Parenthood

Parenthood

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

Parenthood 2010 S03E08 In Between 720p BluRay DD5 1 H 264-BTN
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 3 قسمت 8 Parenthood.2010 زیرنویس فارسی سریال

Tags

bluray
Published on: 2025-11-23
Downloads: 11
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

چطوری یه نفر رو می‌بوسی؟ دقیقاً چطوری؟

امیه؟ آره

این درخواست‌نامه‌ها خیلی ناامیدکننده به نظر می‌رسن.

شاید بهتر باشه یه گفتگوی جدی داشته باشیم

راجع به بالا بردن حقوق منشی.

جبار بهم گفت تمام روز رو با دکتر جو کامیون بازی کرده.

ملاقات کوتاهی بود. کسی صدمه ندید.

نمی‌خوام جایگزینم کنن.

ما واقعاً به همدیگه مدیونیم که یه گفتگو داشته باشیم

قبل از اینکه جبار رو کنار هر کسی که باهاش قرار می‌ذاریم بیاریم.

سث چیزیه که باید نگرانش باشم؟

نه، من عاشقتم.

سث، تو به کمک احتیاج داری.

پشیمون می‌شم که به حرف زنم گوش ندادم.

چون اگه گوش می‌دادم، شاید هنوز یه خانواده بودیم.

اِم، و چه تجربه مرتبطی دارید

که شما رو واجد شرایط این کار می‌کنه؟

«تجربه مرتبط» رو تعریف کن، می‌دونی...

من موسیقی دوست دارم؟

این یه شغل جواب دادن به تلفنه.

من تمام عمرم این کار رو کردم.

اول از همه، من همه گروه‌های محلی رو می‌شناسم.

راجع به آخرین شغلتون به ما بگید.

چرا؟ چی شنیدی؟

تو دو سال آینده خودتون رو کجا می‌بینید؟

ببین، من حتی نمی‌دونم بعد این جلسه کجا می‌رم.

صاحب لیبل خودم باشم.

احتمالاً صاحب لیبل خودم باشم.

در نهایت، واقعاً دوست دارم مدیریت کنم.

پس، امیدوارم در مسیر انجام اون باشم.

چیز دیگه‌ای هست که بخوای بهمون بگی؟

من قهوه درست نمی‌کنم.

من تمام ماه نوامبر رو مرخصی می‌خوام.

خدمات درمانی می‌خوام، می‌دونی، ۴۰۱کی.

باشه. عالیه.

این عالیه. آره.

فکر کنم فقط یه چیز دیگه.

آره.

اِم، چرا ترک تحصیل کردی؟

راستش چون از ته دلم می‌دونستم ترجیح می‌دم

سه شب در هفته ته تپه باشم

و به گروه فوق‌العاده بعدی گوش بدم تا اینکه فوق‌لیسانسم رو تموم کنم.

و، اِم، هر چقدر هم که کلیشه‌ای به نظر بیاد،

فکر می‌کنم زندگی خیلی کوتاه‌تر از اونه که کاری جز اونچه که دوست داری انجام بدی.

آره، خوبه.

خوبه. ما فقط باید چند نفر دیگه رو هم ببینیم.

ما باید بقیه متقاضی‌های توی صف رو هم ببینیم.

گوش کن، اون باهوشه، فروتنه.

اون بیشتر از من از صحنه موسیقی سر در میاره.

پس من مشکلی نمی‌بینم.

این یه پروسه‌ست، کرازبی. باید تا آخرش رو بریم.

آره، ما همین الان هم نگاهی به گزینه‌های موجود انداختیم.

تردیدت چیه؟ به خاطر اینه که جذابه؟

به خاطر اینه که جذابه.

من اصلاً متوجه نشدم که جذابه.

اوه، متوجه نشدی که جذابه؟

چشماتو بسته بودی؟

گوش کن، اگه ما یه دختر خوشگل استخدام کنیم، این ما رو کثیف نمی‌کنه.

و، اینجا صنعت کفش نیست، باشه؟ ما اینجا موزیسین داریم.

یه کم چشم‌نواز بودن جلوی چشم که ما رو نمی‌کشه.

