The first 200 lines.
... آنچه در شهر زُمُرُد گذشت
اینجا دیگه کجاس؟ زندان مطلق
برای کسایی که قانون جادوگرها رو به جادو نقض میکرن
کمک کن
چه بلایی سرت اومده؟ - یادم نمیاد -
ماشه رو فشار بده
جادوگر شرق مُرده
توسط یه شخص نادرست نمیدویم چه کسی
فقط یه مرد هست که باید سرزنش بشه
جاده به کجا میرسه؟
به جادوگر شهر اُز
و شاید بتونه منو برسونه خونه
کسی رو که از آسمون اُفتاده پیدا کن
مطمئن شو پاش به اینجا نمیرسه
پس من باید بگم " کی اینجاس"؟ حتی وقتی میدونم تویی
درسته - چرا؟ -
فقط دوباره امتحان کن
تق ، تق
تق ، تق
چرا داری در میزنی؟
... درمورد چی
بیسبال؟
تا حالا اسم بیسبال به گوشت خورده؟
ممکنه خورده باشه
کی اونو گفته؟
چیزی از اینجا یادت میاد؟
چیزی که بتونی تشخیص بدی یا بتونی حسش کنی؟
آره - چی؟ -
تو رو
چه مدت داشتی اینو حفظ میکردی؟
یه چند کیلومتری
Sajjad-SJJB Nima :مترجمان Telegram:@Sajjad_SJJB تاریخ ترجمه : 1395/10/18 For WEB-DL.DD5.1.H264-RARBG
فکر کنم گلیندا رو کنار پای جنگجوی ابدی بتونم ملاقات کنم
وقت نمایش قدرته
... ولی ملاقات با اون نصف راهه
نباید مجبورش کنی که باهات راه بیاد؟
اگه ندونم بهتره ، فکر کنم تو طرف
من باشی ، ایزابل
گلیندا شاید منو انتخاب کرده باشه ولی من به تو خدمت میکنم
در غیر این صورت میگیم بارداری
گلیندا از شمال داره وارد میشه
جادوگرا
تو ممکنه جادو رو غیرقانونی اعلام کرده باشی
ولی مردمت هنوز اونا رو دوست دارن
چونکه مردم اونا رو نمیشناسن
بُولر گفت قبلاً هیچوقت زخمی مثل اون رو ندیده
یه سوراخ
سر خواهرمون هوشمندانه حکاکی کرده
داشت میومد منو ببینه که این اتفاق اُفتاد
در مورد مسائل مربوط به واردات
نظری نداری چطور شده؟
افتضاح به نظر میرسی
20سال میگذره
گذشت زمان ... چطور میخوای به نظر برسم؟
مثل تو نخزیدم به یه مزرعه خشخاش
خزیدن من مشکل تو نیست
درواقع ، هست
جادوگرا قراره درخواست منو درمورد
باز کردن معبد مقدس مد نظر قرار بدن
نمیخوام تفاوتی ایجاد بشه
اگه زبونت درست نچرخه
زبان من درسته
ما آخرین جادوگرای اصیلی هستیم که موندیم ، تو و من
اگر تو نتونی خواهرت رو به درستی
و راستی برای آرمیدنش بخونی
بعد اون از دست میره
و ما هم چیزی گیرمون نمیاد
من اون رو به درستی و راستی میخونم
چیزی که نیاز داریم رو میگیرم
بعد یه 20 سال دیگه میتونه بینمون قرار بگیره
اِیمون دنبال چی میگرده؟
یه دختر دوره گرد کوهی
و الان خیره شده به راه
اون دیوونه شده؟
چرا خودت نمیری ازش بپرسی؟
فکر میکنی نمیخوام؟
من یه شب دیگه رو اینجا هدر نمیدم
میتونی بهمون بگی که ما هنوز اینجا چکار میکنیم؟
اُجو گفت که دختره از اینجا عبور نکرده
اُجو دروغ گفت
اِیمون
اِیمون
ما نباید اینجا باشیم
اینجا کجاس؟
مستراح جادوگراس
و اونو ببین مرد دست راست جادوگرو ببین
به خاطر شکار یه دخترکوهی که از آسمون
اُفتاده میخواد مارو به کُشتن بده
...پس من بهتون میگم چکنیم
میریم سمت جنوب ، یه دختر پیدا میکنیم
سرشو قطع میکنیم و سواره برمیگردیم شهر زُمرد
و بعد هممون وفاداری جادوگرو داریم
نه ، اِیمون نمیزاره ناتموم بزاریمش
آره ، حق با توه
حدس میزنم باید اونو هم بُکشیم
باید با یه ضربه سرشو قطع کنیم
طوری که به نظر یه شیر این کارو کرده
میخوای سرعتمو بیارم پایین؟
