Best Medicine

Best Medicine

Download Farsi/persian Subtitle

Season 1

Release info

Best Medicine S01E13 1080p WEB h264
A Commentary by Ehsan_Cn
🔷 ترجمه‌ از احسان ‌| SandsMovie.Ir 🟥

Tags

webdl
Published on: 2026-04-25
Downloads: 17
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫آنچه در «بهترین درمان» گذشت...

‫قراره با یه شهر دیگه ‫خواهر خوانده بشیم.

‫اون طرف اقیانوس توی ‫پورت ون یه دوست دارید.

‫چرا انقدر دارن تلاش میکنن؟

‫شاید بتونی بیشتر سعی کنی ‫که کمتر انرژی منفی باشی.

‫حتی نمیدونستم که شما ازدواج کردید.

‫نمیخواستیم شلوغش کنیم برای همین ‫پنج سال پیش به محضر رفتیم.

‫- میخوام بچه‌ دار بشم. ‫- یه متخصص میشناسم.

‫- اوهوم. ‫- متخصص باروریه، یکی از بهترین ‌هاست.

‫- مارتین رو از کجا میشناسی؟ ‫- قبلاً با هم قرار میذاشتیم.

‫باید دلیل واقعیِ اومدنتون رو بدونم.

‫یه مزرعه نوردیکِ پرورش سالمون توی دریا.

‫- توی خلیج قشنگ‌مون؟ ‫- خب...

‫ما باید همه چی رو ‫با جزئیات کامل بررسی کنیم.

‫جنیوا قبلاً امضا کرده.

‫چی؟

‫هی، بس کنید دیگه. ‫بس کنید دیگه مردم عزیز.

‫این کارها در شأنمون نیست! ‫بیاید با صدای آروم حرف بزنیم.

‫ما ورودتون رو به شهرمون ‫خوش آمد میگیم.

‫- و شما توی رومون دروغ گفتید! ‫- آره!

‫میدونید، من سه تا عبارت نروژی ‫به خاطرتون یاد گرفتم.

‫و حالا چهارمی رو هم یاد گرفتم.

‫شما کلم های کثیفی هستید.

‫- آره! ‫- آره!

‫- خیلی خب. ‫- این خیلی خسته‌ کننده‌ست.

‫قرار بود اینجا غذا باشه.

‫- چرا اون کار رو کردید؟ ‫- همش تقصیر منه.

‫باید اون قرارداد خواهر خواندگی رو ‫با دقت بیشتری میخوندم.

‫جنیوا، نمیتونی خودت رو سرزنش کنی. ‫اونا ما رو فریب دادن.

‫این دقیقاً فریب نیست وقتی ‫همه چی به وضوح روی کاغذ...

‫سیاه روی سفید توضیح داده شده، ‫و هیچکس زحمت نگاه کردن بهش رو نداد.

‫خیلی خب، یکی ‌یکی، یکی‌ یکی!

‫- این یه افتضاحه! ‫- جورج.

‫ممنونم فرانکلین، گوش کنید، ‫من تحقیقاتم رو انجام دادم، باشه؟

‫پس مونده مزارع صنعتی پرورش سالمون...

‫ماهی‌ های آب ‌های اطراف و تمامی ‫پوشش گیاهی رو از بین می‌بره...

‫و کل اکوسیستم رو نابود میکنه.

‫بگذریم از بلایی که سر ‫صید خرچنگ‌مون میاره.

‫همه‌ چی نابود میشه! ‫تموم، خلاص!

‫بیاید در مورد جنایت واقعی اینجا ‫صادق باشیم یعنی مناظر قشنگ‌مون.

‫این زندان‌ های زشت و زنگ‌ زده ‫ماهی ‌هامون رو کاملاً نابود میکنن.

‫مثل دنیای آخرالزمانی میشه.

‫- آره! ‫- درسته، آره.

.میدونید، یه جورایی راست میگه

‫آخه این زندان‌ های ماهی اصلاً باحال نیستن.

‫این همون دنیاییه که قراره بهمون ارث برسه.

‫قدرت و اختیارت به اندازه ‫یه جعبه روبان هم نیست.

‫خواهش میکنم، خواهش میکنم.

