Percy Jackson and the Olympians

Percy Jackson and the Olympians

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Percy Jackson and the Olympians S02E03 We Board the Princess Andromeda 720p DSNP WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 3 Percy Jackson and the Olympians 2023 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-12-21
Downloads: 41
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 196 lines.

لوک اینجا بود و می‌دونست داره چیکار می‌کنه

اگه درخت بیفته، سدِ محافظ هم از بین میره

و کمپ در برابر هر حمله‌ای بی‌دفاع می‌شه

سه نفر از شما باید به جستجوی پشمِ زرینِ افسانه‌ای برید

و مرزهامون رو دوباره مثل اول قوی کنید

قهرمانِ ما، کلاریس لارو

کلاریس، کلاریس! - چیه؟

پیشگوییِ بزرگ

فقط برای عده‌ی خاصی فاش شده

قراره به پرسی چی بگم؟

اون نباید بفهمه که یه چیزی هست که نباید بدونه

پرسی، نرو

مجبورم. گروور به کمکم نیاز داره

چطوری اومدی اینجا؟ - هیولای دریایی

اما همه‌ش بخشی از نقشه‌شه. تله‌ش

"اون" کیه؟ - پلی‌فموس

واسم کشتیِ کروز گرفتی؟ - یه وسیله برای رفتن برات جور کردم

اون کشتی میره همون‌جایی که باید بری

یه چیزی رو بهم نمی‌گی ولی برام مهم نیست

حدس می‌زنم هر چی توی اون کیف هست به دردم بخوره

حالا داریم میریم به ماموریت

من کلاریسم

دخترِ آرس

ماموریتی به من محول شده

و آماده‌م تا پیشگوییم رو بشنوم از

غیب‌گو

من کلاریسم، دخترِ

با کشتیِ آهنی و سربازانِ استخوانی دریانوردی خواهی کرد

چیزی رو که دنبالشی پیدا می‌کنی و مالِ خودت می‌کنی

اما برای جونت ناامید باش

در گوری از سنگ مدفون شدی

و شکست می‌خوری

پرسی جکسون و آنابث چیس

تقاصِ ول کردنِ کمپ رو تو این موقعیتِ حساس پس می‌دن

کلاریس

هوم؟

تو اختیارِ کامل داری

تا این قانون‌شکن‌ها رو به سزای عملشون برسونی

اگه تو ماموریتت بهشون برخورد کردی

حالا، از اونجایی که خانم چیس دیگه برای ما مُرده حساب می‌شه

باید یه همراهِ جایگزین انتخاب کنی

یا رفیق، یا هم‌تیمیِ ماموریت

یا... دو تا همراه می‌خواد دیگه، درسته؟

اینجا واقعاً سرده

به این زودی خشک شدی؟ بیا، اینا رو بگیر

انگار هرمس فکر همه‌جا رو کرده

ویتامین‌های جادویی، فلاسکِ بادها

ولی خبری از دراخما نیست

خب، پس

