Season 1

Release info

Kage no Jitsuryokusha ni Naritakute! - 18 [AioFilm com]
The Eminence in Shadow S01E18 AioFilm com
Kage no,Jitsuryokusha,ni,Naritakute! S01E18 AioFilm com
The Eminence in Shadow S01 E18 WEB AioFilm com
The Eminence in Shadow S01 E18 WEB All
A Commentary by AioFilm
🔷 NekoYeet آیوفیلم تقدیم میکند | مترجم 🔷

Tags

TS
web
Published on: 2023-02-03
Downloads: 97
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

NekoYeet

آیوفیلم تقدیم می‌کند

،وقتی احساسات باعث درگیری بین مردم می‌شه

.معمولا زمان خودش مشکلو حل می‌کنه

.برای همین، نادیده می‌گیرمشو راه خودمو می‌رم

،دوست دارم طرفداری همچین طرز تفکری رو بکنم

.ولی انگار خواهرم به اندازه کافی وقت نگذرونده

،می‌دونستی درباره چی فکر می‌کردم

وقتی که جلوی خوابگاهت وایساده بودم؟

.نه، نمی‌دونم

.داشتم خورد و خمیرت می‌کردم

.بازم و بازم، دوباره و دوباره

.و برای هر ثانیه که وایسادم، عصبانیتم دوبرابر شد

امروز یاد گرفتم که بعضی از خشم‌ها .با گذر زمان زیاد می‌شن

.ولی شرط می‌بندم که فکر می‌کنی اهمیت نمی‌دی

نه، درست نی

دوست داری یه آزمایش ببینی که آدما چه‌قدر می‌تونن نفسشونو نگه دارن؟

وقتی یه نفر خفه می‌شه، بیهوش می‌شه .چون شاهرگ گردنشون بسته شده

.ربطی به نفس کشیدن نداره

.درهرصورت واسه من فرقی نداره

بهم قول دادی که باهم توی تعطیلات تابستونی .بر می‌گردیم خونه

دادم؟

.همیشه همین‌طوری

قولایی که بهم دادی رو می‌شکونی .انگار که واست اهمیت نداره

.سعی می‌کنم آدمی بشم که قولاشو نگه داره

.این آخرین شانسته

اون چیه؟

.یه بلیط صندلی زرو شده واسه جشنواره بوشین

.گرفتنشون تقریبا غیرممکنه

،می‌ذارم که داشته باشیش .پس مبارزه‌هارو ببین و یاد بگیر

،حالا که بهش فکر می‌کنم

نمی‌خواستی امسال تو جشنواره شکرت نکنی؟

ها؟

.به‌جای پرنسس زر به‌عنوان نماینده مدرسه انتخاب شدم

.نگو بهم که نمی‌دونستی

!معلومه که می‌دونستم .داشتم چک می‌کردم، همین

،اگه می‌خوای یه زندگی طولانی و سالم داشته باشی .پیشنهاد می‌کنم دست از نادیده گرفتن خواهر بزرگت برداری

.بله، خانم

.من قهرمان می‌شم

.بهتره اونجا باشی و ببینی

.بله، خانم

همه این‌ها رو، ریسک خواهم کرد

دستم رو تا جایی دراز می‌کنم که به ایده‌آل‌هام برسم

انتخاب‌هایی که جلو چشمام میان

چرخه خیر و شر ادامه داره

فقط به سمت یک نتیجه

همه چیز یه انتخاب شانسیه

و یه سیگنال به مرحله بعدی

تا لبه امکان

به اون مقصد خیره می‌شم

فقط یکی، به چیز دیگه‌ای نیاز ندارم

فقط می‌خوام نگاهم رو به یه مقصد بدوزم

هرگز این باور و اراده رو تسلیم نخواهم کرد

اون‌ها رو تو قلبم مخفی می‌کنم

بالاترین، بالاترین، من ادامه می‌دم

به سمت سایه‌هایی که از حقیقت حقیقی ترند

بالاترین، بالاترین، من ادامه می‌دم

درست یا غلط، اگه دلت می‌خوادش، بی‌تفات‌ـیت رو نشون بده

رفت؟

.بله، همین چندروز پیش، بلند شد و رفت

اون گفت که یه مدت خارج از کشور مشغول به تحقیق .خواهد بود

مدیران مهم و سازمان‌های مذهبی پادشاهی اوریانا»»