‫خواهش میکنم.

‫بیاید یکم... لطفاً بیاید یکم متانتِ ‫مخصوص پورت وِن رو نشون بدیم...

‫و بذاریم دوستان نروژیمون حرف بزنن.

‫تو همون کسی هستی که ‫نقشه کل این ماجرا رو کشیدی.

‫- آره! ‫- آره.

‫چون شاید من میدونم صلاحمون چیه.

‫- چی؟ چی؟ ‫- واقعاً؟

‫شهرهای کوچیک توی سراسر ‫این کشور دارن نابود میشن.

‫مدرسه خودمون رو هم که بستن!

‫مردم، ما به کمک نیاز داریم.

‫سیگرید، ارائه داری؟

‫- صبح بخیر. ‫- صبح بخیر.

‫ما به عنوان شهر خواهر خوانده‌‌تون فیورد هاون، ‫فقط صلاح هر دو جا رو میخوایم.

‫همین که خانه‌ سالمونِ شاد ساخته بشه، ‫هر ماه یه چک سود عالی به همراه داره...

‫که به تمام خانواده‌ های پورت وِن پرداخت میشه، ‫هر ماه، با سهیم شدن توی سودها.

‫- لعنت به هوش مصنوعی، آخرالزمانه. ‫- هر ماه؟

‫شاید بهتر باشه حرف‌شون رو بشنویم.

‫و هیچی مهم ‌تر از این نیست ‫که اقیانوس ‌هامون رو...

‫امن و پاکیزه نگه داریم... اوم ما با شهرهای ‫میزبانمون به شکلی جامع همکاری میکنیم...

‫تا... اوم، تا... بتونیم از...

‫سیگرید؟

‫آه، آره، این فقط میتونه ‫یه معنی داشته باشه.

‫وقتشه.

‫اوه، اوه.

‫- بچه داره میاد. ‫- وای!

‫تا حالا بچه به دنیا آوردی؟

SANDS Movie

‫- حوله کجاست؟ ‫- بیا این کت رو بذاریم...

‫- زیر سرت. ‫- من چیکار کنم؟

‫آب بجوشونم؟ ‫مگه رسم نیست؟

‫خیلی خنده ‌داره، ما همیشه میفهمیم ‫کی کیسه آب سیگرید داره پاره میشه.

‫وقتی آواز لیله پتر اِدِرکاپ رو میخونه.

‫مثل همون آهنگ عنکبوت ‫کوچولو خودتونه آره.

‫آره ولی زن ‌های آمریکایی ‫معمولاً شروع زایمانشون رو...

‫با آواز اعلام نمیکنن. ‫لوئیزا حوله تمیز بیشتری لازم دارم.

‫میتونی یه دستمال گرم بهم بدی؟ ‫مارک.

‫باید روی یه قیچی آب جوش بریزی.

‫- و بعدش برام بیارش. ‫- مطمئنی که...

‫وقت نمیکنیم به بیمارستان بریم؟

‫نه، هر لحظه ممکنه بیاد.

‫- باشه. ‫- این چهارمین زایمانمه.

‫سیگرید وسطِ یه مهمونی شام زایمان کرد ‫و به ‌موقع برای خوردنِ کیک کِوِفیورد برگشت.

‫- خوشمزه به نظر میرسه. ‫- ببین، برای من که فرقی نداره.

‫ولی میدونی که این کارها، ‫معمولاً چقدر میتونه خونی باشه.

‫یعنی، برای من مهم نیست، ‫ولی منظورم رو میفهمی؟

‫الین، میدونم. ‫خودش بهم گفت.

‫- چی؟ چی بهت گفت؟ ‫- در مورد ترسش از خون.

‫چی و با اینکه میدونستی منم ‫خبر دارم بهم چیزی نگفتی؟

‫- خب، من... الان وقتش نیست. ‫- ما همخونه ‌ایم.

‫نه، واقعاً نیست! ‫ببخشید.

‫- بیا، بیا، اینجا. ‫- باشه، فقط...

‫باید این قسمت رو خیلی تمیز ‫نگه داری چون بچه داره...

‫بیرون میاد.

‫اوهو، ها، ها.

