Zorro

Zorro

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Zorro 1957 S02E38 Señor China Boy 1080p DSNP WEB-DL AAC2 0 H 264-XiBiU
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 38 Zorro.1957 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-22
Downloads: 12
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 122 lines.

بفرمایید تو.

چی می‌خوای سرجوخه؟

یه نفر اومده شما رو ببینه، گروهبان.

داشت تو میدون سراغ یه پسر چینی رو می‌گرفت.

و منم بهش گفتم که اون رو پیش ما زندانی داریم.

بونوس دیاس، گروهبان.

اوه، هزار پوزش بابت وضع ظاهرم، سینیور.

شما دنبال یه پسر چینی هستید؟

ایناش.

شما کی هستید، سینیور؟

اسم من وینسونه. جان وینسون.

افسر اول کشتی برمه کوئین از شانگهای.

شما یه قاتل تو دست و بالت دارید، گروهبان.

اومدم که اون رو ازتون بگیرم.

استودیو والت دیزنی تقدیم می‌کند: زورو، با بازی گای ویلیامز.

خب، می‌بینم توماس گرگوریو از بندر برگشته.

تامین‌کننده ابریشم، ادویه، کُندر و مُر.

و فردا، ما اجناسش رو می‌خریم.

پارچه‌های بمبئیش، چند منگوله طلایی از سویل.

و، اَه... شاید یه کتاب جادو، تا بتونی بازی‌های بی‌کارت رو دنبال کنی.

بفرمایید. گربه توی گهواره‌ست و بازی تموم شد.

تو، یه مرد جادوگری و نمی‌دونی من چطور این کارو کردم؟

حداقل من یه ترفند بیشتر از تو بلدم، نه؟

وای!

گروهبان گارسیا! گروهبان گارسیا!

گروهبان گارسیا! کمک! کمک! گروهبان گارسیا!

داریم میایم! داریم میایم!

چی شده، سینیور گرگوریو؟ یه نفر تو گاری منه!

یه دزد. یه دزد تو گاری منه!

مطمئنی؟ من صدای عطسه‌شو شنیدم.

کی توشه؟

حالا، هل بده!

آه. پس شمایی.

پس تو دزدی، نه؟

نگاه کنید، سینیور گرگوریو، فقط یه مرغ بود.

فقط یه مرغ کوچیک.

یه مرغ چطور می‌تونه بیاد تو گاری من؟

گروهبان، مگه مرغ عطسه می‌کنه؟

زود باش، سرجوخه. کمکم کن بیام پایین.

هر کی رو که شنیدم، تو انبار منه.

خب، بفرما برو جلو، سرجوخه.

اما، گروهبان، یه سرجوخه هیچ‌وقت اول نمیره.

اوه.

سرجوخه! -بله؟

هیچی پیدا نکردی؟

بله. هیچی پیدا نکردم.

چی بود؟ اون من بودم، احمق!

زود باش. اونجا.

سرجوخه، اون منو گرفت!

منو گرفته!

چیزی نیست، گروهبان.

این بند شلوار شماست که گیر کرده.

ممنون، سرجوخه. خواهش می‌کنم، گروهبان.

نه، نمی‌خواد. گرفتمش! اوه، گروهبان!

مواظب باش! احتیاط کن!

کمک، یکی به دادم برسه!

دن دیگو، سربازها رو صدا بزن!

مغازه‌ام! مغازه بیچاره‌ام!

اینجاست! دزد رو گرفتیم!

دزد رو گرفتیم!

یه چیزی بگو که من بفهمم.

گروهبان، اون چینیه.

پس یه چیزی به چینی بگو که من بفهمم!

چینی؟

اما تو لس‌آنجلس هیچ چینی‌ای نیست، دن دیگو.

خب، حالا یه دونه دارید.

بله، همینطوره.

شما برای آوردن یه چینی به لس‌آنجلس اجازه نگرفتید.

من نیاوردمش!

خب، اون تو گاری شما بود. من اونو تو انبار شما پیدا نکردم؟

یک لحظه، گروهبان.

فکر نمی‌کنم اون رو عمداً اینجا آورده باشه.

شاید وقتی شما تو سان پدرو بودید، از کشتی افتاده تو آب.

و به گاری شما پناه آورده.

اون یه دزده. من می‌خوام که بندازینش زندان.

برای اینکه دزد باشی، باید چیزی بدزدی. معلومه که اون هیچی نداره.

حق با شماست، دن دیگو. اما اون چیه؟ کیه؟

نه، نمی‌تونم ولش کنم. اون اینجا جایی نداره.

گروهبان، اگه اجازه بدید، شاید اگه اونو به دفتر شما ببریم؟

درست همون چیزی که داشتم می‌گفتم، دن دیگو.

بیایید بریم دفتر من. این یک مسئله خیلی جدیه.

و کی انبار منو مرتب می‌کنه؟

البته. حتماً، گروهبان.

بیا، کوچولو.

تا حالا هیچ‌وقت همچین چیزی برام پیش نیومده بود.

به علاوه، هیچ‌کس تو لس‌آنجلس حتی یه کلمه چینی هم بلد نیست.

خب، گروهبان، اون که آلمانی یا فرانسوی هم نمی‌فهمه.

من چطور می‌تونم یه مرد رو بازداشت کنم بدون اینکه بهش بگم بازداشته؟

اول، باید اتهام یه جرمی بهش وارد بشه، گروهبان.

مگه این جرم نیست، دن دیگو، که آدم به زور وارد یه مغازه بشه؟

یا بدون اجازه وارد شهر بشه؟

شما بازداشتید.

باید حبست کنم. باید بندازمت زندان.

نمی‌فهمی؟

همین الان گفتم باید بازداشتت کنم. باید بندازمت زندان.

گروهبان، برناردو به زبانی بین‌المللی صحبت می‌کنه.

آیا زبان اشاره اون به همون معنی تو چینی نیست که تو اسپانیاییه؟

البته، دن دیگو.

چرا من به این فکر نکرده بودم؟

گروهبان، شما این اواخر خیلی سرتون شلوغ بوده. مطمئنم که خودتون هم به این نتیجه می‌رسیدید.

درسته، دون دیگو.

اون یه زندانی بود، دون دیگو.

بله، و از کشتی پریده.

اما چرا زندانی؟

هی قلم رو امتحان می‌کنه. کِی می‌خواد شروع به نوشتن کنه؟

داره می‌نویسه، گروهبان. به زبون خودش.

شبیه مرغیه که رو ماسه خط‌خطی می‌کنه.

اگه اون زندانی کشتی‌ای بوده که توماس گرگوریو ازش خرید می‌کرده...

پس یکی داشته اون رو نگه می‌داشته.

باید برگردونده بشه.

می‌دونید، گروهبان، این قضیه داره حسابی پیچیده میشه.

بله، همین‌طوره، دون دیگو.

اما فردا می‌فهمم.

وقتی باهاش برگردم به کشتی تو سن پدرو.

اما امشب، باید فقط بذارمش زندان.

هزاران تشکر بابت کمکتون، دون دیگو.

تو هم، کوچولو.

پسره تو دردسر جدی افتاده.

می‌فهمیم این یعنی چی.

گراسیاس، برناردو.

این ممکنه تمام شب طول بکشه. حتی اون موقع هم مطمئن نیستم بتونم ترجمه‌ش کنم.

تا الان فقط تونستم دو تا نماد رو تشخیص بدم.

Zorro subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left