The first 200 lines.
فصل 12 رومئو و ژولیت
ترجمه و زیرنویس Mahboobe1994 OpUs sUb TeaM
نون تُست میخوری؟ من درست کردم
باهاش چی میخوری؟ - هیچی نمیخوام -
،وقتی رفیق جون جونیم داشت 8 تا نون تُستُ میسوزوند
.من لباسا رو شستم و خونه رو جارو کردم !چه صبحی
ولی تو خواب بودی
چرا بیدارم نکردی؟
،من حتی بهت چَک هم زدم که بیدار شی
ولی مثل زیبای خفته خوابیده بودی
زیبای خفته
واسه بیدار کردن زیبای خفته باید بوسش کرد
کردم
،راستی
نمیخواد اول روی شخصیتها اسم بذاریم؟
این آدم از خود گذشتهایه - خب -
این یه شاهزاده خانم بیاحساسه که مثل یه قوطی خالی میمونه
خب
...و این - اینا که اسم نیستن -
گانگته و سانگته اسمن ولی اینایی که تو گفتی اسم نبود
امروز روز بیکاریِ منه
.اینا اسم لازم ندارن الان اینجوری تِرِنده
ترند؟ چی هست؟
لازم نکرده تو بدونی
وقت دارین بریم باهم یه دوری بزنیم؟
انقدر سوال نکن - کنجکاو شدم که سوال میکنم -
پس کنجکاو نشو
با بزرگترت درست صحبت کن
موقع کار رئیس منم - از قدرتت سوء استفاده نکن -
همهی اینا رو بخور - چون بدمزهس من بخورم؟ -
تموم که شد بگین - اعصاب منُ خرد نکنها -
چرا اعصابت خرد بشه؟ مگه من چیکار کردم؟ - من تو اتاقمم -
واقعاً هوس دعوا کردی؟
گانگته بهم گفته دعوا نکنم
گفته جلو عصبانیتمُ بگیرم - من رفتم -
الان تو جلسهایم پس به اسماشون فکر کن
چیکار میکنی؟ - آماده میشم برم سر کار -
امروز روز بیکاریمه
خب چیکار کنم؟
میای بریم بگردیم؟
بریم سوار آلبرتو شیم؟
،شمارهی یک و دوت سانگته و نویسنده کو، باهات نیومدن؟
واسه همین اومدی سراغ شماره سه؟
باز قهری؟
گانگته، یه چیزی رو میدونی؟
چیُ؟
تو مثل روباره موذیای
هروقت به کارم داری باهام جدی حرف میزنی
و با اون چشمای پر اشکت منُ میکشی از نگرانی
ولی تا به خواستهت میرسی بلافاصله به من بیاعتنایی میکنی
خودخواه عوضی
خب یعنی نمیای بریم بیرون؟
منُ بیشتر دوست داری یا سانگته رو؟ - تو رو -
منُ بیشتر دوست داری یا کو مونیونگُ؟
تو رو - پاشو بیا مغازه من -
آه
مثل روباره موذیام؟
خانم کانگ
بفرمایید
شنیدم چون همیشه سر پا آشپزی میکنین
زانو درد دارین
جوری گفت خیلی نگرانتونه
بفرمایید
من کِی گفتم؟
روزی یه دونه واسه سلامتیـتون بخورین -
ای وای
نمیخواد. باید اینُ ببری واسه پدر و مادر خودت
.واسه اونام یه بسته خریدم. تو ماشینه
همین امروز براشون میبرم
واقعاً؟
وای، پس فکر کنم باید برای تشکر
همین الان یه دونه ازش بخورم
بله حتماً
تو از دخترمم بهتری
بذار ببینم
امروز میرین دیدن پدر و مادرتون؟
بله، تو خونه یه کاری دارم
من باید برم اتاقم
ممنون - خواهش میکنم -
چیز خاصی نیست. یه مراسم ماهانه است
مراسم ماهانه؟
بله، سه تا از دندههای بابام شکسته و بستری شده
ای وای. چطوری؟ حالشون خوبه؟
چطورن؟
دروغ میگه
بابای آقای لی دروغگوئه
آقای لی هم به باباش رفته
سیب خیلی اونورتر از درخت نمیافته
وای از دست این دختره! چرا ساکت نمیشه؟
واقعاً دروغ گفتین؟
موضوع اینه که هروقت یکی از ،بچههای فامیل عروس یا داماد میشه
بابام خیلی حسودیش میشه
و به هر بهونهای شده منُ میکشونه خونه
...رفتن سر چندتا قرار ندیده و نشناخته
کمترین کاریه که به عنوان پسرش از دستم برمیاد
پس امروز میرین سر قرار ندیده و نشناخته؟
بله، ماهی یه بار
واسه همین بهش میگم مراسم ماهانه
به سلامت - ممنون -
