The first 180 lines.
!قهرمانان عزیز، کارتون عالی بود
!پس امشب، شب جشنه
!با تمام وجود لذت ببرید
.کارتون حرف نداشت، قهرمان بزرگ
.حالا دیگه کشور در امنیته
...جشن کیلو چنده
اگه به خاطر پاداشش نبود .عمراً پام رو اینجا نمیذاشتم
.شنیدم که قربانیای این موج خیلی کم بودن
.واقعاً مدیون قهرمانای بزرگ هستیم
.من به تنهایی جلوی یه هیولای بزرگ ایستادم
.و با افتخار به عنوان یه شوالیۀ سلطنتی مبارزه کردم
جان؟
واقعاً باعث افتخاره که .با قهرمان نیزه ملاقات میکنم
از دختر خاصی خوشتون میاد؟
.موتویاسو ساما هنوز از نبرد خسته هستن
!آهای، با تو هستم
...موتویاسو ساما
...نائوفومی ساما
گرسنه نیستی؟
.اینجا کلی غذا هست
.اگه میخوای بخوری، برو بخور
...نائوفومی ساما، بیاید با هم
.من نمیخورم
اشخاص و ابزار میتوانند ثبت شوند تا در ساعت مقرر .در محل مورد نظر، همراه شما انتقال یابند
انتقال نیرو با خودم، ها؟
اشخاص و ابزار میتوانند ثبت شوند تا در ساعت مقرر .در محل مورد نظر، همراه شما انتقال یابند
...اگه زودتر این رو می فهمیدم
.بیاید باهم بخوریم
.نائوفومی ساما، شما هم یکم بخورید
...نه، من
!خیلی خشمزه ـست، ها
دیدی؟
...نائوفومی
!با من دوئل کن
قیام قهرمان سپر
قسمت چهارم: لالایی به وقت سهر
!شنیدم که رافتالیا چان، برده ـته
خب که چی؟
...تو
.رافتالیا بردۀ منه
خب بعدش؟
!خوب گوش کن !افراد وسیله نیستن که مال این و اون بشن
.واسه این حرفا دیره
.توی این کشور خرید و فروش برده ممنوع نیست
!ما قهرمانیم
اصلاً قابل بخشش نیست !که یه قهرمان برده داشته باشه
.اینا فقط اعتقادات شخصی خودته
.من همچین عقیده ای ندارم
!با من مبارزه کن
!اگه من پیروز شدم، رافتالیا چان رو آزاد میکنی
اگه من بردم، چیکار میکنی؟
.اون موقع میتونی هرکاری که دوست داشتی بکنی
.داری حرف مفت میزنی
!نائوفومی ساما
از برده به عنوان کمکی استفاده میکنه؟
.از نظر اخلاقی تا اونجا که می تونسته سقوط کرده
.صحبت هاتون رو شنیدم
یه قهرمان یه آجین رو بردۀ خودش کرده؟
.همونطور که میدونستم قهرمان سپر ذاتاً فاسده
!این دوئل رو شخصاً به رسمیت می شمارم
!نیازی به اینکار نیست
...من خودم خواستم که همراه نائوفومی ساما
داری چه غلطی میکنی؟
.دخترۀ بی چاره
برای دفاع از اربابت، روت نفرین گذاشته، ها؟
.نگران نباش
موتویاسو دونو پیروز بشه .سریعاً نفرین رو از بدنت پاک میکنیم
!هوی! تمومش کن دیگه
!شمشیرتون رو بکشید
تا زمانی که سرپیچی کنی .برده ـت رو پیش خودمون نگه میداریم
!نگو که میخوای فرار کنی
!عوضـــــی
!اگه من پیروز شدم، رافتالیا رو برمیگردونی
قهرمان سپر چطوری میخواد پیروز بشه؟
!در این لحظه دوئل بین قهرمان نیزه و قهرمان سپر برگزار میشه
مبارزه تا زمانی ادامه خواهد داشت .که یکی از آنها شکست بخورد و یا به شکست اعتراف کند
:نقض قوانین سلاح های افسانه ای برداشتن سلاح غیر اختصاصی
...این دوئل در حضور پادشاه ملرومارک و پاپ اعظم
!برگزار و رسمیت می یابد
!موتویاسو ساما
!موفق باشی
بعد از مبارزه بین قهرمان قدرتمند نیزه .و قهرمان سپر داستان ها گفته میشه
!نائوفومی، بهتره همین الان شکستت رو بپذیری
!آماده
!شروع کنید
متوقفش کردی؟
