The first 177 lines.
قبلاً در "بل ایر"
تابستون بدون بسکتبال
خوبی؟ خوبم.
ما واقعاً میخوایم با هم یه کسب و کار راه بندازیم
بلکاکسس حالا جهانی شده
بهت بگم، این دانشگاهها اینو میپرستن
من اعلام میکنم که کمپبل اسکوئر داره توسعه پیدا میکنه
توسط یه تیم سرمایهگذاری جدید
تغییر از ما شروع میشه
فقط چند سال دیگه
میتونیم خودمونو اولویت قرار بدیم
تصورشو میکنی؟
لانه خالی
بگو این اون چیزی نیست که من فکر میکنم
نه!
امیرا، وقتشه بیدار شی
امیرا؟
بوستون خیلی دوره
این مرکز تو درمان اعتیادِ مرتبط با تروما تخصص داره
حاضری یه هفته دیگه باهام ازدواج کنی؟
جَز
هیچیلری، خوشحال به نظر میای
بین شما دو تا چه خبره لعنتی؟
ما ماهها پیش همدیگه رو بوسیدیم
لعنتی دنبالم نیا، هیچیلری
دوست دارم
سر محراب منتظرم باش
حالا میتونید عروس رو ببوسید
میدونم نخوابیدی
لامارکوس؟ عزیزم؟ لامارکوس؟
اونا تو رو دوباره میخوان
این چیه؟ اینجوری بدهیمو پرداخت کردم
نقشه کوچیکت با رومن نقش بر آب شد
و اون درگیری کوچیک با فردریک
یه اخطار لعنتی بود
آخ. هی. این دیگه چه کوفتیه؟
هی، هی!
هیچیلری بنکس، باهام ازدواج میکنی؟
این برای همیشه است، عزیزم
بله. بله.
در خوشی و ناخوشی
تا وقتی مرگ ما رو از هم جدا کنه
عزیزم؟
هی، میتونی کمکم کنی؟
این دکمه سرآستینای لعنتی دارن با اعصابم بازی میکنن
آره
ممنون
به این زودی داری میری بیرون؟
جلسه صبح
خب، میدونی چی جلسه صبح رو بهتر میکنه؟
یه رابطه سریع صبحگاهی
اوه
نه. امم.
اوه، نه. باشه. امم.
اه، بس کنین هر کاری میکنین
فقط داشتم از اینجا رد میشدم دنبال لوازم آرایش میگشتم
آره، حتماً همینطوره. امام.
روز خوبی داشته باشی
ممنون
اوه! هی! بزن بریم!
اجناس بلکاکسس. اجناس بلکاکسس خودتو بگیر.
یکی میخوام. این تویی.
اوه خدای من. این برای توئه.
این پیراهن مورد علاقمه.
و بعدش...
آه، این برای توئه، درسته؟
بله. ۱۵ دلار.
متاسفم، اینا از قبل فروخته شدن.
ژاکتت رو یادم نرفت.
نگران اون نباش. بهت قول میدم.
ویل، بذار من یکی بردارم. ببخشید، خوشگذرون، همهش تموم شده.
باید آنلاین سفارش بدی.
بچهها، بچهها، فقط اینستاگرام رو چک کنید واسه جدیدترین کارهامون،
باشه؟ آره، blackccess@
ای بابا، تو چند دقیقه تموم شد.
بچهها واسه برند صف کشیدن و دخترا هم...
دنبال پسرا هستن. آره، دارم میبینم.
اوه، خانم فرانکی.
بله؟ یه هودی واست کنار گذاشتم.
ممنون، ویل.
باید همیشه خوشتیپ نگهت دارم.
ویل! اوه، لعنتی!
ببخشید.
چی شده؟
چیه، بازم اومدی اینجا شلوغش کنی؟
فقط دارم به مردم چیزی که میخوان رو میدم.
امم.
یه چیز خاص واست درست کردم.
واسه من چیزی درست کردی؟
اممهم.
ممنون. بچرخونش به این طرف.
اسممو روش گذاشتی.