این رازی که کایرون بهت گفته و من نباید بدونم

می‌دونم چی می‌خوای بگی

یه راهی به ذهنم رسیده که بتونیم حلش کنیم، فقط بین خودمون

بچه‌ها، هنوز صداتون رو می‌شنوم

اشکالی نداره رفیق

پرسی، تو همین الانشم می‌دونی یه چیزی هست که نباید بدونه

که خودش به اندازه کافی بد هست

باشه، پس دیگه بقیه‌ش رو بهم نگو

ها، چی؟ - بهم نگو

ایده‌ت همینه؟

من اعتماد دارم که دلیل خوبی بوده که نذاشتن از کمپ برم

یا برم ماموریت یا هر چی

من به کایرون اعتماد دارم

ولی بیشتر از همه، به تو اعتماد دارم

حدس می‌زنم به آینده‌م مربوطه

یا شاید گذشته‌م، که ازش خبر ندارم

ولی اگه می‌دونستم باعث می‌شد یه جورِ خاصی رفتار کنم

یا یه کار احمقانه‌ای بکنم، درسته؟

پس، ترجیح میدم ندونم

اما، و... نکته‌ اصلی اینجاست

اگه دیدی دارم کاری می‌کنم که داره به جاهای باریـک می‌کشه

با یه کلمه رمز جلوی منو بگیر

کلمه رمز؟

آره، داشتم به "موهبت" فکر می‌کردم

این خیلی افتضاحه

خب، این کلمه رمزت نیست

منظورم اینه که یه بوی بدی میاد

تو می‌گی "موهبت"، من می‌کشم کنار. - این قراره مشکل‌ساز بشه

جواب میده. متنفرم از اینکه نمی‌تونم بهت بگم

و به زودی، تو هم از این موضوع متنفر می‌شی

هر چقدرم تلاش کنیم

و اون وقت از من متنفر می‌شی

می‌دونی من چی فکر می‌کنم؟

فکر می‌کنم چند روزِ سختی رو پشت سر گذاشتیم

ما مسافرهای قاچاقیِ یه کشتیِ کروزیم

نظرم اینه که بریم یه سری به استخر یا بازی‌ها یا بوفه بزنیم

هیولاها

بوی هیولاها رو توی کشتی حس می‌کنم

هیولاها؟ یعنی چند تا؟

لُرد آرس، پدر، از حضورتون سپاسگزارم

تواضع مالِ بازنده‌هاست. بلند شو

شنیدم ماموریتِ پشمِ زرین رو قاپیدی

به نظر میاد دو تا خُل و چل برای ماموریت کم داری

نمی‌خواستم هیچ بارِ اضافه‌ای سرعتم رو کم کنه

ارتشِ تک‌نفره، آره؟ آماده‌ای همه چی رو به آتیش بکشی؟

خیلی خب. من می‌تونم تو این زمینه کمکت کنم

اینم مَرکبت

زره‌پوش

از قبرِ آبی کشیدمش بیرون و تقویتش کردم

یه تیربار ۴۰ میلی‌متری جلوی کشتی داری

یه توپ دوازده پوندی روی عرشه فرماندهی

و توپخونه ۱۵ اینچی هم پشتِ سرت

آماده شلیک با مهمات برنزِ آسمانیِ ۱۰۰ درصد خالص

بوم

سوالی نداری؟

اوم، اینا کی هستن؟

این بازنده‌ها؟ اینا افسرهایِ عملیاتت هستن

اینا رو هم از قبر کشیدم بیرون

"اونایی که در نبرد شکست خوردن، به آرس خدمت بدهکارن."