.تنها نکتۀ مثبتی که قهرمان سپر داره همینه
!تو باختی
...اگه قراره این داستان مبارزۀ قهرمان قدرتمند نیزه با سپر باشه
همون لحظه ای که نتونستی سپرم رو سوراخ کنی .سند باختت رو امضاء کردی
!نیزۀ بی نظم
!لعنتی
...مگه ضربۀ سپرم تأثیری داره
!آخ
چرا؟
بالون!؟ اینجا چیکار میکنه؟
عوضی، میخوای چیکار کنی؟
اگه نمیتونم پیروز بشم .حداقل میتونم یه مقدرا زجر کشت کنم
!لعنتی
!مرد و مردونه بجنگ
مهارت منحصر به فرد: سگ سیاه دو سر
!ولم کن
!سپر محرک هوایی
!سپر زندان
!هوی هوی! بس کن
!لعنتی
!درد داره! آخ !ای متقلب ترسو
داره شوخی میکنه، نه؟
.همینطور پیش بره قهرمان سپر پیروز میشه
.نائوفومی سان، دست بالا رو داره
.آره
سپر فکسنی چطور جرأت میکنه با قهرمان بزرگ نیزۀ همیچن کاری کنه؟
چطور میتونی تقدس دوئل رو نادیده بگیری؟
!یالا شکستت رو بپذیر
!بیشتر از این آبروی خودت رو نبر، جناب خوش تیپ
!عمراً به تو تسلیم بشم
.که اینطور
...پس
چطوره تمام حملاتم رو روی شکم و صورت متمرکز کنم؟
!آخه من یه ترسوی بزدلم
!بس کن
جادو زد؟
...اون زنیکه
!عوضــــــی
!نیزۀ رعد و برق
!من پیروز شدم
!صبر کن
!توی دوئل تک به تک یه نفر دخالت کرد
!این پیروزی حساب نمیشه
چی؟
!یکی از دوستات توی دوئل دخالت کرد
.داری مثل یه سگ بازنده سوسه میای
!نخیر
!همۀ حضار دیدنش
!اون زنیکه ماین، از جادو استفاده کرد
!مطمئنم که دیدید
...من باختم به خاطر اینکه اون زنیکه از جادو
...شوخی میکنی... مطمئنم که همه دیدن
!دلیلی وجود نداره به حرفای یه نخاله توجه ای بکنیم
...قهرمان نیزه
!این پیروزی از آن توئه
...میدونستم پیروز میشی
.موتویاسو ساما
...شرمنده میکنی
.جناب قهرمان سپر، میدونم حالت خیلی خرابه
.واقعاً حیف شد، بازم مجبوری تنهایی مبارزه کنی
.کارت عالی بود، موتویاسو دونو
همونطور که دخترم مالتی انتخابت کرد .نشون دادی قهرمان برازنده ای هستی
.درسته، پدر
.ولی وقتی شنیدم که ماین یه پرنسسه، واقعاً شکه شدم
.درسته
آخه منم میخوام برای برقراری صلح در جهان .کاری کرده باشم
...که اینطور، پس همش تقصیر اینا بوده
دختری که از من سوء استفاده کرد .تا به قهرمان مورد علاقه ـش برسه
و پدری که به خاطر دخترش .حقیقت رو مخفی کرد و نادیده گرفت
!این دوئل هم از قبل برنامه ریزی شده بود
.اون دختر توسط قهرمان سپر به زور برده شده
.لطفاً نجاتش بده
اونا تا این حد میخوان من رو زجر بدن؟
...من که به خواست خودم به این دنیا نیومدم
!شما من رو احضار کردید
...با این حال
چرا فقط من باید این همه مسیبت بکشم؟
دختری که توسط قهرمان سپر برده شده بود .به دست قهرمان نیزه آزاد شد
.همون اولم نباید قهرمان سپر رو احضار میکردن
.همون سه تا برای دفاع کافی هستن
!بهتره از دست اون گناهکار خلاص بشن
!توی این کشور به قهرمان سپر نیازی نداریم
!باید هرچه زودتر قهرمان سپر رو اعدام کنید
فقط به خاطر اینکه سپر دارم؟
فقط به خاطر اینکه قهرمان سپرم؟
!لعنتی ها
!لعنت به همتون
...گندش بزنن
!خیلی خب، نفرین دختره رو بردارید
!رافتالیا
.پس شروع میکنیم
!هوی
قرارداد برده با رافتالیا خاتمه یافت
.از حالا به بعد دیگه آزادی
No comments yet. Be the first to leave one.