The first 200 lines.
"مـــــــــولان"
.به ما حمله کردند .علامت ها رو روشن کن
.حالا همه چين مي دونن که اينجا هستين
.عاليه
سرورم، قبيله "هان" مرز .شمالي کشور رو تصرف کردند
.غير ممکنه .هيچکس نمي تونه از روي "ديوار بزرگ" چين رد بشه
.شان يو اونا رو رهبري مي کنه
ما فوراً نگهبان ها رو .دور قصر شما مستقر مي کنيم
.نه. سربازهات رو بفرست که از مردمم محافظت کنند
.چي فو - بله، سرورم؟ -
آگهي هاي سربازگيري رو در .کل استان ها پخش کن
تمامي ذخيره ها و سرباز هاي جديد .رو تا اونجا که مي توني در خواست کن
،منو ببخشيد، سرورم .اما فکر کنم که سربازان من مي تونن جلوي اون رو بگيرن
.من هيچ ريسکي نمي کنم، ژنرال
.يه دونه برنج مي تونه کفه ترازو رو به نفع ما کنه
.فاصله بين پيروزي و شکست مي تونه يه نفر باشه
".آروم و متين"
".دلپذير. مودب. ظريف"
".پاکيزه. باوقار"
".وقت شناس"
.برادر کوچولو
.برادر کوچولو
.اينجايي
باهوش ترين سگ توي دنيا کيه؟ .بيا، پسر باهوش
مي توني توي کارام امروز بهم کمک کني؟
...اجداد محترم
به مولان کمک کنيد .تا امروز "دلال ازدواج" رو تحت تاثير قرار بده
.خواهش مي کنم
.خواهش مي کنم بهش کمک کنيد
...پدر، برات آوردم - .مولان -
براتون يه چيزي آوردم. يادتونه که دکتر ...گفت يه فنجون چايي توي صبح
.مولان - .و سه تا توي شب -
.مولان، تو الان بايد توي شهر باشي ...ما روت حساب کرديم که
.که از آبروي خانواده حمايت کنم
.نگران نباشيد، پدر .شما رو نااميد نمي کنم
.برام آرزوي موفقيت کنيد - .عجله کن -
.من مي خوام يه کم ديگه دعا کنم
فا لي، دختر شما اينجاست؟
.دلال ازدواج زن صبوري نيست
هميشه بايد اين دختره دير بکنه. بايد پيش اجداد .براي موفقيت دعا مي کردم
چقدر مي تونن اجداد شانس بيارن؟ .اونا مُردن
.تازه، من اون شانسي که لازم داريم رو با خودم دارم
.اين فرصتيه براي تو که خودتو ثابت کني
.مادربزرگ، نه
.آره، اين جيرجيرک واقعاً شانس مي ياره
.من اومدم
...چي؟ اما، مامان، من بايد
.نمي خواد بهونه بياري .حالا، بيا بريم تميزت کنيم
اين چيزيه که بايد روش کار کنم
خوب، عزيزم من بدترش رو هم ديدم
ما اين گوش بزرگ رو
به غنچه تبديل مي کنيم - .خيلي سرده -
اگه به موقع اومده بودي، گرم .بود
ما تو رو مي شوريم و خشک مي کنيم
مرتب مي کنيم و جلا مي ديم تا وقتي که با غرور بتوني بدرخشي
به دستورالعمل من براي ساختن يه عروس فوري اعتماد کن
تو براي همه ما افتخار رو به ارمغان مي ياري
مولان، اين چيه؟ - ...يادداشت -
.که يه وقت چيزي فراموش نکنم
اينو بگير. به شانسي بيشتر .از اون چيزي که فکر مي کردم نياز داري
صبر کن و ببين وقتي که کارمون تموم شد
پسرها با افتخار سر تو مي جنگند
با خوشبختي - و مدل موي خوب -
تو براي همه ما افتخار به ارمغان مي ياري
يک دختر مي تونه از يک راه براي خانواده ش
افتخار بزرگي به دست بياره
با شرکت خوب در مسابقه
و امروز مي تونه روزش باشه
مردها دختراني با سليقه خوب مي خوان - .آروم باش -
.مطيع - کسي که بتونه به سرعت کار کنه -
و تربيت خوبي داشته باشه - و کمر باريکي داشته باشه -
تو برامون افتخار رو به ارمغان مي ياري
ما همه بايد به امپراطورمون خدمت کنيم
که ما رو در مقابل قبيله هان حمايت مي کنه
يک مرد با بازوي خودش
و يک دختر با تربيت پسرانش
وقتي کار ما تموم بشه تو شکست نمي خوري - وقتي که کار ما تموم بشه -
مثل يه گل نيلوفر، نرم و رنگ پريده - تو نمي توني شکست بخوري -
وقتي کار ما تموم بشه - چطور کسي مي تونه بگه نمي خوام -
نرم و رنگ پريده، چطور کسي مي تونه بگه - مثل گل نيلوفر -
براي همه ما - تو براي همه ما افتخار رو به ارمغان مي ياري -
.بيا. تو آماده اي
.هنوز نه .يه سيب براي آرامش
.يه طناب براي تعادل
مهره هاي اسب پير
براي زيبايي
تو بايد با افتخار
اينو نشون بدي
حالا يه جيرجيرک اضافه مي کنيم
فقط براي شانس
و تو امکان نداره که شکست بخوري
