The first 200 lines.
خب، برام توضیح بده که متوجه بشم.
باشه، تو ورزشکار بودی. -آره.
ولی بعدش شدی کریسِ بازیگر.
تو دبیرستان، میدونی، من موجسواری میکردم،
ورزشهای دو و میدانی میکردم، فوتبال بازی میکردم. یه جور آمادگی بدنیِ خیلی همهجانبهای داشتم.
و وقتی نقش ثور بهم پیشنهاد شد، یه وظیفه خیلی مشخصی داشتم
که شبیه یه شخصیت کارتونی، شبیه یه قهرمان کمیک بوکی به نظر برسم.
درسته.
در ماموریتم برای افزایش طول عمر، دوباره به جاده زدم
با دانشمند ورزشی، راس اِجلی.
قبل از اینکه دور بعدی فیلمبرداری ثور شروع بشه،
اون از من میخواد که کمتر روی ظاهر عضلاتم تمرکز کنم،
و بیشتر روی اینکه چطور میتونن بهم کمک کنن تا خرابیهای زمان رو به عقب برونم.
راس، چیکار داریم میکنیم؟ کجا میریم؟
کاری که الان داریم تلاش میکنیم برای کریسِ نسخه ۲.۰ انجام بدیم،
این هست که مطمئن بشیم میتونی در برابر گذر زمان مقاومت کنی
و، خب، چند راند رو ببری.
شاید کل مبارزه رو نبری، ولی چند راند رو میبری.
به نظر کار سختی میاد. چی برام کنار گذاشتی؟
قراره چند مرحله ببریمش بالا. -معلومه که میبریم!
یه نگاهی به این بنداز.
ریچارد!
این یه طناب صد فوتیه، که از هزار فوت آویزونه،
مستقیم به اون دره.
چیزی که پیشنهاد میکنم اینه که از پایین آویزون بشی، و تا آخرش رو بالا بری.
ترسیدم.
پس، قبلاً کارای این شکلی زیاد کردی؟
در این حد و اندازه یا... -از تلهکابین با طناب آویزون شدی...
آره. -...هزار فوت از زمین؟ نه.
نه؟ -عجیب اینکه.
تو برنامهی هفتگیم نیست.
چقدر وقت داریم تا این کار رو انجام بدیم؟
چقدر قبل از فیلمبرداری ثور؟ -فکر کنم پنج ماه، آره.
دوست دارم این کار رو تو سه ماه انجام بدم، و-- -سه ماه آموزش.
ولی من سنگین میشم. -چقدر بزرگ؟ چقدر... چقدر سنگین؟
نمیدونم. سنگینتر از الانم.
این یه مزیت محسوب میشه یا عیب؟
یا احتمالاً ترکیبی از هردو، درسته؟
یه عیب کامل. کاملاً رک میگم.
یه عی-- -یه عیب کامل خواهد بود.
آدمهایی به اندازه تو از طنابهایی که از کوه آویزونن بالا نمیرن.
اشتباه نکن. این خیلی وحشیانه خواهد بود.
خب، چطور شد که سر از خیره شدن به یه طناب صد فوتی درآوردم
که از روی یه دره آویزونه؟
بازی کردن نقشهای اکشن مثل ثور یعنی من تمام
یک دهه رو صرف حفظ عضلاتِ شبیه ابرقهرمانها کردم.
اما چند ماه پیش، تصمیم گرفتم بفهمم
آیا بدنم در مسیر یه آینده سالمتر قرار داره یا نه.
هی، کریس. خوشحالم میبینمت رفیق. -منم خوشحالم میبینمت.
پس، با متخصص طول عمر، دکتر پیتر آتیا، ملاقات کردم.
خب، کریس، معلومه که تو زمان زیادی رو صرف میکنی
برای تمرینات قدرتیت. چه نوع برنامهای رو انجام میدی؟
یعنی، من... در طول سالها، برای نقشهای مختلف... تمرین کردم.
میدونی، مخصوصاً برای ثور، در مورد حجم گرفتن و بزرگ شدن.
یه روز شونه کار میکنم، یه روز دیگه بازو. پشت، سینه، پاها.
فهمیدم. باشه.
حالت خوبه؟ -اوهوم.
واضحاً، اون تو فرم بدنی فوقالعادهایه.
اکثر ما با دیدن کریس هر کاری میکردیم تا شبیه اون باشیم.
اما همیشه جای پیشرفت هست.
بیش از ۶۰۰ عضله در بدن انسان وجود داره.