دوستش داری؟ ممنون. آره، دوستش دارم.
خوبه.
هی، کارلتون.
چیزی هم واسه من نگه داشتی؟ هی، ماریسا.
وایسا.
بهترین رو واسه آخر نگه داشتم.
عالیه.
هنوزم برای بعداً قرار داریم؟
نمیتونم صبر کنم. پس میبینمت.
وای.
کارلتون اومده اینجا داره به تمام کینگهای قد کوتاه نشون میده...
که چطور باید انجامش داد، آره؟ امم.
هی، قد فقط یه عدده.
این حرفو به اون ترن هوایی بگو...
که تابستون قبل نتونستی سوارش بشی.
اوه، این حرفو به اون ترن هوایی بگو...
که نتونستی سوارش بشی.
خب، معلومه که روحیه و انرژیت برگشته.
روحیه، اعتماد به نفس، جسارت.
فقط دو هفته از سال آخر گذشته...
و کارلتون قبلی دوباره برگشته... منهای اون هشت توپها.
ممنون.
خوبه، چون مهمونیهای جشن فارغالتحصیلی داریم، روز فرار از مدرسه...
اوه. هی، این چه گندیه؟ هی!
جفری کدوم گوریه؟
نمیدونم. حرکت کن!
برگرد پیش من. برو.
برو، ویل! جفری!
حالا، ویل! برو!
ویل؟
ویل؟
بازم اتفاق افتاد، مگه نه؟
اوه، نه، نه، نه.
من... من خوبم.
من خوبم.
این باعث افتخاره.
این باعث افتخاره.
صبح بخیر، عزیزم.
صبح بخیر، بابا.
ممنون.
میدونی عزیزم، مجبور نیستی قبول کنی...
این همه حضور در انظار عمومی رو.
با مامان حرف زدی؟
اشکالی نداره، بابا.
یعنی، من همسرشم.
همسری که تازه شوهرش رو از دست داده.
میدونی، صحبت کردن توی این همه مراسم یادبود میتونه آدمو خسته کنه.
آره.
آره، ولی وقتی مردم منو میبینن، لامارکوس رو میبینن.
و این بهشون آرامش میده.
پس این کمترین کاریه که از دستم برمیاد.
بهت افتخار میکنم که اینقدر قوی بودی.
و همهمون فردا اونجا پیشتیم.
روز خاصیه.
آره، ممنون.
و البته، میدونی که میتونی اینجا پیش ما بمونی...
هر چقدر که لازم باشه.
میدونم، بابا.
مامان هم همین رو گفت.
میدونید، شما باید حرفاتونو با هم یکی کنید...
قبل از اینکه دوتایی به جونم بیفتید.
به هر حال، من باید برم.
باشه.
خوشحالم که تابستون خوبی داشتی.
میدونی من تابستونم رو چطور گذروندم؟
کارگاههای مشاوره دانشگاه.
باحال به نظر میاد.
وقتشه که جدی بشیم. خب، بزن قدش.
من این تابستون یه کسب و کار کامل راه انداختم.
من هم مدیرعامل، هم مدیر اجرایی و هم رئیسم، آره.
یه کلاه باکت واست آوردم.
واقعاً، من مغز متفکر و شریان حیاتی بلاکسس هستم.
و من و کوئنتین هریسون خیلی با هم صمیمی هستیم.
چند تا متقاضی دیگه پرینستون
میتونن بگن که توصیهنامه دارن
از جوونترین آدم توی لیست ۴۰۰ نفره فوربس؟
خیلی چشمگیره کارلتون،
ولی من جزئیاتی نمیشنوم.
برنامهت چیه؟
خب، باشه، اِم...
من میخوام تو رشته مدیریت بازرگانی با گرایش کارآفرینی بخونم.
ولی مامانم خیلی خیلی خیلی واضح بهم گفت
که خالهم و دایی/عموم پول دانشگاه رو نمیدن.
پس باید فرم فافسا رو پر کنی،
دنبال بورسیه باشی.
No comments yet. Be the first to leave one.