The first 200 lines.
فكر ميكني داره مياد اينطرف؟
ممكنه
بايد يه جا جمعشون كنيم
«يالا «تيگ
شروع كرد
اينجور كه معلومه بدجور گير افتاديم
ميبينيشون؟
نه ميبينم، نه صداشونو ميشنوم
همچين توفان بدي ديده بودي؟
!از زمان توفان نوح تا حالا نه
(حرفت رو قبول داريم «باس» (رييس چون سنت به اون موقع قد ميده
چي گفتي؟
گفت سنت به اون موقع قد ميده
حتي اون موقع هم اين قد بارون نيومد
... يه چيز مسلمه
نوح اين اندازه گاو نر با خودش نبرد داخل كشتي
يه چيزي جور كنيم بخوريم
موس؟
!هي
اينقدر درد داشت؟ - آره -
اون ورقها هنوز رو داري؟
آره! دارمشون
بيارشون بعد از صبحونه يه كم بازي كنيم
!باتن
يه بشقاب بذار اينجا
بالاخره ميخواي بازي كني يا ميخواي همينطور نگاشون كني؟
!هولم نكن
چهار تا ميخوام
!خدايا ... چهار تا ميخواد
خيلهخب ... ديگه بسه
من نيستم
منم همينطور
!اعتماد داشتن به آدم خيلي باارزشه باتن
كاري نكن به خاطر يه دسته ورق اعتماد بقيه رو از دست بدي
بالاخره بارون بند اومد
لباساتو تنت كن باتن به موس كمك كن جمعوجور كنه
بعدش برو ببين اسبا كجا رفتن
مثل اينكه بالاخره مجبور شدي يه تكوني به خودت بدي چارلي
تو فعلاً به كار خودت برس
نوبت توام ميشه
برا چي واسه خودت كار درست ميكني؟
هر كس بايد به اندازهي خودش كار كنه
!خب اگه اينطوره كه من نصف توام
ميدوني، بعضي وقتا فهميدنِ منظور چارلي سخت ميشه
حتي نميدونم از من خوشش مياد يا نه
ازت خوشش مياد
ميدوني، باس وقتي ميخواست من رو استخدام كنه يهكم دودل بود
به نظرش مياومد برا سوار اسب شدن و مراقب گاوا بودن يهكم زيادي گندهم
ميترسيد زياد بخورم
چارلي بود كه قانعش كرد
منم كسي نيستم كه اعتماد يه مرد رو به همين راحتي از دست بدم
منم همچين آدمي نيستم
... ميدونم كه نيستي، ولي اگه ميخواي وقتي
... با آدمهايي مثل باس و چارلي
همراه هستي، بهت احترام بذارن اين موضوع بايد هميشه يادت باشه
!بكشش باتن
بكشش
!باتن
!باتن
اون سگه رو ول كن گاري رو بكش بچهجون
!بكشش
بكش - !آ ... آره -
آره، تمومه
هي ... نگا كنين
اين باسِ پير گاچرون خوبيه ها
آره
نمونهي همهي گاوچروناست
دستهي اصلي رو ميبريم به سمت آب
ميريم سمت ييلاق و استراحت ميكنيم
بعد ميبريمشون اونجا
نگاشون كن
مثل دو تا بچه ميمونن
... به هرحال، وقتي اين كار رو تموم كرديم
برشون ميگردونيم سمت اردوگاه
تا شهر بعدي خيلي فاصلهست
بايد يه كم خرت و پرت بگيريم، قهوه و از اين چيزا
موس
آه
موس
بايد برگردي به اون شهري كه ازش رد شديم
كي ميخواي برم؟
امشب
من ميرم
ميتونم برم
به نظرت چقدر طول ميكشه چارلي؟
وقتي گاوا سرعت آدمو كم نكنن ميشه يه روزه بره و برگرده
به نظرم درسته
ببين باس
منم ميتونم برم
معلومه كه ميتوني پسرجون
... فقط من نميدونم مردم اون شهر
تحمل لوسبازيهاي تو رو دارن يا نه؟
!انگليسي
!لعنت
!چرنده
... تورو خدا اگرم ميخواي پاتو تميز كني
خلاف جهت باد بشين
به خدا اون سگه بهتر به خودش ميرسه
... دارم به اين فكر ميافتم كه اشتباه كردم
تو رو نذاشتم تو شهر يه حرفهاي بگيري
از شهر خوشم نمياد .. هيچوقت خوشم نيومده
الان چون من اينطور ميگم دوست داري با من مخالفت كني
اما اگه يه شغلي ياد بگيري و تو يه شهر مستقر بشي
دستكم هميشه يه سقف بالا سرت هست
يه جايي رو داري كه راحت بخوابي
