دشمنی و خصومت زیادی با شما وجود داره
برنده جین فوندا .«به خاطر فیلم «بازگشت به خانه
جان کارسون: مهمان امشبم .دختری ـه که بسیار تحسینش میکنم
خندهداره که چطور آدمایی ...که زمانی افراطی خونده میشدن
.الان به حق دونسته میشن
...جین فوندا: باید جرات اینو داشته باشین
...که در مورد تغییرات لازم حرف بزنین
...و این یعنی به چالش کشیدن ریشهای
قدرت تجاری که بر تمام .اقتصاد این کشور سایه انداخته
لسلی استال: برمیگردی .و با یک میلیاردر ازدواج میکنی
...چطور از یک شخصیت به شخصیت دیگه میری
بدون اینکه در این بین خودتو در جایی کاملا گم کنی؟
جین فوندا در پنج پرده
بورلی هیلز، کالیفرنیا
سه ساعت تا مراسم گلدن گلوب
.ببخشید
.نوشیدن یا ننوشیدن
.دلم میخواد بنوشم
.مشکل اینه که فقط شراب سرو میکنن
جدی؟ شامپاین سرو نمیکنن؟
.شامپاین و شراب نمینوشم .فقط ودکا
...خب، شاید بتونن
.باید به یکی رشوه بدم
...میدونی دوباری که اسکار رو بردم
.خودم آرایش کردم
شوخی میکنی؟
...وقتی اسکار رو برای بابام گرفتم
انگار بچهی لیندبرگ .تو موهام قایم شده
.عکسش درست اونجاست
،خب، دههی هشتاد بود .اگه بخوام با خودم روراست باشم
.باشه، فوندا، سرتو بالا بگیر
! جین فوندا
مراسم گلدن گلوب، نامزد بهترین هنرپیشه: فیلم جوانی
...خانم فوندا
آره، میشه لبخند بزنین؟
یه دونه؟ .ممنون
ونیتی فر چاپ شده؟ - .بله -
- شمارهی این ماه؟ - .بله، و منم روی جلدشم
.آره، من که روی جلد نمیرم
...هیچوقت فکرشو نمیکردم که بتونم
زنای هالیوود بودن؟ همینه؟
- ...بهش گفتن زن سال - سروشیا هم بود؟
.اصلا اهل هالیوود هم نیست - .بود -
.ایرلندی ـه
- بری لارسون هم بود؟ - .آره
هلن میرن هم بود؟
.بله
.منو انداختن کنار و تو رو راه دادن - .آره، درسته -
.منو کنار گذاشتن
...از سروشیای 21 ساله شروع میشد- .تقصیر تو ـه -
.و به من 78 ساله میرسید
.آره
.خب، اصلا مهم نیست
بعد از 53 سال دوستی و ...ساختن 11 فیلم با هم
فکر نمیکنی دارم بهت مزخرف تحویل میدم، نه؟
.معلومه که نه
.من لیاقتشو ندارم
.درسته. لیاقتشو نداری
...لیاقتت اینه که رک و راست باهات حرف بزنم
که به خاطر همین از لسآنجلس .پا شدم اومدم اینجا
...ببین، برندا، اگر منظورت صحنهی 21 ـه
...که تو رو زشت صدا میکنن
ضعیف، و سایهای از .زیبایی که داشتی
فقط درک کن که .یه عبارت شاعرانهس
.تو هنوزم تغییری نکردی
.باید درک کنی
شیفتگی و مرموز بودنی که باعث شد .یک دیوا بشی رو هنوز داری
...وقتی جین فوندای کوچولو بودی
...و توی تایگرتیل رود بزرگ میشدی
رویای هنرپیشه شدن رو داشتی؟ میخواستی این کاره بشی؟
میخواستم هنرپیشه بشم؟ نه، تا وقتی که .به بیست سالگی رسیدم این آرزو رو نداشتم
...نداشتم چونکه وقتی
...فکر کنم چون در وسط صنعت سینما بزرگ میشی
...و میبینی که آدما
...دقیقا پشت نقابهاشون چه شکلی هستن
متوجه میشی که چندان .علاقهای به هنرپیشه شدن نداری
پردهی اول هنری
...من در سایهی یک
.شخصیت برجستهی کشوری بزرگ شدم
.صبر کن ببینم رفیق .واقعا کار احمقانهای کردی
.حالا نمیتونی خفه خون بگیری
...این آگهی میگه به 800 نفر نیاز دارن
.اونوقت میخندی و میگی دروغ میگن
کدوم یکی دروغگو ـه؟
...بابام، ارزشهاش
...میدونین، یه آمریکایی سرسخت
...با ارزشهای غرب میانه بود
.عدالت، برابری و انصاف
برای مظلومین مبارزه کردن ...و به خاطر همین به سمت
شخصیتهایی مثل تام جود ...در «خوشههای خشم» گرایش داشت
و همینطور فیلم حادثهی آکس-بو .که در مورد زجرکشی و نژادپرستی ـه
...مثل «دوازده مرد خشمگین»، خب
،بدون اینکه اصلا حرفی بزنه ...میدونستم که این فیلمها
حرفی که هرگز نمیتونه به زبون .بیاره رو بیان میکنن
...اون چهرهی آمریکا بود
.چهرهای که مردم میخواستن باورش کنن
...من دختر هنری فوندا بودم، که البته
...مودب و خوشرفتار بودم
.من دختر در سایه بود
.تمام چیزایی که حس نمیکردم، بودم
.از بدنم خوشم نمیاومد .خودمو دوست نداشتم
.خجالتی بودم
.تجسم رویای آمریکایی بودیم
...پولدار، زیبا
...صمیمی
اما خیلیش افسانه بود.
