The first 200 lines.
پس تمام مشکلاتی که نوشتید
.رو میگذاریم توی شومینه
حالا وقتشه که از دستشون خلاص بشیم
.با غسل آتش
،آره، باید بهتون بگم .نظرم داره عوض میشه
من دیشب از بالای پلهها ،میتونستم بزنم به هدف
.ولی، نمیدونم
بیخیال، "چارلی". بیا .اینجا رو به آتیش بکشیم
!جرونیمو
آره، این حرفت دیگه همه چیز رو .مشخص کرد. کمانها رو پایین بیارید
.بسیار خب، ما هنوز چند دقیقه وقت داریم
کسی چیزی برای گفتن نداره؟
.اوه، یادم رفت بهتون بگم
.من دارم با "تیفر اسکرنسن" قرار میگذارم
."تیفر اسکرنسن"
!"تیفر اسکرنسن"
لیسی"، هر چقدر داد بزنی" .دلیل نمیشه ما بفهمیم طرف کیه
!"تیفر اسکرنسن"
،اوکی، شاید باورتون نشه
ولی من الان فهمیدم در مورد .کی داره حرف میزنه
اون تهیه کننده موسیقی هست، درسته؟
آره، و اون داره من رو به مراسم .جایزه موزیک ویدئو امتیوی میبره
این عالیه، "لیسی". تو بالاخره .تونستی یه آدم مهم پیدا کنی
اون چه طور آدمیه؟ - ،اوه، قراره فرش قرمز باشه -
.و پارتی بعد از مراسم و هدیه و اینها
.اوه، آدم فوقالعادهای به نظر میرسه
!اوه، خدای من. فرش قرمز؟
خواهش میکنم بگذار من لباست .رو طراحی کنم
مطمئنی که میخوای لباسش رو طراحی کنی؟
.آخرش لباسش میافته روی کف یه لیموزین
برام هم نیست. این میتونه .کار من رو کلی رونق بده
."نمیتونم این کار رو بکنم، "پاتریک .این خواسته زیادیه
.و در ضمن تو هم کسی نیستی
.خواهش میکنم، من برای این همه کار میکنم .من حتی برای اون یارو اسمش چی بود هم لباس رسمی درست میکنم
!"تیفر اسکرنسن"
چیه؟ مگه نباید اینطوری میگفتم؟
چارلی"، میخوام که با دوستم" .کلی" آشنا بشی"
.سلام، "کلی". از دیدنت خوشوقتم
ما با هم توی انجمن خواهری آلفا کای بودیم .و اون داره بر میگرده به لس آنجلس
تو توی انجمن خواهری بودی؟
.من واقعاً شوکه شدم
.چارلی" در مورد آهنگشون ازش نپرس"
.لازم نیست بپرسه
.فکر کردم قراره با من بخونی
.نه وقتی که هوشیارم
.هی، من هوشیارم
.و تو به هر حال این کار رو کردی. خوش به حالت
هی، سه تاییمون داریم برای ،دیدن بازی امشب میریم به بار
.پس فکر کردم اگه تو کاری نداری بهتره بیای
.خواهش میکنم، محض رضای خدا
.البته، من برنامهای ندارم
.خوبه - .عالیه -
خب، "کلی"، چی شد که برگشتی به لس آنجلس؟
.کار موسیقی. من آهنگساز هستم
در ضمن، از وقتی که تو روزنامه آلفا کای
،خوندم که شوهرش اون رو ترک کرده .میخواستم "جوردن" رو ببینم
کی این رو توی روزنامه نوشت؟
.خودت
.کسی از اون دوران نزدیکم نموند
.طلاق حتماً خیلی برات سخت بوده
آه، نمیتونم حتی تصور کنم این چه حسی .داره. تا حالا کسی از من جدا نشده
.فکر کنم کلاً توی عشق خوش شانسم
.برای همین خیلی استثنایی هستی
.اوه، صبر کن. تماس دارم
.عمه "بتی"؟ نه من الان توی راه نیستم
اوه، خدای من. امروزه؟
.هر چه سریع خودم رو میرسونم
.کلی"، من خیلی متاسفم"
من به عمهام قول دادم که "شان" و من
به مراسم رقص محلی نروژی .پسر عمه میریم
.این عالی به نظر میرسه. بهت خوش بگذره