و برای طول عمر، باید به خوبی از
هر چه تعداد بیشتری از اونها استفاده کنی.
پس، وقتی قدرت و کارایی عضلات کریس، انعطافپذیری
و چابکیاش رو ارزیابی کردم، متوجه شدم که میتونه روی طیف وسیعتری از اون عضلات کار کنه.
همینه. پس، دو... یک، همینه. تموم شد.
و اون میتونه استقامت خودش رو بهتر کنه.
خب کریس، خبر خوب اینه که، در کل، نتایجت فوقالعادهان.
اما معلوم شد که، در دو یا سه مورد خیلی مهم،
نتایج آزمایشهای تو با کسی که داره خودش رو آماده میکنه تا
بهترین و قویترین نود ساله تمام دوران باشه، سازگار نبود.
حس میکنم دارم کارنامه دبیرستانم رو میشنوم، پس...
خب، چه کارایی باید انجام بدم تا تو اون اعداد بترکونم؟
خب، خیلی از اینها چیزهایی هستن که میتونیم تغییرشون بدیم.
و با هدف قرار دادن حتی گروههای عضلانی بیشترت
و بهبود استقامتت،
میتونیم باعث بشیم عمر طولانیتری داشته باشی و بهتر زندگی کنی.
بسیار خب. خب...
بریم که شروع کنیم.
نبوغ چالش راس در واقع دو جنبه داره.
تمرین برای اون طناب
قدرت ابرقهرمانی کریس رو حتی بیشتر هم توسعه میده.
و اون رو در مسیری برای یک زندگی طولانیتر و سالمتر قرار میده.
اما در ابتدا، انتظار دارم کریس واقعاً به مشکل بربخوره.
برای اینکه من رو به یه ماشین طنابنوردی تبدیل کنه، راس من رو با
بعضی از بهترینهای این کار مرتبط کرده.
آکروباتبازان مشهور، الکس فریت و مویرا کمپبل،
ترفندهای هوایی رو برای صحنه و پرده سینما آموزش میدن.
پس، میخوام روی دستم قدم بذاری و پای دیگهت رو اونجا بذاری.
با پاهات فشار بده، و همینه.
همینه، و بالا، و با پاها فشار بده، هل بده.
باید پام رو...
بالا بردن من از این طناب... -نه...
...شاید سختترین ماموریتشون باشه.
با بازوها بالا بکش. و حالا دستها رو بالا بکش.
همینه. و فشار بده.
آفرین. بیا بالا. آره، بکش. آره، باز کن.
دستهام دارن، انگار--
عضلاتم دارن میگن «ای وای، ای وای، ای وای.»
منظورم رو میفهمی؟ یه جورایی مثل اینه که--
آره، آره. فقط... یه جورایی عجیبه...
عضلات عجیبی هستن، میدونی چی میگم؟
اینجوری نیست که... "اوکی، من الان میکشم بالا."
نه. ...با اون عضلات.
اینا فقط چیزاییه که من تا حالا استفاده نکردم.
برای همین، این خیلی سخته.
من میتونم تمام روز بارفیکس بزنم، ولی طناب،
گرفتن با اون چنگ زدن داره دست و بازوهامو داغون میکنه.
و فشار.
الان دیگه یه جورایی نگران شدم.
یه چالشی پیش اومده، و من دارم مشکل پیدا میکنم
برای بالا رفتن چند متر. و اگه هم بتونم، فوقالعاده دردناکه.
حالا یهو، کریس دوباره مبتدی شده،
و قبول کردنش سخته، ولی اون باید بهم اعتماد کنه
وقتی میگم که تمام این درد ارزششو داره.
چون بالا رفتن از طناب فواید زیادی به همراه داره
که اونو تا دوران پیریش سالم نگه میداره.
معلوم میشه عضلات ما خیلی بیشتر از اینکه فقط ما رو حرکت بدن، کار انجام میدن.
در عمق، هر فیبر پر از نیروگاههای کوچیکه
که میتونه به ما کمک کنه در برابر افت بدنی مقاومت کنیم.
و با هر انقباض، مواد شیمیایی ترشح میکنن
که با انواع بیماریها مبارزه میکنن.
در مجموع، عضلات یک عضو حیاتی هستن
در مبارزه ما علیه پیری. و این همون هدف طنابنوردیه.
برای بالا رفتن ازش، من نه فقط عضلات بزرگمو لازم دارم،
بلکه هر عضلهای که دارم رو.