من وانمود می‌کنم که اینو نگفتی، باشه؟

می‌دونم اینجا صنعت کفش نیست.

خب، تو که همین الان هم داری وانمود می‌کنی متوجه نشدی چقدر جذابه،

پس چرا اون رو هم وانمود نکنی؟

باشه، می‌دونی چیه؟ قبول می‌کنم، اون جذاب بود.

اوه. باشه، خوبه. خوشحالی؟

حالا ببین، داریم صادقانه حرف می‌زنیم.

گوش کن، این ترس از کریستیناست؟

فکر می‌کنی اون احساس خطر می‌کنه یا چیزی؟ چون حالش خوب میشه.

اوه، واقعاً؟ و اینو از کجا می‌دونی؟

چون شماها ۲۰ ساله ازدواج کردید

و به طرز عجیبی هنوز هم از همدیگه خوشتون میاد.

هیچ منطقی نداره ولی... آره.

یا نه؟ هوم؟ چی شده؟ اوضاع اونقدر که...

ببین، ما فقط داریم خشکی معمول بعد از بارداری رو تجربه می‌کنیم، باشه؟

مهم نیست، دیگه لازم نیست راجع بهش حرف بزنیم.

باشه. خیلی خب.

شاید باید اغواش کنی.

من لازم نیست اغواش کنم، باشه؟

فقط میگم، می‌تونی براش یه غذای خوب درست کنی.

و موسیقی بذاری و شمع روشن کنی. اون کارساز میشه.

مسئله این نیست، کرازبی.

تو اصلاً نمی‌دونی قضیه چیه.

این در مورد دوره حساسی بعد از بچه دار شدنه

که زن خیلی چیزها رو پشت سر گذاشته.

مرد نمی‌تونه پیش‌قدم بشه، باشه؟

اون احساس جذابیت نمی‌کنه، مرد باید صبور باشه، این می‌تونه ماه‌ها طول بکشه.

باشه، متاسفم که پرسیدم.

فقط اینه که تو نمی‌دونی من اینجا با چی روبرو هستم. برگردیم به ریچل.

قراره استخدامش کنی؟ آره یا نه.

قبل از اینکه جواب بدی، بذار بهت هشدار بدم.

ما نمی‌تونیم فقط به خاطر اینکه جذابه ردش کنیم. این غیرقانونیه.

و من نمی‌خوام به خاطر این سر از دادگاه در بیارم. آره، تبعیض.

دقیقاً.

تبعیض علیه جذابیت. آره.

ما از هر دو طرف سود می‌بریم. ممنون که ما رو از دادگاه دور نگه داشتی.

خواهش می‌کنم.

ای بابا!

بهت میگم، نمی‌تونم سر از کارام دربیارم...

هی، بچه‌ها!

سلام، آقای بریورمن. سلام، ایمی

پسرم. هی

کلیدای منو ندیدی؟

اوم... فکر نکنم. نه.

اِم... تو کلیدا رو برداشتی؟

من برنداشتم... من کلیداتو برنداشتم.

فقط خواستم مطمئن شم.

هی، درو، ایمی رو به... به مهمونی دعوت کردی؟

نه، من...

نه، چه مهمونی‌ای؟ بهش نگفتی؟

عموهام دارن یه استودیوی ضبط موسیقی باز می‌کنن.

استودیوی ضبط، آره. تو هِیت-اَشبری، درسته؟

موسیقی و غذا و بارِ رایگان هست.

اون تیکه‌ی آخر رو بیخیال.

قراره شب سختی باشه. یعنی، صادق باشیم.

راستش... به نظرم خیلی باحاله.

می‌خوای بریم؟ آره!

تو می‌خوای... آره، می‌تونیم بریم؟

یعنی، حتماً می‌تونیم بریم... قراره باشه...

آره، می‌ریم؟ باشه. اسمتو می‌ذارم تو لیست... تو لیست.

تو هستی، خیلی بهت خوش می‌گذره. ما تو لیستیم.

ما تو لیستیم. هر لیستی که هست.

درو، باید دوست‌دخترت رو به این جور کارا دعوت کنی.

بیخیال بابا.

و اگه کلیدای منو پیدا کردی...

متاسفم، اون... نه.

من که اصلاً هیچی در مورد این نگفتم.

