The first 200 lines.
بهتره در موردش مطمئن باشيم
نصف بيشتر مأمورين رو آورديم اينجا به خاطر احساس وقوع امري در آينده
کاب" فرار مي کنه"
ماشينش همينجا پارک شده سر و کلش پيدا ميشه
ميخواي يکم هيجانيش کنيم؟ - پنج دلار شرط -
...پنج دلار؟ اصلاً شبيه شرطبندي
واسه يه آدم مطمئن نيست... من بيشتر نظرم رو 20دلار بود
به تمام واحدها، مظنون در معرض ديد قرار گرفت
احساس تعقيب شدن داره
"پيچيد دست راست تو خيابون "کارليزل
20دلار بهم بدهکاري - نه. ما هرگز رو شرايطش توافق نکرديم -
ايست! حرکت نکن، پليس
...حرکت نکن
!کمک! کمک
!کمک! کمک
!کمک
!کمک
يالا مرد، کمکم کن بيام بالا
اگه بميره کاغذ بازي هاي اداريش خيلي کمتره
يالا مرد، کمک کن
...شرط ميبندم که نميدونستي
...اداره دبيرستان واسه مسابقات پرش بلند...
بدجور دنبالته، مگه نه؟... - فقط کمکم کن بيام بالا مرد -
...ميدوني، ميخوام سوالام رو
"در مورد کل ماجرا شروع کنم، "ترويس... - کمک -
از اونجايي که منم اندازه تو پريدم
پس انقدر من خفنم، من خفنم نکن
چي ميگي پسر؟ من سه قدم بيشتر از تو پريدم
تو سه قدم بيشتر از من نپريدي - "کيت" -
امي"، من سه قدم بيشتر نپريدم؟"
شما بچه ها ديوونه اين
قربون شما
اعتراف ميکنم دادا
اون کار رو کردم
واسم مهم نيست برم زندان فقط نذارين بيفتم
زرشک
بجنب پسر
بجنب
فقط
هر روز صبح
داکوتا" دماي بدنش رو محاسبه مي کنه"
...و هر عصر
ادرار مي کنه و جوابش منفيه...
احساس درموندگي ميکنم
مدت زياديه که داريم تلاش مي کنيم
...و همين فشارش
...اجرا کردنش واقعاً...
...همين ديشب من ...متوجه نميشم
بيخيال مرد
ترويس"، تو با اين مکالمه ناراحتي؟"
آره، آره، فکر کنم همه ناراحتيم
خب اينجا مکان امنيه که هر چيزي ميخوايم بگيم
مهم نيست که چقدر هم زشت باشه
ميدوني، الان که تو و "دکوتا" دارين واسه بچه دار شدن تلاش مي کنين
سکس ديگه فقط واسه لذتش نيست
...ميرين رو تخت خواب و ناگهان آخرين
مهلتتون واسه امتياز آوردنه و شما يه توپ دارين...
و چاره اي ندارين جز اينکه ضربه پيروزي رو بزنين
کريکت؟ نه؟
...بيسبال بريتانيايي
فکر کنم منظورش اينه که
آخر بازيه اصطلاحات بازيه بيسبال
دوتاش رو شکست خوردي و خب، ميدوني دوتا از سه دست که منظور زمانيه که توپ زده ميشه و بايد بازيکن دور زمين رو طي کنه تا به منطقه امن برسه
...مجبوري که
توپ رو طوري بزني که از زمين خارج بشه... با اين کار ديگه چون توپ خارج شده امتياز واسه ما ميشه و دويدن دور زمين بيسبال بي هدف ميشه
دقيقاً
بهش ميگن اضطراب از عملکرد
اين حس خيلي، خيلي تو تخت خواب رايجه
کسي ديگه اي هست که بخواد تجربش در اين ضمينه رو به اشتراک بذاره؟
بچه ها؟
تا حالا تحت فشار بودين؟
نه - نُچ -
من يکي رو نگاه نکنين
خب من که سه تا بچه دارم
ممنون بچه ها
زمينهاي باتلاقي مثل تخت نرم ميمونه
زمينهاي باتلاقي مثل تخت نرم ميمونه واردش شدن آسونه، و خارج شدن ازش سخت
زمينهاي باتلاقي مثل تخت نرم ميمونه واردش شدن آسونه، و خارج شدن ازش سخت جاني بنچ
بــيــخيال
...ببين، تو داري من رو جلوي زنم
بد جلوه ميدي، باشه؟...
بهش قول دادم که ميبرمش به يه کلوب شبانه
که بتونه چنتا آدم معروف ببينه
منو ببخشين
فقط ميخوام اينجا رد شم
منو ببخشين، يه لحظه برسم به بار
ببخشين، ببخشين، خواهش مي کنم
...هي، زن من يکي از مارتيني سيب
شما رو ميخواد... ببخشين
هي، چي بدم خدمتتون؟
ميدوني، جداً ها
در طول کل عمرم
نفهميدم که چطور ميشه که يه انسان
مستقيم زُل بزنه بهت
و بعدش طوري وانمود کنه که انگار اونجا نيستي
...و زن من
يکي از اون مارتيني هاي سيب کوفتي شما رو ميخواد...
