The first 200 lines.
که من رو میرسونه به مهمان بعدیم،
یک چلونواز جوان که نقدهای تمجیدآمیزی برای نخستین نوارش دریافت کرده،
و به همین زودی تمام بلیطهای فصلی «تالار رویال الیزابت»ـش بهطور کامل به فروش رسیده،
ماتیلدا گری
خوش امدی خیلی خوبه ک اینجام
برخی از افراد متعصب ممکن ه این رو به عنوان ی چرخه ببینند.
میبینیم که هر چند سال یکبار یک موسیقیدان جوان و با شکوه
ب عنوان ی نجات دهنده کلاسیک رو میاد
صادقانه بگم من فقط یک نوازنده ویولن هستم و من این کار را برای فروش بلیط انجام نمیدم
پس چرا این کار را میکنید؟
چون موسیقی در منه و من در موسیقی
منم
پیداش کردم
تیلی؟
ببخشید چی؟
اون اینجاست ی نفر هم اورده
دیوید. دیوید، سلام
ببخشید، پسر تعمیدی من اون در حال حاضر با من میمونه.
اوه، نه، اشکالی نداره، خوبه اینجا خوش اومدی، مگه نه؟
البته
من یه بازی جدید روی کامپیوترم دارم
و من یکم توش گیر کردم
میتونی کمک کنی؟
ماتیلدا؟میتونیم؟
کری در مزرعهای از گلهای زرد، درست مثل لو را.
هر بچه ای میتونه این کارو بکنه
چطور؟
کری وقتی اینجا بود این کارارو کرده
باید اینا رو به گریوز نشون بدی ماتیلدا گوش کن
ولی تو باید انجام بدی پرونده رو دوباره باز کنی
من شمارو رد نمیکنم
اما من میدونم پلیس چطور کار میکنه و ما بیشتر از اینا نیاز داریم
چیزی ک اینارو ب کریز مربوط کنه
اینها همه، درسته؟ من فقط.فقط میدونم ک هستن
نمیتونیم از رز بپرسیم
اگر شان اون اطراف باشه همانطور ک شما گفتین
شاید بتونه تشخیص بده به عنوان دخترش
. نمیتونم پیداش کنم گفت یه اردوگاه داره
آره، نمیتونم پیداش کنم
روز ها خیل میگشتم نمیتونستم چیزی پیدا کنم
بالای تپه کاردیف ی زفیق دارم
عکس هارو براش میفرستم اگه براشون جالب بشه
میتونه راهه خوبی بهمون پیشنهاد بده چقدر طول میکشه؟
من تمام تلاشمو میکنم طول میکشه؟
ماتیلدا من باهاتم باید اینو درک کنی
یه پرونده ۲۳ ساله، هر کاری که میکنم
این اولویت قرار نیست.
پس؟
پایان مرگ؟
فکر کردم گفتی داری ب سمته خونه پرواز میکنی؟
به تأخیر افتاده
ببین، من حس میکنم که یه جور خصومتی اینجاست
باید برم
دلیل اینکه تصمیم گرفتیم ... نمایش توی باشگاه مشتزنی اینه که
اولین مهمان من
فقط کتری رو گذاشتم
همه چیز ها ک بسی درمورد کریز گفت درست بود
من اون هارو با چشم خودم دیدم میخوام ک بیشتر بگی
این فقط بیماری من بود این بیماری نیست، بلکه واقعیه
... خب، من نمیفهمم اون صداها دیگه هستن.
حالا بهتر شدم.
لورا
تو خونه قدیمی ی چی شبیهشه
... فرشتهها یا ارواح یا نمیددونم چی هستن
ولی دیشب یکی رو دیدم
و اون سعی میکرد ی چی بهم بگه
اما متوجه نمیشدم ولی فکر کنم شما بتونی
خواهش میکنم؟ من خیلی به جواب نزدیکم
ازم میخوای چیکار کنم؟
کی اینا رو برداشتی؟
اوه، من قرار بود ... آنها را یک ساعت پیش ببرید، من
بیا بیسی دوباره برگرد
چی؟ موزیک مورد علاقه تو اینه؟
تو از من پرسیدی از چی خوشم میاد. نگفتی موزیک مورد علاقهم چیه
باشه. پس الان ازت میپرسم
ممم. بلوز. اممم. احتمالا، آره؟ بیلی هالیدی
آره آره تو چی؟ اوه، خیلی زیادن
این یعنی احتمالا هیچکدومشونو نشنیدی
! هی، تو احتمالا این کار رو نکردی
داشتم فکر میکردم شاید خیلی پر از آثار کلاسیک ه
شاید زمانه ی چیز جدید باشه
چی؟
اوه باشه
هال؟ این کت، دوست جانیس ه
شمارتو از اشنا ماتیلدا گرفتم
هی، "کت"، چطور میتونم کمکتون کنم؟ خب، "ماتیلدا" اونجاست؟
نه، اون الان اینجا نیست
اوه، میخواستم ببینم که اون گواهی تولد و دریافت کرد.