تو با من میای. ولی شما دو تا .باید برید بازی رو ببینید
شما که مشکلی ندارید؟ - .من که مشکلی ندارم به شرطی که "چارلی" موافق باشه -
اوه، من مشکلی ندارم به شرطی که تو ناراحت نشی
از اینکه مسابقات حساس .رقص دانمارکی رو از دست بدی
.رقص نروژی نه دانمارکی
و مراسم رقص هم در کار نیست .که مسابقه جذابی داشته باشه
این صرفاً یه مراسم سه ساعته رقص دست جمعی
.و نمایش رقصیدن روی کفش اسکیته
اوه، خدایا. خواهش میکنم مجبورم .نکن بیام. هر کاری بگی میکنم
.تو میای
چارلی، میتونم برای یه دقیقه توی اون اتاق باهات حرف بزنم؟
.در مورد کلینیکه
،ببین، درباره کلینیک
مشروبی که توی میز من بود به خاطر تولد "جری" نگهبان زندان بود
و جای گلوله روی میز تو
به خاطر این بود که ما یه خورده .مست شدیم و اون گذاشت تفگش رو امتحان کنم
.با "کلی" نخواب
اوه، خوبه. فکر کردم .قضیه چیز دیگهایه
ببین، "کلی" تازه اومده به شهر .و تو همکارمی
من نمیخوام وقتی با هم هستیم .برامون ناراحتی پیش بیاد
."اوه، بیخیال، "جوردن
ما همیشه وقتی با هم هستیم .برامون نارحتی پیش میاد
تقصیر تو نیست. من .خیلی از تو باحالترم
.نه تو و من، من و اون
اوه، خب، پس اون که قراره به هر صورت ناراحت کننده باشه
.چونکه اون هم خیلی از تو باحالتره
."چارلی" - .باشه، باشه. من مخش رو نمیزنم -
.و در ضمن
این تقصیر من نیست که تمام آدمهای توی زندگیت .به من جذب میشن
.من اینجا قربانی هستم
تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد »
تــرجــــمــــه از: احـــســـان و جــويــبــاري De PALMA & Juybari
بسیار خب، میدونی چیه؟
من الان تو اینترنتم و دارم یه کلیپ .از مراسم رقص نروژی میبینم
.من تا حالا ندیده بودم سفید پوستها اینطوری برقصند
.من واقعاً دوست دارم این رو ببینم
،تو نمیتونی این رو به "چارلی" بگی
من این چیزها رو از خودم در آوردم تا .چارلی" و "کلی" بتونن تنها باشن"
اینجوری، "چارلی" میتونی کاری که ...همیشه میکنه رو انجام بده
،باهاش بخوابه، و یه مشکلی توش پیدا کنه
.و دیگه بهش زنگ نزنه
تو این کار رو برای تولد "چارلی" انجام میدی؟
.چونکه من هیچی براش نگرفتم
همیشه هر مردی که با "کلی" میخوابه
.عاشقش میشه و هیچوقت باهاش بهم نمیزنه
ولی هر وقت کسی باهام بهم میزنه، اون خودش رو .میرسونه و برام دلسوزی میکنه
واو، باز بهم زدی. این باید" ".سخت باشه. برای من پیش نیومده
.خب، حالا قراره برات پیش بیاد، جنده
.این کار کاملاً کینه توزانه و سطحیه
.میدونی. این خیلی بده و من بهش افتخار نمیکنم
.ولی حس خیلی خوبی داره و ازش خوشم میاد
.هی، من لباست رو گرفتم
.صبر کن، من الان یه کم با "تیفر" مشکل دارم
اوه، بهش بگو من واقعاً از اینکه .این فرصت رو بهم داد خوشحالم
!باشه، کون لقت، مرتیکه حرومی
.و نمیتونم برای دیدنش صبر کنم
تو بهم خیانت کردی و من دیگه !هیچوقت نمیخوام ببینمت
.خب من لباست رو آوردم
چطور میتونه اینکار رو باهام بکنه؟ ،وقتی که دیشب بهش زنگ زدم
