Chuck

Chuck

Download Farsi/persian Subtitle

Season 4

Release info

Chuck - 4x24 - Chuck Versus The Cliffhanger FA
A Commentary by filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Tags

webdl
Published on: 2026-07-25
Downloads: 1
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‏من چاکم.‏ ‏این چیزهایی‌یه که باید بدونین.‏

‏قبل از چاک یه اینترسکت دیگه بوده؟‏

‏بابا از این برنامه استفاده کرد‏ ‏تا یه هویت تازه توی ذهن مأمور بذاره.‏

‏ولی یه چیزی خراب شد.‏ ‏برنامه کنترل رو گرفت.‏

‏مأمور ایکس الکسی ولکافه؟‏

‏سیا یکی از خون‌ریزترین مردهای تاریخ‏ ‏رو ساخته.‏

‏اگه بفهمن ما می‌دونیم چی؟‏

‏به یه نفر دستور می‌دن‏ ‏توی سر تک‌تکمون گلوله خالی کنه.‏

‏دستگاه نورسمن‏

‏می‌تونه یک نفر رو وسط جمعیت بکشه...‏

‏...با دقت صددرصد.‏

‏خدای من، این صدا چیه؟‏

‏سارا؟ سارا. نه، نه.‏ ‏کمکم کنین!‏

FILAMINGO-INTRO

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏بیداری؟‏

‏داشتی به عروسی فکر می‌کردی؟‏

‏دقیقاً یه هفته مونده.‏ ‏فقط یه هفته‌ی تنها.‏

‏چاک، اگه بارون بیاد چی؟‏

‏- خوش‌شانسیه، نه؟‏ ‏- خب، اگه نیاد چی؟‏

‏داریم وحشت می‌کنیم؟ آره.‏ ‏ولی طبیعیه.‏

‏یه هفته قبل از عروسی‏ ‏یه‌کم وحشت کردن طبیعیه.‏

‏مگر اینکه...‏

‏دودل شدیم؟‏

‏نه. چون می‌خوام باهات ازدواج کنم.‏

‏منم واقعاً می‌خوام باهات ازدواج کنم.‏

‏فقط کلیسا...‏

‏...و گفتن احساسات خصوصی‏ ‏جلوی یه جمعیت...‏

‏صبر کن، اگه یه تمرین خشک انجام بدیم چی؟‏

‏- تمرین خشک؟‏ ‏- آره، یه تمرین خشک‏

‏این‌طوری ایرادها رو درمیاریم،‏ ‏بدون آدم، بدون دوربین.‏

‏- کار نیکو کردن...‏ ‏- از پر کردن است‏

‏برای هر چیزی آماده می‌شیم.‏

‏سم اسمش توریومه.‏ ‏چیز زیادی درباره‌ش نمی‌دونم.‏

‏توریوم یه فلز رادیواکتیوه،‏ ‏نه سم.‏

‏- مایعه یا جامد؟‏ ‏- مایع‏

‏یه‌جوری به دی‌ان‌ای اون وصل شده.‏

‏پس توریوم سنتز شده.‏ ‏دوون؟‏

‏تفنگ سمی توی کتاب‌ها نیست.‏

‏یه وان می‌خوام، فوراً.‏

‏سرمازدگی ضربان قلب رو کم می‌کنه‏ ‏و آسیب بافتی رو کند می‌کنه.‏

‏اگه قرار باشه زنده بمونه، باید بفهمیم‏ ‏این سم دقیقاً چطور کار می‌کنه.‏

‏و اگه همون‌قدر نادره که می‌گی،‏ ‏باید پادزهرش رو پیدا کنیم.‏

‏به همه گفتم مسمومیت غذاییه‏ ‏و حالش خوب می‌شه.‏

‏حالش خوب می‌شه، نه؟‏

‏چاک؟‏

‏سلام‏

‏سلام عزیزم، اینجام.‏

‏نگران به نظر میای.‏

‏نه، فقط کارهای عروسیه.‏

‏وحشت نکن، آماده‌ایم.‏

‏سارا‏

‏عزیزم، درستش می‌کنم.‏

‏با هم ازدواج می‌کنیم‏ ‏و کنار هم می‌مونیم...‏

‏...برای همیشه.‏

‏دوستت دارم.‏

‏فقط یه نفر می‌تونه اون پادزهر رو بهمون بده...‏

‏...همون مردی که این لعنتی رو ساخته:‏

‏ولکاف‏

‏ولکاف توی زندان فوق‌امنیتیه.‏

‏گرفتن مجوز هفته‌ها طول می‌کشه.‏

‏پس انگار مجبوریم‏ ‏امشب به زندان نفوذ کنیم.‏

