The first 200 lines.
نوشته تخته:کار عبادتـه
داداش اين نمودار کلروفرمـه
اين شيميـه
مگه مستي؟ امتحان گياهشناسي داريم
نمودار کلروفرم نميخوايم !کلروفيل رو ميخوايم
شنيدي؟
...آره کلروفيل رو ميخوايم
چي؟ کلرو... کلروفيل؟
...کلروفيل
که اينطور،واقعاً همچين خبريـه؟
آقاخودت بيا ببين توي دانشگاه چه اتفاقاتي داره مياُفته
من بهتون گفته بودم،درسته؟
اين پسر به شهرت اين دانشگاه کمکي نميکنه
!هي بيايد پايين !همهتون بيايد
!بگيريدشون
!همه رو بگيريد
!لعنت بهت !بگيرش-
!همه رو بگيريد
!اي واي
بيا پايين
!نه من اينجا جام خوبه
نميخواي بياي پايين؟ همين الان بيا پايين-
!بيا پايين
موضوع چيه؟ چرا انقدر قيافهت درهم و گرفتهست؟
گلم هنوز شکوفه نزده توي جوونه گير کرده
من از شعر سر در نميارم مستقيم بگو چي شده
واليا دو تا برگه اضافي هم گرفت
انگار که سال آخرش باشه در حالي که من هنوز همونجاييام که بودم
رفيق نگران نباش
نميذارم همچين اتفاقي بياُفته
!اين قول ناصر جمالـه
اونا ميتونن طوفان به پا کنن" "اين پسرا لوطي و گردن کلفتاند
اونا زهرآگين هستند" "بايد مراقبشون باشيد
اونا ميتونن طوفان به پا کنن" "اين پسرا لوطي و گردن کلفتاند
اونا زهرآگين هستند" "بايد مراقبشون باشيد
با اينکه همهشون بيمصرفن" "ولي با اين حال شکست ناپذيرند
"با قوانين خودشون زندگي ميکنن"
"با کار و حرفشون شما رو سرجاي خودتون ميذارن"
"...توي بازي خودتون شما رو شکست ميدن"
"!اين پسراي جسور رو ببينيد"
"!اين پسرا اوباش و جسوراند"
اونا يه آتش خشم درونشون دارن" "اين پسرا جسوراند
ميدونن چطور بايد عشق بورزند" "اين پسرا جسوراند
بمفاد:بــمــب ســاعــتــي
يکم تنباکو بهم بده
اسمش رو بلند نيار
ممنوعيتش از ماهاراشترا به بيهار رسيده
چه خبر زاهد؟ کجايي مرد؟
بليط اکران ساعت 9 سافد چدار رو گرفتم
واي عاليه پسر
...ميدوني بازيگر زن فيلم خب؟-
...قاتلـه
اي بابا فيلم رو خراب کردي هنوز شروع نشده تمومش کردي
ببينش،صحنههاي تحريک کننده زياد داره جدي؟-
بيشتر از اون آخري که ديديم؟ البته-
حالا زود باش ، اولين صحنه درست بعد از تيتراژ فيلمـه
همه چي رو نشون ميدن؟ سانسور نشده؟
کامل
!آها گوش کن
ميتوني يه کاري برام بکني
اين بسته رو به سانام تحويل بده
اين چيه؟بمب؟
مال داداش جيگاره،به سانام بگو زاهد اون رو فرستاده
هميشه هي داداش جيگار،جيگار ميکني
کي ميتونم ببينمش؟
هروقت زمانش برسه جيگار فريدي رو ميبيني،خودت ميدوني
!رفيقمـه
خوبه،يه سيگار 2000 روپيهاي به حساب تو خريد
هي حرومخور ديگه به اسم من چيزي نخر
!عوضي
!سانام
!سانام *موسيقي سانام*
!سانام
داداش سانام اينجا نيست
بايد اين بسته رو بهش بدم
ميتوني به من بدي و بري
چطور فکر ميکني اين کار رو ميکنم؟ من که تو رو نميشناسم
اعتماد کن
با اولين ملاقات اعتماد نميکنم
باشه،هرجور صلاح ميدوني
!جالب بود
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: فاطمه
چي شد؟
!دليلي براي اعتماد کردن پيدا کردي
اين دومين باري که همديگه رو ميبينيم
ميتونم بيام داخل؟
اجازه رو از بيرون ميگيرن
ميشه يکم آب بخورم؟
بيا
حله ديگه؟ ميتوني بري
خودت رو معرفي نکردي
چيز ارزش داري نيست که بگم
بذار من در اين مورد تصميم بگيرم
اسمم نيلامـه
ناصر
اسم هر دوتامون با"ن"شروع ميشه
ديگه ميرم
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
...تو پول رو براي
سانام کجا بودي؟ ...من کلي سي.دي خوب بهت دادم-
ولي تو نميتوني پولشون رو بدي
يه بسته برات آوردم که بالاست باشه-
جمعـش کن باشه-
فقط ببين براي گرفتن پولم بايد چکار کنم
