The first 200 lines.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
ترجمه و زیرنویس توسط اپلیکیشن فیلامینگو مترجم
رافائل پرز
بخش مواد مخدر به خاطر قاچاق و سه تا
قتل باهاش یهش مشکوکه
من میتونم مامور مخفی بشم
همسرش گلوریا پرز
گلوریا فقط همسر یه کارتل نیست
عمیقا درگیره
و میتونم اونو بکشونم سمت خودمون
پلیس شیکاگو شما بازداشتین
زندانه، یا باید کشته بشی، یا با ما کار کنی
نمیدونستم پلیسی
شبیه اونا نیستی
سعی میکنی اینو پنهان کنی، ولی نمیتونی
دقیقا مثل منی
36روز
36روز سعی کردم به پرز نزدیک بشم
مشکل اینه که فقط دورتر میشم
الان دیگه روی ماشین ها کار میکنم
حتی توی کاراشون شرکت نمیکنم
دارم گیربکس ها رو درست میکنم و تسمه ی فن رو عوض میکنم
گوش میکنم ولی چیز زیادی برای شنیدن نیست
از وقتی 4تا از افرادش رو گرفتین
پرز خیلی محافظه کار شده
فکر کنم پارانویا گرفته
الان دیگه میاد الترا
ولی تنها کسی که بهش اعتماد داره، متیسه، پسر خاله اش
گلوریا سعی میکنه بهش نزدیک بشه
ولی به اونم چیزی نمیگه
هی زندگی من، کجا بودی؟
همین اطراف
صدای متیس رو پشت گوشی شنیدم
ماشینای جدید دارن میان؟
متیس خیلی بلند صحبت میکنه شنیدم
فکر کردم بتونم یاد بگیرم
نه، میدونی چیه؟ دیگه یاد گیری ای در کار نیست
چرا نمیری آرایشگاه؟
انگار حسابی کار کردی
پرز مثل آشغال باهاش رفتار میکنه
مثل اینکه دنبال همسر چهارمشه
گلوریا داره میترسه
تقصیری نداره
دو روز پیش، یه ماشین تاکوفروشی توی الترا بود
و متیس چندتا جعبه از اونجا برد
به کمکم نیاز داری داداش؟
نه
مشکلی داری؟
نه، مشکلی نیست برادر
متیس 6 تا جعبه خالی کرد
هرکدومش میتونست 25 تا بسته باشه
به نظرم 150کیلو بود
مستقیم اونا رو دیدی؟
نه، نتونستم نزدیک بشم
خیلی خب، این چیزا وقت میبره
میدونیم
گلوریا میتونه دووم بیاره؟
سرسخته
خیلی خب، ادامه میدیم
روی متیس کار میکنیم
هر چیزی که میتونین درمورد منشا محموله پیدا کنین
کجا رفته و وقت بیشتری برای اون آپارتمان بذار
یه چیزی پیدا میکنیم
چشم قربان
حالش چطوره؟
خوبه، باهوش و دقیقه
رونوشت ها و گزارشات به روز هستن
منظورم اینه که حالش چطوره؟ سرش چطوره؟
یه ماه گذشته
نمیدونم حرف زیادی نمیزنه
بهم خبر بده
باشه
لطفا بگو که توی این تله موش مشروب داری
همسایه هام دیدنت؟
نه، نه، مشکلی نیست
مطمئنی؟
آره، مطمئنم
گلوریا، دیگه نمیتونی اینجوری بیای
میتونیم یه جای امن همدیگه رو ببینیم
لطفا دیگه محدوده ی منو محدودتر نکن
بین پلیسا و همسرم
دلم میخواد یه منطقه ی یه مایلی برای خودم باشه
بتونم راحت باشم
کسی منو ندید
لطفا بیا کنارم مشروب بخورم
اتفاقی افتاده؟
نه
نه، همه چیز عالیه
همسرم با یه دختر 22 ساله سکس میکنه
و جوری نگام میکنه انگار میخواد برام تابوت بخره
و یه معامله ی بزرگ در راهه که به من چیزی نگفتن
و حتی پادوعم، فقط دلش میخواد درمورد مردایی صحبت کنه