...««و ارتباطات گوناگونشون با سلطنت

پس داره از روی لطف بهم اطلاعات می‌بخشه؟

.اون خیلی رو اعصابه

،متاسفم ولی

.به دلسوزیت نیازی ندارم

...به‌هرحال

.دیگه دلم واسه خودم نمی‌سوزه

.این یه صندلی رزرو شده نیست

.این صندلی خیلی ویژه‌س

.کاش حداقل لباس مدرسه‌مو می‌پوشیدم

ولی مطمئنید که طوری نیست اینجا با ما بشینید؟

.مهمه که با سال پایینی‌هام صمیمی بشم

و شما؟

،اسم ناچیز من سید کاگنو هست .و به نظر به صندلی اشتباه اومدم

کاگنو؟

،انگار برادر کوچیک کلیر سان هستید

.و اون پسر از اون حادثه

خواهر منو می‌شناسید؟

بله، وقتی که اومد شوالیه‌ها رو بببینه .چند باری دیدمش

،بعد از فارق‌التحصیل شدنش .قصد دارم کلیر سانو بیارم زیر دستم

،شما به صندلی درست اومدید

.به‌خاطر این که فکر کنم کلیر صندلیشو دادیهتون

...ممنونم، اولیاحضرت

...خب، سید کاگنو سان

.بهت یه معذرت‌خواهی بدهکار بودم

بابت مشکلی توی حادثه زنون گریفی واست .به وجود اوردم عذر می‌خوام

.اوه، درسته، چیزی نیست

ما حرفا رو واسه تموم کردن قضیه بین خانواده سلطنتی .و مارکیزها تموم کردیم

،ولی به عنوان خواهر بزرگ الکسیا

.امیدوارم که عذرخواهی شخص منو بپذیزی

.بله، البته

بشینی اینجا که یه شخصیت مشهور ازت معذرت بخواد؟

!این بدترین چیز واسه شخصیت فرعی منه

امیدوارم که اون حادثه باعث ضعیف شدن .دوستی تو و اون نشده باشه

دوستی؟

نمی‌دونم، تنها کاری که من می‌کردم این بود که .سکه‌ها رو بردارم و اون پرت می‌کرد

سکه پرت می‌کرد؟

مثل وقتی که واسه یه سگ چوب می‌ندازی .««و بهش می‌گی««برو بگیرش

.شما باهم با یه سگ بازی کردید

...با سگ که نه اگه بخوای بگی من سگ بودم

.بی خیال

خواهر من خیلی خوشحاله که .همچیمن دوستی پیدا کرده

...درباره اون شک دارم

،در واقع، الکسیا قرار بود امروز باهام بیاد

.ولی یهویی تصمیم گرفت که می‌خواد نیاد

.ببخشید

!اوه، ایرادی نداره

.اصلا درباره‌ش نگران نباشید

امسال کدوم یک از شرکت کننده‌ها شما رو جذب کردن، آیریس ساما؟

.منم دوست دارم جواب اون سوالو بشنوم

من نگاهم روی همه شرکت‌کننده‌ها که توی مسابقات .اصلی هستن هست

...ولی اگه یکیو انتخاب کنم

می‌گم آنه‌رز، یکی از اعضای سابق .هفت شمشیر ولگالتا

،صورتای آشنای زیادی تو مسابقات هست

.ولی این اولین سال رقابتش هست

،من هم مسابقاتش رو دیدم .اون خیلی قویه

.اگه من الآن بخوام باهاش بجنگم، بعیده که ببرم

،من هم دیدمش

.ولی آیریس ساما خواهند برد

می‌دونم که سبک بوشین سلطنتی ،بعد از اون حادثه خیلی معروف شده

ولی اگه آیریس ساما بتونن مسابقه رو

ببخشیدا! منصفانه نیست که اون جور فشار !روی آیریس ساما بذاری

...اوه! منظور این نبود

.مشکلی نیست

.من همیشه قصدم بردن مسابقه بوده

