The first 200 lines.
«گوشهای از محله کویینز»
داری گریه میکنی بابا؟
اگه گفتین وقت چیه؟ وقت کیکه.
- مبارک باشه. - مبارک باشه.
لوییز، خیلی خوشگل شدی. خوشگل نشده؟
خوشگل شدی.
اصلا تا نبینم جشن چه شکلیه،
در پاکت رو نمیبندم.
اصلا کم نکردم. جفتتون رو خیلی دوست دارم. ماچ!
لوییز، میدونم خیال میکنی ازت متنفرم. ولی نیستم. خیلی دوستت دارم...
و نظرم راجع به لباسه درست بود.
سباستین، به نفعته باهاش مهربون باشی، آخه صمیمیترین دوستمه.
- قسم میخورم. واقعا... - آره. به نفعته باهاش مهربون باشی.
آره، باهاش مهربون باشی، آخه اگه نباشی عین سگ کتکت میزنم.
به خاله لوییز سلام کنین! سلام خاله لوییز.
از طرف کل خانواده روسو بهتون تبریک میگم.
- یوهو! - درست نمیگم؟
- به سلامتی بریم بالا؟ - باشه.
- به سلامتی! - به سلامتی!
خیلی حال کردم بابا. مختصر و مفید گفتی.
آها، بیا. بیا هرچی میخوای بگو.
عه، آها، خیلیخب.
خیلی حال میده بچهها.
- خیلیخب. اِم... - بدش به من.
اِم، از طرف خودم، لئو و چوبی براتون آرزوی خوشبختی میکنم.
جفتتون رو خیلی دوست داریم. خیلیخب، حالا نوبت کیه؟ رو، بگو.
من؟ نه. من چی میخوام بگم؟ بیا.
وای، به چوبی نده. این بچه از غسل تعمیدش حرف نزده.
حتما باید تو فیلم عروسی بیشعور بازی دربیاری.
چوبی، خودم کاری میکنم مرد بشی.
نه، نه، نه، همین الانش هم مرده.
آروم باش لئو.
من که آرومم. منظورم اینه که...
خیلیخب، بدش به من.
نه. حرفی دارم.
اِم، سباستین و لوییز...
- اِم، گمون کنم... - دیگه شراب نخور. بسه.
- چنگال من دست کیه؟ - عه، بیا. چنگال من رو بگیر بابا.
- من چنگال دارم. - اون که چنگال منه.
بهترین نصیحتی که میتونم بهتون بکنم،
اینه که همدیگه رو اذیت نکنین، خب؟
البته شاید نتونین جلوش رو بگیرین.
- ضمنا، اِم... - میشه لطفا برین کنار؟
ممنون.
- عه. - براش لیوان بیارین.
خب، خدا پشت و پناهتون باشه. پشت و پناه خودتون و بچههاتون...
که قراره مایه افتخار آمریکا باشن، باشه.
آره دیگه. خیلیخب.
حرف شما فرق داشت.
عه، عه، عه. وایستا... وایستا، وایستا.
آره، ببین. اِم...
میخوای حرفهات رو حذف کنیم؟
- آره، حرفهام رو حذف کنین. - خیلیخب.
رفتارت عین دوازده سالههاست.
رفتارت عین دوازده سالههاست.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez
مترجم: «کیارش نعمت گرگانی» در تلگرام: realKiarashNg@
- هیچی پنیری نداریم؟ - حواسم رو پرت نکن.
هیچی پنیری نداریم.
امروز ساعت پنجه، خب؟ یادت نرهها.
- آماده باش. - باشه، باشه. مگه دیرت نشده؟
نه.
وای، خاک بر سرم.
دیگه جریمه پارک نگیریها.
خواهش میکنم ساعت پنج آماده باش آنج. شوخی ندارم.
کلی خرج رو دستمون میذاری.
خاک بر سرم.
این دیگه چه وضعشه؟
راستش، من کل عمرم باهاش رفیق بودم.
حتی یادم نمیاد تو بچگی دویده باشه.
انگار شلوارش رو خراب کرده، مگه نه؟
پارک کردن تو این محله ممنوعه.
من که کلی فاصله دارم. هنوز نرسیدن؟
نه، گمون کنم دنبال کار جکسون هایتس افتادن.
آها، درسته. درسته. خوبه، خوبه.
من باید زود برم، پس لزومی نداره بفهمن دیر کردم.
من رو که میشناسی. از هیچی خبر ندارم.
- عجب. - سلام لئو! سلام،
به نظرت میتونی به یکی از افرادت بگی امروز نگاهی به حمومم بندازه؟
وان مسخرهام آب پس میده.
آها. باشه، خیلیخب.
- چرا که نه؟ میایم. - وای، ممنون.
راستی، اگه صدای ناله شنیدین، صدای خودِ پیرمه که مشغول یوگائم.
- خداحافظ. - عجب.
میشه گفت امیدوارم ناله کنه، موافق نیستی؟
من هم میخواستم همین رو بگم.
چطور پیش رفت بابا؟
چطور پیش رفت؟ فرانک بهش قیمت داد.
قراره بگن کمتر میدن. خواهیم دید دیگه.
آها. راستی، اِم، این خانمه، پاملا،
گفت وان حمومش آب پس میده، من هم بهش گفتم میایم...
عه، عه، عه. لئو، اذیت نکن دیگه.
نباید تا من با مشتری صحبت نکردم، بهش قولی بدی...
من که قول ندادم.
ولش کن. بریم نگاهی بندازیم. بیا دیگه.
