The first 200 lines.
...آنچه گذشت
بهت چي ميگه؟
لبهات رو باز کن
طعمش رو بچش
...به سلامتي مرموزترين چيزي که لندن هست
"دوشيزه "ونسا آيوز
!من خون ميخوام، جندهي لعنتي شيطون صفت
"پروفسور "ون هلسينگ
هماتولوژي، خوردنِ خون
آقاي "مالکوم" دنبال يه درمان
براي چيزي ميگرده که نميتونه اونو بفهمه
شما ميفهميد؟
قطعاً
کاري رو انجام بده که بهم قول دادي
من به تجهيزات نياز دارم
پس تهيهشون کن
عروسِ من بايد زيبا باشه
چي شده؟
تو هر شب عين اسکلت ميموني
رابطهي ما هيچ آينده اي نداره
ميخواي مُردن منو ببيني؟
ارباب به من خيلي چيزها ياد داده
چيزهايي که هيچکس، هيچوت نبايد بفهمه
منو از دست اون نجات بده
خواهش ميکنم
مينا" به کمک ما نياز داره"
اجازه ميدي بايم تو؟
تا کجا پيش ميريم؟
از اين لحظه به بعد، ديگه برگشتي درکار نيست
من با تو ام
« قــســمــت شــشــم از فــصــل اول » « چيزهايي که مرگ ميتواند به هم پيوند دهد »
تو فکر ميکني همون موجودي بوده که ما دنبالشيم؟
اينطور فکر ميکنم
،منظورم اينه که چندتا از اونا ممکنه وجود داشته باشن؟
اونا ترجيح ميدن مقاومت کنن
من ديگه نميتونم تو اين اتاق شيطاني بمونم
ديشب چيزي حس کردي؟
نه
ميتوني امتحان کني؟
من نميتونم اين موجودات رو احظار کنم
!من توي اين خونه بودم. توي اتاق تو
!بخاطر خدا، يه کاري بکن
فکر نميکني دارم سعيم رو ميکنم؟
تنهام بذار
مينا" رو فراموش کردي؟"
يادت رفته چرا داريم اين کارها رو ميکنيم؟
!من خونوادهام رو از دست دادم
.منم خونوادهام رو از دست دادم نکنه تو اينو يادت رفته؟
سعيام رو ميکنم
ديشب کجا بودي؟
"رفته بودم پيش آقاي "گري
اون آدمِ پليديه
واقعاً بخاطر ديشب متأسفم
بيرون سالن تئاتر خيلي الکي و بدون هيچ دليل درستي کج خلقي کردم
من لياقت بدتر از اون رو داشتم
هنوزم دارم
اوه، "ايتان"، خودت رو نميبخشي؟
ما هممون خطاهايي کرديم
،هيچکس اينو بهتر از من نميدونه
...ولي تو مرد يه مرد خوب و واقعي هستي
يه مرد خوب و واقعي
با تمام قلبم دوسِت دارم
منم دوسِت دارم
"ونسا"
کمکم کن
نميدونم
چي پيدا کردي؟
،واضح نيست
مثل يه بازتاب صدا که قبلاً توليد شده
ولي دو تا از کارت ها يه کشتي رو نشون دادن
يا يه چيزي که مروبوط به معاملههاي رودخونه ميشه
و يه اتفاق وحشتناک داره روي اون کشتي ميافته
فکر ميکني بندرگاه لندن باشه؟
احتمالش زياده
من دفتر ثبت ورود خروج کشتي ها رو بررسي ميکنم ببينم چيزي پيدا ميکنم يا نه
"آقاي "مالکوم
،"آقاي "گري
لطفاً بياييد داخل
ممنون
،اومدم از دوشيزه "آيوز" عذرخواهي کنم
بخاطر ديشب، بدون اينکه بهشون خبر بدم، از تئاتر رفتم
اوه، لازم نيست
پس دوست دارين که با هم يه ماجراجويي داشته باشيم؟
منظورتون... همين الانه؟
زمان ديگه اي هم هست؟
،واقعاً متأسفم
ولي من الان کار دارم
اوه، البته که بايد بري
هواي تازه برات خوبه
،"خب پس، بله آقاي "گري ماجراجويي دوست دارم
بذاريد برم کُتم رو بيارم
اميدوارم از نظرتون اشکالي نداشته باشه که دوشيزه "آيوز" رو يه کوچولو ازتون بدزدم
هرطور که شما مايل باشيد، آقا
دوشيزه "آيوز" ما هميشه خودش براي خودش تصميم ميگيره
سلام؟
کسي نيست؟
من تا حالا اين پايين نيومده بودم
مثل يه دنياي کاملاً متفاوته
خيلي هم کوچيکه