بهتون تلفن میزنم
تلفن؟
خیلی به سلیقهم میخوره
ازش شماره بگیرم؟ - نه -
نگاش کن چه جوری دستشُ گذاشته زیر چونهش
وای، دیوونهش شدم. نگاش کن - خیلی خوشگله -
قیافهشُ ببین - وای -
،نویسنده کو مونیونگ عزیز
،درست مثل جمع شدن مورچهها دور شیرینی
،کلی زن برای زدن مخ رفیق تنهای من، گانگته دندون تیز کردن
واسه همین ازتون میخوام فوراً خودتونُ برسونید مغازه من
ایش، برو کنار. نمیری؟
!خودم اون مورچهها رو میکشم. برو کنار
بیا. میتونی با این پیتزا همه انواع چاشنیهای ما رو بچشی
.اول از این کدو حلواییـه بخور مثل خودت شیرینه
خوشمزه است
یه چیزی رو میدونی؟
،آدم وقتی عاشق میشه
بدنش ویتامین ترشح میکنه
و باعث میشه جذابتر به نظر بیاد
اون دوپامینـه، نه ویتامین
الان میخواستی پزِ تو بیمارستان کار کردنتُ به من بدی؟
.ما هیچ کدوممون درسِ درست و حسابی که نخوندیم ما مثل دوتا نخود تو یه قابلمهایم
قابلمه نه و غلاف
باید مراقب باشی - مراقب چی؟ -
زنها - هوم؟ -
زنهایی که چشمشون دنبال توئه
ولی بیشتر از اونا
باید مراقب زن دیوونهای باشی که دنبال زنهاییه که چشمشون دنبال توئه
چی میگی تو؟
خوش اومدید
امروز واسهتون کلی جعبه پیتزای مختلف داریم
من سیرم
از کجا فهمیدی من اینجام؟
مگه با سانگته جلسه نداشتی؟
جلسه چه اهمیتی داره؟
وقتی تو اینجایی و مورچهها دورتُ گرفتن؟
نباید اون همه جعبه آماده میکردم
زود باش پیتزاتُ بخور میخوایم از این لونه مورچه بزنیم بیرون
تازه شروع کردم به خوردن صبر کن
ایش
باغ سبزیجات اوکِی
سلام سلام
سلام
سلام، درخت صبح قشنگیه، نه؟
وای سلام
،شاید شماها شکل هم نباشین ولی همهتون پرندهاین
پس دعوا نکنین
.وای چقدر ناز و مهربونین من دیگه رفتم
بای بای درخت
اومد
فکر کردم چون باهام قهره دیگه نمیاد
آقای پارک
میخواستین منُ ببینین؟
میخواستم یه چیزی ازت بپرسم
بله
چرا به این زودی تخت خانم پارک اوکرانُ جمع کردی؟
چون دیگه نمیتونه برگرده - منظورت چیه؟ -
خیلی کم پیش میاد مریضهایی که فرار میکنن به خواست خودشون برگردن
تازه هنوز خیلیها تو صف انتظارن
پس تخت آقای کو دههوانُ جمع نکن
به آسایشگاه هم زنگ نزن
بیا بذاریم تو بیمارستان ما بمونه
باشه، به کارمندها گفتم همین کارُ بکنن
وای که چقدر تو سریعی
ولی قربان
...به نظر شما چرا
آقای کو دههوان اون روز که خانم پارک اوکرانُ دید اون جوری کرد؟
به احتمال زیاد توهم زده
حدس میزنم با زنش اشتباه گرفته باشدش
نویسنده دو هوییجه؟
انگار از زنش متنفر بوده
و ازش میترسیده - چرا؟ -
ظاهراً زنش یکی رو کشته
کیُ کشته؟
سلام
سلام سانگته - صبح بخیر خانم پارک -
سلام. بشین اینجا - باشه -
من تنهاتون میذارم تا حرف بزنین
خوش اومدی - بله -
!نه - منم میخوام -
من از بچهها و حیوونا متنفرم
چرا؟ - ،چون غیرمنطقی ان -
،و همهش جیغ میزنن
و همیشه محبت گدایی میکنن
من واسه همین دوستشون دارم
همین غیر منطقی بودنشون باعث میشه بهشون اهمیت بدم
جیغ زدنهاشونم بامزه است
و همین محبت گدایی کردنشون باعث میشه بیشتر عاشقشون بشم
مثل تو
من برات بچه نمیارم
ازم انتظار نداشته باش
نمیخوام به بچهی خودم حسودی کنم
بیا نزدیک
نزدیکتر
میدونی که هر کسی نمیتونه مادر بشه
عجبا
ایش، بیمزه
وایسا - من اونُ میخوام -
مینجه بشین. بیا اینجا بشین
بیا. خوشمزه است؟ - هوم -
No comments yet. Be the first to leave one.