اجداد من، تقاضاي منو بشنويد
کمک کنيد که منو مسخره نکنند
و اينکه درخت خانواده م ريشه کن نشه
بگذاريد پدرم سرش رو بالا نگه داره
ترسناک تر از مرده شوره
ما داريم دلال ازدواج مون رو ملاقات مي کنيم
سرنوشت از دخترانمان مراقبت کن
و آينده ما رو که به سرعت معلوم مي شه
لطفاً با مهرباني نگاهي به اين مرواريد هاي تربيت شده بينداز
هر کدام يک عروسک چيني عالي هستند
لطفاً افتخار را براي ما بياور - لطفاً افتخار را براي ما بياور -
لطفاً افتخار را براي ما بياور - لطفاً افتخار را براي ما بياور -
لطفاً افتخار را براي همه ما بياور -
".فا مولان" - .حاضر -
.بدون اجازه حرف مي زني
کي توي کشک لوبياش تُف کرد؟
.خيلي لاغري
.براي پسر دنيا آوردن خوب نيستي
.وعظ آخر رو بخون
خوب؟
.وظايف خود را به آرامي و با احترام انجام دهيد
...فکر کنيد قبل از اينکه خوراک مختصر بخوريد
.عملي انجام دهيد .اين عمل براي شما افتخار و شکوه رو به ارمغان مي آورد
.از اين طرف
.خوب، چايي بريز
...براي راضي کردن خانواده شوهر آينده ت
...حس جذبه و تهذيب رو بايد از خودت
.نشون بدي
.همچنين بايد باوقار باشي
.ببخشيد - .و ساکت -
مي تونم اينو پس بگيرم...فقط براي يه لحظه؟
...چرا، تو بدترکيب
فکر کنم داره خوب پيش مي ره، درسته؟
.خاموشش کن. خاموشش کن .خاموشش کن
.تو مايه ننگي
...شايد قيافه ت شبيه يه عروس باشه
اما هيچوقت براي خانواده ت .افتخاري رو به ارمغان نمي ياري
منو نگاه کن
من هيچوقت نمي تونم
يه عروس عالي يا يه دختر عالي باشم
مي تونه باشه
من براي بازي کردن اين نقش ساخته نشدم
حالا مي بينم
که اگه واقعاً خودم باشم
قلب خانواده م رو مي شکنم
اين دختري که مي بينم کيه
که خيره شده
به من
چرا عکسي که از خودم مي بينم
کسيه که
خودم نمي شناسم
يه جورايي نمي تونم پنهان کنم
که کي هستم
با اينکه تلاش کردم
چه وقت تصويري رو که از خودم مي بينم بهم نشون مي ده
که کي هستم
در درونم
چه وقت تصويري رو که از خودم مي بينم بهم نشون مي ده
که کي هستم
در درونم
.واي، واي
چه شکوفه هاي قشنگي امسال .داريم
.اما نگاه کن، اين يکي هنوز باز نشده
...اما شرط مي بندم که وقتي که باز بشه
.از همه شون قشنگ تر مي شه
چي شده؟
.مولان، همين داخل بمون
شهروندان، من اعلاميه اي .رو از شهر امپراطوري آوردم
.قبيله هان به چين حمله کرده
،به دستور شخص امپراطور
يک مرد از هر خانواده بايد .در ارتش امپراطوري خدمت کنه
.خانواده شاو
.خانواده ايي
من به جاي پدرم براي .امپراطور خدمت مي کنم
.خانواده فا - .نه -
.من آماده خدمت به امپراطور هستم
.پدر، تو نمي توني بري - .مولان -
خواهش مي کنم، قربان، پدر من ...قبلاً شجاعانه جنگيده
ساکت. بهتره که به دخترت ياد بدي که
.جلوي يه مرد حرف نزنه
.مولان، تو آبروي منو مي ريزي
.تا فردا به اردوگاه "وو ژونگ" گزارش بدين
.بله، قربان
.خانواده چو
.خانواده ون
.خانواده چنگ
تو نبايد بري. مردان جوان زيادي هستند .که براي چين بجنگند
اين يه افتخاره که از کشور و خانواده م .دفاع کنم
.خوب، پس تو مي ميري براي افتخار
.من براي اون چيزي که حقه مي ميرم - ...اما اگه تو -
.من جايگاه خودم رو بلدم .وقتشه که تو هم جايگاه خودتو ياد بگيري
.مولان رفته - چي؟ -
.نمي تونه درست باشه
.مولان
.نه
.تو بايد بري دنبالش .ممکنه کشته بشه
...و اگه من فاش کنم که يه دختره
.حتماً کشته مي شه
.اجداد بزرگ، دعاي ما رو بشنويد .از مولان مراقبت کنيد
.موشو، بيدار شو
.من زنده ام
خوب بهم بگو که کدوم انسان به من .نياز داره، جد بزرگ
.تو فقط بگو تا برم اونجا
.بذار يه چيزي بهت بگم هر آدمي اگه اونقدر احمق باشه
،که خانواده ما رو بخواد تهديد کنه .خودم انتقام مي گيرم
.موشو .اين ها نگهبانان خانواده هستند
...اونا - .مراقب خانواده هستند -
و تو چي، کسي که تنزل مقام داشتي؟
.من...صداي زنگ رو در مي يارم
No comments yet. Be the first to leave one.