The first 200 lines.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
.لعنتی، لعنتی، لعنتی
.زود باش، بردار !بردار، بردار
911مورد اضطراریتون چیه؟
!بهش شلیک کرد !اون لعنتی بهش شلیک کرد
!نمیدونم چرا اینکارو کرد !بهش شلیک کرد
!بهش شلیک کرد! خدای من
.آقا، ارتباطتون خیلی قوی نیست
.متاسفم .هیچکدوم از حرفاتون رو نشنیدم
.چی؟ لعنتی
میتونی الان صدام رو بشنوی؟ الو؟
!خودشه .خب، خیلی بهتر شد
خب، گفتین مورد اضطراریتون چی بود؟
.من توی منطقهی باتلاقی هستم !یه مرد تیر خورده
.به اون مرد شلیک شده .من به کمک احتیاج دارم
.خدای من .یهعالمه خون اینجا ریخته
.باشه. متوجه شدم که شما داخل قایق هستین
.باب، یه مورد اضطراری دیگه داخل قایق پیش اومده
!من داخل قایق کوفتی نیستم
.صبرکن، صبر کن، صبر کن
.لعنتی .خب، من ارتباطم باهاتون قطع شده، آقا
.من اصلاً نمیتونم صداتون رو بشنوم
آقا؟
الو؟ الو؟ آقا؟
الو؟ الو؟ الو؟ الان چطوره؟
!خودشه
.خیلی خب، عالیه .بهم بگین چی شده
.اسم من "کریگ فاستر" هستش
من بعد از خروجی بزرگراه 41
.و جادهی فرعی، توی یه منطقهی باتلاقی هستم .آها-
.یه مرد پیشم هستش که تیر خورده
.خیلی خب. اهوممم- .تکون نمیخوره-
.نمیدونم زندست یا نه .فکر نمیکنم که نفس میکشه
.متوجه شدم- من به یه آمبولانس احتیاج دارم-
!همین الان
.عالیه .خیلی ممنونم، سوزان
سوزان؟- .ببخشید، آقا-
،نمیدونم هنوز اونجا هستین یا نه
.من همین الان با "سوزان"، از دخترای بخش فنی، صحبت میکردم
.اون فکر میکنه که مشکل از هدفون منه
.پس فقط لنگر قایقتون رو بندازین و از جاتون تکون نخورین
.بیا یکم بهش فضا بدیم
.اوه، نه- چه غلطا؟-
داره از ما فیلم میگیره؟
!سریعتر بخور، مار- .اون که انگلیسی صحبت نمیکنه
.سریعتر بخور
میشه مار کوفتی رو فراموش کنی؟
!ما باید اون پهباد لعنتی رو از آسمون بیاریم پایین
.کفشت رو بهم بده
.زود باش- صبر کن ببینم، میخوای پرتش کنی؟-
چرا از کفش خودت استفاده نمیکنی؟
.فهمیدم چرا- لعنتی، الان دیگه داره کجا میره؟-
میشه عجله کنی؟- !من فقط یدونه کفش دارم
اونم داخل زمین باتلاقی؟ چه مرگته تو؟
.پدرسگ دوباره وایستاد
.همین الان ترتیب این لعنتی رو میدم
زی"، چه غلطی داری میکنی؟" چرا تفنگ همراهته؟
.چون ما اینجا داریم یه جسد رو ناپدید میکنیم، کریگ
.این یه فعالیت قدیمی حساب میشه که آدما همراه خودشون تفنگ میارن
.خب، هیچکس قرار نیست که بخاطر ما تیر بخوره
.اون لعنتی رو بزار کنار
.کنار
.شیشششش، یکی داره میاد
.آره- .باشه، فهمیدم-
.درست همونجا- .آره-
.اینجاست اینجا چه خبره، "براک"؟
.مسابقه- این پهپاد توئه؟-
،آها، ما اینجا اومدیم که برای کانالم فیلم تهیه کنیم
.ولی با دستگاه کنترل کنندش دچار مشکل شدیم
...اممم، راست...راستش، بخاطر دستگاه کنترل کننده نیست، بخاطر
