Alice (Aelriseu / 앨리스)

Alice (Aelriseu / 앨리스)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

앨리스 Alice E19-E20 2020
A Commentary by safira3000

Tags

other
Published on: 2022-03-11
Downloads: 41
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

"وقتی زمانِ درست برسه، همه چیز آشکار میشه"

"زمان پدر حقیقته"

پروفسور

پروفسور یون توی زمان سفر کرده، مگه نه؟

اگه اینو نخوره جونش در خطر میافته

.پروفسور خیلی زود بیدار می‌شه پیشش بمون

چرا به پروفسور یون کمک می‌کنی؟

به همون دلیلی که تو بهش کمک می‌کنی

سال ‏1992 من با مادرت بودم

قرار بود بعد از تموم شدن کارمون برگردیم

اما مادرت اینجا موند

چرا؟

به خاطر تو

منظورت چیه؟

متوجه شد که بارداره

،برای همین موند

تا تو رو به دنیا بیاره

به خاطر تو از همه چیزش دست کشید

،پس

...به خاطر مادرت

دردسر درست نکن

تو کی هستی؟

من دوستش بودم

ببخشید. نمی‌دونستم ،مادرت فوت کرده

یا یه پسر داشته

ببخشید که نتونستم ازت محافظت کنم

اما حتما مجرم رو می‌گیرم

چرت نگو

تو خودت یکی از مظنونینی

شماها مادر منو کشتید

،اگه من دستگیر شم

افرادمون میان اینجا

اینطوری پروفسور یون توی خطر میافته

همه‌اش تقصیر منه

باید با دقت بیشتری پارک جین‌گیوم رو بررسی می‌کردم

شی‌یونگ تمام مدت از همه چیز خبر داشته

اینطور نیست

ته‌یی و شی‌یونگ با هم دوست بودن

شی‌یونگ گفت که سال ‏2011 ته‌یی رو دیده

،اما ته‌یی یه سال قبلش توی سال ‏2010 از دنیا رفته بوده

مطمئنا داره چیزی رو پنهان می‌کنه

،هی

می‌تونی چند روزی بهم مرخصی بدی؟

می‌خوام بیشتر شی‌یونگ رو بررسی کنم

اگه کار اون باشه چی؟

چیه؟ فکر می‌کنی ممکنه ازش انتقام بگیرم؟

چه حقی واسه اینکار دارم؟

با اینکه ته‌یی باردار بود تنها ولش کردم

،اگه می‌خواستم

می‌تونستم خیلی راحت برگردم دنبالش

اما برنگشتم

من از دستِ ته‌یی عصبانی بودم

...واسه اینکه بدونِ حرفی

فرار کرده بود نتونستم ببخشمش

...اینقدر سر این مسئله عصبانی بودم

که برنگشتم دنبالش

پس، چه حقی واسه گرفتن انتقام دارم؟

...ولش کردم به امان خدا

تا تنهایی توی یه دنیای ناآشنا یه بچه رو بزرگ کنه و گذاشتم بمیره

من لیاقت گرفتنِ انتقام رو ندارم

فقط می‌خوام مجرم رو پیدا کنم

کسی که ته‌یی رو کشته پیدا می‌کنم

و به پارک جین‌گیوم تحویلش میدم

نگرانِ پارک جین‌گیوم نباش

،تا وقتی من اینجام اون توی خطر نمیافته

و اگه چیزی لازم داشتی خبرم کن

اگه می‌خوای به آلیس بیاریش من یه راهی پیدا میکنم

،اما

پارک جین‌گیوم میدونه تو کی هستی؟

اول باید کسی که ته‌یی رو کشته پیدا کنم

...این حداقل کاریه که می‌تونم

قبل از اینکه بهش بگم من کیم انجام بدم

کارآگاه پارک نمُرده

پس مجرم کجا بود؟

اون آدم خیلی سرسختیه

به این راحتی‌ها نمیمیره

من می‌تونم همه چیز رو عوض کنم

می‌تونم تغییرش بدم

کِی اومدی؟

پروفسور؟

رفت بیرون کسی رو ببینه

...شخص مورد نظر در دسترس نمیـ

گفت کجا میره؟

دیروز تولدش بود؟

.نگرانش نباش فقط یه تصادفه

اولش، وقتی اونسو در مورد ،ماشین زمان صحبت کرد

فکر کردم چون بچه است حرف‌هاش قابل درکه

وقتی مردی رو دیدم که ،اصرار داشت پنج سالشه

گفتم دنیا پر از آدم‌های دیوانه است

...وقتی مردی از عکس سال ‏1992

بدون اینکه اصلا پیر ،شده باشه جلوم ظاهر شد

با خودم فکر کردم فقط شبیه هم‌اند

حتی وقتی که زودتر در مورد ،حادثه شرودینگر می‌دونستی

با خودم گفتم که حتما تو اول سرنخ‌ها رو پیدا کردی

اما این یکی رو، واقعا نمیتونم بفهمم

...زنی که دقیقا شبیه مادرته

تاریخ تولدش هم باهاش یکیه

