The first 200 lines.
...آنچه گذشت
عملیاتِ رنیگید به تنهایی انسانهای بیشتری رو
نسبت به سایر قاچاقچیها تبدیل به زامبی میکنه
قاچاق انسان به سیاتل
و خلق زامبیهای جدید از امروز متوقف میشه
ازت میخوام هرکسی که تو سازمان ماما لئونه باقیمونده رو جمع کنی
!ما قراره راه اون رو ادامه بدیم
دیل و من باهم رابطهی باز داریم
اون کیه؟ - یه افسر تازه کار، فکر کنم میشل باشه. چرا؟ -
واکسن جواب میده
نمونه انسان باقی میمونه، البته با این هشدار که چند هفته یه بار
نمونه هوسِ مغز میکنه
یه اتوبوس تو دِلریج تصادف کرده
گمونم رانندهی اتوبوس زامبی بوده
!نمایش باید با زامبیها ادامه پیدا کنه
قربان، قرار داد اجازه اینکار رو میده و من بازگو میکنم
"تغییرات جزئیـه معتبرِ هنری"
همش همینه از ته دل. از ته دل
!نعره بکش - !نـعره -
دختره خوب
من حتی تغییراتی هم ایجاد نکردم من فقط یه تغییر ایجاد کردم
یه تغییر جزئی
تمام کسایی که تو نمایش ویروس ایدز داشتن
!حالا ویروسِ زامبی دارن، همین
و دوست دارم فکر کنم که یه مرد باهوش
از این استعاره خوشش بیاد
ببین، باب، تو نیویورکی من تو سیاتلم
یه دیوار مستحکم شده
و 10,000تا زامبی بین تو و صحنهی من وجود داره
!اگه میخوای جلوم رو بگیری، موفق باشی
نلی
سلام، لباست کجاست - یه کار پیش اومد، باید برم -
چی؟ نه، دو دقیقه دیگه میریم رو صحنه
بهت که گفتم نلی، نمایشهای بعد از ظهر با برنامه کاریم جور در نمیاد
تو پیتزا تحویل میدی
...متاسفم نلی، ولی
من باید نگرانِ پرداخت اجاره خونهام باشم
از شب کریسمس شروع میکنیم
ما تو نیو سیاتل زندگی میکنیم
و از وقتی 10,000نفر انسان تبدیل به زامبی شدن
!هیچی مثل قبل نشده
!احسنت
!عالی بود
کانال آخرین زیرنویسهای تیم ترجمه رسانه کوچک @LiLMediaSub
:ترجمه و تنظيم زيرنويس sin«سـينـا»cities
بابت داغی که دیدین بهتون تسلیت میگم
اجازه بدین مزایای بازماندگان رو براتون توضیح بدم
...ما برای هر خانواده - یه سگ تو اتوبوس نبود؟ -
یه سگ؟
فکر میکردم دنی آدم بود شوهرتون
شوهر سابقم
قبل از اینکه تو تصادف اتوبوس بمیره
ما تو خونه دعوامون شد
وقتی دنی از خونه زد بیرون ایجکس رو هم با خودش برد
این ماله دو روز قبل از تصادف بوده
...پس فکر کردم شاید
هیچ سگی سر صحنه تصادف نبود
خب... پسرم پنج سالشه
اون تازه پدرش رو از دست داده
حالا باید بهش بگم سگشم از دست داده؟
رفیق، میتونی اونو خاموش کنی؟
این برای مستنده
میدونم برای چیه
ماما میخواست به دنیا نشون بدیم
که چطور انسانها و زامبیها میتونن باهم کار کنن
آره، میدونم. من اونجا بودم دلایلش رو میدونم
و اگه فیلمور گریوز این فیلم رو پیدا کنه
در اینصورت انسانها و زامبیها باهم کار میکنن
تا همهی ما رو اعدام کنن
نباید اونو میاوردی اینجا
من فقط میخوام کمک کنم
میدونین که، اون پلیسه - چی؟ -
حتماً شوخیت گرفته - من یه ارزیابِ پزشکی هستم -
برای پلیس
ما قبلاً همدیگه رو دیدیم تو خشکشویی
اون سعی داشت یه بچهی مریض رو برای جراحی از سیاتل خارج کنه
دیدین؟ اون طرفِ ماست
دو هفته بعدش، ماما به دست فیلمور گریوز دستگیر شد
من که از اینجا میرم، مرد - فکر نمیکنین اگه میخواستم -
همهتون دستگیر بشین، تا الان نیروی پشتیبانی خبر کرده بودم؟
الان همگی دستبند به دست بودین
اصلاً چه پیشنهادی داری؟
چیکار میتونی برای ما بکنی؟
میتونم جای ماما رو بگیرم
من راضیم چنگ زدن رو انجام بدم
جای ماما رو بگیری
من راضیم جای یه زامبی رو بگیرم که مغزش پخشِ زمین شد
و شما جوری رفتار میکنین انگار این هیچی نیست
چنگ زدن بخشِ راحتشه
لیون هم میتونه مردم رو چنگ بزنه
میدونی چطوری کارت شناسایی زامبی جعلی بسازی؟
برای جیرهی مغز
زامبیهای جدید باید غذا بخورن
میدونی، ماما یکی رو داشت