ازش بیخبرم و کمکم داشتم نگران میشدم،
بنابراین، خب، پیش خودم گفتم بهترین کار اینه که
سعی کنم از طریق تو پیداش کنم. شناسنامهاش؟
پس، پیداش کردی؟ آره، و چتد روز پیش فرستادمش براش
اما هنوز خبری نداده
میدونم خیلی عجله داشت برای کار تو امریکا
آره، میدونی چیه؟
اون واقعا گوشیش ب مشکل خورده
میتونید اونو دوباره برا من بفرستین؟
اوه عزیز همین الان ارسال میکنم
بله باشه من حتما میرسونم بهش خداحافظ
همه چی مرتبه؟
اره خوبه
باید ب کاری برسم
باشه باشه پس...
میبینمت
یه اتفاق وحشتناک اینجا افتاده
کریز؟
نمیدونم
لوید گفت ی چیزی ک برا اونه باید بهت بدم
نه ماله اون نبود
بسی چی میگه؟
اوه نمیدونم اون پچ پچ میکنه
اوه نه خدا
چی شد؟
اون تو اون اتاق نگهداشته شده بود درو قفل کردنو منتظر موندن
کی؟ کی اون رو زندانی کرده؟
اون همونجا مرد
تنها اون؟
در مورد کی حرف میزنی؟
. ببین... چیزی که دیدی
خطرناک نیستن منظورت فرشتهها؟ فرشتهها
یه چیز دیگه هم هست آره.
فردا ماه گرفتگی تمومه و بعدش، اونا آماده میشن
چی آماده میشه؟
...من
نه نه
. این … این از بین رفته
اون امشب بهم میگه بهتره قویتر باشیم
نیک؟ سلام بیا تو
چطور پیش میره؟ میگذره دنبال ماتیلدا بودم؟
. ام - - م، داخل با دوستشه
چه وضعشه؟
گفتم میخوای نگه داری یا نه گفت بنداز بیرونو منم.......
بسی، تو هم دوستش داری؟
من و تو هر دومون چی شده؟
...اام
این اوراس
من بهت درموردش گفتم روانی اون میدونه اینجا چ اتفاقی افتاده
و اون چی میتونه باشه؟
هال، مشغول مطالعه بودم. بیشتر در مورد جان دی.
اون فقط سعی نمیکرد با فرشته ها صحبت کنه
او سعی میکرد آنها را احضار کنه
کنترلشون کنه عیسی
و فکر کنم یه نفر هنوز داره این کارو میکنه.
و آوردن اونا به اینجا
من اونارو دیدم و لورا هم احساسش کرده
ویولنت چی؟
این با فرشتهها ست؟
نمیخوام در موردش حرف بزنم. نمیخوای در موردش حرف بزنی؟
می خوای در موردش حرف بزنی؟
کت گفت اینو برات دوشنبه فرستاده
کی میخواستی به من بگی؟
جعلیه. این چیه؟
این باید جعلی باشه
.. خب، این اسم بیمارستان واقعی، یه دکتر واقعی
یه پدر و مادر واقعی به هر حال پدرت
نه، این من نیستم، این من نیستم
میدونم کی هستم اره
ماتیلدا جوآن گری متولد 25 آوریل 1990، منچستر
"دختر" رونالد گری مهندس ارتش.
نه مادر، جنیس گری چرا این کار رو میکنی؟
تو، من، ما
ما در این مدت کوتاهی کردیم یه فاجعه برای این جامعه.
ما اومدیم اینجا چون تو میخواستی برای تو!
من همه چیز رو ول کردم و به خاطر تو به اینجا آمدم
... مثل، هر کاری که کردم از اولین باری که دیدمت
هر چیزی که دارم تمام کاری که کردم این بود که شما را خوشحال کنم
… و می دونی
میدونی
هال
احساس میکنم دارم از هم جدا میشم
کی بودم بفهمم کی هستم
هرچی بیشتر کندوکاو میکنم، 🤔🤔🤔
مثل این میمونه که رو به نابودی میرم مثل این میمونه که یه سوراخ توی وجودم دارم
پس بس کن
تمومش کن نمی تونم نمی تونم .. من باید بدونم
مردم ب خاطر کارات صدمه دیدن
ی زن تو بیمارستانه تقصیر من نیست
پس تقصیر کیه؟
ها؟ ... منظورم اینه که، لعنتی ما یک زن را به خودکشی هل دادیم
واقعا ارزشش رو داره؟
میدونم چی میخوای فقط میخوای با سازم برگردم
سراغ چلوـم تا تو بتونی بچسبی به دمم
خب، من برنمیگردم، و دیگه اجرا انجام نمیدم
پس میتونی برگردی و یکی دیگه رو پیدا کنی که بچسبی به دمش
باشه باشه
نیای همین کارو میکنم
پیغام، رئیس دادگاه جنایی
آرون مورگان؟ تقبیح شده
دادرس اول گفت تنها برا مراقبت از پسرش
اون باید همین الان بره خونه
خبر خوب برا اون بچه
حالت خوبه رئیس؟
. آره، باید برم بیرون . ولی تو تازه برگشتی
این …؟ این ی زیباست.
شما باید مواظب اون باشید
مییدونی قدیمیه؟
با ارزشه
لورا،
شاید یکی باید مراقبش باشه
اون داشت میومد اینجا گفتی مشکلی نیست
No comments yet. Be the first to leave one.