The first 200 lines.
شما داريد به راديو اف ام گوش مي کنيد
"تقديم به نژاد پاک آريايي"
داستان زندگي در شهر . با اسحاق نات
استP.R.N.Yاينجا
راديو دولتي نيويورک
W.P.K.Vاز در نيويورک
اينجا مرکز شهره و من اسحاق نات هستم
چيزايي که به شما گفتم رو يادم نمياد
من فقط گزارشات پليس و پزشک رو مي دونم
5آوريل 1989 بود
که يک حادثه رانندگي بد رخ داد
در يکي از جاده هاي روستايي وابسته به نيويورک
2تا کشته داشت اين تصادف
مادرم بر اثر ضربه فوت کرد
پدرم هم از خونريزي ريه مرد
و خونريزي شديد داخلي
و من يک بازمانده از آن جريان هستم
تقريبا 8سالم بود
ما داشتيم از يه جاده پايين مي رفتيم
هيچ کس تا حالا اينا نگفته
جاده بايد طولاني تر مي بود
يه قصه چند وقت پيش از يه بچه گفتم که
فکر ميکرد چرا پدرش ترکش کرده
به صورت جادويي . باعث شد سريع تر بره
خيلي جالب بود . و اولين فکري که من کردم
اين بود که نميتونه يک جادو باشه
سياه بود و لبه هاش فرسوده بود
بايد اعتراف کنم که . يه کم
ديونه شده بودم . ولي 2تا چيز رو پي بردم
اول اينکه بايد کاري کنم که مردم به من توجه کنن
من هميشه استرس داشتم
اين چيزيه که مردم ميدن
يا مي گيرن ازت؟
ولي يه بار
که بگردم تو مردم
يکي پيدا مي شه که به من توجه کنه
و من بايد تو چشم يکي نگاه کنم
"حسادت"
اونا به من حسادت مي کنن
حسادت مي کردن که من رو صندلي هستم
اين اذيتت مي کرد ؟
چون دومين چيزي که پيدا کردم
يه جفت کفش جادويي بود
ولي من همينجور جلو مي رفتم
يه کار کوچيک بودP.R.N.Y
همه دفتر کار بايد به يک حالت ثابت باشد
ولي من قبول نکردم و ميزم رو گذاشتم کنار ميز اون
هي ميخوام باهات قرار بذارم - نه مرسي -
به من گوش بده . "رين" رو ول کن رين . ديگه رفته
شارلين . پدر "رين" رو در آورد
شارلين آ .ب ؟
به نظرت تواناييش رو داره ؟
آره . به نظرم زيادي هم هست
تازه وکيل هم هست
هي . اسحاق
کرولاين در مورد چرخها چيزي ميدونه ؟
چي . نکنه تو فرانکاشتاين هستي؟ واقعا خوبي
براي امشب الان بهش زنگ ميزنم
هفته گذشته . يه مرد به بيمارستان اومد و
به دکتر رشوه داده که پاش رو قطع کنه
مشکل پاش چي بوده ؟
هيچي
اين خيلي مرموزه
از اون داستان هاست که من دوست دارم
ولي تماس گيرنده يه تقاضاي بخصوص داشته
خب . هميشه اينجوريه
اون مي خواست با اسحاق ديدار کنه
خانم . اگه اونا يک پا رو قطع کردن
به خاطر پول براي خبر خيلي وحشتناکه
اون مي خواد اسحاق رو ببينه
اين در مسئوليت منه . ادي
من بررسي مي کنم که آيا درسته يا نه
اگر واقعي باشه . باهاش تماس مي گيرم
من يکي رو ميشناسم که همه کاره است
منم يکي رو ميشناسم
در بخش آسيب شناسي
با هاش تماس بگير ببين . کي اول داستان رو داشته
مردي به بيمارستان اومده
و از دکتر خواسته پاي من رو ببر
کسي که اين خبر رو داده . ايميلش رو هم گذاشته
"دختر چيني عتيغه"
مي دونم اين شبيه يه جوکه
چند نفر ميشناسم که اون شب شيفتشون بوده
و اميدوارم که بگه اون شب اتفاقي نيافتاده
بعد دکتر اومد اينجا و يارو بهش گفت
"من ميخوام پاي چپم رو ببريد"
و دکتر گفت . براي چي ؟
شوخي مي کني . نه ؟
بعد يارو گفت من 250،000تا پول مي دم
کندي کسي نفهمه که به من خبر دادي
پس هيچ اتفاقي نيفتاده
ما گفتيم نه و يارو رفت پي کارش
دقيقأ فرار کرد
داري ميگي :
يه دکتر يک ساله 250.000تا کشيده بالا
بريدن پا کاره آسوني نيست . ميدوني ؟
بيش از دونفرتو اين کار بودن
اين اتفاق زياد ميوفته ؟
مردم بيان و بگن که پاي ما رو بريدن؟
اين يارو يه جورايي وحشت زده بود
مي گفت ...