می‌دونم که سرنوشت سبک بوشین سلطنتی .و کشورمون، به من وابسته‌س

...عامم

هیچ جنگجوی دیگه‌ای که ارزش نگاه کردن داشته باشه نیست؟

راستی، اون پسر کیه؟

.یه دانش‌آموز توی مدرسه

همون کت سفیدی که تونست .با بخش اول توی کلاس شمشیرزنی بوشین شرکت کنه

!او! حالا یادم اومد

اون دوست‌پسر الکسیا سام

.این سید کاگنوئه

.اون برادر کوچیک کلیر سانه

ها؟

.کلیر و سید خیلی به عنوان خواهر و برادر به هم نزدیکن

هی، اون کسی نیست ک

.ع-عا، درسته

.برخلاف خواهرت، شمشیرزنیت خیلی خسته‌کننده‌س

،ولی اهدافتو خیلی بالابردن به جایی نمی‌رسوندت .پس باید به زحمت کشیدن ادامه بدی

.راست می‌گه! آروم و استوار برو جلو

و هر کار می‌کنی، فکرای خنده‌دار درباره .خواسته‌های بزرگ یا ازدواج با اشخاص پرقدرت نکن

.ممنون

خب؟ هیچ جنگجوی دیگه‌ای که ارزش نگاه کردن داشته باشه هست؟

مثل اون یارویی که آنه‌رز ساما قراره باهاش بجنگه، مرد معمولی؟

.اونم بار اولشه که تو مسابقاته

معمولی؟

...هیچ‌کدوم از مسابقاتشو ندیدم، پس نمی‌تونستم بگم

!اوه! من دیدمش

.اون سریع حرکت می‌کنه، ولی فقط همینه

.ظرز ایستادن خیلی آماتورواره

.اون واقعا واسه مسابقات اصلی نیست

.همش حرکت و شانسه .مهارت واقعی نداره

!ایول! اسم معمولی رو خیلی خوب در انداختم

،یه نفر دیگه هم هست که باید مراقبش بود .اما اون شرکت نمی‌کنه

یه استاد شمشیرزنی الف هست .که به عنوان خدای جنگ نامیده شده

،اون اولین قهرمان جشنواره بوشین بود .و ظاهرا توی پایتخته

...یه استاد شمشیرزن الف ...منظورتون

.ولی اون یه دهه‌ست که صورتشو به هیچ‌کس نشون نداده

هر جنگجو توی مسابقات اصلی

خیلی به اینکه بیتریکس ساما می‌خواد چه‌کار .کنه توجه می‌کنن

بیتریکس؟

،فکر می‌کردم خیلی قوی باشه .ولی نفهمیدم معروفه

چی شده؟

.می‌رم دست‌به‌آب

!برنده مجسمه گاوه

.یه چیز قوی نزدیکه

،اگه دوتا عالی‌جناب جلوی هم بیان

،باهم چندتا دیالوگ خیلی باحال رد و بدل می‌کنیم .حتی توی کوتاه‌ترین برخوردا

.ولی من توی حالت شخصیت فرعیم

...سید

...آه! تو

.بیتریکس

.آره، آره، بیتریکس

داشتی نادیده‌م می‌گرفتی؟

.نادیده‌ت نمی‌گرفتم

نمی‌گرفتی؟

.نمی‌گرفتم

واقعا؟

.واقعا

.نمی‌گرفتی

.نمی‌گرفتم

از آخرین دفعه به الفی نخوردی .که شبیه من باشه

.نه، هیچ الفی شبیه تو نبود

..اوه

،یه عالمه آدم اومدن به این مسابقه .پس گفتم شاید پیداش کنم

.واقعا مسابقه شمشیرزنی معروفیه

می‌شه بپرسم کیسهه چیه؟

.اینا رو خریدم

.اوه، خریدیشون

.یه عالمه خریدم

.آره، خیلی

.می‌تونی یکی برداری

.ممنون

.و برای اینکه تشکرمو نشون بدم، بیا

.این یکی مال خودت

.ممنون

More Farsi Persian subtitles for The Eminence in Shadow

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left