The first 200 lines.
میخوای خونه رو بفروشی؟ من فقط ازش خواستم بره یه کاندو رو ببینه.
اون کاملاً منو نادیده گرفته.
باید با مامان حرف بزنی. اونم تو این قضیه نظر داره، میدونی که.
اِد دیگه کیه؟
یه پدر از کمیته پایداری.
اِد بروکس.
هیچکس تو رو نمیشناسه.
باید بری پشت تریبون و خودت رو معرفی کنی.
من میخوام همون آدمی باشم که مردم میتونن باهاش ارتباط برقرار کنن.
تو فکر میکنی وضعیت منم مثل تو و باباست.
من که تو نیستم.
و رایان هم بابام نیست.
سلام! من آدام بریورمنم. همسرم کریستینا بریورمن برای شهرداری کاندید شده.
میتونم یه خودکار مجانی بهتون بدم؟
بفرمایید. و... ممنون.
سلام!
مامان و بابات خونهان؟
میخوام این تابلوی باحال رو تو حیاطتون بذارم.
سلام، اسم من زیک بریورمنه و عروسم... علاقهای ندارم.
خب، شما که حتی نمیدونید من چی می... الو؟
صبح بخیر خانم. من از طرف کریستینا بریورمن اینجا هستم.
اوه خدای من.
کراسبی؟
سلام.
فکر کردم گفتی داری میری اروپا.
من... من رفتم اروپا و...
باشه.
کریستینا بریورمن برای شهرداری!
کریس، این برعکسه عزیزم. ممنون.
سلام، حالتون چطوره؟ هالووین مبارک! هالووین مبارک!
برای هالووین چی میخوای بشی؟
ام... ببخشید خانم.
میتونم در مورد چند تا از مسائل باهاتون صحبت کنم؟
من کریستینا بریورمن هستم. برای شهرداری کاندید شدم.
خوشحال میشم یه برچسب برای ماشین یا ونتون بهتون بدم.
اوه! یه دکمه بردارید، آقا. همونجا بزنیدش.
این داره کار نمیکنه. مردم همینجوری از کنارم رد میشن.
حس میکنم دارم تعقیبشون میکنم.
اینا چین؟ گوجهفرنگی تو پاییز؟ اوه خدای من!
رازت چیه؟ به اینا نگاه کن!
بستنی یخی داره؟
مثل ماشین دلقکا میمونه.
کریستینا بریورمن برای شهرداری.
هی، بچهها! حالتون چطوره؟
یه خودکار مجانی بردارید! خودکارهای مجانی!
آره، عالیه.
کریستینا!
سلام! چطوری؟ نگاه کن! عالی به نظر میای!
ممنونم. بهتون خوش میگذره؟
دارم حسابی کیف میکنم.
حس نمیکنی همه باید یه جورایی کمپین رو تجربه کنن؟
یه جایی تو مسیر سیاسیشون؟ اُمهوم.
کلی چیز در مورد فرآیند، در مورد خودت و هر چیز دیگهای میفهمی.
آره. اونقدر که به نظر میاد آسون نیست، اینو مطمئنم.
وقتی واقعاً انجامش بدی. ولی موفق باشی.
شما هم موفق باشید. باشه. به زودی میبینمتون.
خوشحال شدم دیدمتون. بیا یه عکس بگیریم. خوشحال شدم دیدمتون.
باشه. ممنونم.
برچسب دارم اگه برای ونتون یکی میخواید.
آره. چند رنگ. آره.
دوشنبه برای مناظره بزرگ میبینمت. دوشنبه میبینمت.
دستاتو بیار بالا. داری آماده میشی؟ پاهای چابک؟ من آمادهام.
من آمادهام. آمادهی رفتن. تو باشگاه؟
دستات بالا؟ تو تیمتو بیار من تیممو میارم.
درسته. اون آمادهست.
بریم برای مناظره! مناظره بزرگ. دوشنبه. بریم!
آره. اون آمادهست. خب. هی، آرنولد!
ببخشید. به زودی میبینمت کریستینا. آرنولد. به اون کاهو نگاه کن. وای!
خودکارهای مجانی!