آدم فکر می‌کنه برنده‌ها گیرم میاد ولی... نه

در هر صورت سرباز، وقتِ درخشیدنته

بیشتر از این نمی‌تونم کمکت کنم بدون اینکه قوانین رو بشکنم

همین الانشم به اندازه کافی تو دردسر هستم

اون نیم‌وجبیِ دریایی یکم ازت جلوتره

ولی تو باید زودتر به خطِ پایان برسی

به شرفم قسم، ناامیدتون نمی‌کنم

خوبه

چون خودت می‌دونی اگه شکست بخوری چی کارت می‌کنم

بذار اینا رو برات گرم کنم

خبردار، کِرم‌ها

این... این دخترِ کوچولو اینجا فرماندهِ جدیدتونه

این اولین ماموریتشه

آموزش‌هاش در سطحِ عالی بوده

ولی در میدانِ نبرد، به طرزِ وحشتناکی بی‌تجربه‌ست

شما مطمئن می‌شید که اون پیروز بشه

چون اگه این کار رو نکنید

خودم شخصاً استخوناتون رو پودر می‌کنم

بعد اون پودر رو می‌ریزم توی یه کیسه کوچیک

و پرت می‌کنم تهِ گودالِ تارتاروس

فهمیدین؟

فهمیدیم، لرد آرس

همه‌ش در اختیارِ تو

و دو

اینا همون لایستریگونی‌هایی هستن که تو کمپ دیدیم

دارن خیلی راحت توی فضایِ باز راه میرن

"مه" باید خیلی سخت کار کنه تا بتونه مخفیشون کنه

ممکنه مجبور بشیم خیلی سریع از کشتی پیاده شیم

بهتره بقیه وسایل رو برداری

هی بچه‌ها، دلی از عزا درآوردین، نه؟

بذار در رو براتون باز کنم

اونا قطعاً از همون قبیله‌ای بودن که به کمپ حمله کردن

آخه چرا هرمس باید تو رو بفرسته اینجا؟

حتماً یه چیز دیگه‌ای هست. کجا میری؟

باید تایسون رو برداریم و تا جایی که می‌تونیم از این کشتی دور شیم

هرمس حتماً می‌دونسته اینجا هیولا هست

اصلاً با عقل جور درنمیاد. آنابث؟

آنابث چیس؟ - آلیسون

سیمز؟

هی! سلام

درود بر آتنا

افتخار برای آپولو. ایشون پرسیه

اوه، می‌دونم. هر نیمه‌خدایی اسمِ این پسر رو شنیده

تو مالِ کمپی؟

فارغ‌التحصیل شدم. داشتم دنیا رو می‌گشتم

آلیسون، همین الان باید با ما بیای

چی داری می‌گی؟ - توی کشتی هیولا هست

سه تا لایستریگونی دقیقاً پشتِ سرت بودن

شانس آوردی که زنده‌ای. اونا کجان؟

با آسانسورِ حملِ بار رفتن. نتونستیم دنبالشون بریم

صبر کن، کجا میری؟ من اینجا دوستایی دارم

نیمه‌خداها

همین‌جا بمونید، من میرم میارمشون. - یه لحظه صبر کن

ما نمی‌دونیم چند تا هیولا اونجاست

ممکنه بازم باشن

تیمِ من شکارچیِ هیولا هستن. اینطوری شانس‌مون بیشتر می‌شه

آلیسون سیمز، خودتی؟

مثلِ همون شانسی که گروور داشت؟

چی؟

اون رو توی کابوس دیده. داره ما رو می‌کشه توی تله

لوک خوشحال نمی‌شه

وقتی سراتون رو براش ببرم

ولی خب، باهاش کنار میاد

هی بچه‌ها، حاضرید بریم؟

دوباره سلام، قهرمانِ کوچولو

دلیلِ اینکه هرمس منو فرستاد به این کشتی همین بود

لوک اینجاست

این نشانه کرونوسه

صبح بخیر، مسافرانِ عزیز

و به یه روزِ زیبایِ دیگه در کشتیِ "پرنسس آندرومدا" خوش اومدید

همزمان با حرکت به سوی عصرِ طلایی، حتماً از

بوفه میگو در طبقه لیدو لذت ببرید

یادتون باشه، "مه" شما رو از چشم‌هایِ کنجکاوِ فانی‌ها محافظت می‌کنه

پس با خیال راحت شرکت کنید

در تمامِ فعالیت‌هایِ مهیجِ ما

اون فقط اینجا نیست. این کشتیِ خودشه

بله قربان، کاپیتان

"با کشتیِ آهنی و سربازانِ استخوانی دریانوردی خواهی کرد."

این بچه آرس فرقِ بین

کراکن و عروس دریایی رو هم نمی‌فهمه

درود، من ثوروالد هستم

اوه. چطوری؟ میتچ هستم. از بلاک‌باستر

در کدامین نبرد سقوط کردی؟ - اوه، اوم، جنگِ سرویس‌هایِ استریم

آره، آخرش بدجوری بیخ پیدا کرد

خیلی خب مردا! گوش کنید! - هی-هو

مسیرمون رو به سمتِ دریایِ هیولاها تنظیم می‌کنیم

۳۷ مختصات: ۳۱،

شمالی، ۵۶، ۱۲ غربی

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left