برای اینکه شانس موفقیتم تو طناب رو بالا ببرم،
و وضعیتم در دوران پیری، راس میخواد دامنه تمریناتمو گسترش بده.
منو ببند به هارنس.
اوه، خوشحالم که یه روز خوب و خنک رو برای این کار انتخاب کردیم.
الان حدود ۴۵ درجهاس.
پس، اون چند تا روتین جدید و جالب آورده.
عالیه.
همینه! همینه! آره! خوبه، غول.
خوبه. همینه. بهینه عمل کن.
و بعد، وقتی سخت شد، قدمهای کوچیکتر. قدمهای کوچیکتر.
قدمهای کوچیکتر، اون شتاب رو حفظ کن.
برو، برو، برو، برو، برو، برو، برو، برو.
خوبه!
روشهای اون شاید غیرعادی به نظر برسن، ولی بهش این امکانو دادن که
تا مرزهای کاری که بدن انسان میتونه انجام بده، پیش بره.
اون یه ماراتن کامل رو در حالی که یه ماشین رو میکشیده، انجام داده،
یه شنای ۵ ماهه در دریا که رکورد شکسته. و یه تریاتلون در حالی که یه درخت حمل میکرده.
تو یه چالش ۲۴ ساعته، اون در مجموع ۲۹۰۰۰ فوت از طناب بالا رفت.
این ارتفاع اورسته.
و من تازه از این آقا دعوت کردم که منو به همون شدتی که خودش رو تحت فشار قرار میده، تحت فشار قرار بده.
بیا اینجا!
همینه! بیا اینجا!
یالا! نفس بکش. یالا!
خوبه. همون، همون.
برای اینکه کریس تو طناب موفق بشه، همه چی باید با هم هماهنگ بشه.
بریم سراغش.
قدرت چنگ زدن، بایسپس، پاها، شانهها، و کمر.
اون به تحرک، انعطافپذیری و استقامت نیاز داره.
خوبه. یالا!
پس، برنامه اینه که تمرکز رو عوض کنیم، از روالهای باشگاهی دور بشیم
که مناطق خاصی رو هدف قرار میدن.
به سمت تمرینات واقعی که دامنه وسیعتری از عضلات رو تست میکنن.
بابا، منم میتونم برم بالا؟ منم میتونم برم بالا؟
وای خدای من! وای خدای من!
ولی این نوع قدرت همهجانبه دقیقاً چیزیه که ما برای اون ساخته شدیم.
این عالیه. برو، تریستان.
تا آخر برو، تریستان. برو! رکورد جهانی جدید!
بدن انسان کاملاً با زندگی پر از حرکت سازگار شده.
محشر بود!
و تو بعضی جاها، این تنها راه برای بقاست.
آدمایی که پول میدن تا تو باشگاهها ورزش کنن،
فکر کنم دیوونهان.
مراقب باش! همینجوری پرتش نکن.
ما هر روز کار میکنیم.
کار سختیه.
اینجوریه که ما قوی میشیم.
کاتالینا موتوچی با بچههاش زندگی میکنه،
خیمنا و سوفی، و مادرش، آنجلینا.
اونا متعلق به بومیان آمریکا هستن که راراموری نامیده میشن.
هر روز کار سختیه، با استفاده از انواع عضلات.
مامان، تبر شکست!
راس الان کیف میکرد.
الان بگیرش!
دامها رو پیاده هدایت میکنن،
و نزدیکترین شهر یک روز پیاده راهه.
ولی چرا یه روز رو هدر بدی وقتی میتونی بدوی؟
به ما راراموری میگن.
یعنی مردمی که میدوند.
وقتی تو کوهها میدوم،
احساس میکنم میتونم هر کاری انجام بدم.
به لطف سبک زندگیشون،
راراموریها استقامت فوقالعادهای دارن.
دویدن عمیقاً در فرهنگشون ریشه داره
و تمام نسلها با هم میان تو مسابقات آیینی
که بعضی وقتا چند روز طول میکشن.
چی شد؟
تقریباً ازشون جلو زدیم.
و مطالعات نشون میده
پدربزرگ و مادربزرگهای راراموری همون فشار خون رو دارن
که نه تنها بچههاشون، بلکه نوههاشون هم دارن.
اگه من بتونم تو پیری اینجوری باشم، مرد خوشبختی خواهم بود.
خیلی خب، پس اون سر رو بکش بیرون...
آره، پس از این راه میریم. آره.
برای بالا بردن سطح تمرینات طناب،
No comments yet. Be the first to leave one.