غذا هم خواستي ميري كافه
اينجور نيست چارلي؟
... اگه با اين اسب حرف ميزدم
بهتر باهام همراهي ميكرد
پوتينت رو بپوش باتن، كار داريم
... البته اگه قرار بود تو شهر زندگي كني
بايد خودتو تميز ميكردي
چون اونجا هيچكي تحمل بوي گندو نداره
براي چي اين كارو كردي؟
به خاطر تقلب تو بازي
تقلب؟
!من كه معذرت خواهي كردم
هي باس ... من كه ازش معذرتخواهي كردم
اينطور كه معلومه نبخشيدتت
باس! داره تاريك ميشه
ممكنه بين شهر و اينجا يه بلايي سرش اومده باشه
شايدم داره وقت ميگذرونه
شايد رفته باشه پوكر بازي كنه، مگه نه؟
نميره با پول تو قمار كنه باس
شايدم منتظر ما باشه كه بريم پيشش
امشب پيداش نميشه از اونجا بيا پايين
نگرانشه
توام نگراني؟ - آره ... نگرانم -
از ديروز نگران بودم بايد منو ميفرستادي
موس ميتونه مراقب خودش باشه
اگه اينطوره پس چرا برنگشته
خب تو خودت دوس نداشتي بري شهر
الانشم دوس ندارم برم اونجا
اما بالاخره بايد پيداش كنيم حالا هرجا ميخواد باشه
خيلهخب
من و تو فردا صبح زود ميريم دنبالش باتن هم ميمونه مراقب وسايل باشه
باتن! بيا پايين ترتيب شام رو بده
به احتمال زياد تا قبل از وقت شام برميگرديم
سه جفت چشم بهتر از دوتاست
تو بايد بموني پيش وسايل - تو رو خدا باس -
كسي به اين چيزا كاري نداره
از وقتي اينجا چادر زديم كسي رو ديدي؟
اگه يه نفر اينجا باشه خيالم راحته
اين چند وقته خيلي كار كردي حقته يهكم استراحت كني
همينجا بمون
بمون تيگ
دوست داره بره
نشون ميده كه دوست داره اما در واقع ميخواد بمونه
دلش ميگه برو، عقلش ميگه نرو
تفنگ رو بذار كنار دستت
هميشه دوست داشتم به اسلحهي كمريِ درست و حسابي داشته باشم
باهاش ميتونستم اگه كسي پولي رو كه بابت گاوا بهم بدهكار بود، نميداد خدمتش برسم
اسلحهي خوبيه
اما مثل اينكه تو يه از اسلحهي سبك خوشت مياد
بذارش همونجا ... ممنون
آهاي
سلام - سلام -
بهشون علوفه و آب بده، زينشون رو هم بردار و بدنشون رو قشو بكش
باشه، ميشه چهار سكه برا هر كدوم
بفرما - ممنون -
ميخوايد زياد بمونيد؟
بستگي داره كسي رو كه دنبالشيم پيدا كنيم يا نه
شايد من بتونم كمكتون كنم
(من از وقتي اسم «هارمونويل» (شهر هارمون فورت هارمون» (قلعهي هارمون) شده اينجام»
اونموقع سربازا سرخپوستا رو تعقيب ميكردن
تا چندكيلومتري اينجا همهرو ميشناسم
يه آدم درشت هيكل؛ موهاش بايد كوتاه بشه حدود سي ساله
وسايلش اونجاست
آها ... فهميدم كي رو ميگين
پسر خوبيه
انگار بيشتر عمرش رو به سواري رو اسب گذرونده
اسبش رو گذاشت تو آغل
همراه شماست؟
ميدوني الان كجاست؟
آره
الان تو زندانه
... توي فروشگاه با چند تا گلهدار
درگير شد
چند تا گلهدار؟ - آره -
حسابي كتكشون زد
تا اينكه كلانتر «پول» اومد اونجا
با تفنگ زد تو كلهش
آره ... شانس آورد از پشت با تير نزدنش
... وقتي با كلانتر حرف زدين
اينا رو بهش نگين
اسبش رو آماده كن
پولش رو شما ميدين؟
آره
اگه بازم چيزي لازم داشتين اسم من «پِرسي» هست
خيلي لطف كردي
صبر كن
چند وقته اينجاست؟
ديروز عصر آوردمش اينجا
راحت نميشد تو زندان نگهش داشت
چطور؟
مرتيكه خيلي گندهست مثل خرس ميمونه
عصربهخير من «باس اسپيرمن» هستم
ايشون هم «چارلي وِيت» هستن
عصربهخير
مثل اينكه رفيق ما اينجاست
No comments yet. Be the first to leave one.