The first 200 lines.
لعنتی.
یکم دیر اومدی.
آره، چی بگی.
راننده: دیگه هیچی ندارم.
باید ساعتها پیش خونه بودم.
درست شد.
مرسی.
نیم ساعت دیگه میبینمت؟
باز کن!
سلام منو به برادوی برسون.
بهت چی گفتم در مورد دست زدن به کتابای من؟
من به اون آشغالای لوس تو دست نزدم، فهمیدی؟
پس کی بهشون دست زده؟ فقط من و تو اینجاییم!
گمشو!
تو به من نگو گمشو. خودم بهت گفتم، عوضی.
پایین تو یه سلول مشکل داریم.
هی، بیلی! بزنش!
بزن!
میکشمت!
میکشمت!
خدایا!
زندانی: یه کم آروم باشید!
باشه، بیارش بالا اینجا.
زندانی: آاااه!
گورتو گم کن.
تکون نخور.
راننده: دکتر، سر جات وایسا مرد.
تو هم گورتو گم کن.
هی...
هی!
استیک، باید بریم!
میخوام یه سوال ازت بپرسم.
فکر میکنی انسانیه
زندانیهای کاملاً سالم رو پر کنی
از فیلوسین و تورازین؟
بیا دیگه مرد، بریم از اینجا.
باشه، ما داریم
سه دقیقه.
ول کن.
ول کن مرد!
برو تو جعبه! برو تو جعبه!
آخ!
باشه، هفته دیگه میبینمت.
درسته.
شب بخیر. شب بخیر، ممنون.
بیرونیم؟
بیرونیم؟
آره.
آره؟
این کیه؟
اِم، اون، اِم، ماریا مکگوایر.
چند بار اومده بود ملاقات مونتگومری.
۲۲۲۱ جاده اسپک، سیاتل.
این آدرس به روزه؟
امیدوارم.
همینا رو داریم.
میتونم؟
ممنون.
زن: هی، این تخم مرغا رو داغ میخوای؟
میخوای یخ کنم؟
یالا، برشون دار!
ممنون.
دستاتو زیاد نزدیک دهنش نکن.
چیز دیگه ای؟
آره، یه قهوه دیگه لطفا.
باشه.
و یه پرس سوسیس هم کنارش!
گارسون: حتماً.
چقدره تو اونجاست؟
حدود ده دقیقه.
حال بهم زنه.
واقعاً؟
جلوی مادرت هم همینطوری غذا میخوری؟
یه رسم قدیمی خانوادگیه.
سالم نیست. باید آروم بخوری.
میدونی این چه بلایی سر سیستم گوارشیت میاره؟
نه، ولی میترسم که تو قراره بهم بگی.
باید از کیفیت غذا لذت ببری.
اول بویش...
به خاطر خدا...
اینجاست.
یالا، بریم.
صورتحساب رو حساب کن.
اینجاست.
اینجا نیست.
تو بالا رو بگرد؛ من اسکلهها رو میگردم.
اوه، نه، نه...
من صورتحساب رو حساب کردم؛ تو ماهی رو بردار.
اوه، لعنتی!
شما بازداشتید.
شما حق دارید سکوت کنید.
اوه، لعنتی!
اوه، لعنتی!
بیل!
بیل!
وایستا، پلیس!
بیل!
ببخشید.
ببخشید.
ببخشید... تقصیر من بود.
ببخشید.
وای خدا، وای خدا.
فکر میکنی داری چیکار میکنی؟
کارگر: هی!
تکون نخور!
انگشتهاتو بالای سرت گره کن
و برگرد سمت من.
حالا بازداشتید.
برو عقب!
هوو!
کریس!
وای، از این بخش بدم میاد.
* من در آتشام...
* اشتیاق...
خیلی طول کشید تا برسی.
* تنها آرزویم
* اشتیاق برای پیروزی...
هوای آزاد، رفیق، هوای آزاد.
تو نمیدونی این یعنی چی.
اصلاً خبر نداری.
بریم.
سلام برنی، چندتا اثر انگشت میخوام.
و روی تیغه خون هست.
میخوام نوع خونش مشخص بشه. ممنون.
اون چه بوییه؟
افسر دیگر: کریس، اوه، اوه...
یکی دعوا کرده، جک.
چی؟ اینجا کسی دستبند نخورده؟
این یه معنیای میده...
یه لحظه صبر کن.
فکر کنم یعنی
یکی حسابی کتک خورده.
شکایات.
من برنی هستم.
باشه.
وای خدا، چقدر بو میدی!
هی، رفقا؟
سروان میخواد هر چه زودتر تو دفترش ببیندتون.
هر چه زودتر؟
اول یه دوش بگیرم لطفا.
برنی: کاش میتونستی، اما از لحن صداش که میگه
فکر کنم همینجوری میخواد ببیندت.
برنی: یه لحظه صبر کن، خندونک.
سروان میخواد تو رو هم ببینه.
حالا چیکار کردی؟
چه بلایی سرت اومده؟
به نظر میاد حسابی کتک خورده باشی.
نه، نه، اونجا نشین. درو ببند.
آقایان، ایشون مامور توماس لاسک هستند
از دفتر مرکزی منطقهای افبیآی.
کارآگاه بیل رایمرز...
هی، بیلی.
اونجا هم کریس لسی هست.
کریس.
آه، فیل کلدشانک.
خوشوقتم.
و جک پیسمو.
دمت گرم.
اون گفت: "دمت گرم."
افبیآی درخواست کمک کرده
طی چند هفته آینده
پس پروندههای شما واگذار شده به بقیه.
هوو، واگذار شده؟
ما نزدیک بودیم اینو حل کنیم...
یه لیفتراک بود، نه؟
از الان به بعد تمام وقت روی این کار میکنید.
کلینکس، لطفا. - اون تو کشو.
آقای لاسک مسئول این عملیات هستند
پس ایشون صحبت میکنن.
نمیدونم با مونتگومری آشنا هستید یا نه
ولی اگه نیستید، دو سال پیش
اون یکی از مامورای ما رو کشت.
باید اعدام میشد، ولی یه وکیل زرنگ داشت
و پلیس محلی بیش از حد پیگیر بود
در پیگیری مدارک.
با یک معامله قضایی از اعدام نجات پیدا کرد.
از استونهرست فرار کرده؟
یه نگهبان رو کشته؟
آره، اون و پسرعموش رفتن وایومینگ
کامیونشون رو ول کردن و یه ماشین منتظرشون بود.
اگه اون تو وایومینگه، شما اینجا چیکار میکنید؟
ما فکر میکنیم داره میره مکزیک
ولی اینجا دوستایی داره
پس داریم حدود شش تا محل رو زیر نظر میگیریم.
ما اونای مهم رو رسیدگی میکنیم
ولی چون یکم کمبود نیرو داریم
افراد شما بقیهاش رو انجام میدن.
البته.
کی رو باید بپاایم؟
یک دوستدختر قدیمی اینجا داره.
یک سال و نیمه که ندیدهش.
اسمش ماریا مکگوایره.
شما باید خونش رو زیر نظر بگیرید.
کلانتری دوم رستورانی که توش کار میکنه رو زیر نظر میگیره.
اینم کلیدای آپارتمانی که گرفتیم
درست روبهروی جایی که اون زندگی میکنه.
باید سریع اقدام کنیم.
میدونم وقت کمه
ولی اینایی که دنبالشونیم واقعاً آدمای خطرناکیان.
شنود میذاریم؟
No comments yet. Be the first to leave one.