The first 200 lines.
مجله ي آفتابگردان تقديم ميکند
چی؟- چی؟-
نه، صبر کنید
!آدم این توـه! آهای
!ببخشید! آدم این توـه
آدم این توـه
!ببخشید
خدایا، واقعا من با اون تو این انباری گیر افتادم؟
نه
تا صبح بشه یا از سرما میمیرم یا از خفگی
نگران نباش. به من اطمینان کن
مطمئنم هرطور شده از اینجا میریم بیرون
اگه نریم که اونوقت پاک عقلم رو از دست میدم
به محض اینکه یه زنگ بزنم کمک از راه میرسه
یه لحظه
آنتن نمیده
یالا
یالا
خواهش میکنم آنتن بده
خواهش میکنم
آنتن نمیده
نگران نباش. میدونم چطوری باید تو خیابون زنده بمونیم
به من اعتماد کن
اوه، باشه
،اگه چراغا رو روشن بذاریم
مردم میفهمن که یکی توئه
...اونوقت یکی میاد
نترس
میتونم تو تاریکی هم راحت ببینم
تا فردا صبح اینجا زندونی نمیمونی
مشکلی نیست
به زندونی بودن عادت دارم
همینطور به سرما هم عادت دارم
خل شدم، خل شدم
از این بدتر هم مگه میشه؟
باید رودل کرده باشی
بالاخره کلی ساشیمی خوردی
من نبودم
پس من بودم؟
منم
نه ناهار خوردم نه شام
ترجمه و زيرنويس : سپیده
مشترک مورد نظر در دسترس نمی باشد
جیا جواب نمیده
با تلفن کیم مین کیو هم نمیتونم تماس بگیرم
هی داره بدتر میشه
برو تو ماشین. سرده
چیزی نیس. باهات تعمیرش میکنم
سرما میخوری
من خوبم
به حرفم گوش بده
اگه تو کنارم باشی نمیتونم تمرکز کنم
نمیتونم هیچ کاری بکنم. برو تو
برای اینه که خسته ای
یه ذره تو ماشین استراحت کن
وقت نداریم- یه ذره استراحت که نمی کشتت-
اگه خسته باشی و رانندگی کنی، ممکنه بعدا جفتمون رو به کشتن بدی
باشه
میرم داخل
بیا تا منتظریم یه کسی بیاد یه چیزی پیدا کنیم تا گرم نگهمون داره
باید یه چیزی باشه که بکشیم رو خودمون
باشه
پیداش کردم
ضخیم ـَن و خیلی هم زیادن
اینطوری از سرما یخ نمیزنیم
...صبر کن. صبر کن. داری میگی
اونا رو بکشیم رو خودمون؟
از حصیرها به عنوان تشک استفاده می کنیم و از گونی به عنوان پتو
میشه یه تختخواب شیک و مناسب
تا اینا رو سر و سامون میدم اونطرف منتظر بمون
باشه
بفرما
بذار ببینم
هی
چیکار میکنی؟ ولم کن، من خوبم
یه تیکه چوب رفته تو دستت
میدونم
ممکنه بیشتر فرو بره
کارت برای چیه؟
تموم شد
در اومد
خوبی؟
در مورد چی؟
...میخواستی
دوباره برگردی پیش جیا
...وقتی فهمیدی که
،جیا و مین کیو همدیگه رو دوست دارن
چه حسی داشتی؟
...وقتی مین کیو
، تو وارد کردن چیزی که میخواست به آجی 3 بده شکست خورد
من همون حس ناامیدی ای رو داشتم که اون احتمالا تو اون لحظه داشته
،حالا
نمیتونم اون جیایی که میشناختم رو پیدا کنم
،هر چی که میگفتم
اون میخندید و تشویقم میکرد
اون آدم دیگه ناپدید شده
،بالاخره فهمیدم چرا بهم زدیم
و میخواستم اشتباهاتم رو جبران کنم
،ولی جیا دیگه اون جیای همیشگی نبود