...این تابستون
.من یازده سالم بود
برای یک مجله که یادم نمیاد چی بود .عکس انداختیم
.اینجا برادرم پیتر و مادرم دیده میشه
اون موقع مدام به ...مراکز درمانی میرفت و میاومد
و وقتی به صورتش نگاه میکنم ...میتونم اضطراب و استرس رو ببینم
که باعث میشه خیلی، خیلی .ناراحت بشم
نمیدونستم چرا اما .باهاش سر ناسازگاری داشتم
،طرفدار تیم برنده بودم ...تیم مرد خانواده رو انتخاب کردم
.یعنی بابام
.و میشه گفت اونم همیشه کنارمون نبود
.با زنی خیلی جوونتر از خودش رابطه داشت
.پیکنیک خانوادگی
...برای من، اون خیلی
.عکس ناراحتکنندهایه
.بیانگر همه چیزه
.وقتی بچه بودم بیشتر اوقات تنها بودم
.وقتم رو با بالا رفتن از تپهها صرف میکردم
.میخواستم تونتو باشم
...اونوقتها وقتی تبدیل به یک نفر میشدی
...معناش این بود که مستقل شدی
.به کسی احساس نیاز پیدا نمیکردی
اما بعدش از پنجره ...داخل خونهها رو میدیدم
...که مردم سر میز نشستن
و یادمه که باعث میشد حسی شبیه خواستن به من دست بده.
و با خودم میگفتم هر ...چیزی که این حسو بوجود میاره
،اون چیزی که دارم بهش نگاه میکنم ...اون گرما
درخشش نور، آدمایی که ...دارن میخندن و حرف میزنن
.هرگز مال من نمیشه
...هنری فوندا
.ما شما رو پدر صحنه در سال 1952 مینامیم
به شما این مدال رو تقدیم میکنیم .و از صمیم قلب به شما تبریک میگم
.ممنون، ممنون از شما آقای آستین
.باعث افتخارمه ...فقط امیدوارم که
جین و پیتر من .واقعا درستوحسابی تحت تاثیر قرار بگیرن
.برای خیلی از آدما یه قهرمان بود
...اما
.اینجور مردا همیشه پدرای خوبی نیستن
.سخت میشه هردوش باشی
.میخواستم بابا رو خوشحال کنم
میگفتم دوست داری چه کاره بشم؟ ...هر کاری تو بگی انجام میدم
.چون میخوام عاشقم باشی
.پیتر درست برعکس بود
.اگه میترسید، گریه میکرد
.اگر از دست بابا عصبانی بود، نشون میداد
.و برای پیتر شرایط خیلی سخت بود
.نسبت به من خیلی سختتر بهش گذشت
.راستش برای جین خیلی سختتر بود تا من
متوجهین، اینطور نبود که پدرم .آدم دوستداشتنی نبود یا نیست
فقط بدون یه فیلمنامه هیچ شخصیتی ...نداشت، که بگه هنری فوندا
فوندا میگه: دوستت دارم پسرم .و بعد بتونه شرایط و کنترل کنه
.بدون فیلمنامه هیچ کاری نمیتونست انجام بده
یعنی باید یه نقاب به چهرهش میزد .تا بتونه احساساتشو بیان کنه
جین هیچ راهی برای .وصل کردن خودش به هنری نداشت
.به عنوان دخترش راهشو گم کرد
...بیست یا 21 ساله بودم
...هنوز تو خونهی پدرم در ساحل مالیبو
.زندگی میکردم
...مادرخونهم بهم اولتیماتوم داده بود
گفتش: وقتی پاییز بیاد .باید از خونه بری بیرون
No comments yet. Be the first to leave one.