Coldplay: A Head Full of Dreams

Coldplay: A Head Full of Dreams

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Coldplay A Head Full of Dreams 2018 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTG
Coldplay A Head Full of Dreams 2018 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTG
Coldplay A Head Full of Dreams 2018 1080p WEBRip x264-[YTS AM]
Coldplay A Head Full of Dreams 2018 WEBRip x264-ION10
A Commentary by Mehr_DaD
📻 رادیو۶سیم | مرجع فارسی موسیقی راک آلترنتیو و ایندی https://t.me/R6SMusic

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
webrip
x264
BRip
1080
TS
YTS
Published on: 2018-11-22
Downloads: 30
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

لندن/لس آنجلس شونزدهم ژانویه ۲۰مین سالگرد اولین اجرای کلدپلی

الو - الو سلام کریس، منم -

مت، حالت چطوره؟ - خوبم- میتونی صحبت کنی؟ -

آره، خوب موقعی زنگ زدی- تو چطوری؟ -

منم خوبم، داشتم فکر می‌کردم که وقت کردی فیلم رو ببینی؟

راستش مت، فکر نکنم بتونم ببینمش

حس می‌کنم اگه ببینمش شاید دلم بخواد خودم رو از فیلم حذف کنم

خب، اگه تو مشکلی نداری، میشه روت حساب کنم؟

باشه - اگه مشکلی نیست -

من این حس رو دارم که انگار خیلی وقته می‌شناسیمت

و بهت اطمینان داریم و عاشقتیم

تو فیلمی رو میسازی که دلت می‌خواد

و همه خواسته من اینه که میشه

فیلم رو با یکی از اون صحنه‌های ورود گروه روی استیج شروع نکنی؟

چون این حس رو دارم که قبلاً انجام شده

جدی؟ - آره -

باشه. خب، بسپرش به من. ببینم چیکار میکنم

ممنون. مت - حله -

به زودی باهات صحبت میکنم - بای بای -

سال ۱۹۹۶ مت وایت‌کراس (فیلمساز) با گای بریمن، جانی باکلند، ویل چمپیون و کریس مارتین آشنا شد یک سال بعد اون‌ها کلدپلی شدند و از اون موقع داره ازشون فیلم میگیره