همه چی خوبه. عالیه.

فکر کنم ما تو لیستیم.

پسر، می‌شکونیش. بذار من انجامش بدم. بذار من امتحان کنم.

یه ذره بهش محبت کن.

آه! دستت طلاست!

هی.

وای.

فکر کنم خدمتکارا یه اتاق رو جا انداختن.

آره، می‌دونم افتضاحه ولی خب ارزونه.

اوه، وای.

اوه، وای! آره.

آره، یعنی واقعاً؟ آخه خیلی دوره.

یه ایستگاه اتوبوس درست سر نبش داره.

آه. باشه.

خب، حالا می‌خوای چیکار کنی؟

فقط چند روزی وقت می‌ذارم و جا میفتم.

و چند تا شماره برای گروه بگیرم.

برای جلسات.

اینکه از اونجا اومدم بیرون، معنیش این نیست که کار تموم شده، درسته؟

درسته.

کسی رو داری؟ مثلاً یکی از اون بچه‌ها که بتونی بهش زنگ بزنی؟

فکر خوبی نیست. آره.

خب... بیا اینجا. ممنون.

حالا می‌دونم چی برات کادوی خونه جدیدت بگیرم.

چی؟ هرچی.

ولی خب، باهات حرف می‌زنم. بعداً باهات تماس می‌گیرم.

باشه. و می‌گم بچه‌ها زنگ بزنن.

آره، آره. به درو و امبر سلام برسون.

بهت زنگ می‌زنم.

حتماً بهت زنگ می‌زنم.

باشه. باشه.

باید یه نایلون برای اون بگیری قبل از اینکه چیزی...

فکر می‌کنی؟ ...دیگه روش بذاری.

ولی، باشه، خیلی خب. خب، بهت افتخار می‌کنم. باشه.

فکر کنم، فقط بیشتر از هر چیزی غافلگیر شدم...

از اسم متل "لغزشگاه".

خیلی خنده‌دار بود.

ولی لطفاً نگران نباش، اون عالی عمل می‌کنه.

فقط... از اون چیزی که دلم می‌خواست دورتره و نمی‌دونم.

آره.

یعنی، ممکنه به بهبودیش آسیب بزنه؟

یعنی، جاش امنه؟

آره عزیزم. می‌دونی...

اون مشاور داره... نمی‌دونم. نمی‌دونم.

فکر نمی‌کنم محیط خیلی مفیدی باشه.

پس، فقط امیدواریم که... می‌دونی، بهترین‌ها رو بخوایم.

چیپس هم می‌خوای روش باشه؟ آره.

اوه، این ممکنه دیوونه‌کننده به نظر برسه، ولی...

اگه اون خونه‌ی من بمونه چی؟

یعنی، نزدیک‌تره و... تو کجا می‌مونی؟

من می‌تونم اینجا بمونم.

اوه، امبر، تو نمی‌تونی این کار رو بکنی. نه، نه. اون خونه‌ی جدیدته.

مامان، اشکالی نداره، می‌دونی.

اگه به دردتون می‌خوره و اینا

کاملاً اشکالی نداره

باشه، پس من رفتم

فقط خواستم بگم جمعه شب بچه‌ها رو نگه می‌داریم

هوم

وای، جمعه شب. نه، نه، نه

اون شب افتتاحیه "لانچنت"ه. ما باید اونجا باشیم

آدام ازمون خواسته بچه رو نگه داریم

آره، ولی آخه... این یه شب خیلی مهمی برای آدام و کراسبیه

ما باید اونجا باشیم که ازشون حمایت کنیم

ما اینجوری داریم ازشون حمایت می‌کنیم. داریم بچه‌هاشون رو نگه می‌داریم

ای بابا! آره

اینجا هایت-اشبریه، می‌دونی؟

اینجا پاتوق توئه. تو خود هایت-اشبری‌ای

نمیتونن کس دیگه ای رو پیدا کنن؟

خب، می‌دونی، این اولین شبیه که کریستینا از بچه دور میشه، واسه همین...

واسه همین از ما خواستن

فکر کنم باید کمک کنیم

خب، میبینمت

آره. آره

More Farsi Persian subtitles for Parenthood

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left