‏- رسیدیم‏ ‏- مامان، به سلول ولکاف رسیدیم‏

‏دریافت شد، چاک.‏ ‏دقیقاً دو دقیقه وقت دارین...‏

‏...تا سیستم هشدار دوباره بالا بیاد.‏

‏از قبل بازه.‏

‏این درست نیست.‏

‏کیسی، ولکاف کجاست؟‏

‏رفته، مأمور بارتاوسکی.‏ ‏همون‌جا بمونین.‏

‏- چاک، اونجا چه خبره؟‏ ‏- این صدا رو می‌شناسم‏

‏کیسی، رنگت پریده.‏ ‏من رنگم می‌پره، تو نه.‏

‏یادته گفتم باز کردن فایل‌های مأمور ایکس...‏

‏...یه عوضی رو بیرون می‌کشه‏ ‏که کل تیممون رو نابود می‌کنه؟‏

‏این همون آدمیه که برای کشتن اون عوضی‏ ‏استخدام می‌کنن.‏

‏مأمور بارتاوسکی، سرهنگ کیسی.‏

‏گوش کن، نمی‌دونم کی هستی‏ ‏و برام مهم هم نیست.‏

‏ولکاف رو لازم دارم. الان کجاست؟‏

‏اسمم دکره، کلاید دکر.‏

‏و دارم دستور پاک‌سازی...‏

‏...برنامه‌ی مأمور ایکس‏ ‏و عملیات بارتاوسکی رو ابلاغ می‌کنم.‏

‏یعنی چی؟‏

‏یعنی تمام امکانات سیا ازتون گرفته شده.‏

‏سارا داره می‌میره.‏

‏برام مهم نیست.‏ ‏عقب بکشین یا دفنتون می‌کنم.‏

‏- نه‏ ‏- نه؟‏

‏بذار توضیح بدم.‏

‏اون مرد شاید فکر کنه خیلی خفنه،‏ ‏ولی من اینترسکتم.‏

‏حرکت کنیم.‏

‏- چاک‏ ‏- خبری هست؟‏

‏دمای سارا پایین اومده‏ ‏ولی ثابت نمی‌شه.‏

‏یعنی چی، الی؟‏

‏نشانه‌های دریافت تشعشع‏ ‏در تمام بدن دیده می‌شه.‏

‏خودش نفس می‌کشه.‏ ‏گاهی هوشیاره، گاهی نه.‏

‏چقدر وقت داره؟‏

‏با این سرعت،‏ ‏می‌گم دوازده ساعت.‏

‏اومد.‏

‏ممنون که کمکمون می‌کنین، ژنرال.‏

‏دکر داره ولکاف رو‏ ‏به یه سایت سیاه منتقل می‌کنه.‏

‏هیچ‌کس از اونجا‏ ‏بیرون نیومده.‏

‏باید وسط انتقال‏ ‏ولکاف رو بگیریم.‏

‏یه ساعت ازتون جلوترن.‏

‏پس یه چیز سریع لازم داریم.‏

‏هنوز می‌تونیم وارد کَسل بشیم؟‏

‏چاک، می‌فهمی اگه مقابل دکر بری،‏ ‏داری مقابل سیا می‌ایستی؟‏

‏تو و سارا باید برای همیشه ناپدید بشین.‏

‏دیگه هیچ‌وقت خانواده‌ت رو نمی‌بینی.‏

‏برای نجات سارا‏ ‏هر کاری لازم باشه می‌کنم.‏

‏این باید جواب بده.‏

‏موفق باشین، تیم.‏

‏- خب، ایده‌ی درخشانت چیه؟‏ ‏- چرا ما رو بی‌خبر گذاشتی؟‏

‏نایت‌هاک رو می‌خوام.‏

‏- عمراً‏ ‏- نمونه‌ی اولیه‌ست؛ هیچ‌وقت آزمایش نشده‏

‏یازده ساعت مونده.‏ ‏برام مهم نیست.‏

‏اصلاً قرار نبوده‏ ‏از وجودش خبر داشته باشی.‏

‏جدی؟ فکر کردی می‌تونی یه سوپربایک‏ ‏رو از من مخفی کنی؟ ۲۵۰ تا می‌ره.‏

‏شما دوتا از کَسل مسیریابی کنین.‏

‏چاک، اصلاً تا حالا‏ ‏موتورسیکلت راندی؟‏

‏و امیدوارم جواب نه باشه.‏

‏چارلز، می‌دونم زمان حیاتیه‏ ‏ولی خیلی تند می‌ری.‏

‏ببخش، مامان.‏

‏این‌قدر سرد برخورد نکن، ولکاف.‏ ‏با صلح اومدم.‏

‏این انتقال برای کشتنت نیست.‏ ‏سیا فقط برای چند آزمایش می‌خوادت.‏

‏آزمایش؟‏

‏درباره‌ی مأمور ایکس.‏

‏خودت رو زدی به اون راه‏ ‏یا واقعاً هیچی یادت نیست؟‏

‏کیسی، دارم به کاروان می‌رسم.‏

‏اسم واقعیت هارتلی وینترباتمه.‏

‏هیچ‌کس چنین اسمی روی آدم نمی‌ذاره.‏