هی. هی.
چی کار میکنی؟
اوه، فقط دارم از منظره لذت میبرم.
فقط... اوه! آره.
درسته.
نمیتونم از ماشین پیادهاش کنم بدون اینکه بیدارش کنم.
میدونی، اگه بیدار بشه، هیچکس امشب خواب راحتی نخواهد داشت.
این دیگه کار نمیکنه.
فکر کنم باید به فکر بزرگتر کردن باشیم.
بزرگتر کردن؟ ما تازه اون رو داشتیم! آره.
تو هنوز حتی اجازه نداری... چی؟ چی داری میگی؟
بچه نه! یه ماشین. یه ماشین دیگه، میدونی؟ اوه!
اوه. آره، یه چیزی.
اوه. باشه. آره، آره، آره.
فکر کنم یه چیزی که بیشتر مناسب خانواده باشه.
آره، مثلاً یکی از اون اینترنشنالهای قدیمی. یا یه...
نمیدونم.
یا یه واگونیر. مثلاً یه واگونیر مدل ۷۶ یا یه چیزی شبیه اون. نه، نه. نه.
نه. نه. چی؟
یه چیزی، میدونی.
اوه، چی؟
نه، نه، نه، نه. نه، نه، نه. نه. نه نه، نه، نه. آره.
تو قرار نیست... نه! چی؟ ما به یه مینیون نیاز داریم.
محاله. شوخی میکنی؟ ما بهش نیاز داریم. بهترین چیز برای...
یه مینیون؟ آره؟
تو میگی "مینیون"، من میشنوم "واژن". این چیزیه که من میشنوم.
باشه. پس فردا میریم برای خرید واژن.
پس، بابت اون متاسفم. اون بیست دقیقه توش میخوابه.
تو رو تو خونه میبینم. اوه.
شوخی کردم. شوخی کردم!
واقعاً لازمه که هر نامهای رو امضا کنی؟
مطمئنم باب لیتل خودش همه نامههای کمپین رو امضا نمیکنه.
نه، حتماً همینطوره. یادمه، چون من قبلاً به جاش امضا میکردم.
ممنون که این کارو میکنی. میدونم یه جورایی دردسره.
دستمم با کاغذ بریده.
چند تا دیگه از اینا رو باید پر کنم
تا جایزه مخصوصم رو بگیرم؟
آره، جایزه مخصوصت. هوم؟ رسیدن.
سلام هدر. هی.
هی.
چه سورپرایز خوبی. بگو ببینم. چی... چی داریم؟
خب. باشه ببین. ببین. این یه نظرسنجی زودهنگامه، خب؟
آمارها بالا و پایین میرن. نمیخوام گمراه بشی.
اصطلاحاتش رو بلدم. قبلاً کمپین باب رو اداره میکردم. میفهمم. بگو.
خب، پس...
خب؟ ۱۶ درصدیم.
این خوبه. آره.
۱۶ درصد رأیها؟
ایرادی نداره. ایرادی نداره. ۱۶ درصد میدونن که داری رقابت میکنی.
۷ درصد رأیها.
۷ درصد رأیها؟
هی، دلسرد نشو. میدونی...
میدونی چیه؟ بیا آمارو اینجوری حساب کنیم.
نگاه کن. عزیزم. این یعنی نصف مردمی
که میدونن تو داری رقابت میکنی، بهت رأی میدن.
ببین. بچهها، این خوب نیست. ما اینقدر سخت کار کردیم.
خودمونو جلو انداختیم. این وحشتناکه.
اوه، نه، نه، نه. ما هنوز تموم نکردیم.
بیخیال، کریستینا.
ما تازه شروع کردیم.
مردم حتی نمیدونن من وجود دارم. ببین، یعنی...
به بعضی از این آمارها نگاه کن. ۱۲ درصد رأیدهندهها باب لیتل رو دوست ندارن.
۱ درصد تو رو دوست ندارن. اونا ازش متنفرن.
چون نمیدونن من وجود دارم.
نه، نه، نه، نه، نه. اینجا رو ببین. اینجا رو ببین.