...هیش...هیش... هیش... هیش... هیش
ببین پسرم، میدونم که ما یه تیم هستیم، باشه؟
،ولی من رهبر تیم هستم ،پس هر نظری خواستی بدی
اول باید اون رو به من بگی، باشه؟
باشه؟ .توی گوشم، پسرم
.توی گوشم
.مشکل از لینک ویدیو هستش
.مشخصه که بخاطر لینک ویدیو دچار مشکل شدیم
.تعجب کردم که خودتون نفهمیدین
،پس، اگه لینک ویدیو خرابه
به این معنیه که فیلم ضبط نمیکردین؟
...نه، خوب ضبط می کنه
.کاملاً درسته- .شیشششش-
.کوربی .زود باش
،نه، فیلم توی حافظهی اس دی ذخیره شده
،ولی چون لینک ویدیو مشکل داره
.نمیتونیم ببینیم که داریم از چی فیلم میگیریم
هی، من نمیخوام فیلم اون تمساح لعنتی رو از دست بدم، باشه؟
.پس هروقت خونه رسیدیم باید دانلودش کنیم
باشه ولی من فکر میکردم که امشب قراره با مامان
.شام بریم بیرون میدونی دیگه، تلاش کنین تا
مسائل رو حل کنین؟- .آره "کور... باشه-
باشه، پس، شاید فردا بتونیم اینکارو بکنیم، خیلی خب؟
.باشه- .آره-
.نمیدونم داره دربارهی چه کوفتی حرف میزنه
.مسائل رو حل کنیم- ازدواج من هیچ مشکلی نداره، باشه؟-
.بابا- .بچهها از خودشون چرت و پرت میبافن-
،بابا، دارم جدی میگم .دربارش صحبت کرده بودیم
.آره، باشه
.حق با توئه .قرار نیست که دیگه اینکارو انجام بدم
،من دارم تلاش میکنم که از نظر عاطفی با خودم و با دیگران
.صادق باشم
،خب، من بخاطر غفلتم باعث شدم که زنم وارد یه رابطهی دیگه بشه
،ولی میخوام درستش کنم
و این ترسناکه چون مطمئن نیستم که
.زنم هنوز عشقی نسبت به من داره یا نه
...باشه، عالیه، ولی اون پهپاد
،بخاطر این ترسناکه
،چون اون مردی که باهاش میخوابیده
.یه آلت تناسلی بزرگ داره
.منظورم اینه که هم دراز و هم کلفته
.خدای من- میخوام که به یه-
.کاکتوس زیبا فکر کنی- .بابا-
...فقط صاف- .تمومش کن-
."خب، همین شکلیه، "کوربی
.فقط تمومش کن- باشه؟-
...هی، این همون صداقت عاطفی داخل منه
.باشه
.بابت اون چیزی که داخل مادرت بوده
باشه؟ .یه کیر گندهی کلفت
.موضوع همینه .اینا حقایق هستن
.پهپاد کوفتی رو بردار .زود باش، بریم
.خدا لعنتش کنه .این حقیقت منه، پسرم
.این داستان منه- .لعنتی-
،لعنتی، لعنتی، لعنتی .لعنتی، لعنتی، لعنتی
.من هوس تاکو کردم پایهای تاکو بزنیم؟
.نه، پایهی تاکو زدن نیستم
چرا بابت این قضیهی پهپاد نگران نیستی؟
.چون رفیقت "زی" نقشه داره
الان، ما اینو میدونیم که "براک" قراره شام بره بیرون، درسته؟
.بهزور وارد خونش میشیم .پهپاد رو میدزدیم
.یکاری میکنیم که شبیه یه سرقت بنظر بیاد
هنوز میدونی که این دوستمون کجا زندگی میکنه؟
.آره ولی قرار نیست بهزور وارد خونش بشیم
اگه یوقت نمیدونم، دستگیر بشیم چی؟
تو فکر بهتری داری؟- .آره، راستش، دارم-
ببین، "براک" فقط دوست داره که همه ازش خوششون بیاد، درسته؟