لولهي خون ام رو آوردم
...گرفته بود، آم
...من، آم
من براتون درستش ميکنم
کتاباي بزرگ زيادي داري
طي مدتها جمعشون کردم، خانم
تو اسم من رو ميدوني
مگه ما اينجا يه خونواده نيستيم؟
چرا
"ماد گانيسون"
ممنونم
ميدوني، يه زماني، يه سانحه براي برادرم اتفاق افتاد
"توي "نيوکاسل
يه موتور بخار توي يه کشتي
منفجر شد
صورت اونم سوخت
،بعد از اون اتفاق ،ديگه منو نگاه نميکرد
مثل تو
دلم براي ديدن صورت برادرم تنگ شده
اسمش "لوسيفر" ـه
آره ميدونم، ولي اونطور که فکر ميکني نيست
در واقع معنيش "آورندهي نور" ـه
يا يه چيزي تو اين مايه ها
،من زياد کتاب نميخونم بخاطر همين واقعاً نميدونم
"ما هميشه بهش ميگيم "لوک
...آم
مرسي بخاطر کمکت
خب، کالبد شکافي چيزِ غيرعادي اي، به غير از
نشونه هاي سوء تغذيه و همينطور کم خوني اوليه، نشون نداد
،فنتون" جوان هرچي که بوده"
کاملاً هم غيرطبيعي نبوده
ولي اين قدرت رو داشته که اون موجود رو احظار کنه
بله
تصور ميکنم يه چيزي شبيه يه خفاشه که توانايي تشخيص فاصله رو داره
يه ارتباطي که ما نميتونيم ببينيم، ولي وجود داره
دربارهش با پروفسور "ون هلسينگ" صحبت ميکنم
.خيلي خوبه هرچي پيدا کردي بهم بگو
و شما چي؟
خودم رو مشغول يه سري کارهاي دريايي کردم
که چي بشه؟
شايد بخوايم يه شکار ديگه انجام بديم
اوه. کِي؟
به شما نيازي نيست، دکتر
روز خوبي داشته باشين
دربارهي دخترتون فکر کردم
و؟
،فرض کنيم که پيداش کردين
اما نميتونين که نجاتش بدين
،اگه پيداش کنم حتماً نجاتش ميدم
نه
،بخاطر خوني که در رگ هامون جريان داره
،بخاطر تمام مسيرهايي که باهم توش قدم گذاشتيم
مالکوم"، ما مثل هم نيستيم"
جايي که من ازش اومدم، ما ميدونيم
آدمهايي هستن که نميشه نجاتشون داد
بر فرض که دخترت يکي از اونا باشه
اونوقت چي؟
بدون ميخواي اون موقع چيکار کني
اين اولين بارمه
اوه، بخاطر اين بهتون حسوديم ميشه
چطور ميشه هيچوقت عکس نگرفته باشين؟
راستش يه ذره خنده داره
هميشه در مقابلش مقاومت کردم
پس چرا الان موافقت کردين؟
بنظر مياد شما به دنيا اومدين که به مقاومت کردن آدما غلبه کنين
يه سري از قبيلههاي بومي بودن
که باور داشتن وقتي که ،عکس ميگيري
انگار مقداري از روحت رو ميبخشي
شايد واقعاً همينکار رو ميکني
و تو قراره با اين يه ذره از روحِ من چيکار کني؟
ازش محافظت ميکنم
...و خودت چي
خيلي از خودت عکس گرفتي؟
من نقاشي ها رو بيشتر ترجيح ميدم
عکس ها به طرز مسخرهاي بي ثبات هستن
اونها فقط يک لحظه از کمال يک چيز رو ثبت ميکنن
ولي يه نقاشي ميتونه ابديت رو ثبت کنه
من هيچوقت نقاشي نکشيدم، نظري نميتونم بدم
،ولي ابديت رو درک ميکني
ميدونم
زمان اينطوري پيش ميره
خيلي خب، خانم
آم، لطفاً تکون نخورين
پودري که ريختم، يه فلاش قوي ايجاد ميکنه
سعي کنين بهش واکنش نشون ندين
ميتونين هم به دوربين نگاه کنين و هم به جاي ديگه
بستگي به خودتون داره
بالاخره براي ابديت ـه ديگه
انتخاب خودته
سلام، عزيزم
اون چيه؟
فکر کنم نشونهي عشقه
رقيب دارم؟
گمون نميکنم
بخاطر غيرمنتظره ترين بعدازظهر، ازت ممنونم
باعث افتخار بود
بقيه روزت رو چطور ميگذروني؟
به فکر کردن
خب، پس عصر بخير
..."آقاي "گري
براي شام برنامه اي داري؟
No comments yet. Be the first to leave one.