باید دروازه رو رنگ کنین و آماده باشه.
تا تکمیل نشده، کسی خونه نمیره.
خیلیخب، ولی خودت که میدونی من باید زودتر برم، مگه نه؟
- آخه باید بازی چوبی رو تماشا کنم. - پس بهتره دست به کار بشی.
من وانه رو ردیف میکنم بابا.
برادر کوچکت داره خیلی بیشعور میشه.
آره، بالاخره خیلی تحت فشاره.
سرکارگری خیلی استرسزاست.
به هر حال خوشحالم که قبلا عین سگ میزدمش.
خیلی قشنگن.
کار دستاندرکاران ورسای حرف نداره.
بخش انتهایی جشن عقب افتاده بود. خیلی عصبانی شده بودم.
طوری نبود بابا.
فواره شکلاتشون هم کج شده بود.
به نظرم فواره چرخان همون شکلیه.
همهچی خیل قشنگ بود کانی.
خیلی قشنگ بود. لوییز حرف نداشت.
وای، خیلی به هم میان.
گفتی ماهعسل کجا رفتن؟
رفتن انگویلا. اسمش رو درست گفتم؟
وای، چه جای قشنگی. استواییه، درسته؟
نمیدونم کجاست، ولی به نفعشونه اونجا باردار بشن.
چیه؟ من که دیگه کاری ندارم.
خودش هم رفته. برن تو کارش دیگه. برام نوزاد بیارن.
یه بطری شراب تو ساکش گذاشتم،
- آخه شراب همیشه تسهیلش میکنه. - چه بامزه.
وقتی فیل هوس سکس میکنه، بهم شراب میده. خودش میدونه...
باید شراب بخورم.
معلومه که باید بخوری. من که نمیتونم بدون شراب با لو سکس کنم.
- وای وای! - فیل برام شراب میریزه...
و با لهجه انگلستانی صحبت میکنه.
- نه بابا. - آره بابا.
خیال میکنه کار جذابیه. عین لهجه ژآپنی میمونه. به خدا.
لئو چی؟
بیسروصداها همیشه از همه وحشیترن، مگه نه آنج؟
شرایط ما هنوز کمی متفاوته.
لوییز وزن کم کرده، مگه نه؟
لباسش فیت تنشه.
آره. متأسفانه وقتی وزن کم میکنه،
دماغش خیلی به چشم میاد،
ولی خر و خرما که با هم نمیشه.
خیلیخب بابا، من میرم.
- دروازه چی شد؟ - تکمیل شد. تمومه. آره، ردیفه.
- باشه. - خیلیخب.
آره. آره دیگه. من میرم. اگه نبرن،
امشب آخرین بازیشه. بعدش مسابقات حذفی شروع میشه.
خب، ولی قرار نیست ببرن.
با بهترین تیم سه ایالت...
ناحیه بازی دارن.
آها.
آره، خیلی حیف شد.
بسکتبال اعتماد به نفسش رو افزایش داده بود.
راستش، اِم، تو تا حالا بازیش رو ندیدی بابا.
شاید بهتر باشه بیای، ها؟ فرصت میکنی بازیش رو ببینی.
اِم...
تو زمین فرق میکنه.
تو که همین الان بهم گفتی قراره ببازه.
آره، ولی... اِم...
- وانش رو تعمیر کردم. - بیا اینجا، بیا اینجا.
میخوام چیزی نشونت بدم. این رو ببین. مشکلی داره.
وای خدایا. میدونی چقدر برامون مشکل میتراشه؟
باید یه مهندس بیاریم.
- احسنت. - اینجاش رو ببین.
آخه اینجاش رو ببین...
خیلیخب، تا دوشنبه.
... از تو انباریشون...
ظرفدار تیم گلندیلیم!
ظرفدار تیم گلندیلیم!
ظرفدار تیم گلندیلیم!
ظرفدار تیم گلندیلیم!
مدیر مورفی!
خیلیخب.
مدیر مورفی!
مدیر مورفی!
یوهو!
مجبورم نکن بدوم لئو.
الان دیگه به مراسم آغازین نمیرسیم.
- سلام آقای روسو! - سلام مارشال.
صندلی همیشگیتون رو براتون نگه داشتم. کار راحتی نبود.
امشب سالن تقریبا پر میشه، آخه آخرین بازیه دیگه.
خب، نه، اگه ببریم آخرین بازی نیست مارشال.
درسته، ولی تیم جرسی شمالی...
- اولین تیم سه ایالت ناحیه است. - آره.
متوسط امتیاز جان اسلاتر تو هر بازی سی و یکه.
از دیدنتون خوشحالم خانم روسو. بعد از بازی فوریه با گریت نک ندیده بودمتون.
عه! باید برم!
- حواس اون بچه همیشه جمعه، مگه نه؟ - آره، کارش درسته.
باهاش حال میکنم. بجنب.
بزنین به افتخار...
بازیکنان آغازین «گلندین کولگرز»!
بلیک کورکوران از کلاس یازدهم پست گارد بازی میکنه!
وای، خاک عالم. بازی شروع شده. بجنب.
بجنب، بجنب. بریم بالا. همینجاست.
- هلم نده. - نمیدم. فقط برو بالا.
لئو، امیدوارم کن. ممکنه ببریم؟
- ای بابا، چرا که نه؟ - میخواستم همین رو بگی.
- بیا. همینجاست. - آخرین بازیکنمون هم...
که فوروارد بازی میکنه، با قد ۱۸۸ سانت...
No comments yet. Be the first to leave one.