‫- اوه! ‫- خب، این دیگه چیه؟

‫- خیلی خونیه؟ ‫- نه، نه.

‫این دیگه واقعاً عجیبه!

‫نه که من چیزی بدونم ولی ‫مگه همه‌ بچه‌ ها شبیه...

‫توله خرسن؟

‫به نظر میرسه این نوزاد سالمه، ‫ولی یه مورد عجیب از کرک جنینی داره.

‫توی نوزادهای نارس طبیعیه، ولی...

‫فکر کنم چیزی که سعی داره بگه اینه که ‫یه بچه‌ حسابی پشمالو گیرتون اومده.

‫نه، مشکلی نیست. ‫در هر صورت دوسش داریم.

‫الآن وقتِ برداشتنِ جفت رسیده.

‫- اوه! ‫- آه!

‫- اوه. ‫- برداشتن؟

‫- جفت چیه؟ ‫- پسر، بهتره ندونی.

‫باید به خونه ببریمش تا باهاش ‫یه بوته رز جدید رو کود بدیم.

‫برای همه‌ بچه‌ هامون همین کار رو کردیم.

‫به اسم هر کدوم از بچه‌ ها یه بوته داریم.

‫- چه قشنگ. ‫- چقدر چندش ‌آور.

‫این چوباکای کوچولو خیلی بانمکه.

‫بیا، این هم جفتت.

‫حدس میزنم الان دارید ‫به بیمارستانِ بار هاربر میرید.

‫برای چی؟ ‫من زایمان میکنم و سراغ زندگیم میرم.

‫تو به مراقبت ‌های بعد از زایمان نیاز داری.

‫موهای بدن نوزاد و بیش از حد بودنش ‫میتونه نشونه‌ مشکلات جدی‌ تری باشه.

‫وقتی به نروژ برگشتیم، ‫به این موضوع رسیدگی میکنیم.

‫یه کاری کن بره، ‫اون سردردم رو بدتر میکنه‌.

‫خواهش میکنم، ‫داری سردردِ سیگرید رو بدتر میکنی.

‫سردرد؟ ‫یهو شروع شد؟

‫میتونه علامت هشدارِ پره ‌اکلامپسی باشه.

‫من بعد از زایمان سردرد میگیرم.

‫خودش خوب میشه. ‫ما هم الان میریم.

‫نه، گوش کنید، این میتونه خیلی جد...

‫اوه، شاید داری سعی میکنی حواسمون رو ‫از قضیه‌ پرورش ماهی پرت کنی، متاسفم.

‫مزرعه‌ پرورش ماهی راه میفته، ‫چه خوشتون بیاد چه نیاد.

‫- مارتین. ‫- اوهوم.

‫- اِم... ‫- مارتین.

‫هایپر پلازی آدرنال، سندروم کوشینگ.

‫میدونم میدونی که بیرون ‫اتاق انتظار غلغله‌ست.

‫اون موها برای کرکِ جنینی ‫بیش از حد زبر بودن.

‫ممکنه اختلال هورمونی باشه، سردردهاش هم ‫که میتونه نشونه ‌ای از یه سکته احتمالی باشه.

‫دکتر، اون نروژی ‌های مشکوک ‫و اون موجود پشمالوی کوچیک‌شون...

‫ارزش ندارن حتی ذره ‌ای ‫ذهنت رو درگیرشون کنی.

‫چی شده؟ ‫کجا داری میری؟

‫- الان برمیگردم. ‫- چی؟

‫دکتر، من به این همه آدم ‫که منتظرن چی بگم؟

‫ایلین، راسته که هفته دیگه برای اون تست ‫بازیگریِ مهمت داری به نیویورک میری؟

‫جولیارد! ‫آره، برای مرحله دوم دعوتم کردن.

‫- خب... ‫- اوه، عالیه!

‫- بترکونی، دختر. ‫- ممنون، آره، خیلی هیجان دارم.

‫میخوام برم و نیویورک رو فتح کنم.

‫هی، وقتی پولدار و مشهور شدی، ‫ما آدم‌ های معمولی رو یادت میمونه؟

‫شوخی میکنی؟

‫میخوام اینجوری بگم شما؟ ‫با مدیر برنامه‌‌م تماس بگیرید.