‏ولکاف یه پروفایل ساختگی بود‏ ‏که با استیون جی. بارتاوسکی ساختی.‏

‏داری درباره‌ی چی حرف می‌زنی؟‏

‏بچه‌های فنی تو رو بدون ولکاف می‌خواستن، پس...‏

‏کیسی، مامان، روشنش کنین.‏

‏محکم باش.‏

‏تحت حمله‌ایم. محفظه‌ی بار شکافته شده.‏ ‏پشتیبانی لازم داریم.‏

‏چاک، شصت ثانیه وقت داری بیرونش بیاری.‏ ‏پشتیبانی هوایی خواستن.‏

‏اوه خدا‏

‏سلام‏

‏بیا، بیدار شو.‏ ‏باهام میای.‏

‏من؟ چرا؟‏

‏ویوین با نورسمن به سارا شلیک کرده.‏

‏کی با چی به کی شلیک کرده؟‏

‏بارتاوسکی،‏ ‏نافرمانی‌ت در حد کهکشانیه.‏

‏تقریباً تحت‌تأثیر قرار گرفتم.‏

‏ولکاف رو با خودم می‌برم.‏

‏یه مشکل هست؛ اون ولکاف نیست.‏

‏اسمش هارتلیه.‏

‏ولکاف یه کاشت اینترسکتی بود.‏

‏حالا از بین رفته.‏

‏سلام‏

‏آروم مثل بره.‏

‏تسلیم شو، چاک. تموم شدی.‏

‏بارتاوسکی‏

‏با استیون بارتاوسکی‏ ‏نسبتی داری؟‏

‏پسرشم،‏ ‏و همین الان با من میای.‏

‏با اون؟‏

‏- خیلی خطرناک به نظر میاد‏ ‏- گفتم همین الان!‏

‏داری یه زندانی دولتی‏ ‏رو می‌دزدی، بی‌سروپا.‏

‏- محکم باش‏ ‏- هستم‏

‏یعنی سی سال؟‏

‏- هنوز اون رئیس‌ـه؟‏ ‏- کاش بود‏

‏پروفایل ولکافی که تو و استیون‏ ‏برای اینترسکت ساختین...‏

‏...فقط قرار بود‏ ‏یکی دو ماه دوام بیاره.‏

‏من چی‌کار کردم؟‏

‏یعنی ولکاف سی سال‏ ‏چه‌کارهایی کرده؟‏

‏من چه جور مردی بودم؟‏

‏توی یه کسب‌وکار به‌شدت رقابتی‏ ‏خیلی موفق بودی.‏

‏نه مری، حتماً بیشتر از این‌هاست...‏

‏...اگه یکی با نورسمن مسموم شده.‏

‏برای این حرف‌ها وقت نداریم، باشه؟‏

‏نامزدم مسموم شده.‏ ‏برای نجاتش به کمکت نیاز دارم.‏

‏درسته، نورسمن.‏

‏هم‌زمان با اینترسکت ساخته شد.‏

‏و یه سلاح بازدارنده بود.‏

‏قرار بود دی‌ان‌ای همه‌ی گردن‌کلفت‌های‏ ‏بازار سیاه رو جمع کنیم.‏

‏اگه از خط خارج شدن، می‌شد حذفشون کرد.‏ ‏یه ایده‌ی ریگانی.‏

‏آره، صلح از راه خشونت.‏

‏یادتون باشه، دهه‌ی هشتاد بود.‏

‏- هارتلی، پادزهر داره؟‏ ‏- ایریدیوم پنج‏

‏باشه، چطور به دستش بیاریم؟‏

‏اوه، ساده‌ست.‏ ‏می‌تونم برات بسازمش.‏

‏عالیه، عالیه.‏

‏فوق‌العاده‌ست. توی راه بیمارستان حرف می‌زنیم.‏ ‏بریم.‏

‏بعد از اینکه پادزهر رو گرفتیم‏ ‏درباره‌ی نقشه‌مون برای ویو حرف می‌زنیم.‏

‏ویو؟‏

‏آره. دختری به نام ویوین‏ ‏با نورسمن شلیک کرده.‏

‏که الان مهم نیست،‏ ‏چیزی که مهمه پادزهره.‏

‏چارلز، ویوین کیه؟‏

‏یه اسم خانوادگی وینترباتمه.‏

‏دخترته.‏

‏دختر من؟‏

‏و دشمن توئه؟‏

‏داستانش طولانیه،‏ ‏اشتباه‌های وحشتناکی شده.‏

‏و حالا باید جمعشون کنیم.‏

‏کمکم می‌کنی سارا رو نجات بدم؟‏

‏- آره، حتماً‏ ‏- ممنون‏

‏خب، شروع کنیم.‏

‏باشه‏

‏همین‌قدر نوشتی؟‏ ‏بالاخره این‌ها عهد عروسیمونه.‏

‏فکر کنم نکات اصلی رو پوشش دادم.‏

‏خوبه. آره، خوبه.‏

More Farsi/persian subtitles for Chuck

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left