"من يه مشتري واسه زانوي چپم دارم"
مسله اينکه داره منوي رستوران مي خونه
مسله اينکه دقيقأ ميدونست کدوم قسمت مربوط به اونه و کدوم نيست
و قسمتي رو که مال اون نبود رو نمي خواست
اگر هر دکتري پولي گرفت
سريع به من خبر بده
اوه . تامي . بيخيال
همه چيز رو به راه - بايد مراقب باشي -
هي . همه چيز رو به راهه
دفعه اولي که اين کفشها رو ديدم
فکر کردم . اونا ماله "فرد استاين" باشن
حدودسال1950
مثل يه گلوله مشکي و قهوه اي
اونا بهش مي گفتن تماشاچي
بودP.W.Dدوست دختر سابقم يک
کسايي که از ناتوان ها پرستاري مي کنن
با من به هم زد چون من اينجوري بودم
يه قرار کور کورانه بين من و اون
ولي من مطمئن بودم که
که صندلي چرخ دار زياد مهم نيست
و اگه تعجب آوره . بدونيدکه
من سکس هم مي تونم بکنم
من ميتونم تاکسي بگيرم
کمک مي خوايد ؟
نه . مرسي
من دوست دخترت مي شم
ببخشيد؟ - والدينم هم هميجور بودن -
همينجور سر سخت . تا قبل از ازدواجشون
پشت بوته ها قايم ميشد
و مادرم ميگشت
مثل کاري که پدر و مادرم ميکردن
بي خيال شو . ديگه تقريبا ديرم شده
به اين درشکه يه سنت بده
از کسي فرار نکن
مرسي . منتظر يکي هستم
اسمش شارلين کوک هست
مرسي
سلام . شارلين کوک
....اوه . به نظر مياد که
يه کم کار کنم
يه روز سعي مي کنم بهتر شونه بالا بندازم
خوب بود . مانور خوبي براي ادامه دادن بود
مشکلي نيست . امشب تنها شام مي خورم
مرسي
مثل اين بود که يه راست بري تو کوره آدم پزي
کاما . يه دفعه يه پاي بي نام و نشون پيدا کني
بعدا ميگم
تو يه فريزر
و فرستاده مي شه به جرم شناسي . درعوض
اون رابطت بهت دروغ گفته
تو فکر ميکني مشکلي باشه ؟
چون من فکر نمي کنم ايرادي داشته باشه
خيلي سخته که به مردم بفهموني
که خيلي در هنگام مصاحبه جدي هستي
...اوه . جنيس . ميشه يه چي ديگه بنويسي
...يه چي بنويس ديگه
يه کم هم سکسي باشه
منظورم اينه من رو گناه کار جلوه نده
از موقعيتت لذت ببر
اون ميخواست با من رفيق شه . من ضدحال زدم بهش فکر ميکنه به خاطر توئه
يه لطفي به من کن قضيه شارلي رو بده به اون
به من نگو . من ديگه با اون حرف نميزنم
شما "کندي ريد" داريد که امروز تو اي.آر کار کرده ؟
ميشه...
اين ايميل از همون فرستنده قبلي بود
همون که قضيه پاي قطع شده رو گفت
من رفتم اونجا و دباره فکر کردم
...يه جايي تو اين ساختمان اونا
مي خوان که معلول باشي...
براي من که اتفاق نيافتاده
کسي براي من اين اميد رو نداشته
هفته گذشته داشتي در موردش حرف مي زدي
آزار دادن خودت
من رفتم پيش روان کاو
...خب . اين
يه اشتباه بود
:زماني که رو صندلي چرخ دار بودم به من مي گفت
من قدم اندازه يه بچه مونده
تو به يه روان کاو احتياج نداري که اين حرف رو بهت بزنه
من به "جينجر جيک" نياز دارم
بعد از اين . من ديگه به روانکاو احتياج ندارم . کامل ميشم
جينجر جيک . ميکشتت
فکر ميکني . چون به روانکاو رفتي
براي جينجر جيک . آماده شدي ؟
پيدامون کردي ؟
اميدوارم
ازش بپرسيد چه جوري ما رو پيدا کرده
خب . من يه ايميل دريافت کردم
دختر چيني عتيغه - خودشه -
ايميل اونه
اون اينجا نيست
تا زماني که تو باشي
به ما بگو که چه جوري با خودت کنار اومدي
صندليه تو دوستته ؟
خب من يک...
جراحي نخاعي داشتم...
فکر کنم شما ميتونيد بگيد
صندليم و من خيلي محکم هستيم
درسته
No comments yet. Be the first to leave one.