میتونستم بشنوم که اون با یه .زن دیگه به کنسرت رفته بود
.اوه، خدای من، این بده
ولی تو هنوز به مراسم میری، درسته؟
.چی؟ نه، من کارم باهاش تموم شده
.اون حتی نتونست یه بهونه خوب جور کنه
اون گفت که اون توی خونه بوده و داشته .از یوتوب کنسرت نگاه میکرده
.شاید همینطور بوده
میدونی چند با تا حالا
به من تهمت زدن که من به کنسرت رفتم
.در حالی که من توی خونه بودم
و داشتم یوتوب نگاه میکردم؟
تو فقط این رو میگی
چونکه میخوای من باهاش به اون مراسم برم
تا اون لباس رسمی تو رو بپوشه .و من هم لباس زنانه تو رو بپوشم
.نه، من حتی به لباس فکر نمیکردم
من به تو فکر میکنم
و اینکه چقدر خوبه که برای یکبار .تو توی یه رابطه محکم باشی
.شاید حق باتوئه
من این آخر هفته رو بهش وقت میدم و باهاش کاری ندارم
و وقتی اون از مراسم برگشت .همه چیز رو درست میکنم
یا اینکه تو میتونی
همین الان برگردی پیشش
و با اون دختری که ابروهات .رو درست میکنه قطع رابطه کنی
.اون کسیه که نمیشه بهش اعتماد کرد
.هی - هی، دیشب با "کلی" چطور گذشت؟ -
شما با هم جور شدین؟
.آره، ما چند تا نقطه اشتراک پیدا کردیم
.ممنون بابت قهوه، عزیزم
.من میرم طبقه بالا تا لباسم رو بپوشم
.باشه، میبینمت
.تو بهترینی
.نمیتونم تحملش کنم - چی؟ -
.ما در واقع هیچ نقطه اشتراکی نداریم
مگر اینکه خودش هم دوست نداشته .باشه با خودش وقت بگذرونه
.باورم نمیشه این کار عملی شد - چی عملی شد؟ -
.هیچی
قضیه چیه؟ - قضیه چیه؟ -
.قضیهای نیست
.تو اونی که همیشه کارهای قضیهدار میکنی
.باشه، حالا دیگه میدونم یه خبرهاییه
.تو الان از کلمه درستی استفاده کردی
...بسیار خب، بهش نگو که بهت گفتم
.جوردن" بر علیه "کلی" کینه داره"
تا حالا کسی با "کلی" بهم نزده .و "جوردن" میخواد بهش بفهمونه چه حسی داره
پس چرا به من گفت که نباید باهاش بخوابم؟
.نمیدونم
.یه روانشناسی معکوس گاوچرونی
.روانشناسی معکوس
حالا هر چی، رفیق، اگه .بخوای برام ضدحالش کنی
باورم نمیشه که "جوردن" فکر میکنه من اونقدر .قابل پیشبینی هستم که بتونه ازم سواستفاده کنه
.خب، کون لقش. من با "کلی" بهم نمیزنم
اگه مجبور بشم 50 سال به پای اون .زنیکه اعصاب خردکن زجر میشکم
و بعدش... بعدش میبینیم که کی .از کی باهوشتره
."چارلی" - .این "جوردن"ـه -
.من نمیخوام وارد این قضیه بشم
.نه، نه، دیگه دیر شده
.تو قرار نیست وارد این قضیه بشی
تو فقط قراره بهش دروغ بگی و هر .کاری که من میگم بکنی
.طبیعی رفتار کن
چیکار میکنی؟ تو تا حالا توی .زندگیت اینطوری نایستاده بودی
تو اعتماد به نفسم رو از بین بردی. من .نمیدونم تا حالا با دستم چیکار میکردم
.هی، بچهها
همه چی مرتبه؟ - آره، چطور؟ -
مگه تو داری با دستهات چیکار میکنی که به نظرت طبیعی هستن؟
.بسیار خب
آه، "چارلی"، تو دیشب با .کلی" خوش گذروندی"
،ببین، اینجا جاییه که من معمولاً دروغ میگم
.ولی این بار دروغ نمیگم
.من با "کلی" خوابیدم .اون الان طبقه بالاست
!چی؟! نه
No comments yet. Be the first to leave one.