مشارکت رأیدهندهها کمه. خب؟
و این برای تو خوبه چون میتونی این وضعیت رو برگردونی.
این خوبه. میتونم.
و هنوز مناظرهها رو در پیش داریم. حق با توئه. مناظرهها.
اون قراره فرصت ما باشه تا برکلی بفهمه تو کی هستی.
اسمت رو بشناسن. درسته.
عاشق شخصیتت بشن.
بیخیال! درسته؟ دقیقاً. درسته.
کاملاً، البته. اون شخصیت فوقالعادهای داره.
معلومه، من باهاش ازدواج کردم.
اون یه شخصیت عالی داره. من خودمو دوست دارم.
واسه همینه که این زن رو دوست داری. آره.
اگه عاشق من نشن چی؟
صادقانه؟ آره.
اونوقت کنسلش میکنیم.
اومدم.
صبح بخیر. نگاه کن! سلام! وای.
ام! سوپ تخممرغ آبکی. نه، این... پف.
باید دوباره بذارمش تو. به دلایلی سفت نشده.
اما قراره یه فریتاتا بشه. «برفوت کنتسا» اینو میگه.
اون نونه توش؟ نه.
بفرمایید میموزا. اوه.
روز رو خوب شروع کنیم.
این کارا اصلاً شبیه تو نیست. منظورت چیه؟
منظورم چیه؟ مطمئن نیستم که...
اصلاً تا حالا فر دیدی؟ از امروز به بعد.
خب، من اون یکی رو روشن نکرده بودم.
باشه. اما مثل ساعت کار میکنه.
اوهوم.
و، اوه، میدونی فکر کردم یه چیزی رو امتحان کنم.
یه چیز جدید رو امتحان کنم.
به سلامتی. اوه، خوبه.
چیه؟
یعنی، واقعاً؟ ما...
ما هیچ وقت درباره بحثی که چند روز پیش داشتیم حرف نزدیم.
اون یه بحث نسبتاً شدید بود.
تو یه جورایی حرفای توهینآمیزی درباره نامزدم زدی.
و اونو با پدرم که یه آدم بیعرضه و بیمسئولیته مقایسه کردی.
من بهش توهین نمیکردم. و پدرت یه آدم بیعرضه نیست.
اون یه سری مشکلات مشابه داره و به نظرم...
اوه خدای من. من کاملاً واضح گفتم.
تو هنوز درگیرشی. باشه.
نه، تو هنوز درگیرشی. دارم درستش میکنم.
آره، معلومه که هنوز درگیرشم.
چون این بزرگترین تصمیم زندگی منه و تو...
تو بهم اعتماد نداری که انتخاب درست رو بکنم. من بهت اعتماد دارم.
معلومه که نداری چون ازم حمایت نمیکنی.
من تو نیستم، خب؟ تو میتونی هر انتخابی که بخوای بکنی و من ازت حمایت میکنم.
من کاملاً ازت حمایت میکنم. اما تو موافق نیستی.
من مجبور نیستم با تو موافق باشم.
اوه خدای من. آره، مجبوری.
من کنارت هستم. و تو هر قدم کنارت خواهم بود.
اگه موافق نیستی، نمیخوام کنارم باشی.
با بزرگترین تصمیم زندگیم که قراره بگیرم.
مهم نیست. من مجبور نیستم موافق باشم!
مهمه!
من باید کنارت باشم که این همون کاریه که دارم سعی میکنم بکنم.
مهمه! تو فکر نمیکنی که من باید ازدواج کنم.
خب، من فکر نمیکنم تو باید ازدواج کنی.
اما این به این معنی نیست که ازت حمایت نمیکنم.
تو داری واقعاً احساساتمو جریحهدار میکنی. چرا این کارو میکنی؟
باید این کارو کنم، مامان. چرا؟
چون نمیخوام اینجوری باهات وقت بگذرونم.
عزیزم، نمیخوای زیاد بهشون آب بدی، مگه نه؟
هی، من کارم خوبه.
هی، اوه، میدونی داشتم فکر میکردم، این قضیه آپارتمانی که دربارهاش حرف میزدی...
No comments yet. Be the first to leave one.