يکم پول خرج کن اين موتور رو رديفش کن
آره ولي يه چيز ديگه هم هست
براي اينکه موتورسواري کني بيشتر به عقل نياز داري،گرفتي؟
تو حواست يه سوار شدن باشه وگرنه راجيب وايلا رو تور ميکنه
کلاس و امتحان به موقع برگزار ميشه
و دستشويي دخترا عين برق ميدرخشه
هر دو تا پسر يه دختر رو تا خونه اسکورت ميکنن
!براي تو شايد به چهارتا هم برسه
!هي،هي،هي
حداقل درست پارک کن
اگه انقدر برات عزيزه چرا توي خونه قايمش نميکني
!چي شد پسر حنا فروش
چون توي انتخابات ميخواي شرکت کني فکر ميکني سري توي سرا در آوردي
ببين ناته
من فقط دارم راي جمع ميکنم
بهتره که از اينجا بري
!پسر بهتره که به من درس سياست ندي
وگرنه مجبور ميشم چک کنم يه وقت زن نباشي،عوضي
يه چيزي بگو
بابات با فروختن حنا برات موتور خريده
اونوقت براي اينکه بتوني با دخترا لاس بزني با اتوبوس مياي؟
چرا؟ مگه اتوبوس مال باباي توئه-
...جادهاي که توش هستيم
به اسم باباي منه فهميدي؟
!خودت و بابات بريد به جهنم
!دهنت رو ببيند بهم دست نزن-
!چطور جرأت ميکني بهم دست بزني بيا ديگه-
!چطور جرات ميکني ...جلوي دخترا-
دستت رو بنداز هي چه خبره؟-
چه خبره؟
تو برو حواست به رانندگيت باشه
بيا
دستم رو ول کن !اون رو ببر-
خودم اومدم،خودمم پياده ميشم گرفتي؟
...ميرم سلام-
!هي اينجا رو ببين
!فهميدي بيا بريم-
اينجا بازار سولا نيست گوش کن-
از اين به بعد جرات داري سوار اتوبوس شو که اون داخلشه،فهميدي؟
باشه داداش
شفيق احمد ميتونه انتخابات رو به چالش بکشه؟
چرا که نه؟
هم انتخابات رو به چالش ميکشه هم برنده ميشه
چي دارم ميشنوم؟
موش زبونت رو خورده؟
از کجا بايد بدونم چي شنيدي؟
اينا اين موقع اينجا چکار دارن؟
مگه تو تا حالا اين موقع خونه اومدي؟
!ناصر
بيا اينجا وايسا
تو کندو زنبور رو جابهجا کردي؟
!ببين چه بلايي سر صورتش اومده
موضوع درباره صورت من نيست
مربوط به آينده کشوره
عجب!چي قکر ميکني؟
پسرا بعد از تموم شدن درسشون توي دانشگاه ميخوان عضو ارتش بشن؟
مجبور شدم کل امتحانات رو لغو کنم دوباره برگزارشون کنم
اينجوري بچهها براي درس خوندن وقت بيشتري دارن
اين نتيجه امتحانات رو بهتر ميکنه
!توي اتوبوس دعوا راه انداختي
خب سوئيچ موتور رو بهم بده ديگه با اتوبوس نميرم
چرا تعويذ رو نميندازي؟
نميخوام بندازم
فقط دلت ميخواد ماها رو شرمنده کني
تو هم يه چيزي بگو
پسر تو هم هست
تو حرفت رو تموم کن بعدش من حرف ميزنم
يه لطفي کنيد اون رو از دانشگاه اخراج کنيد
شايد اين باعث بشه که سر عقل بياد
...اين کار درسته ولي
من خيلي براي آقاي جمال احترام قائلم
لطفاً مراقب خودتون باشيد
بگيريدش
...جناب مدير
براي ديوار جديد دانشگاه 25000 آجر و بلوک ميفرستم
!که اينطور اين بار اون رو اخراج نکن-
ولي اگه شکايت ديگهاي ازش بود هر کاري که ميخواين رو بکنيد
هوووم
آقا لطفاً کمک کنيد منم براي جاده ديوان عالي بتونم جواز بگيرم
باشه اسناد رو دفترم بفرست کاراش رو انجام ميدم
باشه آقا ميتوني بري-
کاراي تو اين پسر رو خراب ميکنه
بهتره که بهش گوشزد کني
من مخالفتي با تفريح کردن ندارم
ولي براي ما دردسر درست نکن
امروز مدير دانشگاه و مسئول اتوبوسراني اينجا اومدن
خجالت آوره
بابا من ترتيب همه چي رو داده بودم
ولي چکار ميشه کرد که دوست دارن بيان شما رو ببين
بابا ميشه براي چند روز اسلحهت رو بهم قرض بدي؟
نه
براي چند روزي بايد به دبيرخونه لاکنو برم
باشه
به موقع بيا خونه و مراقب مامانت باش باشه-
حالش خيلي خوب نيست باشه بابا-
بابا
No comments yet. Be the first to leave one.