ولی از وقتی اون یارو لِه شدن جمجمهاش رو دیده
دیگه به گوشیش جواب نمیده
ولی شاید توهم یکی رو بشناسی
ماما فقط چنگ نمیزد
اون کسایی رو میشناخت
قاچاقچی ها
منابع مالی، مامورای گشت مرزی
این یه شبکه بود
و بعد از کاری که چیس گریوز با ماما کرد
این تنها چیزیه که باقی مونده
تو نمیتونی راهآهن رو نجات بدی
ماما خودش راهآهن بود
هی، برای پرونده اشمیت کمک نمیخوای؟
نه، تازه بستمش. کار همسایه بود
وقتی پرونده قتل میخوای، پیدا نمیشه، هان؟
من که هر پرونده ای رو قبول میکنم
قتل درجه دوم، قتل عمد
یه خودکشی که زیاد جور در نمیاد
دوره آموزشی چطوره؟ - !کسل کنندهـست -
تو توی خیابونا کارگاه بودن رو یاد گرفتی، درسته؟
اوه، نه، نه. اصلاً
نه؟
هرچیزی که بلدم رو از "اسرارِ لسآنجلس" یاد گرفتم
این یه برنامه رادیوئیه؟
وای خدا، من چند سالمه؟
اسرارِ لسآنجلس بهترین فیلم پلیسیـه تاریخ
1997کورتیس هنسون، خدا بیامرزتش،
میخوای با من ببینیش؟ تو خونهی من؟
آره
بیا همینکارو بکنیم - عالیه -
کبدش عادی به نظر میرسه
آره، طحالشم همینطور
انتظار ندارم چیز چندان جالبی از این
قربانیان تصادف اتوبوس پیدا کنیم
تو خوبی؟ - خوبم -
من که خوب نیستم
من به زور ماما لئونه رو میشناختم
و نمیتونم تصویرش جلوی گیتوین رو
در حالی که مغزش متلاشی میشه رو از ذهنم خارج کنم
...کسایی که ردیف جلو وایساده بودن سر تا پاشون
جدی میگم راوی، من خوبم
سلام بچه ها
لیو ازت میخوام یه لطفی بکنی - !اینکارو میکنم -
شاید بخوای اول بشنوی چیه
اینا قربانیان تصادف اتوبوسن؟
آره - عالیه -
خب یکی از قربانیا یه سگ از همسر سابقش دزدیده
اون خیلی بیتابه که پسش بگیره
ولی تنها کسی که میدونه سگ الان کجاست
شوهر سابقشه که الان مُرده
و... یه جایی بین ایناست
تو ازم میخوای مغزش رو بخورم
و ببینم تصویر ذهنیای از سگ بهم الهام میشه یا نه؟
میدونم این درخواستِ بزرگیه ولی تو که میدونی شغل من چیه
مردم تو بدترین روزای زندگیشون میان پیش من
و من بهشون میگم شهر نیوسیاتل ...خیلی متاسفه، ولی
...برای همین این سگ
من فقط یه پیروزی لازم دارم
یه پسر کوچولو هست که دلش براش تنگ شده
پس بیا سگ رو پیدا کنیم
ممنون
اسمش دنی مینیسه
...امم
دنی مینیس، یه معتاد هروئینی بود
اگه لیو مغزش رو بخوره
یه هفته خماری میکشه
!من تو رو به این جهنم نمیفرستم
مطمئنی؟ - آره -
به هر حال مرسی ولی بهتره برگردم سر کار
قبل از اینکه شهر به فلاکت بیوفته
مرسی
من گشنمه
مغز یکی از این قربانیای اتوبوس هست که منو خمارِ مواد نکنه؟
امم، بذار ببینم
کمال
امم
بهبه، چی داری میخوری؟
بهترین رُل شیرینیم
میز12 میگه قشر پیشین مغزش خوشمزه نیست
رفیق، گم شو، قبل از اینکه گند بزنی !به رتبه یک بهداشتیمون
این کیه؟
مچ این یارو رو وقتی داشت سطل آشغال رو میگشت گرفتم
و بعدش اون مثل یه گربه ولگرد تا اینجا دنبالم کرد
خواهش میکنم، من دارم از گشنگی میمیرم شما خیلی غذا دارین
کارت شناسایی زامبیت رو داری؟
آره
با اون میتون جیرهی مغز بگیری همونا رو بخور
فکر نکنم از این خوشت میومد این خوشمزه نبود
یه وانتانِ بد و شیطانیـه پر از تیکههای مغز
که نمک سود و سرخ شده چه اذیتی برای خدا داره؟
!عمیق بود
باشه
تو امیدوار بودی زودتر به دیدار خالقت بری
یا میخوای از اینجا بزنی به چاک؟
عالیه، اهالی کلیسا پیدامون کردن
!این اولین نفرشون بود
مهمترین وعده غذاییِ مُرده
اوه، آره، سوئدی
کلی سنگِ داغ
و به ماساژور بگو بیاد اونجا
!میخوام یه تجربهی تکرار نشدنی داشته باشم
میدونی فردا قراره چیکار کنم؟
به یه سفرِ خیلی عجیب و غریب به آیکیا میری؟
این هفته، در تمام نیوسیاتل
هیچکس به قتل نرسیده
!برای همین میرم آبگرم برای روزِ خودم
No comments yet. Be the first to leave one.