‫به نروژ برگردید!

‫به نروژ برگردید!

‫- مو طلایی! ‫- دقیقاً دارید چیکار میکنید؟

‫میدونیم هنوز هم میذارید ‫نروژی ‌ها اینجا بمونن.

‫سرمایه‌ دارهای بی‌ جربزه.

‫داریم اعتراضات رو به دمِ ‫درِ خونه‌شون میکشونیم.

‫اونا یه تهدیدِ وجودی هستن ‫‌برایِ... چی بگم، یه چیزی.

‫من حراجی‌ های خونگیِ ‫قانع ‌کننده‌ تری دیدم!

‫- چی؟ ‫- گوش کنید.

‫اگه میخواید بهمون پیله کنید، ‫به آدم‌ های بیشتری نیاز دارید...

‫شانسِ بیشتر و یکم نمایش ‌بازی. ‫این رقت‌ انگیزه!

‫شما از اعتراض کردن چی میدونید؟

‫اگه فقط میدونستی چیکار کردیم ‫تا دنیا رو عوض کنیم.

‫- صبح بخیر، پاول. ‫- سلام، پاول.

‫- سلام، پاول. ‫- صبح بخیر.

‫همینجوری میذارید داخل بره؟

‫- زنجیره انسانی چی؟ هیچی؟ ‫- نمیدونم چیه.

‫- زنجیره انسانی دیگه چیه؟ ‫- برید.

‫و تا وقتی تیم‌ های بیشتر، اراده‌ بیشتر ‫و کلی هیاهوی بیشتر نداشتید برنگردید.

‫- برید، برید. ‫- باشه.

‫- برید چهار تا کتاب بخونید! ‫- چقدر عصبی.

‫معتقدم بچه ‌ها آینده هستن. ‫این دروغه.

‫این شیرینی ‌های دانمارکی ‫واقعاً عالی به نظر میرسن.

‫- هوم. ‫- آره.

‫سیگرید و بچه اینجان؟

‫نه، به لبِ اسکله ‌رفتن، ‫دارن دلِ ماهیگیرها رو به دست میارن.

‫واقعاً آدم فوق ‌العاده ‌ایه، ‫البته اگه از ترسناک بودنش بگذری.

‫خب، به نظر یه ازدواجِ کاملاً وحشتناک میاد.

‫باید راضیش کنی همین الان من رو ببینه.

‫من، لودویگ، به بزرگ ‌ترین ملکه وایکینگ بگم ‫که باید پیشِ یه دکترِ شهرِ کوچیک بره...

‫که مثل حسابدارها لباس می‌پوشه؟

‫آه، ببخشید، یه لحظه وقت برای چرت زدن دارم، ‫و میخوام ازش استفاده کنم.

‫خیلی خب، خودم با اون ملکه وایکینگِ ‫یک و نیم متریت صحبت میکنم.

‫مارتین، داشتیم حرف میزدیم.

‫وکیل کله‌ گنده‌ ای توی شهر سراغ نداری ‫که بتونیم باهاش تماس بگیریم تا‌...

‫برای مقابله با این نروژی ‌های خبیث ولی ‫فوق ‌العاده جذاب بهمون کمک کنه؟

‫ولی کاری نمیشه کرد. ‫شما قرارداد رو امضا کردید.

‫علاوه بر این، مقدار هزینه و سال‌ هایی که ‫طول میکشه تا کلاهبرداری رو ثابت کنیم...

‫دغدغه الانم سیگرید و بچه‌شه.

‫- چی؟ ‫- چجوری میتونی این حرف رو بزنی؟

‫میدونی، حق با اون نوجوون ‌ها بود، ‫هیچ وقت نباید میذاشتیم خودشون...

‫یا اون جعبه جفتِ چندششون اینجا بمونن.

‫درسته.

‫یادم رفته بود که جفت رو ‫اینجا نگه میدارن.

‫- اوه، حتی نمیتونم... ‫- اوم... حالم رو بهم نزن.

‫نه، جفت حکمِ جعبه سیاه ‫دوران بارداری رو داره.

Best Medicine subtitles in other languages

More Farsi/persian subtitles for Best Medicine

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left