ها.تو به نظر واقعاً میخوای برگردی خونه
آره ، یه سریا رو دارم که منتظرمن
چه نوع آدمایی؟
آدم دیگه
... آه
کسی که باهات قرار گذاشته - چی؟ -
قرار؟ - ... میدونی، کسیه که -
میدونم منظورت چیه - پس ؟ -
نمیخوام در این مورد باهات صحبت کنم ، لوکاس
چرا که نه؟ - چون که من نمیشناسمت -
خُب ، تو نجاتم دادی. پس چطور اون کارو کردی؟
نه
من پرستارم، اون کاریه که انجام میدم
چی؟ - یه درمانگر -
لوکاس؟
لوکاس ، لوکاس
فشارش بده ، باشه؟
باید برات کمک گیر بیاریم
فقط یکم عفونت کردی ، ولی من قبلا
جلوی خونریزیتو گرفتم ، پس خوب میشی
کُل چیزی که میخوای یه تزریق پنی سیلینه ... که بیشتر
از مواد مخدر در دنیا درست میشه
دنیای من
سلام ، آقا . دوستم داره میمیره و یکم به دارو نیاز داریم
میدونی یکم از کجا میتونم پیدا کنم؟
... دارو ، آه
دکتر ، دارو خانه
واسه اون
عطار ؟ - آره -
آره ، عطاری
کجا میتونم یکیو پیدا کنم؟
اون کسی رو نمی بینه
ببین ، آقا ، التماست میکنم ... خواهش میکنم
فقط میخوام بدون اون کجاس در غیر این صورت اون میمیره
چه بلایی سرت اومده ، پسر؟
مامان؟
اینجا سرده
من حالم خوبه
وقت داروهاته
فکر نکنم دیگه به این نیاز داشته باشی
تو باید استراحت کنی
میرم که یه مرغ واسه شام بیارم
داری میری؟
به زودی بر میگردم ، تیپ . نگران نباش
جک؟ - فکر کردم تا ابد باید منتظر بمونم -
چقدر واساش وقت داریم؟
اون رفته قصابی
چی؟ - اون رفته قصابی -
خُب ، چقدر طول میکشه؟ - نمیدونم ، زیاد طول نمیکشه -
نمیتونم دیگه تحمل کنم ، جک
باید یه راهی به داخل پیدا کنی
امروز روزشه
خدمت حضار معرفی میکنم بانوی نور شمال
مادر صوت و پاکی
و بانوی زمین های غربی
... کشتی آرامش
...آره ، آره ، کشتی ، آرامش، حقیقت
من نصف زندگیمو صرف خروج و ورود به اُتاق ها کردم
گلیندا
مدت زیادی گذشته
شمال همیشه آغوشش به سمتت بازه
ایزابل؟
این آنا ـس
اون درست و پاکدامنه
بدون حواس پرتی درباره بدن و ذهن
بهتر بشما خدمت میکنه
نه ، نه
تو بمون ، بمون
خُب ، به اون نگاه نکن الان متعلق به منی
بیا ، بیا ، گوش کن و یاد بگیر
تسلیت من رو درمورد خواهرتون استون بپذیرید
ما قدردان باز کردن مهر موم معبد هستیم و
ما میتونیم با افتخار و درستی بخاک بسپریمش
میدونم اون با مادر جنوب میسر نبود
هیولای جاودانه درموردش بی رحمی کرد
...پس
من یه درخوست از طرف خودم دارم
بانوی شرق و من میتونیم یه همکاری باهم داشته باشیم
زندان مطلق
بله ، یه اسم مایه تأسف
یه زندان مایه تأسف
به وسیله من بوجود نیومده
نمیتونیم بازش کنیم اگه خواستتون اینه
پس به هر حال اون اگه از جادو برای بازکردنش استفاده کنه
بهتون اجازه میدم که دوباره درستش کنید
آرزومه که بتونیم
ولی افسون هر جادوگر به عهده خودشه
و اینجا هزاران دگرگونی وجود داره
به طور معمول ، شرق هم باید یه شاگرد داشته باشه
برای انتقال آموزه ها به اون
ولی مثل اینکه تو قراره به همش پایان بدی ، نه؟
اگه چیز دیگه ای نیست باید مقدمات رو آماده کنیم
حالت خوبه ، بانو؟
همم؟
عالیم
جک
هیچ راهی وجود نداره - نه ، باید باشه -
ببین ، خیلی سخته
رفیق ، نباید تسلیم بشی - نمیخوام بشم -
نه تا وقتی که رد بشم
... وبعد ما قراره - گورمون رو از اینجا گم کنیم -
آره
No comments yet. Be the first to leave one.