که میخوان ما رو بکشن، پس آره، همه چیز عالیه
پادو؟
اونی که باهاش بازی میکنم؟
نه
مسئولم؟ نه
محافظ؟
نه
معشوقه؟
این بهتره
وقتی پلیس شدی همچین چیزی توی ذهنت بود؟
نقش یه پسر بد رو بازی کنی؟
نه
با آدمی مثل من اینجا باشی؟
نه
نمیتونستم تو رو تصور کنم
نمیخوای بازیم رو انجام بدی
بازیمون؟ بازی من
بازیمون بازیمون
نوبت توعه
خیلی خب
صبحونه ی اول صبح
خورشید طلوع میکنه
و زود بیدار میشم و نمیذارم بخوابی
آروم از اینجا میرم بیرون
و وقتی قهوه میخورم چیلاکی درست میکنم
و بعد تو بیدار میشی
و سمتی از تخت که من میخوابم سرده و نمیتونی تحمل کنی
به خاطر همین میای توی آشپزخونه دنبالم
...و همه ی قهوه ام رو میخوری و
همه ی تخم مرغ ها رو میخوری
این خوب بود
پرزه
یه کاری بهم سپرده
آره، ازم میخواد خونه باشم
میخواد محموله رو جا به جا کنم
یه انبار توی اوهایو و والره
هنوز بهشون فکر میکنی؟
کی ها؟ پدرخونده ات
و کسی که تو رو به عنوان پلیس استخدام کرد
نه
دیگه بهش فکر نمیکنم
هی
فقط یکم دیگه مونده
بعدش آزاد میشی
هی، هی، کیفت رو بده به من
بعدی میخوره توی سرت
کیفو بده به من عوضی
ولش کن
بیا بریم
!برو! برو
حرومزاده ها
خوبی؟
آره، خوبم نگرانم نباش
آره، سلام
ادی فیونتس هستم و آمبولانس لازم دارم
یه مردی در 1623 خیابون والر تیر خورده
آره، عجله کنین
چی داریم؟ خیلی زیاد نیست
هردو مهاجم فرار کردن
این ماشینشونه
دو هفته پیش در لیک فارست دزدیده شده
متاسفانه خالیه
تکنسین ها اثرانگشتی پیدا کردن؟
هنوز نه
یه پوکه و گلوله ی
اسلحه ی یکی از مهاجمین رو داریم
در نگاه اول نشون میده که گلاک بوده
چوب بیسبالی که باهاش به تورس حمله کردن رو پیدا کردیم
دارن توی آزمایشگاه دنبال اثر انگشت میگردن
شهروندی که بهش کمک کرده توی اورژانسه
گلوله خارج شده، زنده میمونه
خیلی خب، سابقه داره؟ نه
یه شهرونده که از خشونت بدش میاد
دوبار ازش دزدی کردن اسلحه ی سیگ9میلِ
مجوز دار داره
خیلی خب، این اتفاقی نبوده
یکی درمورد محموله اطلاع داشته
یا درمورد تورس
همسایه ها حرفی نزدن؟
نه، هنوز نه
خیلی خب، ببین این اطراف قاچاق مواد با کیه
ببین ارتباطی با پرز داره یا نه
باشه
ادی کجاست؟
دستشویی
خب، چیشد؟
همونی که پشت گوشی گفتم
بهم حمله کردن دوتا پسر که ماسک داشتن
...و سعی کردم باهاشون مقابله کنم ولی
تفنگ همراهت بود؟
شلیک کردی؟
نه، نه، یهویی اومدن
تفنگ گرفته بودن روی سرم
ادی
میدونی پول کی بوده؟
نه
دستمزد دوستمون در جنوب بوده
دیروز یه بسته بهم دادن
جعبه ی گوجه فرنگی بود
میتونستی تصور کنی اگه بابت چیزی که برام فرستادن جوابی ندم
چه اتفاقی میوفته؟
آره
فکر کردم میتونیم بهت اعتماد کنیم، ادی
میتونین
مردی که بهت حمله کرد رو میشناختی؟
نه
اگه میخواین منو به چیزی متهم کنین، بذارین واضح بگم
من هیچ ربطی به دزدی نداشتم
No comments yet. Be the first to leave one.