و منم همون آدم همیشگی نبودم
هیچ راه برگشتی نیست
غیر قابل تغییره
خیلی ناراحت کننده است
درد نداره؟
داره
درد داره
...ولی
،درمقایسه با دردی که اونا حس میکنن
این چیزی نیست
من درست همینجا وایستادم
عشقِ من برای همیشه از تو محافظت میکنه
خیلی خوبه
من درست همینجا وایستادم
بیا تا وقتی آهنگ تموم میشه استراحت کنیم
اگه فقط یه نگاه به کنارت بندازی
اونوقت منو میبینی
چرا نمی بینیش؟
نمیتونی اینطوری به من لبخند بزنی؟
برو بالا. امشب این تخت ـته
پس تو چی؟ این که فقط یه دونه اس
من میتونم...میتونم ورزش کنم
یه ذره بالا پایین میپرم
میخوای نصفه شبی بالا پایین بپری؟
نکنه میخواد برم اونجا کنارش دراز بکشم؟
و از تپش قلب سکته کنم؟
...ورزش کردن
بهترین راه برای گرم موندن تو یه شب سرده
من کلِ شب رو بیدار میمونم
تو میتونی بری بالا و یه ذره بخوابی
هونگ جو، بیا اینجا
یه بخاریه
از سرما یخ نمیزنیم
...و
ماهی خشک شده، شراب برنج، و نودل
محشره
اینا مال کسی نیستن؟
میتونیم بخوریمشون؟
میتونیم بخوریم و دوباره پرش کنیم
پس میخوای بچشیمشون؟
بیا
،با اون صدایی که یه کم پیش از شکمت اومد
،میتونیم هر چی اینجا هست رو بخوریم
و با این حال بازم بسِت نیس
میشه اینقدر نگاهم نکنی؟
خیلی عجیبه
اینکه خیلی شبیه اونم؟
نه
پس چی خیلی عجیبه؟
،گفتی سردته، گشنته
با هم یه ظرف نودل خوردیم، و شراب برنج هم خوردیم
،تمام کارایی که میخواستم بشنوم و ببینم که آجی 3 انجام میده
تو داری الان انجام میدی
معلومه
من آدمم
...چند سالته؟ من 28 سالمه
نه، نه. الان 29 سالمه
مثل همه
مثل هم؟- هم سنیم-
میخوای با هم دوست بشیم؟
نه
چرا نه؟
تو دلت میخواد که باشیم؟
چرا اسمم رو نمیپرسی؟
من اسم تو رو میدونم، هونگ جو
نمیخوام اسمت رو بدونم
کیم مین کیو. من فقط یه مشتری یا مهمون نیستم
من کیم مین کیو هستم
...پس
اگه اینو نمیخوری، من میخورم
نه
چرا دنبالم اومدی و این تو گیر افتادی؟
ازش خوشم میاد
از چی خوشت میاد؟
این موقعیت
همه چی
چیزی که همین الان گفتی
می دونی اگه دوست دخترت بشنوه ممکنه دچار سوء تفاهم بشه
من دوست دختر ندارم
،به هر حال
این شراب برنج واقعا خوبه
چی؟
چراغای ماشین خاموش شدن
بارون میاد؟
صدای امواجه. و باد
مثل بارون به نظر میرسه
بارون رو دوست داری؟
یه خاطره فراموش نشدنی ازش دارم
،تو یه روز بارونی
اولین بوسه ام رو داشتم
...میخوام
باهات یه ذره بیشتر در مورد آجی 3 حرف بزنم
،اگه خیلی ناراحت نمیشی
میشه فقط به حرفام گوش بدی؟
تا حالا با هیچ کس درست و حسابی درموردش حرف نزدم
...چون که
...چیزایی که باهاش شریک شدم
توضیح دادنش با کلمات خیلی سخته
برای همین درکش برای هر کسی واقعا دشواره
...ولی
...میخوام
No comments yet. Be the first to leave one.