@R6SMusic ارائه‌ای از مهر ۹۷

مترجمین: مهرداد و سارا

من نمی‌خوام به هیچکس حکومت کنم یا شکستش بدم

من اگه از دستم بیاد باید به همه کمک کنم

یهودی، غیر یهودی، سفید یا سیاه‌پوست

ما همه می‌خوایم به هم کمک کنیم

آدمیزاد اینطوریه

ما نمی‌خوایم از هم بیزار باشیم یا همدیگه رو تحقیر کنیم

توی این دنیا برای همه جا هست سیاره زمین غنی هست

خطاب به اونایی که صدام رو میشنون میگم که ناامید نشید

نفرت بشر به پایان میرسه و دیکتاتورها می‌میرند

و قدرتی که اون‌ها از مردم گرفتند به مردم برمیگرده

پادشاهی خداوند در وجود انسان است

نه یک نفر یا گروهی از انسان‌ها

!بلکه در تمام انسان‌ها، در شما

!شما مردم هستید که قدرت در دست شماست

قدرت ساختن ماشین قدرت ساختن خوشبختی

شما مردم هستید که قدرت این رو دارید تا زندگی رو آزادانه و زیبا کنید

!تا این زندگی رو سرگذشتی شگفت‌انگیز کنید

سرگذشتی شگفت‌انگیز

سرگذشتی شگفت‌انگیز

A Head Full Of Dreams جایی هستش که خیلی وقت بود سعی داشتیم بهش برسیم

سفری که خیلی تدریجی و بخش بخش بوده

یه کوه که هی ارتفاعش بیشتر میشه

اگه سرم رو برگردونم و به پایین نگاه کنم

فکر کنم تعجب میکنم که چطور به اینجا رسیدیم؟

[یک روز هم نشده که بگذره و [ویل

چیزی یادم نیاره که چقدر خوشبخت بودم

،اول از همه اینکه با بقیه بچه‌ها آشنا شدم

و همه چی اینجوری رقم خورد

[دوستی ما یه جورایی زنده موند [جانی

و تقریباً شبیه به چیزی که اولش بود باقی موند

حالا نصف عمرمون رو کنار هم گذروندیم

بیشتر وقتم رو نسبت به بقیه با این آدما گذروندم

[بیشتر مثل خانواده میمونه [گای بیشتر مثل برادر هستیم، تا اینکه بخوایم دوست باشیم

فکر کنم همه ما به این فکر کردیم که

اگر همدیگه رو پیدا نمی‌کردیم چی به سر زندگیمون میومد؟

منظورم اینه که واقعاً فکرشم ترسناکه

عالی - خوبه -

میشه یه ذره نور رو کم کنی؟

فقط اینو یه ذره کم کنی مرسی داداش

عالی، عالی، عالی

چی قراره بخونیم؟ - رو بخونیم A Head Full of Dreams" قراره -

عالی

کارتون عالی بود بچه‌ها

آره، همینه. همینه

وایستین، به صدای تشویق گوش کنید

اگه تو ازش خوشت نمیاد، نگران نباش من دارم حال میکنم، گرفتی چی میگم؟

من اینجوری حسش می‌کنم

بابا من عاشق این آهنگم مرسی عزیزم

و ممنون که حرفیو زدی که پولش رو بهت داده بودم تا بگی

داشتم به بقیه می‌گفتم

که چیزایی که بیست سال پیش ضبط شده رو ببینن

یادم نمیاد اون موقع کسی دوربین داشته باشه

این واقعاً حس غریبیه

"Brothers and Sisters"

[چیزایی که برام خاطرات دور شده بودن [گای دوباره به سمتم روونه شدن

میدونید زندگی ما از جهات زیادی تغییر کرده

و وقتی به این فکر می‌کنم که اولین آلبوممون چی بود

گوش کنید "Parachutes" میدونید، اگه الان به

خیلی آکوستیک، جمع و جور و صمیمیه

"We Never Change"

و اگه بزنید جلو تا به برسید A Head Full Of Dreams

کلاً یه چیز خیلی متفاوتیه

با نگاه کردن بعضی فیلمای قدیمی

زیر پوستشون همون آدمایی که امروز هستیم رو میبینم

واسه اینکه واقعاً کل داستان دستتون بیاد باید برگردیم به وقتی که با هم آشنا شدیم

منظورم اینه که واقعاً انگار واسه یه عمر قَبله

تقریباً یک سال قبل از اینکه با همدیگه آهنگ بزنیم دوست بودیم

ما هممون توی یک خوابگاه زندگی می‌کردیم

بیشتر افراد هم‌گروهیشون رو با تبلیغ پیدا میکنن

"میزنن "درامر لازم داریم NME ته مجله

!گور باباش - گای] به نظرم مورد ما فرق داشت]-

چون ما فقط می‌دونستیم که این گروهیه که می‌خوایم تشکیلش بدیم

اینا آدمایین که می‌خوایم باهاشون باشیم

ما توی کالج دانشگاهی لندن با هم آشنا شدیم

ما هممون داشتیم درس میخوندیم تا توی یک گروه باشیم

این کلیسای یو سی ال هستش. بیا نزدیکترشو بهش

حالا داریم وارد کالج میشیم

اینم از اسبمون

منتظرت بودم بیا تو

رفیق فابریکتم

بذار اینجا رو نشونت بدم

کالج یه کار فرعی بود

به نظرم جای خوبی برای آشنا شدن با مردم بود چون میخواستم توی یک گروه باشم

رفتم اونجا

اونجا که اسمش رمزی هال بود توی خیابون تانهام کورت

اون ساختمون یه ذره هم عوض نشده ما اینجا زندگی می‌کردیم

ظاهرش مثل خونه‌های بیرون شهر میمونه - مگه نه؟ - آره -

قدیما این شکلی نبود

روز اولی که اومدم اینجا رو یادمه یه ولگرد پشت در اتاقم مریض بود

کلی موسیقدان توی این خوابگاه بود مگه نه؟

سالی که ما رفتیم پنج شیش گروه تشکیل شد

اون اوایل خیلی دنبال آدما میگشتیم

اینجوری که، کی چی میزنه؟ کی گیتار میزنه؟

یه نوازنده گیتار بیس توی طبقه سوم بود

کریس مثل یک گوله عظیم انرژی و مو بود

آره یادمه موهای خیلی بلندی داشت

کاملاً برعکس آدمایی که قبلاً دیده بودم

همیشه کلاس میذاشتم

"که "من آهنگ میزنم، من آهنگ میزنم واسه هر کی که گوش کن

اون خیلی خیلی بامزه بود

و میدونید، اون نقل مجلس بود

اون منتظر یکی بود که باهاش بُر بخوره

و خوشبختانه اون تو بودی - جانی] هممم]-

سال ۱۹۹۶ وقتی با هم آشنا شدیم

اصلاً فکر نمی‌کردم جانی حرف بزنه

اون یه گوشه چِت میکرد

اگه چیزی میگفتی هم میخندید

ما خیلی سریع با هم شیش شدیم

ولی توی اولین قرار نمیشه آهنگ زد

من فقط واسه این اومدم لندن که آدمایی رو پیدا کنم تا گروه تشکیل بدیم و آهنگ بسازیم