.درسته- پس بهش میگیم که-
ما ویدیوهاش رو نگاه کردیم
.و انگیزه گرفتیم که کانال خودمون رو راه بندازیم
.میخوایم که از استادش اینکارو یاد بگیریم
.ما رو به تیم خودش دعوت میکنه .پهپاد رو بهمون نشون میده
.باهاش پرواز میکنیم .میشکونیمش
!بوم .دیگه ویدیویی در کار نیست
.خب، این شبیه یه حرکت استادانهی اسکوبی دوی لعنتی میمونه
.سبک "گلن" لعنتی
گلن" کیه؟"- .اون پسره که موهاش بلونده و شال گردن داره-
."اون اسمش "فرده- .من درکت نمیکنم، پسر
،منظورم اینه که، اونقدر باهوشی که اسم فرد رو یادته
.ولی اونقدر خنگی که فکر میکنی نقشهی احمقانش جواب میده
،میدونی، اگه میزاشتی از تفنگم استفاده کنم
.اصلاً توی این موقعیت قرار نمیگرفتیم
،تفتگ رو درست روی صورتشون میذاشتیم
،نه برای اینکه بهشون آسیبی بزنیم .فقط برای اینکه یکم بترسونیمشون
،من بهت اجازه نمیدم که روی صورت کسی، جلوی پسرش
.اسلحه بکشی
.هردومون میدونیم که آخرش چجوری تموم میشه
هنوز داری راجع به اون اتفاقاتی که با بابا افتاد حرف میزنی؟
بیخیالش نشدی؟
،نه، نشدم .و تو هم نشدی
.تو قبلاً توی باتلاق بهش اعتراف کردی
لعنتی، گفتم، مگه نه؟
.اهومممم- تو هیچوقت قرار نیست-
بزاری فراموشش کنم، مگه نه؟ .نه-
.باشه، تفنگ رو نمیارم
.ولی باید دزدکی وارد خونهی "براک" بشیم
.این تنها گزینهی ماست
.لعنت بهت .ساعت هفت میام دنبالت-
.و ماسک اسکی خودت رو هم بیار
!ادارهی پلیس میامی، تکون نخور
میتونی تصور کنی که بیای خونه و یکی رو توی حمومت ببینی؟
خودت چه فکری میکردی، ها؟
.هی، بیا بیرون، عزیزم
.من بهش گفتم که بهت اتهامی وارد نکنه
.قرار نبود که اینکارو بکنیم- .اون دخترخوندهی شماست-
.اون کلید خونه رو داره .خب، من مالیات میدم
.اگه بهتون میگفتم باید بهش شلیک میکردین
.منظورم اینه که اونم مالیات میده
.راستش، نمیدم .خیلی فقیرم
.باشه
.شب خوبی داشته باشین، خانوم
.جدی میگم، "جیلیان"، منو تا حد مرگ ترسوندی
.فکر کردم دزدی
دزدی که اومد اینجا حموم بره؟
.یه عالمه آدم مریض اون بیرون هست
میدونی، یه مرد رو توی "پابلیکس" دیدم
.که خامه ی ترش رو همونجا توی جعبش خورد
.آره، میدونستم
.در طی هشت سال اخیر، این داستان شمارهی یکت بود
.اون یه سیبزمینی خام هم توش فرو کرد
.تو نمیتونی همینجوری هزینهی قبض آب منو بالا ببری
از ماجراجویی کوچولوی شکار مار چه خبر؟
.راستشو بخوای نمیدونم
.همه چی با کریگ واقعا عجیب بود
،و "کریگ" همونی هستش که پول جایزه رو قراره بهش بدی
حتی اگه باعث بشه دیپورت بشی؟
.بههرحال دیگه مهم نیست .قرار نیست ببریم
.باید یه راهی پیدا کنم تا یکم پول دربیارم
،دیگه حتی نمیتونم موهام رو بفروشم
از وقتیکه اون خانوم کلاهگیس فروش گفت
No comments yet. Be the first to leave one.