نگران نباش. ازت نمی‌پرسم

نمی‌دونم در هر حال بهم حرفی نمی‌زنی

...خودم سر درمیارم

که چه خبره

همه فکر می‌کنند رئیس سوک مُرده

به نظرم شما همچین فکری نمیکنی

چرا داری ناپدیدی رئیس رو بررسی می‌کنی؟

میخوای در موردش مقاله بنویسی؟

بله

پس لطفا باهام همکاری کن

منظورت از حرفِ چند روز پیش چی بود؟

اینکه تو و من سال دیگه با هم توی کامینو دو سانتیاگو با هم قدم میزنیم

خیلی رو اعصابم بودی، برای همین خواستم اینطوری دهنت رو ببندم

بهشون می‌گن دنیاهای موازی

یه دنیا در یه بُعد دیگه جایی که یه ورژن دیگه از من وجود داره هست

نمی‌دونم سال آینده ،رابطه ما چقدر عوض می‌شه

اما فکر نمیکنم هرگز با شما سفر برم

اگه علیرغم این من و شما ،سال دیگه با هم سفر بریم

پس اون باید یه ورژن دیگه از من باشه، نه خودِ من

شما در یه بُعد دیگه به آینده رفتی، درسته؟

و شما و منی که توی اون بُعد وجود داشتیم با هم به کامینو دو سانتیگو رفتیم

چرا یهو اینو می‌پرسی؟

این کنجکاوی یه گزارشگره؟

نه. دارم به خاطر جین‌گیوم می‌پرسم

تا حالا حس کردی که واسه مدتیه که اونو میشناسی؟

منظورت چیه؟

بهتون نگفته؟

که شما شبیه مادرشی

حرفت رو بزن

،هرکسی باشی ،هر معنایی که واسش داشته باشی

امیدوارم فاصله‌ات رو باهاش حفظ کنی

...این رو به عنوان

،دختری که دوستش داره نمیگم

به عنوان دوستش دارم می‌گم

چون خیلی نگرانشم

توی کل عمرش واسه یه بارم شاد نبوده

می‌دونم که نمیتونه احساسات رو حس کنه

میدونی که این باعث میشه خودش رو سرزنش کنه و در کشمکش باشه؟

نسبت به ده سال قبل اون خیلی عوض شده

...برای همینه که الان میدونه

...در حق مادرش قبل از فوتش

چیکار کرده

...فهمیده که به خاطر اون چقدر زندگی

مادرش سخت بوده

،اما اگه شما باهاش بمونی

مرتب به مادرش فکر می‌کنه

و به خاطر شما خودش رو در خطر میندازه

،پس...متاسفم

اما امیدوارم فاصله‌ات رو ازش حفظ کنی

...کارآگاه پارک

دوستِ خوبی داره

،نمیدونم اون دنیای موازی بود یا نه

اما ما ممکنه واقعا با هم به کامینو دو سانتیگو بریم

،منم متاسفم

اما باید پیش کارآگاه پارک بمونم

...چون

الان بهم نیاز داره

...این منم ناراحت می‌کنه

که اون هر موقع به من نگاه میکنه ،یادِ مادرش میافته

...اما

من هرکاری و هرچیزی که از دستم بربیاد می‌کنم

رفتم یتیم‌خونه تا همسر دکتر جانگ دونگ‌شیک رو پیدا کنم

...می‌دونستی

پروفسور یون ته‌یی دختر دکتر جانگه، نه؟

بله

چرا بهم نگفتی؟

یه خبری بهم می‌دادی بد نمی‌شد

،خودشم هنوز نمی‌دونه

برای همین نتونستم

زنی که گذاشته بودتش یتیم‌خونه رو پیدا کردی؟

مادرش بوده؟

...نه. همسر دکتر جانگ

مادر پروفسور یون در حقیقت فوت شده

من حتی مزارش رو هم رفتم

مدارک یتیم‌خونه ...میگه که

،مادرش اونو اونجا گذاشته

اون زن حتما خودشو مادرش جا زده

...این مرد تنها

همدستش نبود؟

اگه درست یادم بیاد یه زن هم بود

نباید به پروفسور یون در مورد مرگِ پدرش بگیم؟

وقتی زمانِ مناسبش رسید خودم بهشون می‌گم

جایی رفته بودید؟

رفتم دیدنِ دوستم

یه دوستِ خوب

اون چیه؟

شکمبه خوک

گفتیم روز تولدم شکمبه خوک میخوریم. ولی قسمت نشد

و سوجو

چرا سوخته‌هاشو میخوری؟ واسه سلامتیت خوب نیست

بیا

خودم میخورم

بگو آآآ

خوبم. شما بخورید

زود باش. دستم خسته شد

آآآ

مرسی

از فردا واست ،صبحانه درست میکنم

پس قبل از اینکه بری صبحانه بخور

کارآگاه‌ها وقت نمی‌کنن به موقع غذا بخورن

حداقل باید یه صبحانه مقوی بخوری

راستی

اینو ببر ایستگاه و اونجا بخورش

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left