از وقتی یه پسر کوچیک بودم میخواستم این کار رو بکنم

ولی هیچوقت فکرشم نمیکنی که ممکن باشه

یه روز اومدم توی اتاق و دیدم جانی اونجاست

یه گیتار دستشه

"گفتم: "نمیدونستم که تو گیتار میزنی

بعدش شروع کرد به گیتار زدن

بعدش یه چیزی درونم کلیدش زده شد

با خودم گفتم "این همون آدمیه که تمام عمرم منتظرش بودم"

!چاک! چاک! منم ماروین

«مثل فیلم «بازگشت به آینده که ماروین پسرخاله چاک بری

به چاک بری زنگ میزنه و میگه "اون صدای جدیدی که دنبالش بودی رو پیدا کردم"

!اینو گوش کن

واسه من عشق در نگاه اول بود

متقاعد شدن اون یه کم بیشتر طول کشید

وقتی با کریس شروع کردم به آهنگ زدن

"با خودم گفتم: "اون خیلی خوبه فکر کنم یه کارایی بکنیم

جانی] واضحه که یه حسی میگه] که داری استارتشو میزنی

ولی فکر نکنم که ما می‌دونستیم چه حسیه و به کجا ختم میشه

چند هفته بعد از گای خواستیم بهمون ملحق بشه

من و گای اولش از هم خوشمون نمیومد

چون موهای بلند فر داشتم فکر می‌کرد خل و چلم

فکر می‌کردم اون غده ولی اون فقط آروم بود

ولی بعدش سر کیبورد خوب شدیم بعد به خودمون گفتیم

"ای نامرد، باشه. شاید ما از هم بیزار نیستیم"

موسیقی واسه من یعنی چی؟

از وقتی که احتمالاً پنج ساله بودم زندگیم بوده

یک جعبه نوار کاست از خواهرم رو پیدا کردم و هیچوقت فراموشش نکردم

بخاطر علاقه‌ام به سبک سُول و فانک نوازنده بیس شدم

همین دیگه از مدرسه میرفتم خونه

و چند ساعت پشت سر هم بیس میزدم

خودمو حبس میکردم و بیس میزدم

اون اولین آدمی بود که از کل زندگیش زد

بخاطر آهنگی که من و جانی با دو گیتار آشغال براش زدیم

اینکه اون از زندگیش زد مغزمو میترکونه

زودی مشخص شد که

اگه بخوایم اجرا داشته باشیم یک درامر لازم داریم

گای] کریس مارتین، اینا گردونه‌های بخت تو هستن]

چه خبرا؟ من مامان جون‌‌ام راننده کامیونای پروکو ام

همینطور تراکتورای آلمانی

تابستون رفتیم بیرون و آخر تابستون

چندتا آهنگ واقعاً خوب نوشتیم و میخواستیم دمو رو ضبط کنیم

گای] امروز میشه غذایی رو بخوریم] که از سطل آشغال بیرون نیومده باشه

کریس] ما توی همه چی به جز درام ردیف بودیم] ما درامر نداشتیم

پس وقتی که به تسکویِ خیابون آکسفورد رفتیم تا اولین فوتوشوت رو داشته باشیم

من عکس خودمو گرفتم جانی عکس خودشو گرفت گای عکس خودشو گرفت

پس فقط ما سه تا بودیم گذاشتیم "Panic EP" اسمشو

بعدش رفتیم خونه ویل

ویل اون رفیقی بود که از همه بهتر گیتار میزد

صدتا آهنگ بلد بود

مثل یک ضبط صوت بود

من توی اتوبوس با کریس آشنا شدم

ما عادت داشتیم توی راه پله گیتار بزنیم چون صوت اونجا بهتر بود

من پایین پله‌ها بودم و اون طبقه پنجم بود

یک تجربه موسیقیایی پنج طبقه

یک خاطره اساسی و اولیه که درباره بچگی دارم

موسیقی همه جا بود این میراث مادرم بود

میدونستم که کریس و جانی یه مینی آلبوم ضبط کردن

یه کم صدای درام میخواستن روش بذارن

هم اتاقیم درام زد اون ست درامز داشت

ما سر همش کردیم و وقتی که آماده بودیم اون نبود

فکر کنم غیبش زده بود

نمیدونم چقدر درباره بودن توی گروه متعهد بود

"در نتیجه ویل گفت: "خودم درام میزنم

فقط من اینجام فقط من موندم

"امتحانش میکنم"بعد رفت سراغش

همون حسی که با گای و جانی داشتم رو با اون داشتم "اوه، خودشه. اون اینجاست"

راستش ما نمیدونستیم که تو درامری

ویل] نه، نبودم]

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left