لطفاً
ديروز "کاب" رو دستگير کرديم
آره کارمون رو انجام داديم خوش به حالمون
فقط ميگم که
واقعاً به 400 تا نزديکيم
خيلي نزديک
...اينکه همش در مورد رکوردش فکر مي کني
وقت تلف کردنه... و خودبينيه
در بلند مدت، کسي واقعاً به رکوردها اهميت نميده
من ميدم
398نفر بازداشت
شماها نزديک به انجام يه کار بزرگين پسرها
فکر نکنين ناديده گرفته ميشه
...آره، ولي ميشه اين دست و هورا رو تا زماني که
واقعاً به 400 تا برسيم رو متوقف کنيم؟... و اون موقع هم بيخيال شيم؟
بيخيال "وس"، حال کردي، مگه نه؟
وقتي شما 400اُمين يقه رو بگيرين
ميرين تو ليست گروه افتخار پليس لس آنجلس
اعضاي ممتازي اون تو هستن
يکيش خودم
نگين که تا الان تعداد رو نميشمردين
نه، ميشمرديم - اون ميشمرد -
داستان از اين قراره
يه چيز کوچيکي هست که ميخوام نشونتون بدم
يه چيز کوچولو اختراع کرديم
تا پيشرفت شما رو دنبال کنه
هر بار که يکي رو دستگير کنين
يکي از اينا کنده ميشه
شمارش معکوس
آره، تشويق واسه تمرکز رو کارهاي مهم
محض اطمينان
حق با توئه
اينم يه چيز مهم
يه پرونده داريم
اين يکي شما رو تو کتاب رکوردها قرار ميده
يه زوج که داخل کلوب "گنبد آبي" شدن
...ديشب
و به اونجا دستبرد زدن دو نفر هستن
ميدوني که معنيش چيه؟
آره، فکر کنم جفتمون بدونيم معنيش چيه
همه ميدونن معنيش چيه
خيله خب پسر خوشحال برو بگيرشون
نميدونم، خب يعني
...چيزي بيشتر از اين چيزي که اينجا ديده ميشه
ندارم که بهتون بگم...
...اونها فقط خيلي
معمولي به نظر ميرسيدن...
چه جور معمولي؟
مثلاً ميشه يکم واضح تر بگي؟
خب اونها يقيقناً اهل اينجا نبودن
لهجه داشت
:مثلاً بعد از اينکه مشروب زنش رو بهش دادم، گفتش
...ببخشيد مجبور شدم اسلحه ام رو طرفت بگيرم خانوم"
"ولي خب خيهلي عصباني شده بودم...
خيهلي عصباني
آره همينطوري گفت دقيقاً
...قبلاً در مورد
لهجه هاي مکالمه صميمانه بازيگرها مطالعه مي کردم...
زن هم همچين لهجه اي داشت؟ - ...در واقع اينکه -
اون هيچي نگفت...
مردِ تموم مدت بازوي زنِ رو گرفته بود
اوه، و وقتي که اسلحه رو به طرف من نشونه گرفته بود
...متوجه شدم که اون
از اين دستبند ها نقره اي رو مچ دستش داره...
چنتا افسون هم داشت "مثل علامت "آس علامت هاي کارت هاي ورق بازي
دل، خاج، ميدوني، مثل کارت بازها
و موقعي که من مارتيني سيب رو به زنش دادم
متوجه شدم که اون هم دقيقاً همچين علاماتي رو داره
دروغ ميگي - باور کن -
ميدوني، تو يکم واسه من قيافت آشناست
قبلاً اينجاها بودي؟
...من؟ نه، من
بعضي موقع ها بايد بياي
يه نوشيدني مهمونت کنم
رفيق، تو هيچ کاري نکردي
هر چي که هست
اون دختره کاملاً تو نخت بود
...و تو فقط
تو فقط نشسته بودي اونجا و يادداشت بر ميداشتي
اون رو ميگي که دوست داشت بازيگر بشه؟
سر به سرم ميذاري؟ اون نگاه به مدل من ميخوره؟
واسم مهم نيست که مدل توئه يا نه
سکسي بود تو هم که مجردي
بايد بعضي وقت ها دوباره سوار اسب بشي مرد
خب اگه يه موقعي يه اسبي پيدا کنم
که بخوام سواري بگيرم ازش
اونوقت ميرم...ميدوني چيه؟
ديگه حتي نمي خوانم اين کنايه رو دنبال کنم
"بيا برگرديم سراغ "بوني" و "کلايد
از سمت جنوب
هر دو دوست دارن "بريج" بازي کنن نوعي بازي با ورق
از کجا مي دوني؟ - دستبند نقره اي هايي که به دست داشتن -
هر نوعي از اونها با يه کارت جور در مياد
اونها رو تو يه تورنومنت "بريج" برنده شدن
بوني" و "کلايد" اهل هرجايي از جنوب نيستن"
اهل اطراف "تگزاس پن هندل" هستن
و احياناً شما اين موضوع رو از کجا فهميدي؟
خب، من قبلاً با اين جيگره که اومده اينجا قرار ميذاشتم
"از "آماريلو
عادت داشت بگه نِفت به جاي نَفت
و جشيدن به جاي جوشيدن
کلايد" گفته بود که "خيهلي عصباني" شده
اين نوع حرف زدن مخصوص "تگزاس پن هندل"ـه
No comments yet. Be the first to leave one.