外れスキル《木の実マスター》 ~スキルの実(食べたら死ぬ)を無限に食べられるようになった件について~
The first 139 lines.
داریم کجا میریم؟
به یه خونه ی خالی در حومه ی شهر
اجازه داریم بریم اونجا؟
این یه ملک متعلق به خانواده بلبریه پس مشکلی نیست
با اینکه خرابه ـس ولی میتونیم اونجا یه 2روز مخفی بشیم
2روز؟
تا روز رقص پریان؟
آره
ولی خانم کلاه گل راحت بیخیالمون نمیشه
فوری اونجا رو پیدا میکنه
از خواهر مقدس کمک میخوام
بعنوان یه رئیس دفتر دیگه، باید بتونه اینو اداره کنه
اول، درمورد ارتباطت با خواهر مقدس بهم بگو
و چرا تو عمارت کُنت به ما حمله کردی
برای دونستن این به اینجا اومدم
فهمیدم
بهت مدیون شدم، پس هرکار تو بگی میکنم
نه
بهت کمک کردم چون بنظر نمیرسید آدم بدی باشی
وقتی دیدم میرقصی
چی؟ تو هیچی درمورد من نمیدونی
تو شهر بهم گفتن چطور بزرگ شدی
کمتر از این ازت انتظار نداشتم
شمشیرزن مقدس دلش برام میسوزه، نه؟
درسته
این آدم از اجساد خانم شرا و آقای بورک استفاده کرد تا ما رو بکشه، ولی ...
Episode 10 Waves of Frenzy
وقتی از این میدون رد بشیم و اون جاده رو دنبال ــــ
وای، رقصنده ها!
--خیلی خوشکلن! --چقدر زینت آلات دارن!
هوا تاریکه. وقتشه بچه ها برن خونه
ما در طول جشن اجازه داریم تمام شبو بیرون بمونیم
هی
اون لباسا یعنی شما شما تو رقص پریان میرقصین، درسته؟
نه، من فقط دارم این لباسو میپوشم
خانم!
ما مشتاقانه منتظر دیدن رقصتونیم
آره، حتماً ...
وای، گمونم همه رقصنده ها رو تحسین میکنن
من الان میخوام برم میشه حرکت کنی؟
از بچه ها دور شو!
زودباشین. از اینطرف!
چرا؟
شماها با مهارت ممنوعش نفرین میشین
بیا بریم
ولی اونا خیلی خوشحال بنظر میومدن
مهم نیس. همیشه این اتفاق میوفته
چون مهارتت شمشیرزن مقدسه هیچوقت اینو تجربه نمیکنی
زندگی راحتت تضمین شده
اینطور نیس. من ـــ
چی شده؟
فرار کنین!
چی؟
هیولاها!
سریع فرار کنین!
ورود هیولاهعا تو شهر غیرممکنه!
قدرت خالص سنگ پری باید اونا رو دور نگه داره، پس چطور ...
داره از نکرومانسی برای کنترل هیولایی که کشتم استفاده میکنه
زود از اینجا برو
دخترِ بلبری ...
داره برای ما میجنگه؟
دراتنا!
ا-اون دیگه چیه!؟
اونم یه هیولاس؟
احمق!
اونو ولش کن!
Trapezista
Trapezista!
حالا در امانی
بیاید پیش من، اجساد
ادغام بشید!
پریتون!
ممنون
از دست تو. آخر با این دیوونه بازی خودتو به کشتن میدی
میدونم، ولی ...
میخوام به هرکی میتونم کمک کنم
چه حرفای قشنگی میزنی
این حرفو میتونی بزنی چون با یه مهارت خوب برکت گرفتی
ولی مهارت تو هم مردمو نجات داد
خب، این چیز چیه؟
قبلاً یکی از این موجوداتو ندیده بودم
شاید از صاحبش جدا شده
اینطور بنظر نمیرسه
چیه؟ خیلی سر صدا میکنی
اون چیه؟
یه مِه سیاه؟
یه هیولا داره از اون مِه بیرون میاد!
بیفایدس! کارمون تمومه!
تاجِ خاردار ...
پالیوروس
مثل همیشه روشت خیلی وحشیانس
بنظرت وقتش رسیده؟
خانم کلاه گل، آقای یوآن!
مردم!
فوری به سمت کلیسای سنت فاتیو برید!
اونجا در امان خواهید بود!
کلیسا؟
آره. اون بزرگترین بنا در شهره
اون با یه سیستم دفاعی قدیمی مجهزه
که میتونه در اطرافش یه مانع نور رو فعال کنه
این میتونه بیشتر هیولاها و حملات رو سد کنه
نمیدونستم اون کلیسا میتونه اینکارو بکنه
خوندن اون همه اسناد قدیمی ارزششو داشت
قبلاً از نگهبانا خواسته بودم که شهروندا رو به اونجا راهنمایی کنن
از اینطرف!
اگه بتونیم اونا رو به کلیسا ببریم باید بتونیم جون آدما رو نجات بدیم
همه خونسردیتونو حفظ کنین!
لنا فلوریا، دراتنا بلبری ...
دوست دارم توضیح کاری که توی تئاتر کردین رو بشنوم
ولی ما برای این الان وقت نداریم
شمام با ما میاین
مِه سیاه داره بزرگتر میشه
همشون دارن تو یه جهت حرکت میکنن
نه، دارن تو مرکز دریاچه جمع میشن
نگو که داریم میریم اونجا
دقیقاً داریم میریم همونجا
این کاریه که تو قرار ملاقات در دریاچه ی آتنا میکنی
میریم قایق سواری
حس و حال یکم شومه
ولی اینجا جاییه که مِه بدبوی سیاه شهر توش متمرکز شده
یعنی اونجا چه اتفاقی افتاده؟
بیاین اینو بفهمیم!
وای ...
یه مانه نور؟ چقدر جالب
اونا آدمای ماهری کنارشون دارن
خیلی عالیه. حالا زودباشین بیاین اینجا تا بتونین اینو از نزدیک گوش کنین
این قطعه ی راپسودی تازه نواختنش شروع شده
ادامه بده، آقای لایت!
من میتونم!
موادی که خواسته بودی رو آوردم
چی؟ میتونم از همشون استفاده کنم؟
آره. هرچی که ممکنه برای تعمیر و کار نیاز داشته باشی آوردم
داری به خودت سخت فشار میاری
خب، آره. شمشیری که ساختم توی نبرد علیه زامدو شکست
لایت یه شمشیر جدید میخواد اینطوری باز میتونه ماجراجویی کنه
حالا که فکرشو میکنم، لایت باز صبح زود بلند شده بود تمرین میکرد
اون میگه داره برای توانبخشی از صبح تا شب میدوئه
ولی بجاش آسیب بیشتری برداشته
چی؟
No comments yet. Be the first to leave one.